مسعود ده نمکی

"معراجیها" خاطرات من در گردان حمزه است

 

صبا: کارگردان سه‌گانه «اخراجی» اصلاً نیازی به معرفی ندارد، کسی که معتقد است بهترین خاطراتش در مجاورت با رفقای زمان جنگ و آن محیط عرفانی رقم خورده است. ده‌نمکی خاطرات خود از جنگ را در قالب فیلم‌هایش بیان کرده است، اول سراغ او رفتیم تا چند سؤال فانتزی از او بپرسیم و به بهانه همزمانی این گفتگو با پخش سریال «معراجی‌ها» به این سریال و گپ درباره آن هم پرداختیم.
آقای ده‌نمکی شما چه سالی به جبهه رفتید و چه مدت در آنجا ماندید؟ 
من سال 64 به جبهه رفتم و تا انتهای جنگ حضور داشتم.
حضور شما به عنوان رزمنده در کدام مناطق عملیاتی بود؟ 
هم غرب بودم و هم جنوب، اما بیشتر منطقه عملیاتی جنوب.
از بین هنرمندانی که امروز در سینما فعالیت دارند، کسی را می‌دیدید؟ 
فقط آقای نوروزبیگی در گردان ما بود.
حدود 4 سال جبهه بودید، سخت‌ترین روز این مدت چه روزی بود؟ 
یکی از سخت‌ترین روزهای جنگ ایران علیه عراق در طول 8 سال را اگر بخواهیم خلاصه کنیم، در شلمچه و عملیات کربلای5 به وقوع پیوست که من لحظاتی از آن روز را در «معراجی‌ها» نشان دادم.
چرا آن روز‌ها، از دید شما تلخ‌ترین ایام جنگ بود؟ 
در آن عملیات، تمام ماشین جنگی عراق روی یک منطقه جغرافیایی محدود متمرکز شده بود ضمن این‌که عملیات، یک جور زورآزمایی نهایی محسوب می‌شد. حجم آتش و شهدایی که داشتیم سبب شد لحظاتی خلق شود که در طول جنگ کم نظیر بود.
اگر قرار باشد فقط یک فیلم نام ببرید که با تماشای آن احساس کنید حال و هوای روزهای جبهه و جنگ در شما غلیان کرده، آن فیلم کدام است؟ 
به غیر از «معراجی‌ها» که خاطرات مستقیم خودم از جنگ است، «دیده‌بان» آقای حاتمی‌کیا، وضوحش به آن روز‌ها خیلی نزدیک است.
بهترین خاطره شما از دوران جبهه چه بوده است؟ 
تمام روزهای جنگ برایم از بهترین روزهای عمرم است، حضور و نفس کشیدن و بودن با آن آدم‌ها، بهترین روز‌ها را برایم رقم زد که همه خاطراتش با آن آدم و زندگی کردن در آن مدینه فاضله که آدم‌ها خلق کرده بودند در زندگی جزو بهترین ایام است.
اگر باز هم جنگی علیه کشورمان آغاز شود شما برای دفاع حاضر می‌شوید؟ 
آن موقع هم ما برای جنگ نرفته بودیم، برای دفاع رفته بودیم. الان هم هر کسی که به کشور و انقلاب، چشم طمع داشته باشد حتماً دفاع می‌کنیم. فکر می‌کنم برای من دفاع تمام نشده است. بعد از قبول قطعنامه، شاید یک دوره فترت چند ماهه داشتیم ولی برای من یکی، جنگ تمام نشد بلکه سخت‌تر هم شد یعنی اگر در آن دهه اسلحه دستم بود و می‌بایست از کشور و انقلاب دفاع می‌کردم بلافاصله آن اسلحه تبدیل به قلم و انتشار نشریه در طول ده سال شد. در دهه هفتاد قلم دستم بود و دهه هشتاد دوربین دستم گرفتم، چه بسا که کار الان سخت‌تر از آن دوران است.
عجیب‌ترین آدمی که در طول حضورتان در جبهه با او برخورد کردید چه کسی بود؟ 
فکر می‌کنم عجیب‌ترین آدم‌ها، فرماندهانی بودند که بالای سر ما بودند. شخصیت الان ما متأثر از آن آدم‌هاست و الان هم بعضی از آن‌ها هستند، مثل حاج امینی که فرمانده گردان حمزه بود. در طول چند سال، هیچ کس اصلاً ندید این آدم با سوت خمپاره بخیزد. ترس، هیچ وقت در چهره او دیده نشد. الان هم بازنشسته شده و زنده است و فقط بین مردم زندگی می‌کند و کسی او را نمی‌شناسد، اما یکی از قهرمانان جنگ ماست. من به نوعی سعی کردم شجاعت را از این آدم داشته باشم.
چقدر از خاطراتتان در فیلم‌هایتان بهره گرفتید؟ 
خاطراتم از جنگ، فیلم‌هایم هستند. تأکید می‌کنم که «اخراجی‌ها»، خاطرات من از گردان سلمان است و «معراجی‌ها» هم خاطرات خودم از کارهایی که در گردان حمزه دیده بودم.
حرف اصلی سریال «معراجی‌ها» چیست؟ 
 حرف اصلی سریال معرفی نسل گذشته به نسل امروز، پاسخ به بعضی از شبهات که برخی رسانه‌ها درباره جنگ و ضد جنگ مطرح کردند و همینطور احترام به رزمنده‌هاست.
با توجه به این‌که شما سرپرست نویسندگان هستید طرح اولیه سریال با فیلم فعلی چقدر تفاوت دارد؟ 
 طرح کلی و چارچوب‌‌ همان است که به شبکه ارائه دادیم، اما در نوشتن فیلمنامه ایده‌هایی را اضافه کردیم و همینطور برخی دیالوگ‌ها سرصحنه تغییر کرد.
برای ساخت سریال «معراجی‌ها» چه تدابیری اندیشیدید تا این مجموعه با مجموعه‌هایی که در ژانر دفاع مقدس ساخته می‌شود، تفاوت داشته باشد؟ 
آن چیزی که شما در فیلم سینمایی «معراجی‌ها» دیدید فضای جدیدی بود و این مسئله در سریال «معراجی‌ها» بسیار بیشتر است، مثلاً صحنه‌های تصویربرداری کاری بسیار چشم‌نواز است. سکانس‌های زیادی داریم که با 8 دوربین تصویربرداری شده و از نظر تکنیک بی‌نظیر است.
چرا با توجه به این‌که فیلم سینمایی «معراجی‌ها» تماماً مربوط به دوران جنگ و سریال «معراجی‌ها» مربوط به سال‌های بعد از جنگ است، اسم مشترکی برای این دو ساخته‌ انتخاب کرده‌اید؟ 
سریال «معراجی‌ها» به نوعی تداوم سرنوشت شخصیت‌هایی است که در نسخه سینمایی آن دیدیم این‌که مخاطب بداند در زمان جنگ چه اتفاقی برای آن‌ها افتاد و چه سرنوشت تلخی داشتند برایم مهم بود. در واقع ما در نسخه سینمایی شخصیت‌هایی را معرفی کردیم که مردم با آن‌ها همذات‌پنداری کردند و در این سریال باز‌‌ همان شخصیت‌ها را می‌بینیم که سال‌ها بعد از جنگ چطور زندگی می‌کنند و چطور با آن‌ها رفتار شده است.
به نظر شما زمان پخشی که برای این سریال در نظر گرفته شده مناسب است، ترجیح نمی‌دادید در مناسبت‌های خاص که تلویزیون بیننده بیشتری دارد، این سریال پخش شود؟ 
وقتی فیلم سینمایی «معراجی‌ها» اکران شد، زمستان و زمان رکود سینما بود و خیلی‌ها می‌گفتند بهتر است نوروز اکران شود تا دیده شود اما شما دیدید این فیلم تأثیر خود را گذاشت و میلیون‌ها نفر در سینما آن را دیدند و پسندیدند و با قهرمان‌هایش همراهی کردند. مطمئناً سریال آن هم مخاطب میلیونی خواهد داشت به ویژه این‌که بیننده تلویزیون با فراغ بال می‌تواند بنشیند و سریال را تماشا کند، به نظر من سریال «معراجی‌ها» می‌تواند مثل نسخه سینمایی‌اش مردم را با خود همراه کند.

مدیران شبکه بیشتر روی چه مواردی حساسیت داشتند؟ 
مسئولان شبکه می‌دانستند من برای سرگرمی فیلم و سریال نمی‌سازم و «معراجی‌ها» حتماً حرفی دارد و مضمونی دارد که ایجاد حساسیت می‌کند و با من همکاری کردند که امیدوارم در زمان پخش هم این همکاری ادامه داشته باشد و سریال دچار آسیب نشود و خاطره خوشی از همکاری من با تلویزیون باقی بگذارند.
با توجه به فعالیت شما در سینما و تلویزیون بیشتر خودتان را کارگردان سینما می‌دانید یا تلویزیون؟ نظرتان درباره این دو مدیوم چیست؟ 
کارگردانی در هر دو بخش کارکرد خاص خود را دارد. درست است که این دومین سریال من است که برای تلویزیون ساخته‌ام، اما هرکدام مخاطب خود را دارد. در واقع هرکس حرفی داشته باشد دنبال گوشی می‌گردد برای شنیده شدن و فرقی نمی‌کند مخاطبش سینما باشد یا تلویزیون.
چه کارهایی کردید که «معراجی‌ها» با مجموعه‌های دیگری که در ژانر جنگی ساخته می‌شود تفاوت داشته باشد؟ 
یکی از تفاوت‌ها در تعداد زیاد بازیگران قدیمی و جدید است. شما در این سریال گروه زیادی از بازیگران طنز را می‌بینید که در خدمت یک مضمون ایدئولوژیک هستند و کار در عین طنز بودن تراژدی بالایی دارد. از طرفی دیگر نوع چینش و تنظیم هنرور‌ها و لوکیشن‌ها و غیره به گونه‌ای است که سطح کار را از یک سریال الف معمولی بالا‌تر می‌برد. جلوه‌های ویژه جنگ و همینطور مضمون فیلم و جسارتی که در بیان نقد در آن به کار رفته از تفاوت‌های مهم این سریال است.
و در آخر «معراجی‌های2» را هم می‌سازید؟ 
نه، چون پیامی که در سریال به مخاطب می‌دهیم کامل است و نیازی به نسخه دوم ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 17:11  توسط مسعود ده نمکی  | 

نگاه اشتباهی به مسعود ده‌نمکی داشتم / "معراجی‌ها" واقعیت‌های اجتماعی را به زیبایی مطرح کرد

بازیگر سریال "معراجی‌ها" گفت: متاسفانه نگاه غلطی به مسعود ده‌نمکی داشتم اما او فردی خلاق و باتجربه است.

"محمود عزیزی" بازیگر مجموعه "معراجی‌ها" در گفتگو با خبرنگار رادیو وتلویزیون باشگاه خبرنگاران؛ با اشاره به نقش و فیلمنامه این اثر، گفت: با پیشنهاد نقشی در "معراجی ها" و با خواندن فیلمنامه تصمیم گرفتم کاراکتر مسئول دانشکده را بازی کنم. 

وی افزود: معتقدم نوع نگاه و نقد اجتماعی "معراجی ها" در بیان واقعیت حاکم بر جامعه در حوزه آموزش عالی، قابل توجه است. 

عزیزی تصریح کرد: واقعیت امر  این است در این سریال بسیاری از واقعیت‌ها و مشکلات مطرح شده که می‌توان برای رسیدن به راه درست، آنها را تصحیح کرد و همین مسئله برای من جذاب است. 

این بازیگر کشورمان ادامه داد: بنا بر دلایل فوق این کاراکتر برایم بسیار جذاب بود و تمام سعی خود را کردم تا قد و قواره چنین نقشی را درآورم. 

عزیزی درباره جذابیت نقش و سکانس‌های معراجی‌ها اظهار داشت: "معراجی ها" واقعیت های اجتماعی را به زیبایی مطرح کرد و با توجه به مدت زمان فشرده کار، برای نقش مورد نظر انرژی گذاشتم. 

وی درباره طنز یا کمدی بودن نقش خود ابراز داشت: نقش من دستمایه طنز می‌شود و با وجود جدی بودن در شرایط متفاوت،‌ از دید یک نگاه معمولی برای مخاطب ایجاد خنده و لحظاتی شاد را به همراه خواهد داشت. 

عزیزی در خصوص واژه‌ای به کار رفته در شخصیت‌های معراجی ها،‌ گفت: در "معراجی ها" بسیاری از واژه‌ها که ارزش ملی داشته و الان کمرنگ‌تر شده، در قالب شخصیت‌های نمایشی مطرح کرده و به روایت قصه‌ می‌پردازد و این کار برای من خیلی جذاب است. 

بازیگر سریال "ستایش" در خصوص این مسئله که چقدر مسعود ده‌نمکی با او مشورت داشته است،‌ اظهار داشت: فکر می‌کنم "ده نمکی" اشراف کامل به متن را داشته و هر جا او لازم دانست به هنرمندان امکان ادای جملات و ساختن موقعیت را می‌داد و من به عنوان اولین تجربه کاری‌ام نسبت او موضع‌گیری غلطی را داشتم متاسفانه همه چیز شکل سیاسی به خود گرفته و آدم‌ها دچار سیاست زدگی می‌شوند. 

عزیزی تصریح کرد: گروه‌های مختلف در همه جا با یک هدف مشترک به فعالیت می‌پردازند و فقط ابزار بیان و کارشان متفاوت است. 

وی افزود: من فکر می‌کنم "مسعود ده‌نمکی" با چهارچوبی خاص به عنوان خالق یک اثر توانایی بیان بسیاری از اتفاقات را دارد و برای شخص من معیار،‌ فروش فیلم‌های او نبوده، بلکه تجربه شخصی او مهم است. 

این هنرمند کشورمان اظهار داشت: در معراجی‌ها جوانان از جوش و خروشی برخوردار هستند و با به وجود آمدن درگیری‌ها رئیس دانشگاه شانه از انجام مسئولیت‌هایش خالی کرده که همه این اتفاقات دل آدم را تکان می‌دهد. 

عزیزی با اشاره به جسارت کارگردانی مبنی بر سپردن نقش‌های طنز به وی،‌ گفت: متاسفانه برای دادن نقش‌ها به یکدیگر صحبت از شان و اندازه آدم ها به میان می‌آید و هنوز کارگردانی این جسارت را نکرده که نقش طنزی را به من بسپارد و در سینما هم هنوز این اتفاق نیفتاده است. 

وی ادامه داد: برای یک معمار ساختن چند طبقه جزء هنر و وظایف کاری او محسوب می‌شود و برای یک بازیگر هم ایفای نقش در هر کاراکتری باید اتفاق بیفتد. 

عزیزی در خصوص فعالیت کنونی‌اش، خاطرنشان کرد: مدتهاست پیشنهادی را برای بازی در پروژه‌ای نداشته ام و امیدوارم پیشنهاد خوبی بشود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 16:35  توسط مسعود ده نمکی  | 

رگ خواب مخاطب دست ده‌نمکی است

 
 
لاله صبوری توضیحاتی درباره حضور در سریال «معراجی‌ها» داد، از مشکلات تصمیم‌گیری برای ایفای نقش با وجود کامل نبودن فیلمنامه‌ها سخن گفت و علت کم‌کاری‌اش را نیز توضیح داد. 

لاله صبوری بازیگر تلویزیون در گفتگو با خبرنگار مهر درباره ایفای نقش لیلا همسر یک رزمنده مفقودالاثر در سریال «معراجی‌ها» اظهار کرد: گرچه این نقش کم و بیش در سریال حضور دارد، اما یکی از شخصیت‌های مهم سریال است و جای ویژه‌ای دارد. ضمن اینکه این اثر دارای فیلمنامه خوبی است و قصه زیبایی را روایت می‌کند. علاوه بر این مسعود ده نمکی همیشه نشان داده که در جذب مخاطب موفق است یعنی او همیشه رگ خواب مخاطب را می‌شناسد.

وی درباره دست گذاشتن روی موضوع دفاع مقدس از زاویه طنز گفت: می‌خواهم به تجربه‌ای برگردم که همه به خاطر داریم؛ فیلم‌هایی مثل «لیلی با من است» که خیلی زود توانستند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. گرچه مردم ما شاید گاهی به شعار و یا حزن و اندوه علاقه پیدا می‌کنند چون بیان حماسه‌ای که به شهید شدن تعداد زیادی از جوان‌های مملکت ما ختم شده است، بیانی نیست که بخواهد خیلی شاد باشد و قاعدتا ماجرایی حزن انگیز است.

آثار دفاع مقدسی چندان نباید با حزن آمیخته شوند

این بازیگر تصریح کرد: البته بیان کردن قصه قهرمانی‌های جوان‌های مملکت وقتی که زیادی با حزن و اندوه و گریه و ناراحتی آمیخته شود، آن دلاوری‌ها رنگ و بوی اندوه می‌گیرد و برخی از آثار در این ژانر نتوانسته‌اند خوب عمل کنند و کار فاخری نشده‌اند اما به اعتقاد من اگر کاری در عین داشتن لحظه‌های ناب، بالانس خود را نیز حفظ کند، می‌تواند موفق باشد.

صبوری درباره حضور کمرنگش در تلویزیون توضیح داد: من خیلی درگیر زندگی‌ام هستم و وقتی وارد حرفه بازیگری شدم دو فرزند داشتم. یعنی همیشه آدم بی دغدغه و تنهایی که بخواهد هر کاری انجام دهد نیستم. دوم اینکه اصولا هم وسواس دارم و بعضی وقتها انتخاب‌هایم اشتباه بوده است اما کلا هر کاری که به من پیشنهاد شود آدم آسان گیری نیستم که بگویم می‌آیم.

http://www.mehrnews.com/detail/News/2379798

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 11:16  توسط مسعود ده نمکی  | 

ده‌نمکی «رسوایی ۲» را آبان‌ماه کلید می‌زند

 
 
 
 
 
 به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، مسعود ده‌نمکی کارگردان سینمای ایران قصد دارد پس از اتمام پخش سریال معراجی‌ها از شبکه اول سیما جدیدترین اثر خود تحت عنوان «رسوایی2» را در قالب یک اثر سینمایی بسازد این در حالی است که پروانه ساخت فیلم سینمایی «رسوایی2» روز گذشته از سوی شورای پروانه ساخت سازمان سینمایی صادر شده است.

مسعود ده‌نمکی «رسوایی 2»‌ را آبان‌ماه در لوکیشن‌ تهران مقابل دوربین خواهد برد و این در حالی است که تاکنون تیم بازیگران و عوامل فنی این فیلم مشخص نشده است.

براساس این گزارش «رسوایی2» در یک شهر فرضی اتفاق می‌افتد و یک داستان اجتماعی را دنبال می‌کند که در طی آن یک داستان تخیلی به وجود می‌آید. علت انتخاب نام «رسوایی 2» برای این اثر سینمایی به خاطر مضمون عرفانی فیلم «رسوایی 1» است نه به خاطر بازیگران آن.

نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی این اثر سینمایی را مسعود ده‌نمکی برعهده دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 16:48  توسط مسعود ده نمکی  | 

شبه خاطرات 177/ با این نیروها خوب شد که جنگ تمام شد! دنبال یک گلوله سرگردان بودم

 

نیم ساعتی که از توزیع برگه‌های نظرسنجی گذشت برگه‌ها را جمع کردم. با خواندن تک تک برگه‌ها حالم بیشتر گرفته ‌شد. عرق سردی بر پیشانی‌ام نشست. تازه متوجه شدم انگار دیگر به پایان راهی که منتظرش نبودیم رسیده ایم. نامه‌‌هایی که خیلی از آنها، بوی معنویت نمی‌داد. اعتراض برخی از افراد به برگزاری زیارت عاشورا، بعد از نماز صبح، بیشتر از همه مرا نا امید کرد. نویسندة اعتراض، معتقد بودکه بعد از نماز صبح باید نیروها در اختیار خودشان باشند و هر کسی که می‌خواهد بخوابد و زیارت عاشورا در چادر خوانده نشود. برخی دیگر نوشته بودند چرا در چادر فلان دسته یا گروهان کمپوت گیلاس می‌دهند به ما کمپوت سیب؟!

و یا اینکه چرا مسئول گروهان‌های دیگر برای گرفتن امکانات بیشتر با مسئولین مافوق درگیر می‌شدند ولی شما نه؟!

فاصله بین نگاه‌های این نیروهای تازه وارد با نیروهای سالهای 65 و 64 و قبل‌تر، از زمین تا آسمان بود. ولی این اعتراضات و تفاوت‌ها دلیل نمی‌شد که از آنها حلالیت نخواهم. می‌خواستم همان چیزی را که از اولین مسئول دسته‌مان یاد گرفته بودم اینجا عملی کنم. خودم را به هیچ وجه برتر از آنها نمی‌دانستم به هر حال آنها هم‌رزمنده بودند. با خودم می‌گفتم هر چه باشد اینها از آدم‌هایی که از کنج  خانه‌هایشان در طول این هشت سال تکان نخورده بودند بهتر هستند.

اینها هر چه هستند از کسانی که به کنج حجره‌های درس در حوزه‌ها و کرسی‌های دانشگاه‌ها چسبیده و جهاد در راه خدا و کشورشان را فراموش کرده بودند بهتر هستند. هر چه بودند از آنهایی که بچه‌هایشان را از ترس جنگ و جبهه و سربازی به خارج فرستاده بودند بهتر هستند. شروع کردم به بوسیدن پوتین پای تک‌تک آنها. اما اینجا کسی مثل بچه‌های نسل ما گریه نمی‌کرد. شاید معنی این کار را نمی‌فهمیدند. تازه باور کردم که دیگر کار جنگ تمام است با این نیروها دیگر نمی‌شود کربلای پنج و خیبر خلق کرد.

زمزمه شروع آتش‌بس در تاریخ 26 مرداد به گوش می‌رسید.  اخبار رادیو مدام روی این تاریخ تأکید می‌کرد. تا اینکه26 مرداد و روز آتش‌بس فرا رسید.  چند وقت بعد از آن به مرور لشگرها شروع به مرخص کردن نیروهای خود کردند و فقط گردان مالک اشتر و یکی دو گردان دیگر مأمور شدند تا برای احتیاط به خطوط پدافندی جنوب اعزام شوند. گردان‌ ما هم  به همه نیروهایش تسویه حساب داده و آنها را مرخص کرد. چادرها را جمع کردیم و از غرب عازم پادگان دوکوهه شدیم.

دوکوهه را هیچ وقت تا این حد غریب و تنها ندیده بودم. در ساختمان‌های خالی گردان‌ها قدم می‌زدم و به در و دیوار نگاه می‌کردم. بغض داشت خفه‌ام می‌کرد چاره‌ای نبود برای اینکه خفه نشوم بلند زار زدم و شروع به کوبیدن سرم به در و دیوار کردم. به خودم که آمدم بی‌حال گوشه یکی از اتاق‌ها افتاده بودم. روی دیوار اتاق نوشته‌ها و کنده‌کاری‌های اسامی بچه‌هایی که خیلی از آنها شهید شده ‌بودند را می‌خواندم. محمدرضا تعقلی، امیر صحی، عباس نظری و ...خیلی از آنها را می‌شناختم. کسانی این یادگاری‌ها و اشعار و اسامی را نوشته بودند که می‌دانستند ممکن  است هیچگاه دیگر به این اتاق‌ها برنگردند. دوستانی که از برادر به هم نزدیک‌تر بودیم و ای خدای من  حالا باید برگردم تهران چه بکنم. زندگی نکنم؟!

کارمند شوم و صبح به صبح کارت بزنم. و پیر شوم و در رخت‌خواب بمیرم؟!

صدای اذان در پادگان خالی دوکوهه پیچید.

دیگر موقع غروب و اذان حیسنیة حاج همت پر نمی شد و فقط چند ردیف نیروهای وظیفه و انگشت شماری  پیرمرد تدارکاتی در صفوف نماز دیده می‌شدند. چاره‌ای نبود خودم را باید به خط می‌رساندم. شاید تیری، گلوله‌ای، ترکشی، بمب یا مین خنثی نشده‌ای کارم را می‌ساخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 15:46  توسط مسعود ده نمکی  | 

سریال معراجی‌ها خطر تحریف دفاع مقدس را به مخاطبان هشدار می‌دهد

 

روحانی جانباز:

سریال معراجی‌ها خطر تحریف دفاع مقدس را به مخاطبان هشدار می‌دهدخبرگزاری رسا ـ محقق حوزوی و جانباز جنگ تحمیلی گفت: سریال معراجی‏ها سند زنده از کسانی است که در فکر شیطانی‌شان می‏خواهند دفاع مقدس ما را در ذهن جوانان ما در دانشگاه کم رنگ کنند و این به امید خدا نشدنی خواهد بود.

حجت الاسلام حمیدرضا کشاورز محمدیان، محقق حوزوی و جانباز جنگ تحمیلی در گفت‏وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، تبیین جایگاه دفاع مقدس در جامعه را مهم دانست و گفت: در کشورهای دیگر مشاهده می‏کنیم که آنها دفاع نداشتند بلکه تجاوز داشتند و در این تجاوزات از بین رفته‏اند اما در شهر و کشور خودشان یک جایگاه خاصی دارند در میدانی در مرکز شهر سرباز گمنامی دارند و بزرگان کشورهای دیگر در آنجا حضور یافته و از آنها تقدیر می‏کنند در صورتی که هیچ ارزشی ندارند با توجه به این‏که تجاوز کرده بودند.

 

وی با اشاره به معنای دفاع مقدس و ارزش آن گفت: همان گونه که از معنای دفاع مقدس برداشت می‏شود که دفاع ما دفاع مقدسی بود یعنی با توسل به اهل‏بیت(ع) و با توکل به خدا انجام گرفت و ما را به پیروزی رساند.

مححقق حوزه علمیه ابراز داشت: با توجه به این‏که در کشور ما در حال حاضر چه از جنبه دفاعی و چه از جنبه علمی و تسلیحاتی در رتبه بالایی جا داریم اما در زمان جنگ ما به هیچ چیز دسترسی نداشتیم و با دست خالی در مقابل دشمن ایستادگی می‏کردیم و این از اقتدار و مردانگی مردان بی‏ادعای ایران اسلامی بود.

جانباز جنگ تحمیلی تصریح کرد: سریال معراجی‏ها سند زنده از کسانی است که در فکر شیطانی‌شان می‏خواهند دفاع مقدس ما را در ذهن جوانان ما در دانشگاه کم رنگ کنند و این به امید خدا نشدنی خواهد بود.

وی با اشاره به فرموده امام خمینی(ره) گفت: جنگ ما جنگ آب و خاک نبود بلکه جنگ ما جنگ بین اسلام وکفر بود؛ دشمن این نظام نوپا را که می‏خواست از بین ببرد اما نتوانست به خواسته شوم خود برسد.

حجت الاسلام کشاورز با اشاره به جامعه ما به ویژه نسل جوان گفت: معمولا جوان‏ها به دنبال الگو هستند اما در الگوپذیری اشتباه می‏شود جوانی که می‏خواهد الگو بگیرد فوتبالیست یا خواننده یا بازیگر را الگو قرار می‏دهد اما توجه نمی‏کند که اگر در فوتبال می‏خواهد پیشرفت کند باید از فوتبال یک فوتبالیست الگو بگیرد، اما فرد در همه مسائل اعم از اخلاقی و اجتماعی الگو می‏گیرد و این باعث دوگانگی در جوان می‏شود.

جانباز جنگ تحمیلی تصریح کرد: از الگوهای مناسبی که باید در فرهنگ جامعه بسیار کار شود این است که از شهدا در زمینه الگوسازی در جامعه مخصوصا در بین جوانان نه تنها جنگ شهدا بلکه اخلاق شهدا را باید به جامعه معرفی کرد و شهدا مامور به انجام وظیفه و خدمت بودند از جمله افرادی که بسیار وظیفه شناسی را به اوج خود رساند چمران است که به خاطر خدمت به دین، از آمریکا با بهترین امکانات خداحافظی کرده و به جنوب لبنان سفر می‏کند.

وی با بیان این‏که در جنگ تحمیلی مدیون روحانیت بودیم، اگر مشاهده می‏کنیم که در جبهه‏ها معنویت نقش ویژه‏ای داشت بخش عمد آن را مرهون روحانیت هستیم و وقتی که ایمان زیاد شود آنجا است که قرآن می‏فرماید 20 نفر در مقابل 200 نفر و این معنای ایمان واقعی به خداوند متعال است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 10:34  توسط مسعود ده نمکی  | 

از اخراجی ها تا معراجی ها، عروج یا سقوط

از اخراجی ها تا معراجی ها، عروج یا سقوط
بخش تعاملی الف - احسان قمری
 
اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.
 
ده نمکی را از زمان ساخت ویدیوهای فقر و فحشا می شناسیم. فیلم سازی که شاید دغدغه های دینی و مذاهبی او بسیار بیشتر از سایر جنبه های فیلم سازیش باشد. بعد از ساخت سه گانه اخراجی ها و اتفاقات و حوادث مرتبط با این فیلم ها ، وارد فضای بعد از جنگ و معراجی ها شد. اکنون، چند قسمت از سریال معراجی ها از طریق سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده که بیش از هر چیز بیانگر افول و نه معراج می باشد. از جنبه های فنی فیلم که بگذریم که لازم است از سوی منتقدان و اصحاب فن مورد مداقه قرار گیرد، آنچه مشهود است اطلاعات ناچیز و شاید ابتدایی دست اندرکاران تهیه فیلم و سریال، از شرایط حاکم بر دانشگاه ها و همچنین جامعه می باشد .

نتیجه این تغافل، ساخت فیلمی بی کیفیت، پر از اشتباه و در نهایت خوراندن دیدگاهی غلط از دانشگاه و دانشگاهی به مخاطب می باشد. در این فیلم ساده ترین شرایط و فضاهای دانشگاهی به غلط به گونه ای نمایش داده شده است که در پاره ای صحنه ها، بیننده از اینکه او را اینچنین نادان فرض کرده اند دچار یاس می شود. ای کاش آقای ده نمکی و دوستانش قدری به دانشگاه ها می رفتند و شرایط دانشگاه ها و مراکز اموزشی و ضوابط حاکم بر دانشگاه ها را می اموختند و بعد با چشم باز فیلم می ساختند. اگر سریال و فیلم معراجی ها ، یک فیلم طنز بود شاید اشتباهات موجود در فیلم را با دیده اغماض می نگریستیم ولی جدی بودن فیلم این شائبه را ایجاد می کند که شعور مخاطب مورد توهین قرار گرفته است. از کندی روند فیلم که بگذریم ( به نحوی که بعد از گذشت ۷ قسمت، هنوز اتفاق تازه ای نیفتاده است و انگار قرار است ماه ها این روند طی شود ) دانشگاه را به صورت دبستان و مدرسه فرض کردن، مساله ای است که با مشاهده چند لحظه از سریال به ذهن متبادر می شود.

۱- اصولا هر سریال و فیلمی که ساخته می شود باید شرایط روز جامعه را بیان کرده و فضایی قابل درک برای مخاطب فراهم کند. به عبارت دیگر فیلم یا سریال باید به گونه ای ساخته شود که بیانگر شرایط واقعی جامعه باشد.

۲- اصولا در ایران چیزی به نام دانشگاه خصوصی وجود ندارد، عنوانی که محل تحصیل تعدادی از دانشجویان هنر می باشد دانشگاه خصوصی ایرانیان می باشد.

۳- یکی از بخش های هر دانشگاه حراست می باشد که وظیفه برقراری نظم و امنیت داخلی دانشگاه را به عهده دارد. در صحنه ای از سریال، آبدارچی دفتر رییس دانشگاه با مراجعه به یکی از دانشجویان تجسمی ، از او می خواهد به دفتر رییس دانشگاه مراجعه کند در غیر این صورت نمره انضباط او را صفر خواهد داد و او را به کمیته انضباطی معرفی خواهد کرد. پیداست که سازندگان فیلم هیچ اطلاعی از ساختارهای اداری و اجرایی دانشگاه ها ندارند.

۴- در صحنه ای دیگر، رییس دانشگاه به همان دانشجو می گوید نامه بورس او را تایید کرده است. به هر حال هر کسی که پایش را هم به دانشگاه گذاشته باشد می داند که بورس ؛ ارتباطی به دانشگاه نداشته و یک روند فرا دانشگاهی است.

۵- نحوه برخورد دانشجویان با اساتید و بالعکس به گونه ای است که انسان به یاد مکتبخانه های قدیم می افتد. از پوشش دانشجویان که بگذریم، لودگی های دانشجوی به اصطلاح تشکلی ( با بازی امیر نوری ) آنقدر تهوع آور است که به نظر می رسد نویسنده محترم طنز را با هجو و هزل اشتباه گرفته و تصویری نادرست از دانشجویان مذهبی ارائه می کند.

۶- اصولا چگونه ممکن است دانشجویی با رتبه زیر صد و معدل الف، در یک دانشگاه خصوصی پذیرفته شود. این توجیهی است که معاون دانشگاه در پاسخ به ادعای سهمیه ای بودن یکی از دانشجویان تشکلی می دهد.

۷- اصولا در این دانشگاه، دانشجویان فقط به فکر اعتراض و اعتصاب بوده و به راحتی تجمع کرده و هرگونه که بخواهند افراد را مورد خطاب قرار می دهند و فضای درس و بحث به هیچ عنوان در دانشگاه حاکم نمی باشد.

نکته پایانی اینکه، با مشاهده سایر بخش های سریال نیز می توان نقدهای زیادی به آن وارد کرد و این نکته را به سازندگان فیلم یادآور شد که ارزش های اسلامی و دینی و ملی کشور را می توان با زبان شیواتری نیز بیان کرد تا بتوان مخاطب را تحت تاثیر قرار داده و او را به خود اورد. کاری که امثال ملاقلی پورها انجام دادند و حاتمی کیاها آن را ادامه می دهند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 10:26  توسط مسعود ده نمکی  | 

صحبت‌های "مسعود ده‌نمکی" در برنامه هفت

مجری ( گبرلو): قرار بود گزارشی که از مردم گرفته بودیم برای شما پخش شود، اما گفت‌وگویی که با برخی اهالی سینما و درواقع سینمای دفاع مقدس داشتیم، پخش شد که فرقی نمی‌کنه (و این بحث) به نظرم این خیلی مهم‌تر و اساسی‌تر هست. نکتۀ مهم این است که ما داریم بستری را فراهم می‌کنیم که همه بتوانند به سال‌های دفاع مقدس بپردازند و بتوانند از این گنجینۀ بزرگ داستان‌ها و قصه‌های خودشان را روایت کنند و برای مردم فیلم خوب قصه‌های خوب داشته باشند که هم‌جنبۀ سرگرمی داشته باشد و هم دفاع مقدس را روایت کند که مردم چه تجربه‌هایی را به دست آوردند و مظلومیتی در مردم را هم بتوانند خوب تبیین و بیان کنند، اما نکتۀ آن این است که فیلم‌سازها نمی‌توانند در این فضا کنار هم باشند که بتوانند خوب آن دوران را درک کنند بتوانند خوب بفهمند که آن سال‌ها چه گذشت و چه اتفاقاتی رخ داد و چه کسانی واقعاً بودند که توانستند این سال‌ها را به جلو ببرند و بتوانند مقاومت کنند و این سرزمین را نجات دهند، اینجا وظیفۀ هنرمند و یک فیلم‌ساز بسیار مهم و حیاتی است بهتر است برخی فیلم‌سازان که در مجامعی سخنی می‌گویند و حرفی می‌زنند، تحقیق و پژوهشی هم بکنند. حداقل از میان کوچه‌های خیابان‌های خودشان هم رد می‌شوند خیلی از واقعیت‌های آن سال‌های دفاع مقدس را درک می‌کنند. حالا آماده شویم برای گفت‌وگو با فیلم‌ساز مردمی سینمای ایران، آقای مسعود ده‌نمکی.

گوینده: مسعود ده‌نمکی، ،روزنامه‌نگار و فیلم‌ساز سینمای ایران است. او نزدیک به یک دهه است که برای دفاع از آرمان‌ها و عقایدش ابزار سینما را جایگزین فعالیت مطبوعاتی کرده است. او پس از سال‌ها نقادی در حوزۀ سیاست و فرهنگ با مستند جنجالی فقر و فحشا وارد عرصۀ فیلم‌سازی شد و سپس مستند کدام استقلال کدام پرسپولیس را ساخت. در دهۀ هشتاد بود که مسعود ده‌نمکی با اخراجی‌ها وارد فضای حرفه‌ای سینمای ایران شد. فیلمی که با شور جنجالی‌اش دربارۀ دفاع مقدس و طنز موقعیتش درباره افراد عادی و طردشده‌ای که راهی جبهه‌ها می‌شدند، توانست به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های بعد از انقلاب بدل شود و نام ده‌نمکی را بر سر زبان‌ها بیاندازد. او پس از آن اخراجی‌ها را تا قسمت سوم ادامه داد و حالا نام ده‌نمکی بود که سبب می‌شد فیلم‌های او هر سال رکوردشکن شوند. ده‌نمکی در آغاز دهۀ نود فعالیت سینمایی‌اش را با دو فیلم رسوایی و معراجی‌ها ادامه داد و با نگاه متفاوتی به عرفان و روحانیت، اجتماع دفاع مقدس و سیاست مردم را به سینماها کشاند. او هر بار موفقیت پیشین خود در جذب مخاطب تکرار کرد تا نشان دهد با برخورداری از نگاه مردمی هم می‌توان در صف دکه‌های مطبوعات به جذب مخاطب پرداخت و هم هم در گیشه‌های سینما.

مجری،  گبرلو: آقای مسعود ده‌نمکی، کارگردان 45 سالۀ سینمای ایران امشب مهمان هفته هست: آقای ده‌نمکی سلام، شب شما بخیر.

ده‌نمکی: سلام عرض می‌کنم خدمت شما و مردم خوب و همکارانتون.

 گبرلو: تبریک می‌گم، در مراسم اختتامیه جایزه ویژه را برای معراجی‌ها دریافت کردید.

 ده‌نمکی: سعی می‌کنم کمتر در موردش صحبت کنم.

 گبرلو: نمی‌خواهید در موردش صحبت کنید.

 ده‌نمکی: به هر حال آن بخش از نگاه من به جشنواره‌ها نیست. من فکر می‌کردم دفاع مقدس فرق می‌کند، ولی دیدم خیلی فرق نمی‌کند.

 گبرلو: مسعود ده‌نمکی مسیری را در سینمای ایران ایجاد کرد که همه درباره‌اش بحث و صحبت می‌کنند و آن این است که آقای مسعود ده‌نمکی با مضامین دفاع مقدس که سال‌های سال در این کشور اتفاق افتاد و بعد سال‌های سال است که از آن می‌گذرد و فیلم‌سازها سعی کردند وارد آن حوزه بشوند، اما همیشه با تماشاگر اندک روبه‌رو بودند، اما این بار آقای مسعود ده‌نمکی با چند فیلم سینمایی و می‌توانم بگویم از اولین اثر سینمایی خودش، موجی از مردم را به داخل سینما برد، می‌شود گفت که مسعود ده‌نمکی،  فیلم‌سازی است که مردم را به سینما برد. به ‌طور واقعی چه رازی در درون مسعود ده‌نمکی وجود دارد که توانست این کار را انجام دهد و مردم را به سینمای دفاع مقدس بیاورد؟

ده‌نمکی: حقیقتش من اگر بخواهم واقعیت امر را بگویم و طفره نروم، این است که لطف خدا بوده؛ یعنی من خودم نگاه کارشناسی به این قصه ندارم. شاید امروز در جشنواره هم نکته‌ای را گفتم: که آقای حاتمی‌کیا در این برنامه یا در جای دیگری گفت: به جای اینکه این همه تخطئه کنید و نادیده بگیرید در داوری‌ها و غیره، از این حرف‌ها و هر دفعه حاشیه‌ای بتراشید، ببینید چرا این اتفاق می‌افتد، بالاخره تصادف یک بار اتفاق می‌افتد. در سینما اتفاق می‌افتد، در طنز اتفاق می‌افتد، در جدّی نباید اتفاق بیافتد، پس چرا در رسوایی دوباره می‌افتد، یک بخش آن برمی‌گردد به هرحال به اینکه خدا نگاه می‌کنه به اینکه ما غیریبیم و تعز من تشاء و تذل من تشاء وقتی این آدم کسی را جز خودش ندارد، سعی می‌کند آن خلأ را پر کند، حالا بعضی مواقع هست که فکر می‌کنم آن خلأها و آن نادیده‌ها و ناگفته‌ها و ظرافت‌هایی که فکر می‌‌کنم برای مخاطب احترام قائل شده است. دلیل بر این می‌شود که اثر پرمخاطب شود که این خود شاخصه‌های مختلف دارد و یکی بالاخره حرف زمان را داشت، مرد زمان خویشتن بودن هست. بعضی از حرف‌ها هست که بعضی از فیلم‌سازها می‌زنند و چند سال بعد یا وقتی پایش باز شد، دیگران می‌زنند: مثلاً معتقدم اخراجی‌ها حرف نویی داشت. برخی معتقدند که دنباله‌رو یک فیلم طنز بود من می‌گویم اگر قرار بود این اتفاق بیفتد، این جریان‌سازی و این استقبال شگرف چندین میلیونی هم همان موقع می‌افتاد. من این فیلم را نفی نمی‌کنم. من منظورم این است که این برای خودش یک فیلم است و آن یک فیلم دیگر.

در این زمان و اینکه حرفی بزنیم که برآمده از واقعیت‌ها باشد نه تخیلات، به نظر من باز این هم مؤثر هست؛ یعنی جذابیت باید جزء ویژگی‌های سینما باشد و نمی‌شود یک طرفه به معادله نگاه کرد و ما فیلم را بسازیم اگر مردم دوست داشتند، می‌بینند و دوست نداشتند، نمی‌بینند من اساساً معتقدم تعریف سینما براساس مباحث آکادمیک به سینما، رسانه و هنر هست؛ یعنی باب هنر همان تکنیکال فیلم هست و رسانه این است که اگر شما فیلم را بسازید و مخاطب نداشته باشد، این سینما نیست و چیز دیگری هست. باید نگاه گلخانه‌ای داشته باشد و اینها همه با هم و در خدمت همدیگر هست که یک فیلم را پرمخاطب یا فیلمی را تبدیل به سینما می‌کند. اصلاً من بخشی از این اتفاق را زده نشدن حرف‌هایی می‌دانم که مردم از واقعیت‌های اجتماعی دفاع مقدس می‌دانستند، ولی سینما به سمتش نمی‌رفت که این هم به این برمی‌گردد که به هرحال زاویۀ ورود هرکس به قصه متفاوت است.

 گبرلو: گفتید که احترام به مردم و مخاطب و مرز سینما، بحثی هم سر فیلم‌های شما می‌شود که مخالفین مطرح می‌کنند و موافقین دفاع می‌کنند. مرز احترام به مردم در سینما کجاست؟ بگذارید رک و صریح بگویم برخی می‌گویند که آقای ده‌نمکی با یکسری سوژه‌ها و مضامینی آمده مردم را جذب کرده که هر فیلم‌سازی اگر بخواهد در این حوزه‌ها وارد شود، می‌تواند این کار را بکند و مردم هم می‌آیند. آیا واقعاً این است؟ آیا واقعاً شما مردم را تشویق می‌کنید به سمت برخی فیلم‌های قبل از انقلاب که حالا هیچ قسمتی این‌گونه نیست، ولی نظراتی است که من می‌شنوم.

 ده‌نمکی: خود دوستانی هم که این حرف‌ها را می‌زنند و پشت این میز به عنوان باصطلاح منتقد مثبت به فیلم قرار می‌گیرند، سریع پشت مخاطب و پرفروش بودن فیلم سنگر می‌گیرند. چطور در جاهایی که فیلم ایده‌آل آنها مخاطب داشته باشد، مخاطب باصطلاح عوام نیست و مخاطب فهیم ایرانی است که فیلم را می‌فهمد، حتی اگر داوران نفهمند و به دیگران که می‌رسد، عامه‌پسند می‌شود. فیلم‌سازهای ما آرزویشان این است که فیلم‌هایشان پرمخاطب باشد و یکی از فیلم‌سازهای درجه اول این کشور است که بنده خدا علنی نمی‌گوید ولی می‌گوید که همه آرزویمان این است، ولی تو آمدی در اولین فیلمت این اتفاق افتاد و بعد در دومی و سومی و چهارمی و پنجمی هم ادامه پیدا کرد و این مسئله شده که چرا چنین اتفاقی شده من که نگاه دوستان را قبول ندارم، گرچه هر فیلم پرفروشی هم الزاماً فیلم خوبی نیست، اما مسئله این است که من فکر می‌کنم اینقدر مضامین مناسب و متعالی را می‌شود با زبان عامه‌پسند و عامه‌فهم مطرح کرد که وقتی مخاطب به سینما آمد، بفهمد که حرف می‌زنی، اتفاقاً هنر یعنی همین؛ مثلاً مثنوی در قالبی و با زبان طنز و بعد قصه، مفاهیم عالی و عرفانی را تبدیل به شعر می‌کند، حتی بعضی‌ جاها به خط قرمزهای کلامی هم نزدیک می‌شود، آیا شما می‌توانید بگویید که مولانا آدم بی‌سوادی است یا مثلاً فرپولیست هست یا غیره یا نه، امروز بسیاری از این مفاهیم بسیار فراخور فهم مخاطب درک می‌شود.

گبرلو: یعنی هنر سخنور یا هنرمند این است که با زبان خیلی ساده و روان، بسیاری از مفاهیم را بیان کند.

 ده‌نمکی: این هست که شما بتوانید لایه لایه حرف بزنید؛ یعنی بخشی از مخاطب و بخشی دیگر روا من توقع ندارم که همه، همۀ فیلم را ببینند و بفهمند، اما معتقدم که مردم خیلی از فیلم را می‌فهمند و من فکر می‌کنم دورۀ دعوا تمام شد؛ یعنی من حداقل دیگر با این دوستان جدل کلامی ندارم و نخواهم داشت. از این به بعد یعنی در اینجا هم که خدمت شما رسیدم، دنبال بحث ژورنالیستی نیستم و به آقای زین‌العابدینی و دوستان هم گفتم که در این برنامه واقعاً دنبال بحث‌های روزمره نیستم، ولی به هر حال چه درک کنند و چه درک نکنند، من در فیلم‌هایم سعی می‌کنم مفاهیم پیچیده را ساده‌سازی کنم و مطمئنم این دوستان اگر باصطلاح با نگاه فطری به فیلم نگاه کنند، هیچ‌وقت این حرف‌ها را نمی‌زنند، حالا چرا مردم می‌پسندند و اینها نمی‌پسندند، ...

چـون غرض آمـد هنـر پوشـیده شد

صد حجاب از دل به سوی دیده شد

اینها با حجاب فیلم را نگاه می‌کنند، با حجابی که جلوی چشمشان است و نسبت به کارگردان پیش‌داوری دارند و حتی نسبت به مضامینی که به آن نزدیک می‌شوند و متوجه نمی‌شوند، اما مخاطب گستردۀ ما، من مخاطب عام نمی‌گویم، مخاطب مردمی می‌گویم، که امروز ما 14 میلیون باصطلاح تحصیل‌کردۀ دانشگاهی داریم که اینها مخاطب عام نیستند. مخاطبی که شب‌های مدرن دنیا را می‌بیند، رسانه‌های مختلف را می‌بیند، دیگر ساده‌پسند نیست. اگر قرار بود نگاه ساده‌پسندی داشته باشد، برای فیلم‌های شانه تخم‌مرغی در سینما این اتفاق هم می‌افتاد، پس چرا نمی‌افتد. این نشان می‌دهد که مخاطب اتفاقاً مخاطب ساده‌پسند ، مخاطب دنبال این است که حرف جدیدی بزند و من سعی کردم هر دفعه حرف جدیدی بزنم، من خودم همیشه نگران خودم هستم. من در هر فیلم نگران فیلم بعدی هستم که آیا من دارم به تکرار خودم می‌افتم؛ مثلاً در اخراجی‌های 1 که بحث‌ آن گذشته، اگر این دوستان سوادش را داشتند و عرفان را می‌فهمیدند که نمادسازی آن در سینما و در رسانه‌ها چگونه است؛ مثلاً شخصیت مجید یک سالک هست و قرار است در مسیر سلوک بیافتد یا باصطلاح باید شیخی مثل میرزا و آن روحانی که با او به جبهه می‌آید، داشته باشد که این عرفان نظری یا عرفان عملی است که در زبان سینما می‌آید اینبار و دیگر نمی‌خواهد بیان کنید و آن را تبدیل به درام و داستان کنید، این آدم‌هایی که این حرف‌ها را می‌زنند، این حرف‌ها را نمی‌فهمند و نگاه حکمی به قصه ندارند، حالا چرا مردم می‌فهمند. پسر یکی از عرفای بزرگ به من می‌گفت که در مجلس بابام من می‌دیدم هم دکتر فلانی که حرف‌های فلورالیستی می‌زند، می‌آید و هم جناح رادیکال حزب‌اللهی می‌آیند. آنها پای حرف‌های بابام می‌نشستند، هم می‌خندید و هم گریه می‌کردند به بابام گفتم: بیرون و در روزنامه‌ها، همدیگر را باصطلاح قیمه قیمه می‌کنند، می‌گفت: من به جایی می‌برمشان که در آنجا دیگر دعوا نیست؛ یعنی حرف فطری با آنها می‌زنم. حالا چی می‌شد در سینما هم مخاطب بشدت مذهبی و هم مخاطب امروزی و جوان که می‌گویند دین‌گریز است و سینمای دفاع مقدس را قبول ندارد، چرا می‌آید در سینما و هم می‌خندد و هم گریه می‌کند و آن مفهوم را می‌فهمد و می‌آید بیرون و از دین دفاع می‌کند. من در رسوایی، بعد از 30 سال بعد از انقلاب من نیامدم فیلم آخوند سکولار بسازم که در خانه فقط بچه‌اش را تیمار می‌کند و به مردم کاری ندارد و فقط زندگی خودش را نگه داشته. من آخوندی را آوردم که درگیر مسائل اجتماعی است، آخوندی است که به مردم کار دارد، به فقر مردم، به کوچۀ مردم، به مردمی که به خاطر فقر و نداری در آستانۀ گناه می‌افتند و او می‌آید آبرویش را به خاطر مردم به خطر می‌اندازد، چطور می‌شود که فیلمی 5 میلیارد تومان می‌فروشد آن هم بدون تیزرهای تبلیغاتی و آن‌چنانی و می‌آید هشتاد روایت را در قصه بدون قال الصادق، قال الباقر می‌آورد. من نگاه می‌کنم حتی مخاطب منتقد مذهبی من هم اینها را نفهمیده و معلوم می‌شود که او دو تا روایت هم نخوانده و این معلوم است که نمی‌تواند دیالوگ‌های حاج یوسف ما را بفهمند. سینما یعنی اینکه حضرت یوسف سریال شود یا غیره... . حالا ما می‌خواهیم با مخاطب امروزی حرف نزنیم و نمادسازی کنیم، چطور می‌شود برای حضرت یوسف زلیخایی در کاخ عزیز مصر قرار بگیرد، ولی نمی‌شود برای عارفی، افسانه‌ای در خانه‌اش قرار بگیرد. می‌شود تغییر قصه به زبان دیگر می‌شود، حالا منتقدها عصبانی هم می‌شوند. من همان کاری که مولوی در مثنوی انجام می‌دهد، حالا هرچه بگویند فیلم‌فارسی، من یه چیز دیگری می‌گویم.

گبرلو: عده‌ای معقتدند آقای ده‌نمکی هنرمند، کارش فراتر از این است که بخواهد برای عموم مردم قصۀ ساده‌ای را تعریف کند و آنها را به‌نوعی با یکسری داستان‌ها و قصه‌ها سرگرم کند؛ بلکه هنرمند باید راه را به آنها نشان بدهد، آینده را ببیند و زنگ خطری باشد. برخی فیلم‌های اجتماعی که در کشور ما ساخته می‌شود و ما اشکالی هم به برخی فیلم‌های اجتماعی می‌گیریم، این است که چرا قصه‌ها، قصه‌های امروز جامعۀ ما نیست. می‌گویند نه، ما باید آینده‌ای را ببینیم و آن آینده را متذکر شویم، حالا حتی آقای طالبی هم می‌گفتند: برای چی ما قادر به بلیط فروشی نیستیم؟ ما باید فیلم را بسازیم تا یک موضوع یا داستانی را بگوییم که در آینده ماندگار شود و بعدها متوجه شوند که چه اتفاقی افتاده.

 ده‌نمکی: آن نگاه تعریف از سینماست. ما سینما را برای چه می‌خواهیم، یک سینمای تجاری به عنوان صنعت سینما می‌خواهیم. صنعت نگاتیو، سالن‌داری که معدود کشورهایی در دنیا هستند، ما می‌خواهیم به انرژی هسته‌ای برسیم. این طرف در باشگاه سینمایی دنیا داریم از دستش می‌دهیم؛ یعنی سالن‌های سیمای ما خالی می‌شود. باید به آسیب‌شناسی رجوع کرد که چرا این اتفاق به مرور دارد می‌افتد و همین اتفاق برای آن طرف، رقابت تلویزیون دیجیتال و با نگاتیو و سالن‌های سینمای ارزان‌تر دیده شدند به هر حال در تلویزیون، رسانه، شبکۀ نمایش خانگی و غیره، رقبای جدید سینما هستند و رقابت در این عرصه برای کسی که مخاطب سهل‌الوصول دارد خیلی سخت می‌شود در تلویزیون راحت‌ در خانه می‌نشیند، تخمه‌اش را می‌شکند و فیلم را از تلویزیون می‌بیند. تا اینکه بیاید پول بدهد و در سینما فیلم را ببیند.

 گبرلو: یعنی شما هم صنعت سینما را در نظر گرفته‌اید و هم هنر سینما را و هم رسانه‌ای بودنش را؟

ده‌نمکی: اگر قرار بود در تعریف سینما به این نتیجه برسیم، اگر بخواهیم بپذیریم که این قواعد سینما را داشته باشیم، باید قواعد و اقتضائات و الزاماتش را بپذیریم. نمی‌شود فیلم را تا برای جشنواره، حتی جشنواره دفاع مقدس. من در جشنوارۀ دفاع مقدس خودمان فیلم جنگی ساختم ما اگر قرار باشد فقط خودمان فیلم را ببینیم، پس مردم چه ببینند، من این حق را دارم مردم ما از بخش قشر خاکستری جامعه و بخش سیاه و سفید نیستند؛ یعنی دو طیف سر جامعه هستند که انتخاب‌های خودشان را کرده‌اند و پای اعتقاداتشان هستند حالا زیر و رویش در هر دو طیف هست. مثلاً 5 میلیون نفر می‌روند راهیان نور، 3 میلیون نفر می‌روند راهیان نور، 2 میلیون نفر در سال، ولی اینها تکرار نمی‌شوند؛ یعنی هر 70 میلیون نفر نمی‌رود. هنر وظیفۀ سینما این است که اگر اینها نمی‌روند راهیان نور، راهیان نور را بردارند و بیاورند در خانه‌های اینها. یا اینها را ببرند در سالن سینما و با مفاهیم آشنا کنند، کاری که غربی‌ها با سینماهایشان دارند می‌کنند. 50 سال است که جنگ باصطلاح ویتنام تمام شده، ولی هنوز بهترین فیلم‌هایشان در خصوص جنگ‌شان است، و مخاطب هم دارد، پس چرا مال ما مخاطب ندارد؟ چرا فیلم‌های ما با آن نگاه خاص به جنگ، مخاطب ندارد؟ این احتیاج به آسیب‌شناسی دارد که من فکر می‌کنم به عنوان کسی که منتقد بودم و روزنامه داشتم و از بیرون به قصه نگاه می‌کردم و بعد به این نتیجه رسیدم و به عنوان کسی که در جنگ بوده، کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من، تا کی می‌خواهیم از بیرون، اپسیم و ذره‌بین دست بگیریم. آقای کارگردان، این فیلمت چرا ضدجنگ است؟ آقای کارگردان، این فیلمت چرا دارد تحریف جنگ را انجام می‌دهد؟ فیلم‌ها و سینمای ما به اسم شعاری نبودند و تمام تعریفشان از فیزیکالشان شروع می‌شود. تیپیکال بچه‌های رزمندۀ جنگ، پیشانی‌بندها و سربندها، عکس‌ها، آرم‌ها و شعارها و ادبیاتشان، آنقدر که در فیلم گفتند حاجی یا سید از این ور بوم افتادند. دیگر همه با فحش و فلان از این حرف‌ها دارند حرف می‌زنند. بعد هم تا یک کلام از این معانی را می‌آوریم، می‌گویند آخ، فیلم شعاری شد، یعنی به اسم فرار از شعار دادن، تحریف می‌کنند. در عکس‌ها آدم‌ها و ادبیاتشان حتی در تیم‌های رزمنده‌ها یا بحث و مثلاً نگاه ضدجنگ در فیلم‌ها پیدا می‌شود.

گبرلو: مرز یک فیلم که ضد جنگ شود یا نه، یا نوعی تبیین‌کنندۀ ارزش‌های آن سال‌های دفاع مقدس باشد، کجاست؟ برخی معتقدند که ما فیلم‌هایی را داریم که به زعم برخی، فیلم‌های ضد جنگ محسوب می‌شود که برخی از فیلم‌سازها می‌سازند و می‌گویند ما اصل جنگ و این نبرد و مبارزه را به هیچ وجه قبول نداریم، حتی اگر بخواهیم برای رسیدن به آرمانی باشد، یا دفاع باشد. به هر حال می‌گویند یک کشتار انسانی رخ داده و برخی می‌گویند بعضی قصه‌های امثال فیلم‌های آقای ده‌نمکی خیلی یادآور آن رشادت‌ها و ارزش‌های واقعی نیست؛ بلکه یک تفریح یا سرگرمی است که به‌نوعی می‌شود ضد جنگ. این مرز ضد جنگ کجا محسوب می‌شود؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 17:15  توسط مسعود ده نمکی  | 

حرف اصلی «معراجی‌ها» پاسخ به شبهات جنگ و ضدجنگ است/ معراجی‌های ۲ را نمی‌سازم

مسعود ده‌نمکی در گفت‌وگو با فارس:

حرف اصلی «معراجی‌ها» پاسخ به شبهات جنگ و ضدجنگ است/ معراجی‌های ۲ را نمی‌سازم

حرف اصلی سریال معرفی نسل گذشته به نسل امروز، پاسخ به بعضی شبهات که برخی رسانه‌ها درباره جنگ و ضدجنگ مطرح کردند و همینطور احترام به رزمنده‌هاست.

  خبرگزاری فارس- گروه رادیو و تلویزیون: پخش سریال «معراجی‌ها» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی و تهیه کنندگی محمود رضوی از شنبه 22 شهریور از شبکه یک آغاز شد. در این مجموعه 30 قسمتی مهران رجبی، سید جواد هاشمی، برزو ارجمند، پندار اکبری، نیما شاهرخ شاهی، علی صادقی، حدیثه تهرانی، حسین مهری، سمانه پاکدل، اصغر نقی‌زاده، رضا رویگری، سیدمهرداد ضیایی، امیر نوری، کاوه خداشناس، اسماعیل سلطانیان و... بازی کرده‌اند.

**فیلم سینمایی «معراجی‌ها» بیشتر روی موضوع دوران جنگ متمرکز است اما چرا سریال معراجی‌ها بیشتر مربوط به سال‌های بعد از جنگ پرداخته؟

-سریال معراجی ها به نوعی تداوم سرنوشت شخصیت‌هایی است که در نسخه سینمایی آن دیدیم اینکه مخاطب بداند در زمان جنگ چه اتفاقی برای آنها افتاد و چه سرنوشت تلخی داشتند برایم مهم بود در واقع ما در نسخه سینمایی شخصیت‌هایی را  معرفی کردیم که مردم با آنها همزاد پنداری کردند و در این سریال باز همان شخصیت‌ها را می‌بینیم که سالها بعد از جنگ چطور زندگی می‌کنند و چطور با آنها رفتار شده است. ضمن اینکه  چون هنوز سریال به پایان نرسیده و قصه را به طور شفاف ندیده‌اید و نمی‌دانید چه اتفاقی قرار است بیافتد، نمی توانم زیاد توضیح بدهم.

**به نظر شما زمان پخشی که برای این سریال در نظر گرفته شده مناسب است؟ ترجیح نمی‌دادید در مناسبت‌های خاص که تلویزیون بیننده بیشتری داشته باشد ، این سریال پخش شود؟

وقتی فیلم سینمایی معراجی ها هم  اکران شد زمستان و زمان رکود سینما  بود و خیلی ها می گفتند بهتر است نوروز اکران شود تا دیده شود اما شما دیدید این فیلم تاثیر خود را گذاشت و  میلیونها نفر در سینما آن را دیدند و پسندیدند و با قهرمانهایش همراهی کردند مطمئنا سریال آن هم مخاطب میلیونی خواهد داشت بویژه اینکه بیننده تلویزیون با فراغ بال می‌تواند بنشیند و سریال را تماشا کند، به نظر من سریال معراجی ها می تواند مثل نسخه سینمایی اش مردم را با خود همراه کند.

**مهم‌ترین موضوعی که «معراجی‌ها» بر آن تاکید دارد؛ و در حقیقت حرف اصلی این سریال چیست؟

-حرف اصلی سریال معرفی نسل گذشته به نسل امروز، پاسخ به بعضی از شبهات که برخی رسانه ها درباره جنگ و ضد جنگ مطرح کردند و همینطور  احترام به رزمنده هاست.

**با توجه به اینکه شما سرپرست نویسندگان هستید طرح اولیه سریال با فیلم فعلی چقدر تفاوت دارد؟

-طرح کلی و چارچوب همان است که به شبکه ارایه دادیم اما در نوشتن فیلمنامه ایده هایی را اضافه کردیم و همینطور برخی دیالوگ ها سرصحنه تغییر کرد.

**چقدر برایتان مهم بود فضای این سریال با آثار مشابه‌ای که در ژانر دفاع مقدس ساخته می‌شوند، متفاوت باشد؟

-آن چیزی که شما در فیلم سینمایی معراجی ها دیدید فضای جدیدی بود و این مسئله در سریال معراجی‌ها بسیار بیشتر است، مثلاً صحنه‌های تصویربرداری کار بسیار چشم نواز است سکانس‌های زیادی داریم که با 8 دوربین تصویربرداری شده و از نظر تکنیک بی‌نظیر است.

یکی از تفاوت‌ها نیز در تعداد زیاد بازیگران قدیمی و جدید است شما در این سریال  گروه زیادی از بازیگران طنز را می بینید که در خدمت یک مضمون ایدئولوژیک هستند و کار در عین طنز بودن تراژدی بالایی دارد. ازطرفی دیگر نوع چینش و تنظیم  هنرور ها و لوکیشن ها و غیره  به گونه ای است  که سطح کار را از یک سریال الف معمولی بالاتر می برد.  جلوه های ویژه جنگ و همینطور مضمون  فیلم و جسارتی که در بیان نقد در آن بکار رفته از تفاوت های مهم این سریال است .

**مدیران شبکه بیشتر روی چه مواردی حساسیت داشتند؟

-مسئولین شبکه می‌دانستند من برای سرگرمی فیلم نمی‌سازم و معراجی‌ها حتما حرفی دارد و مضمونی دارد که ایجاد حساسیت می‌کند و با من همکاری کردند که امیدوارم در زمان پخش هم این همکاری ادامه داشته باشد و سریال دچار آسیب نشود و خاطره خوشی از همکاری من با تلویزیون باقی بگذارند.

**شما کارگردانی در مدیوم سینما را ترجیح می‌دهید یا تلویزیون؟

-کارگردانی در هر دو بخش کارکرد خاص خود را دارد درست است که این دومین سریال است من است که برای تلویزیون ساخته ام اما هرکدام مخاطب خود را دارد در واقع هرکس حرفی داشته باشد دنبال گوشی می گردد برای شنیده شدن و فرقی نمی کند مخاطبش سینما باشد یا تلویزیون.

**تصمیمی برای ساخت معراجی‌های2 دارید؟

-خیر. چون پیامی که در سریال به مخاطب می دهیم کامل است و نیازی به نسخه دوم ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 14:49  توسط مسعود ده نمکی  | 

یک فنجان چای با رضا رویگری

 

شما بعد از سریال «دارا و ندار» و فیلم «اخراجی‌ها (3)» مجدداً با مسعود ده‌نمکی همکاری کردید و این بار با سریال «معراجی‌ها» و نقش دکتر گنجی.

کار با آقای ده‌نمکی برای من شرایط ویژه‌ای دارد و به همین دلیل از همکاری با ایشان لذت می‌برم. آقای ده‌نمکی به بازیگرش اعتماد می‌کند و اجازه می‌دهد در صورت نیاز از داشته‌هایت برای بداهه‌گویی سود ببری. این خیلی خوب است که تو در یک مجموعه تلویزیونی فرصت این را داشته باشی که در برخی لحظات خودت باشی و از تراوش ذهنی‌ات دیالوگ گویی کنی ... این اتفاق خیلی کم در کارهای دیگر رخ می‌دهد، اما در همکاری با مسعود ده‌نمکی من خیلی راحت هستم.

بخصوص وقتی که شخصیت رنگ و لعاب کمدی هم به خودش بگیرد.

دقیقاً من کمدی را خیلی دوست دارم و این ژانر بازیگر نیاز دارد بتواند بداهه بگوید. وقتی که در ژانر کمدی دست بازیگرت را ببندی، قطع به یقین نمی‌تواند خلاقیت‌اش را رو کند و در عمل کلی از توانایی‌هایش معلوم نمی شود. مسعود ده‌نمکی این فرصت را به بازیگرش می‌دهد که از داشته‌هایش برای خلق لحظات مفرح و جذاب سود ببرد. من هم  در چند تجربه همکاری با ایشان تمام تلاش و تمرکزم را برای خلق شخصیت به کار بستم. من کار با مسعود ده‌نمکی را خیلی دوست دارم. شاید خیلی‌ها مصاحبه  من با «بانی‌فیلم » را بخوانند و بگویند چه  می‌گوید رویگری؟ ولی واقعیت این است او خودش بسیار آدم خوبی است و درکار هم من بسیار آزاد و رها کار کردم و راضی هستم.

فکر نمی‌کنم کاراکتر استاد دانشگاه (دکتر گنجی) و شخصیتی با این ویژگی را قبلاً تجربه کرده باشید؟

نه، من نقشی با این خصوصیات را قبلاً تجربه نکرده بودم.

معمولاً با توجه به خط و خطوط تلویزیون ما شخصیت‌‌های این گونه کمتر نوشته و پرداخته می‌شود؟

بله، موافقم من هم خیلی کم دیده‌ام که نقشی با این خصوصیات برای تلویزیون ما نوشته شود. این نشان می‌دهد که اگر به نویسندگان‌مان فرصت بدهیم و دست آن‌ها را در پرداختن به موضوعات و خلق کاراکترهای متفاوت و خاص باز بگذاریم، حتماً آن‌ها توانایی این را دارند تا من بازیگر را به نقش ترغیب می‌کنند. من هم پس از خواندن این نقش حس کردم که شخصیتی با این ویژگی‌ را هرگز بازی نکرده‌ام. ضمن اینکه قصه هم بسیار نو بود.

به هر حال ما در پرداختن به ژانر پرمخاطب سیاسی نیازمندیم که نویسندگان فراجناحی ببینند و با آسودگی خیال قلم بزنند.

بله. این ژانر فضاهای بسیار مهم و ریزبینانه‌ای دارد که می‌تواند مخاطب را جلب کند. اگر دست بچه‌ها باز باشد می‌توانیم با پرداختن به مسائل مختلف و نقد و بررسی وجود مختلف، حتی به این فضا کمک کنیم. شاید یکی از وظایف هنر همین باشد که بتواند وجوه مختلف را باز کند و مورد توجه و بررسی قرار دهد.

قبل از اینکه به ایدئولوژی و نگاه دکتر گنجی بپردازیم، از جنس بازی‌تان در برخورد با دانشجویان دانشگاه صحبت کنید. برخورد و کشمکش‌هایی که گاه به رغم شرایط درام با بازی شما مفرح از آب در می‌آید.

ببینید وقتی آقای ده‌نمکی دست مرا بازی کردم و بداهه‌گویی باز گذاشت من هم به نفع کار از آن استفاده کردم. حضور دکتر گنجی در کنار دانشجویان باید در شرایط خاص به شکل جذابی اتفاق می‌افتاد. جدا از ایدئولوژی و نظرات سیاسی کاراکتر، من دنبال این بودم که حضور او در کنار دانشجویانش طوری باشد تا همه چیز معطوف به فضای جدی قصه شود. آقای ده‌نمکی هم در این مسیر راهنمایی‌های خوبی برای من داشتند و همراهی‌‌ام می‌کردند.

دکتر گنجی قطعاً در آستین شما بوده، ولی آیا به لحاظ ایئولوژی برای نمایش این کاراکتر ما به ازای بیرونی هم داشتید؟

باور کن نه، من اصولاً با اساتید دانشگاه و افرادی از این دست مراوده آنچنانی ندارم. هر چه بوده سر کار درآمده و با راهنمایی‌های فیلمنامه و خود آقای ده‌نمکی به آن رسیدم. به هر حال ایدئولوژی دکتر گنجی در قصه کاملاً‌ مشخص است و سعی دارد به شیوه خودش آن را به دانشجویانش هم منتقل کند. امیدوارم مردم هم از دیدن این سریال خوششان آمده باشد.

مسعود ده‌نمکی را در کارگردانی، هدایت بازیگر و طراحی میزانسن و ... چطور دیدید؟

من با مسعود ده‌نمکی خیلی راحت کار می‌کنم. حرف همدیگر را در مقام بازیگر و کارگردان خیلی خوب می‌فهمیم. او خیلی مراقب است آنچه نباید گفته نشود، به خوبی بازیگرش را هدایت می‌کند او کارگردان باهوشی است و این مسئله را به خوبی می‌توان در فروش فیلم‌ها و نوع تبلیغاتش حس کرد. اگر دقت کرده باشید او در انتخاب بازیگر هم بسیار باهوش عمل می‌کند. تیم بازیگری او در همین سریال هر یک در پروژه‌های مختلف و ژانرهای متفاوت دیده شده‌اند. هر کدام یک جنس خاص از بازی را تجربه کرده‌اند و بلد هستند اوخیلی خوب این تیم را با هم هماهنگ کرده و در یک قاب در سریال «معراجی‌ها» بازی آنها را به تصویر می‌کشد. به نظرم تا با آقای ده‌نمکی کار نکنید، متوجه نمی‌شوید جنس کار و سبک و سیاق کار او چگونه است. من معتقدم او کارش را بلد است و می‌داند چگونه باید حرف اثرش را به مخاطب منتقل کند. سریال «معراجی‌ها» گاه با شش دوربین تصویربرداری می‌شد، هماهنگی و هدایت آنها کار راحتی نبود، مونتاژ آن نیز حتماً سخت است. به نظرم مراقبت از شش دوربین و هدایت بازیگر در بازی برای شش دوربین کار چندان ساده‌ای نیست. اما آقای ده‌نمکی این کار را انجام داد.

به عنوان بازیگری که فضای سیاسی دوران انقلاب را در کنار فضای هنری تجربه کرده و ادوار مختلف را دیده‌اید، چقدر پرداختن به موضوعات سیاسی را در دل آثار دراماتیک لازم می‌دانید؟

من از مدیران محترم سازمان می‌خواهم مقداری سعه صدر داشته باشند. خطوط قرمز را کمی عقب‌تر بکشند تا هنرمندان بتوانند در شرایط مساعدتری فعالیت‌ کنند. ای کاش دوستانی که کنار هستند، دوباره شرایط فعالیت‌شان مهیا شود. حیف است که ما خوب‌ها را به دلایل مختلف کنار بگذاریم. به هر حال افرادی که کنار هستند آدم که نکشته‌اند؛ همه اینها فرزندان این سرزمین هستند و دلشان برای هنر این مرز و بوم می‌سوزد. من نمی‌هخواهم قضاوت کنم چون در آن جایگاه نیستم ولی می‌توانم خواهش کنم که افرادی که کنار هستند دوباره بیایند و کار کنند. من از مسوولان تقاضا دارم اجازه بدهند نویسندگان در حوزه‌های مختلف قلم بزنند. به هر حال نویسندگان، کارگردانان و بازیگران خوب می‌دانند در چه کشوری زندگی می‌کنند، خط و خطوط را می‌شناسند، اعتقادات مذهبی، عرفی، سیاسی و اخلاقی را می‌فهمند و به آن معتقد هستند. هیچ هنرمندی نمی آید کاری انجام دهد که اثرش قابل پخش نباشد. باور کنید اگر مدیران محترم سازمان اجازه بدهند نویسندگان و هنرمندان ما خودشان به خوبی ممیزی‌ها را بلد هستند و می‌شناسند. من شعار نمی‌دهم واقعا ما باید تلاش کنیم تا تماشاگرمان را پای رسانه ملی حفظ کنیم. پس باید برایش برنامه جذاب تولید کنیم تا جذب رسانه‌های دیگر کشورها نشود. شک نکنید اگر ما نتوانیم خواسته‌ مخاطب‌مان را در رسانه ملی خودمان تامین کنیم، آنها جذب رسانه‌هایی می‌شوند که هدف‌شان بر هم زدن کانون گرم خانواده است و اصولاً خانواده اصیل ایرانی را هدف گرفته‌اند و سوژه‌‌هایشان خانمان برانداز است. بنابراین اجازه بدهیم نویسندگان خودمان به سوژه‌های وطنی بپردازند و با رعایت خط و ربط‌‌های سازمان صدا و سیما آثاری فاخر و جذاب را تولید کنند.

و از حاصل همکاری‌تان با مسعود ده‌نمکی، نقش دکتر گنجی راضی هستید؟

بله راضی‌ام چون خبر دارم مردم از آن رضایت دارند.

رضا رویگری با بازی در سریال «معراجی‌ها»، «مدینه»و این اواخر نشان داده هنوز حرف‌هایی برای گفتن در دنیای بازیگری در ژانرهای کمدی و جدی دارد که به دنبال فرصت نمایش آنهاست. خودتان دوست دارید در ادامه در کدام قالب دیده شوید؟

من هر دو ژانر کمدی و جدی را دوست دارم و به آن تعلق خاطر دارم. منتظر خیلی کارها هستم که انشاء‌ا... حالم خوب شود  باید انجام بدهم. هنوز جاهایی در بازیگری هست که من به آن دست پیدا نکرده‌‌ام و منتظرم شرایط آن مهیا شود. امیدوارم به زودی شرایط آن ایجاد شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 12:13  توسط مسعود ده نمکی  | 

مطالب قدیمی‌تر