مسعود ده نمکی

شیلا خداد به «رسوایی ۲» پیوست

ده‌نمکی ششمین فیلم خود را می‌سازد

 شیلا خداداد به عنوان نخستین بازیگر فیلم سینمایی «رسوایی ۲» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی به این پروژه سینمایی پیوست.
 
به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، مراحل انتخاب بازیگر فیلم سینمایی «رسوایی ۲» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی این روزها ادامه دارد.

بنابراین گزارش شیلا خداداد به عنوان اولین بازیگر حضور خود را در فیلم سینمایی «رسوایی ۲» قطعی کرد و بازیگران دیگر نیز طی ماه‌های آینده به این پروژه سینمایی خواهند پیوست.

خداداد در سال 87 نیز با مسعود ده‌نمکی در فیلم سینمایی «اخراجی‌های ۲» مقابل دوربین رفته بود و «رسوایی ۲» به عنوان دومین تجربه همکاری شیلا خداداد با ده‌نمکی پس از گذشت پنج سال‌ به حساب می‌آید.

به گزارش فارس، فیلم سینمایی «رسوایی ۲» به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی مسعود ده‌نمکی بهار ۱۳۹۴ کلید خواهد خورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اسفند 1393ساعت 8:40  توسط مسعود ده نمکی  | 

زاون منتقدی که دارا و ندار را بیش از برخی متسلمان‌ها فهمید. (روحش شاد)

 قوكاسيان:‌ «دارا و ندار» به واقعيت‌هاي جامعه نزديك‌تر است

خبرگزاري فارس: «زاون قوكاسيان» گفت: سريال تلويزيوني «دارا و ندار» از دو مجموعه تلويزيوني نوروز 89 شكيل‌تر و به واقعيت‌هاي جامعه خيلي نزديك‌تر است.

زاون قوكاسيان منتقد در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، با بررسي اجمالي مجموعه‌هاي پخش شده از سيما در نوروز 89 اظهار داشت: سريال «دارا و ندار» يك سريال سرگرم‌كننده است كه در آن موضوعات ملموس اجتماعي به خوبي تصوير شده است.

وي گفت: با بررسي سريال آقاي ده‌نمكي حتي بعضي مواقع در مكالماتش مي‌بينيم خط‌قرمزها هم رعايت نمي‌شود و حداقل به واقعيت‌هاي جامعه خيلي نزديك‌تر است.

قوكاسيان گفت: اين سريال بازي‌هاي خيلي خوبي دارد و حتي از دو مجموعه «چارديواري» و «زن بابا» شكيل‌تر است.

 

 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8901150202

+ نوشته شده در  شنبه دوم اسفند 1393ساعت 13:13  توسط مسعود ده نمکی  | 

یادداشت/ ده نمکی کجایی؟!ا

ده نمکی کجایی؟!

1. سال‌های قبل دست کم در چنین روزهایی چشممان به جمال برف روشن می‌شد، اما امسال حتی سرمای فصل زمستان هم خودش را از ما دریغ می‌کند. جشنواره فیلم فجر را با برف و سرما به یاد می‌آوریم و صف‌های طولانی خرید بلیت در یخبندان جلوی سر درِ سینماهایی با چراغ‌های نئون و البته فیلم‌هایی که توانایی لرزاندن دل‌ها را داشتند.

  

کمی آنطرف تر و روبه روی سینماها هم بساط لبوی داغ و باقالی برقرار بود که حرارت گپ و گفت های پیش و پس از تماشای فیلم هم زیباترش می کرد ولی مدتهاست که نه تعداد فیلم های پرحرارت زیاد است و نه برفی که از شعله حرف های داغ تماشاگران آب شود.

2. ظاهرا شب نشینی، عادت زیبای بیشتر هنرمندان و هنردوستان است. به همین دلیل است که می گویند اگر قصد تماس یا ملاقات با اهالی هنر را دارید، از نیمه روز سراغشان بروید، چون تازه چشمان زیبایشان را از حدود یازده و دوازده ظهر است که روی جهان باز می کنند! سینماگران و سینمادوستان هم به دلیل این که ریشه در تبار هنر دارند، از این قاعده مستثنا نیستند. بنابراین می توان حدس زد که چرا تشریف فرمایی به سئانس های ساعت 10 صبح سینمای رسانه و هنرمندان در برج میلاد برای خبرنگاران و هنرمندان سخت است.

تقریبا قریب به اتفاق منتقدان و فیلمسازان و بازیگرانی که برای معرفی فیلمشان در این سئانس قدم به سالن سینمای برج میلاد گذاشته اند، با گلایه ای نرم و شوخ طبعانه به این برنامه ریزی واکنش نشان داده اند. آنها به دلایلی واضح و هنرمندانه دوست ندارند سحرخیز باشند تا کامروا باشند، مگر زور است؟!

3. حسن زاهدی، صدابردار پیشکسوت سینمای ایران و فیلم «مزار شریف» که صبح روز گذشته به همراه دیگر عوامل اصلی این فیلم، برای معرفی اثر به کاخ جشنواره آمده بود، پیش از نمایش فیلم از تماشاگران خواست که به همه عوامل صحنه و پشت صحنه یک اثر سینمایی احترام بگذارند و بلافاصله پس از پایان آخرین نما سالن را ترک نکنند و تیتراژ را تا پایان ببینند. بیشتر تماشاگران فیلم البته در پایان احتمالا در رودربایستی با زاهدی همین کار را کردند، اما نمی توان این واقعیت بی اعتنایی به زحمات عوامل فیلم و سریال ها را نادیده گرفت. کاش بدانیم یک فیلم، حاصل تلاش یک گروه پرشمار است و نه فقط چهره ها و کارگردان آن و کاش یاد بگیریم با تماشای کامل تیتراژها قدردان سعی شان باشیم.

4. آخرشب که برای رفتن به خانه، گذرم به تاکسی سرویس برج میلاد افتاد، مکالمه جالبی شنیدم. یکی از راننده ها از همکارش پرسید چرا امسال جشنواره سوت و کورتر و خلوت تر از سال های قبل است؟ راننده جوان تر هم جواب داد: معلوم است، جشنواره امسال ده نمکی ندارد!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن 1393ساعت 8:58  توسط مسعود ده نمکی  | 

نمایشگاه عکس‌ اخراجی‌های 1 و رسوایی و معراجی‌ها در گالری پردیس ملت

 

 

نمایشگاه عکس بابک برزویه با عنوان "سی‌نما از سینما"

نمایشگاه عکس بابک برزویه با عنوان "سی‌نما از سینما" با حضور حجت الله ایوبی رییس سازمان سینمایی در پردیس سینمایی ملت رونمایی می‌شود.

 به گزارش ایسنا،نمایشکاهی از مجموعه آثار عکاسی سینمایی بابک برزویه با عنوان (سی نما از سینما ) شامل مجموعه عکس‌های فیلم‌های اخیر این هنرمند است که در قالب 10 مجموعه که هر مجموعه شامل 3 عکس صحنه در قطع 100*70 و هشت عکس پشت صحنه در قطع 30*45 رونمایی خواهد شد.

 مجموعه عکس‌هایی از فیلم‌های «حکم»، «جرم» و «محاکمه درخیابان» و «متروپل» اثر مسعود کیمیایی و فیلم «هیس دختران فریاد نمی‌زنند» اثر پوران درخشنده و فیلم «اخراجی‌های 1 » و «رسوایی» و «معراجی‌ها» اثر مسعود ده‌نمکی و فیلم «فصل فراموشی فریبا» اثر عباس رافعی در این نمایشگاه عرضه خواهد شد.

 این نمایشگاه شنبه 18 بهمن با حضور حجت الله ایوبی در ساعت 18 در پردیس ملت رونمایی می‌شود.

 پیش‌تر بابک برزویه سیمرغ بلورین بهترین عکاس فیلم برای فیلم «سفر به چزابه» اثر زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور از پانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر را دریافت کرده است.

 تندیس طلایی بهترین عکاس فیلم در نهمین جشن سینمای ایران خانه سینما 1384 برای فیلم «حکم» از دیگر موفقیت‌های برزویه محسوب می‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم بهمن 1393ساعت 11:44  توسط مسعود ده نمکی  | 

طنز/ جدایی نادر از سیمین به روایت رخشان بنی اعتماد، مسعود کیمیایی، ده نمکی و ...

 

طنز و کاریکاتور > طنز - فرض کنیم قرار بود «جدایی نادر از سیمین» را کسی غیر از اصغر فرهادی بسازد، احتمالا نسخه های جدید فیلم اینطوری می شد!
 

رخشان بني اعتماد:

سيمين، بعد از سالها زندگي به اين نتيجه رسيده كه نادر، مرد روياهاي او نيست اگرچه هنگام گوجه چيدن عاشقش شده بود اما حالا نه از روسري آبي خبري است و نه از شلوار كردي!

سيمين كه اسم و فاميلش را مثل گونه و لب و بيني اش عمل كرده، از سنگاپور دعوتنامه دارد و مي‌خواهد نادر پير و از كار افتاده را كه علاوه بر مزرعه گوجه، حالا يك كارخانه رب گوجه هم دارد كه دست بر قضا در دولت نهم به خاك سياه نشسته و تعطيل شده را تنها بگذارد و برود.

اين وسط فكر تغيير كاربري مزرعه گوجه به گوجه سبز، سيمين را وسوسه مي كند و...

در اين فيلم فاطمه معتمد آريا و عزت الله انتظامي بازي مي كنند.

*

مسعود ده نمكي

نادر همان مجيد سوزوكي است كه به خاطر فرار از امور اداري بنياد شهيد و بنياد جانبازان، تغيير اسم داده تا در خلوت زندگي كند. او در جريان خريد گوجه فرنگي ارزان از محله نارمك، دچار حمله تنفسي مي شود و بعد از آزمايش هاي متعدد متوجه مي‌شود كه شيميايي است. براي همين درخواست طلاق از سيمين را به دادگاه برده است تا او ديگر درگير اين بيماري نشود.

قاضي دادگاه كه محمدرضا شريفي نيا ست، در يكساعت و 23 دقيقه خاطرات حضورشان در جنگ را براي سيمين تعريف مي كند و از رشادت هاي نادر مي‌گويد. اكبر عبدي در اين فيلم حتما حضور دارد.

نيوشا ضيغمي و نيما شاهرخشاهي بازيگران اصلي اين فيلم هستند.

*

عباس كيارستمي

نادر يك نقاش تنهاست، سيمين هم يك شاعر تنهاست. اينها در يك بعد از ظهر سگي به طور اتفاقي با هم آشنا شده اند و حالا سالهاست زير يك سقف هستند و ظاهر باهم زندگي مي كنند اما باطنا رابطه اي با هم ندارند. در يك صبح طولاني كه هر دو از اتاق هاي خود به خيابان نگاه مي كنند و دائم سيگار مي كشند و 34 دقيقه طول مي‌كشد، ناگهان تابلوي دفتر ازدواج و طلاق هردو را به خود مي‌آورد...سيمين قلم برمي‌دارد و نادر قلم‌مو و دوربين به طور شگفتي 46 دقيقه در اتاق اين دو ساكن مي ماند و فيلم تمام مي شود.

بازيگران اين فيلم خارجي هستند.

*

مسعود كيميايي

زخم كهنه اي سرباز كرده و خون جلوي چشم نادر را گرفته است. نادر با چاقو نامزد سابق سيمين را كاردي كرده و حالا شام آخر را در خانه سيمين مي خورد.

آنها تا صبح از خاطرات 13 سال زندگي شان مي گويند و فيلم و موسيقي و چاي و سيگار و...صبح، نادر به كلانتري زنگ مي‌زند و سيمين هم به زور چاقويي كه خون سياوش - نامزد سابقش - روي آن ريخته، درخواست طلاق توافقي را امضا مي‌كند تا بعد از دستگيري نادر، سيمين با خيال راحت برود پي زندگي اش و سفيد بخت شود.

در اين فيلم نقش سيمين را مهناز افشار بازي مي كند و نقش نادر را پولاد كيميايي. نقش نامزد نگون بخت را هم محمدرضا فروتن.

*

تهمينه ميلاني

سيمين به تازگي عضو گروه وايبري «مردها همه حمال هستند» شده است و بعد از آنكه عكس نادر را با يكي از زنان همكارش در فيس بوك مي بيند، تصميم مي گيرد از نادر جدا شود اما قبل از آن بايد به نادر حالي كند كه شكر اضافه خورده است. او با دوستانش نقشه يك آدم ربايي را طراحي مي كند كه هم نادر را تلكه كنند هم پدرش را دربياورند كه در هردو موفق مي شوند.
در اين ميان هم رضايت طلاق را از او بگيرند هم سه برابر مهريه و حق و حقوق سيمين را ...تمام دوستان سيمين هم مفتخر به زندگي مجردي هستند كه همه به همين شكل از شوهرانشان جدا شده‌اند. شنيده ها حاكي است نام اوليه فيلم «جدايي نادرها از سيمين‌ها» بوده كه وزارت ارشاد به دليل سياه نمايي بالا در اين نام، با آن مخالفت ورزيده است! ضمن اينكه اسم اين فيلم «جدايي سيمين از نادر» است.

در اين فيلم، محمدرضا شريفي نيا نقش نادر را بازی می کند و سيمين هم ميترا حجار است.

*

داريوش مهرجويي

نادر خيلي غير قابل تحمل شده و دائم با سيمين دعوا مي كند. او آدم حسابي بوده و حالا به اين روز افتاده. سيمين بارها او را به دكتر برده و حتي براي معالجه نادر را به سوئد هم برده اما هنوز متوجه علت بي اخلاقي هاي او نشده است. نادر بالاخره به زبان مي آيد و اعتراف مي كند كه نابودي محيط زيست آنقدر اعصابش را داغان كرده كه حوصله زندگي كردن را ندارد. او همه مشكلات بشر را از بي توجهي به محيط زيست بويژه بي خانماني مورچه ها مي داند كه مجبورند در روز و شب اينقدر راه بروند براي يك لقمه نان!

نادر بعد از كلي فكركردن به اين نتيجه مي‌رسد كه براي نجات زمين و همچنين نجات مورچه ها، مردها بايد از زن هايشان جدا شوند. او درخواست طلاق خود را به دادگاه ارائه مي دهد و كمپين نجات زمين را راه اندازي مي‌كند. نادر در اين فيلم كسي نيست جز حامد بهداد.

*

حسينعلي ليالستاني

نادر و سيمين براي فرار از زندگي شهري در كوهپايه هاي زاگرس زندگي مي كنند، در طبيعتي بكر و سرشار از هوا و مه و باران و رنگين كمان و صداي بلبل و آبشار و... آنها به اين نتيجه رسيده اند كه براي افزايش عشق و طول عمر بايد به جدايي فلسفي بيانديشند؛ در اين نوع جدايي شما هر صبح از هم جدا مي شويد و شب عاشقانه گويي براي نخستين بار يكديگر را ديده‌ايد به هم مي رسيد و زندگي از نو. از همين رو آنها دائم در حال تفلسف و گشت و گذار در كوه و جنگل و دشت و دريا هستند...همين! يك وارسته سالخورده اي هم آنها را در اين جدايي معنوي همراهي مي كند.

داريوش ارجمند، مهران رجبي و مريم بوباني در اين فيلم بازي درخشاني از خود بر جاي گذاشته اند.

 محسن حدادی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم بهمن 1393ساعت 11:18  توسط مسعود ده نمکی  | 

ستاد یک نفره تبلیغات جنگ!

­­­­بیش از رسانه‌های جنگی مدیون آهنگرانیم

ستاد یک نفره

تبلیغات جنگ!

مسعود ده‌نمکی

در طول تاریخ، حماسه‌سرایی در جنگ‌ها تاثیر زیادی بر روحیه سربازان و مردم گذاشته است. مثلاً به کار گرفتن نشانه‌های مقدس مثل صلیب مقابل لشکر روم، حک کردن نشانه‌های مذهبی بر روی لباس‌ها یا نشانه‌های بومی روی تجهیزات جنگی و پرچم‌ها، مخصوص یک کشور نبوده است. با بررسی این نکته‌ها، درطول تاریخ به نشانه‌های مشابهی می‌رسیم. ملیت از خلأهایی است که در جنگ با آن مواجه شدیم. در شعارهایی ما دیده نمی‌شد و این نکته ، نقطه ضعف تبلیغات فرهنگی در جنگ بود.

بررسی ‌های کارشناسی و آماری نشان می‌دهد در جنگ  ایران و  عراق حدود 3 میلیون نفر به طور مستقیم درگیر جنگ بودند، درحالی که در یک کشور 20 میلیون نفری، به تعبیر امام (ره) باید 20 میلیون تفنگ‌چی داشت. در دنیا برای غلبه در جنگ‌ها، اکثریتی از ملت را بسیج می‌کنند. متاسفانه در آن مقطع تاریخی در کشور ما اقلیتی جنگیدند تا اکثریتی زندگی کنند. بعضی این را افتخار می‌دانند و معتقدند با شعار مذهبی و انقلابی جنگ را اداره کرده‌اند و توانسته‌اند فقط کسانی را پای کار کشیده‌اند که به این موضوع‌ها اعتقاد داشتند.

جعبه سیاه جنگ!

مساله ایرانی بودن و ملیت زیاد تاثیر نگذاشت. شاید کسانی که از مذهب‌های دیگر مثل مسیحیت یا کسانی که از کادرهای رسمی ارتش مثل سربازان بودند، با حس میهن پرستی در این دفاع شریک شدند.

مقابل تهاجمی با این عظمت، بسیج مردمی باید 2 ویژگی داشته باشد. این 2 وجه اگر درست و کامل وجود داشت، می‌توانست به دفاع مقدس کمک کند. جبهه سپاهی حدود صد هزار نفر داشت و می‌توانستیم برای سپاه بعدی تجدید قوا کنیم. بیشتر وقت‌ها با گذشت زمان، جنگ برای نیروها عادی می‌شد و به جبهه می‌آمدند. این ماجرا نیاز به آسیب‌شناسی دارد که در تبلیغات جنگ چه کردیم و کار درست چه بود. این مساله، یکی از جعبه‌های سیاه جنگ است.

به هر حال دفاع مقدس بیشتر زمینه معنوی و ایدئولوژیک داشت تا زمینه ملی، یکی از جریان‌‌های تشویق روحیه حماسی و معنوی رزمنده‌ها به جز برنامه‌هایی مثل «روایت فتح» سید مرتضی آوینی، مداحی‌ها، نوحه‌سرایی‌ها و شعرهایی است که آن زمان مداح‌ها در جنگ می‌خواندند.

اینجا بین مداح‌های رسمی و مداح‌های جنگ مرزبندی قایلم.

 

یکی از مشکل‌های جدی جنگ این بود که گاهی مداح‌های رسمی هیأتی خوان، مانع جنگ بودند. این حرف جایی گفته نمی‌شود، اما در مقطعی از عملیات‌ها، با مهاجرت نیروها از جبهه به شهر مواجه شدیم. یعنی بچه‌ها می‌رفتند پای منبر فلان مداح تا مثلا حال معنوی پیدا کنند. خیلی وقت‌ها بحث پیش می‌آمد که اگر فلان مداح خیلی امام حسینی است، الان باید در جبهه برای شما رزمنده‌ها می‌خواند، نه در امنیت وآسایش شهر!

آهنگران ثبات دارد

کارکرد بعضی مداح‌ها بیشتر جنبه دفاع مقدس داشت، مثل کویتی‌پور، آهنگران و چند مداح دیگر که بعضی محلی بودند. اما آهنگران ثبات داشت. یعنی حضورش، از اول تا آخر جنگ کارکرد داشت.

دوستای دیگری هم در جنگ نوحه می‌خواندند، اما نوحه‌های آهنگران عمومیت داشت. او برای هر فصلی از جنگ، سرود و نوحه تازه‌ای ارایه می‌‌کرد. کارکرد نوحه‌های آهنگران در جبهه‌ها متفاوت بود. یعنی قبل از جبهه و در اعزام نیروها صدای گرم آهنگران و نوحه سرایی او سهم زیادی در جذب و  اعزام نیروها داشت. حال معنوی و شور انقلابی در بسیاری از جوان‌ها با شنیدن صدای آهنگران و نوحه‌های او بیشتر می‌شد و حرارت می‌گرفت. به ویژه کسانی که در اعزام‌‌های جمعی شرکت می‌کردند.

جنگ ما در مقطع اعزام نیرو، بیش از این که مدیون تبلیغات مستقیم دیگر، مثل رسانه‌ها، پوستر و ... باشد، مدیون نوحه‌سرایی‌های آهنگران است. این کار برای آهنگران یک رسالت اجتماعی بود که جوانان را برای حفظ مرزها باورها و اعتقادها و وطن بسیج کند.

در بسیاری از کشورها دنیا این بسیج عمومی همراه اجبار است، یعنی در فراخوان عمومی آنها برای خدمت، اجبار وجود دارد ولی اگر بتوان ضمیر ناخودآگاه یک جوان را بیدار کرد، طوری که بتواند آزادانه تصمیم بگیرد و با اراده بیاید و برای حضور در جبهه ثبت‌نام کند، هنر بزرگی است.

در ارتش عراق، سپاهی با عنوان سپاه هفتم یا هشتم  وجود داشت. این افراد در سپاه عراق به گروه‌های هم‌خوان ارکستر معروف بودند و عضوهای زیادی داشت. اینها دایم از شهری به شهر دیگر می‌رفتند و کار اتبلیغاتی سازمان دهی شده‌ای انجام می‌دادند. به همین دلیل عراق، حدود یک میلیون نیروی آماده  در جنگ داشت.

در عراق، دایم اسیرهای ایرانی را در شهرها می‌چرخاندند. یک اسیر برای این که از خط مقدم تا اردوگاه‌ برسد بارها در شهرها چرخانده می‌شد. گاهی اسیرها را چند وقت یک بار از اردوگاه بیرون می‌آوردند و میان مردم می‌گرداندند تا مردم به آنها بد و بیراه بگویند یا سنگ پرت کنند، حس نفرت و ضد ایرانی در آنها قوی شود وحس کنند پیروز شده‌اند. حتی وقتی در عملیاتی شکست می‌خوردند، تعدادی کامیون خالی هم میان کامیون‌های چادر اسیرها می‌گنجاندند تا تعداد اسیرها زیاد نشان داده شود و روحیه سربازها را حفظ کنند. ما در جنگ این کارها را نمی‌کردیم، چون با اعتقاد ماتناسب نداشت، ولی دشمن برای بسیج عمومی مقابل رزمنده‌های ما، ترفندهایی داشت. در دنیا نمونه‌های زیادی از این اتفاق‌ها دیدیم.

نوحه‌خوانی، تاکتیک نیست                                             

مدتی قبل، پنتاگون با مشکل جذب کم و محدود جوان‌ها برای آموزش خلبانی مواجه شد. روی ساخت چند فیلم سینمایی قوی در این زمینه سرمایه‌گذاری کردند. بعد از مدت کوتاهی با مساله هجوم جوانان برای پیوستن به نیروی هوایی آمریکا مواجه شدند. این کارها، عین تدبیر و عقلانیت است. اتفاقا یک مشکل ما این بود که در جنگ، کمتر از این روش‌ها استفاده کردیم.

نوحه‌خوانی لزوما یک تاکتیک نیست. در تاریخ و میان عرب‌ها رجز خوانی مرسوم بوده. در میدان نبرد از خودشان تعریف می‌کردند، ریشه‌های قومی و قبیله‌ای، توانمندی و افتخارهای‌شان را می‌گفتند که با شعار و هلهله طرفداران همراه می‌شد. اتفاقا یکی از ویژگی‌های جنگ جویان آن زمان، علاوه بر هنر رزمی، توانایی نطق و بیان در ارایه این افتخارها بوده است.

این سرودهای مردمی 

ویژگی نوحه‌های آهنگران این است که مضمون‌های عامی را در برمی‌گیرد.

البته بعضی نوحه‌هایش کارکرد مقطعی دارد، مثلا نوحه «ای از سفر برگشتگان»، در عملیاتی خوانده شد که شکست خورده بودیم. بعضی از این نوحه‌ها هم در روزهای مذهبی خوانده می‌شد، یعنی لزوما به حماسی‌سرایی جنگ مربوط نمی‌شد.

آهنگران پر کارتر از دیگران بود و زبان عام‌تری داشت. بخشی از موفقیتش به دلیل شخصیت و ویژگی‌های فردی اوست.

از طرف دیگر می‌گویند:‌ »شرف‌المکان بالمکین.» انگشتر سلیمان، در انگشتر سلیمان اعتبار دارد و ارزش پیدا می‌کند. اگر کسی انگشتر سلیمان را می‌دزدید، صاحب قدرت سلیمان هم می‌شد؟ هر کسی «اسم اعظم» دست پیدا کند، می‌تواند استفاده درست و حقیقی ا زآن کند؟ این طور نیست. تا نفسی که پشت اسم می‌آید، نقس حق نباشد، نمی‌تواند اثر بگذارد.

درباره خیلی‌ها این اتفاق افتاده، روح حاکم بر کار، موثرش نیست. نوحه‌سرایی های آهنگران مدیون  توفیق شخصی خود اوست. معلوم نیست اگر آدم دیگری حتی عین همین شعرها یا نوحه‌ها را بخواند، این قدر موفق شود. آهنگران ویژگی‌های معنوی خاصی دارد. صداقت و خلوصی دارد که در خواندن شعرهایش تجلی پیدا می‌کند. ما در جنگ به این ویژگی‌ها یقین داشتیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393ساعت 17:21  توسط مسعود ده نمکی  | 

خاطرات مرحوم جواد شریفی راد تدوین و منتشر می‌شود

 

اطرات مرحوم جواد شریفی راد که سال گذشته در حادثه انفجار صحنه فیلم‌بردرای فیلم «معراجی‌ها» درگذشت از سوی انتشارات رسانه مهر، وابسته به خبرگزاری مهر تدوین و منتشر می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، یک سال پس از واقعه انفجار در صحنه ساخت فیلم سینمایی معراجی‌ها و درگذشت جواد شریفی راد از رزمندگان دفاع مقدس و یکی از مدیران باسابقه جلوه‌های ویژه در سینمای ایران، محمد قاضی نویسنده و پژوهشگر جوان از تدوین خاطرات شریفی راد در دوره دفاع مقدس  و انتشار آن در قالب یک کتاب خبر داد.

مرتضی قاضی مولف این خاطرات در پاسخ به سوالی در مورد اینکه ایده جمع آوری این خاطرات از کجا به او رسیده است اظهار داشت: سال ۱۳۸۹ از سمت موسسه روایت فتح  پیشنهاد انجام تحقیقی برای ساخت مستندی در مورد جنگ شهرها به من داده شد که موضعش به طور مشخص در مورد موشک‌باران تهران در ایام دفاع مقدس بود. این مستند قرار بود در هشت قسمت ساخته شود و یکی از گروه‌هایی که در این باره به سراغشان رفتیم و با آنها صحبت کردیم بچه‌های تیم خنثی سازی بمب و موشک بود و از سمت نیروی هوایی با پیگیری آقای قاسم بخشی که کارگردان اثر بودند آقای جواد شریفی راد به عنوان یکی از سرتیم‌های خنثی‌سازی بمب در آن زمان به ما معرفی شدند.

وی افزود: ایشان در آن زمان مسئول خنثی سازی بمب در منطقه شرق تهران بودند و من برای یک مستند سی دقیقه‌ای با ایشان مصاحبه کردیم. مصاحبه‌ای ۵-۶ ساعته که شامل خاطرات او بود. این تصاویر دست من ماند. برخی از آنها را در آن مستند استفاده کردیم ولی متن، بسیار بیشتر از چیزی بود که مورد نظرمان برای آن فیلم بود. خیلی از قصه‌ها روایت ‌های ایشان به درد آن اثر نخورد اما ماده خام خوبی به من داد.

قاضی ادامه داد: پارسال دوباره موضوعی پیش آمده که تابستان و سه ماه قبل از شهادت ایشان به سراغش رفتم. قرار بود یکی از قصه‌هایی که او در خاطراتش روایت کرده بود را در قالب یک کار نمایشی در سیما فیلم بسازیم. هدفمان این بود که جزئیات بیشتری در مورد آن حادثه از او بگیریم. دو جلسه قرار گذاشیتم و قصه را از او گرفتیم. حاصل این سه جلسه مصاحبه و دیدار ما در دست من بود تا اینکه وی از دنیا رفت و حس کردم که این روایت‌ها باید کامل نوشته و منتشر شود.

به گفته این محقق کتاب خاطرات از ورود او به نیروهای هوایی از سال ۵۴ یا ۵۵ شروع می‌شود و در ادامه به نحوه ورودش به حیطه خنثی‌سازی بمب می‌پردازد.

قاضی در همین زمنیه گفت: مرحوم شریفی راد به دلیل اینکه معلم آموزش خنثی‌سازی بود به طور عمده در تهران مستقر بود و به کار خنثی‌سازی بمب‌و موشک‌های عمل نکرده در تهران می‌پرداخت. این خاطرات تا عملیات مرصاد ادامه دارد. البته خاطرات ایشان شامل سال‌های پس از جنگ و حضورشان در سینما هم هست اما ما به آن نپرداختیم و تاکیدمان تنها به موضوع دفاع مقدس بود. به نظرم جای کار دارد که از افرادی مثل ابراهیم حاتمی‌کیا، شهریار بحرانی و یا جمال شورجه در زمینه کارهای سینمایی وی سوال شود اما این کتاب تنها در مورد جنگ‌شهری است.

این نویسنده تصریح کرد: محوریت کار ما از ابتدا ساخت یک فیلم مستند بود. نه کتاب خاطره. اگر با نیت کتاب رفته بودیم جلوه بحث‌ها بسیار بیشتر می‌شد اما در این صحبت‌ها او بسیار سریع و البته جامع از مقاطعی خاص در زندگی‌شان صحبت کرده‌اند.

به گفته قاضی این کتاب نخستین اثر در حوزه بررسی نقش این افراد در دفاع مقدس است و به نظرم می‌تواند یک آغاز خوب برای یک اتفاق ویژه در تولید کتاب باشد و اینکه به سراغ افراد دیگری از این دست نیز برویم. این کتاب به صورت یک متن یکدست با نظمی منطقی از ابتدای ورود به نیروی هوایی تا انتهای دفاع مقدس را شامل می‌شود و تنها به خاطرات شریفی راد می‌پردازد.

یادآوری می‌شود محمد قاضی پیش از این کتاب‌های «اسارت در گور »، جلد هشتم مجموعه «روایت نزدیک»، «یادگاران» ویژه شهید احمدی روشن و «اولین روزهای مقاومت» شامل خاطرات دو نفر از فرماندهان ارتش از مقاومت خرمشهر تالیف شده است.

این کتاب از سوی انتشارات رسانه مهر وابسته به خبرگزاری مهر، منتشر می‌شود. این انتشارات به تازگی کتاب «جای پای جلال» را به قلم مهدی قزلی روانه بازار نشر کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم دی 1393ساعت 9:7  توسط مسعود ده نمکی  | 

گزارش تصویری از بزرگداشت جان باختگان حادثه سریال معراجی ها


 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم دی 1393ساعت 9:6  توسط مسعود ده نمکی  | 

سکوت بر سر مزار درگذشتگان «معراجی‌ها» در سالگرد حادثه

هیچ مسئول سینمایی و تلویزیونی حضور نداشت

سکوت بر سر مزار درگذشتگان «معراجی‌ها» در سالگرد حادثه

خبرگزاری تسنیم: امروز مراسم سالگرد درگذشتگان حادثه انفجار در پشت‌صحنه «معراجی‌ها» برگزار شد، سالگردی آرام و بدون هیاهو و در سکوت. خانواده‌های درگدشتگان بعد از گذشت یک سال همچنان منتظر حمایت‌اند، اتفاقی که ظاهراً تا به حال رخ نداده است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، امروز صبح مراسم یادبود سالگرد درگذشتگان حادثه «معراجی‌ها» در بهشت زهرای(ع) تهران برگزار شد، بزرگداشتی که به‌تلخی همان ماجرا بود. عده اندکی شامل خانواده‌های درگذشتگان و آسیب‌دیدگان، مسعود ده‌نمکی و محمود رضوی کارگردان و تهیه‌کننده کار و تعداد محدودی از عوامل سریال تنها حاضرین این مراسم بودند تا بار دیگر تأکیدی دوباره بر مظلومیت این اهالی هنر باشد.

تنها مسئول رسمی حاضر در این مراسم امیر سرتیپ دوم ابراهیم گلفام، رئیس سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران بود.

سال گذشته 18 دی ماه حادثه انفجار در پشت‌صحنه «معراجی‌ها» به کشته شدن 5 نفر و مجروح شدن 12 مصدوم انجامید. علی‌اکبر رنجبر؛ مدیرعامل شهرک سینمایی دفاع مقدس؛ جواد شریفی‌راد، مدیر جلوه‌های بصری فیلم سینمایی «معراجی‌ها»‌؛ رضا فرجی، جانشین تولید فیلم؛ مهدی مرادی، دستیار جلوه‌های ویژه و یکی از کارگران جلوه‌های ویژه در این حادثه جان خود را از دست دادند.

اما با گذشت یک سال از رخ‌دادن این واقعه تلخ، ظاهراً خانواده‌های درگذشتگان و آسیب‌دیدگان همچنان قربانی بی‌توجهی مسئولین مرتبط هستند. با برخی از مسئولین پروژه «معراجی‌ها» و یکی از آسیب‌دیدگان این اتفاق سر مزار درگذشتگان در سالروز ساکت و خلوت درگذشت آنها گپی زدیم، در حالی که چند قدم آن‌طرف‌تر مزار خواننده مشهور درگذشته، شلوغ‌تر از همیشه بود و اقلام فرهنگی مربوط به این خواننده سر مزار این درگذشتگان به فروش می‌رسید، کنایه‌ای تلخ از بی‌رحمی روزگار به آنها.

نورالدین گودرزی، دستیار اول ده‌نمکی در پروژه «معراجی‌ها» با اشاره به حادثه‌ای که یک سال پیش اتفاق افتاده بود، گفت: من در صبح روز حادثه، نسبت به روزهای دیگر زودتر رفتم. اتفاقاً قرار بود آن روز حدود 1500 هنرور بیایند و انگار به من الهام شده بود و آنها را بیرون کردم. مرحوم جواد شریفی‌راد یکی از بهترین دوستان من بود و فیلم معراجی‌ها نهمین کار من کنار جواد بود. من به آقای شهیری و مرتضی مولایی گفتم که بروند محلی که قرار بود کار را شروع کنند. هلی شات و مسئولینش را به‌سمت محل فیلم‌برداری بردیم. در حال رفتن به محل دقیق فیلم‌برداری بودیم که دیدیم صدای مهیب انفجار آمد. موج انفجار من، مسئول هلی شات و مسعود ده‌نمکی را به یک طرف پرت کرد.

این دستیار کارگردان گفت: متأسفانه بعد از اینکه یک چنین حادثه‌ای افتاد خیلی‌ها آمدند و گفتند که ما خیلی کارها می‌کنیم. کمتر از یک هفته بعد از این حادثه به ما فشار می‌آوردند: باید این کار را تمام کنید. تمام عوامل فیلم «معراجی‌ها» با یک فشار روانی کار را ادامه دادند و به جشنواره هم رسید، ولی همه عزیزانی که سر این پروژه سینمایی بودند با عشق این کار را تمام کردند. ما هر روز در همان شهرک دفاع مقدس و از همان مسیری که دوستانمان کشته شده بودند عبور می‌کردیم تا این فیلم را بسازیم. الآن بعد از یک سال دارم با شما حرف می‌زنم. فیلم به جشنواره رسید، در سینماها اکران شد و مجموعه تلویزیونی آن هم پخش شد، خدا را شکر که استقبال هم خوب بود، اما این عزیزانی که یک سال پیش وعده و وعید می‌دادند برای خانواده‌های این پنج عزیز که سر این فیلم جان باختند چه‌کاری کردند؟ تهیه کننده و کارگردان این کار برای این خانواده‌ها کوتاهی نکردند و کنارشان بودند اما اینها هم یک توانی دارند.

گودرزی ادامه داد: آقای ضرغامی از صدا و سیما رفت. او می‌دانست چنین حادثه دلخراشی برای این خانواده‌ها اتفاق افتاده است. معراجی‌ها که از تلویزیون پخش شد. آیا صدا و سیما گروه فیلم‌سازی این کار را جمع کردند و بگویند که این بندگان خدا چه می‌کنند. امروز سالگرد پنج نفر از اهالی سینما است. این اهالی خانه سینما کجا هستند، آقای عسگرپور کجاست؟ آقای دکتر ایوبی کجاست؟ چرا امروز یک نفر از مسئولین ارشاد اینجا نیامدند.

وی در مورد حمایت‌های از خانواده‌های جان‌باختگان «معراجی‌ها» گفت: کانون کارگردانان و اهالی سینما نامه‌ای را برای بیت رهبری تنظیم کردند و مثل اینکه نامه به بنیاد شهید فرستاده شده است. توقع این است که خانواده این عزیزان تحت پوشش بنیاد شهید قرار بگیرند. اینها در منطقه نظامی و برای یک کار دفاع مقدسی کشته شدند، این عزیزان برای ما شهید هستند.

مرتضی مولایی یکی از مجروحین حادثه پشت‌صحنه «معراجی‌ها» هم که بر سر مزار همکاران درگذشته‌اش حاضر بود. او  گفت: تنها چیزی که من از روز حادثه یادم است این‌که یک انفجاری شد، همه فرار کردیم، آقای شهیری دست من را گرفت و کشید، و بقیه‌اش جان‌دادن من بود تا بیمارستان. تا رسیدن به بیمارستان همه درد و خونریزی‌ها را می‌فهمیدم. اما بعد از آن تا پانزده روز بعد چیزی یادم نمی‌آید.

وی ادامه داد: بعد از این بود که پا و چشم من عمل شد و 21 دی ماه یک پیوند قرنیه چشم دارم. سید محمود رضوی تهیه کننده فیلم در طول درمان تنها حامی من بود، رضوی نبود من هم نبودم. ما تهیه کننده‌های دیگر را هم دیدیم ولی پیگیری‌های او از روز اول همراه من بود.

مولایی در مورد آخرین فعالیت سینمایی‌اش گفت: من تا دیروز سر کار فیلم‌برداری فیلم سینمایی «دلبری» به‌تهیه کنندگی آقای رضوی و کارگردانی آقای اشکذری بودم و همچنان در سینا خواهم ماند.

حمید شهیری یکی دیگر از آسیب‌دیدگان این ماجرا هم در ابتدای سخنانش گفت: در این حادثه فقط من و کسانی که جانشان را از دست دادند، آسیب دیده نشدیم بلکه همه عوامل «معراجی‌ها» ضربه دیدند. خاطره تلخ این حادثه هیچ‌گاه از ذهن سازندگان «معراجی‌ها» فراموش نمی‌شود. ما بهترین همکارانمان را از دست دادیم.

شهیری در مورد حمایت‌هایی که در طول درمان از او شده است، گفت: من طول درمانم تا تیرماه سال جاری بود ولی به‌خاطر اینکه پرونده خانواده‌ها زودتر به سرانجام برسد از ادامه درمانم انصراف دادم. در طول درمان هیچ کسی به‌جز آقای رضوی کنار ما نبود.

وی افزود: در طول این یک سال هیچ کدام از مسئولان  صدا و سیما و سینمایی از ما حمایتی نکردند. نمایندگان مجلسی که برای حمایت از شهدای امر به معروف و نهی از منکر قانون تصویب می‌کنند چرا برای خانواده‌هایی که عزیزانشان را در یک پروژه دفاع مقدسی جان دادند، هیچ کاری نکردند. اینهایی که در پشت‌صحنه «معراجی‌ها» جان باختند از آمران به معروف دفاع مقدس بودند.

شهیری با اشاره به وضعیت خانواده‌هایی که سرپرست خود را در این حادثه از دست دادند، گفت: عدم وجود سرپرست یکی از مشکلات عمده این خانواده‌ها است. ما نباید فکر کنیم که همه چیز به‌عهده تهیه کننده است. تهیه کننده یک فرد است و بیش از یک فرد نمی‌توان از او توقع داشت. متأسفانه در این یک سال هیچ ارگان و مسئولی به آنها رسیدگی نکرده است. اما این جای سؤال است: چرا مسئولان تلویزیون و ارشاد از کنار این عزیزان به‌راحتی عبور کردند؟ آیا مسئولان ارشاد یتیم‌نوازی کردند؟ این سؤالات ما بعد از یک سال از حادثه‌ای است که همه را متأثر کرد. اگر ما برای فرهنگ و مردم کار می‌کنیم باید به این سؤالات جواب بدهیم. آدمهایی که برای احیای ارزش‌ها از جان خود گذشتند قطعاً لایق احترامی بیش از این هستند.

شهیری در مورد اینکه اکنون در سینما مشغول چه‌کاری است، گفت: من در این حادثه دوستانم را دیدم که چون تنه‌های درخت آتش گرفتند و سوختن آنها را به چشم دیدم. بازگشت من به سینما خیلی سخت شده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم دی 1393ساعت 8:56  توسط مسعود ده نمکی  | 

نخستین مراسم بزرگداشت عوامل سریال معراجی‌ها

ا حضور اهالی هنر
نخستین مراسم بزرگداشت عوامل سریال معراجی‌ها برگزار می‌شود

نخستین سالگرد بزرگداشت عوامل اجرایی سریال معراجی‌ها با حضور اهالی هنر در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) برگزار می‌شود.

خبرگزاری فارس: نخستین مراسم بزرگداشت عوامل سریال معراجی‌ها برگزار می‌شود
 

 

به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب استان تهران، مراسم بزرگداشت نخستین سالگرد مدیر شهرک سینمایی دفاع مقدس و چهار تن از عوامل اجرایی فیلم معراجی‌ها که سال گذشته در مراحل پایانی ساخت این فیلم ندای حق را لبیک گفتند، با حضور اهالی هنر و اقشار مختلف جامعه برگزار می‌شود.

این مراسم صبح امروز با حضور مسعود ده‌نمکی کارگردان فیلم معراجی‌ها، رضوی تهیه‌کننده این فیلم، خانواده جانباختگان این حادثه و اقشار مختلف جامعه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) برگزار می‌شود.

به گزارش فارس، صبح هجدهم دی ماه سال 1392 در حالی که مراحل پایانی فیلم «معراجی‌ها» در حال انجام بود، در پشت صحنه این فیلم در شهرک سینمایی دفاع مقدس انفجاری رخ داد.

علی اکبر رنجبر مدیر شهرک سینمای دفاع مقدس، جواد شریفی‌راد مسئول جلوه‌های ویژه، رضا فرجی دستیار تولید، مهدی مرادی جلوه‌های ویژه، جمشید اصفهانی‌فر افرادی بودند که در این حادثه به ندای حق لبیک گفت و به لقاء‌الله پیوستند.

گفتنی است، نخستین یادواره جانباز سرافراز علی اکبر رنجبر همچنین پنج‌شنبه هفته گذشته (11 دی ماه سال جاری) با حضور فرمانده سپاه حضرت سیدالشهداء (ع) استان تهران در شهرری برگزار شد.

نخستین یادواره شهید علی اکبر رنجبر پس از نماز مغرب و عشاء با حضور پرشور خانواده معظم شهدا، جانبازان و ایثارگران و عاشقان راه ایثار و شهادت ب همت بسیجیان مسجد حضرت فاطمه زهرا (س) میدان معلم شهرری در این مسجد برگزار شد.

مردم مومن، ولایی و شهید پرور ایران اسلامی با حضور در این مراسم ضمن ادای احترام به مقام شامخ شهدا، با آرمان‌های والای امام راحل، شهدا و رهبر فرزانه انقلاب تجدید میثاق کردند.

شعرخوانی شاعر ارزشی صابر خراسانی، هم‌خوانی و چندین برنامه فرهنگی دیگر از جمله برنامه‌هایی بود که در آیین بزرگداشت نخستین سالگرد شهادت سید علی اکبر رنجبر برگزار شد.

پیکر مطهر جانباز سرافراز حاج علی اکبر رنجبر مدیر شهرک سینمایی دفاع مقدس سال گذشته پس از تشییع باشکوه بر روی دوش هم‌رزمانش در میان حزن و اندوه جمع کثیری از خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران و امت شهید پرور طی مراسم باشکوهی در قطعه صالحین گلزار شهدای بهشت زهرا (س) در منزل ابدیش آرام گرفت.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم دی 1393ساعت 8:53  توسط مسعود ده نمکی  | 

مطالب قدیمی‌تر