مسعود ده نمکی

فیلم/ اعتراض به تحریف آمار فروش فیلم‌ها در برنامه هفت

نمایش سینمایی معراجی ها شنبه اول فروردین از شبکه یک سیما

*معراجی ها
معراجی‌ها فیلمی به کارگردانی مسعود ده نمکی و محصول سال ۱۳۹۲ است.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: محمد جوانی است که شوق رفتن به جبهه را دارد اما با مخالفت‌های سرسختانه پدرش مواجه می‌شود و پدر برای رفتن او به جبهه شرط‌های عجیب و غریب می‌گذارد تا اینکه محمد شبانه از خانه فرار کرده و به جبهه می‌رود و پدر برای بازگرداندن او راهی منطقه می‌شود.
پندار اکبری، محمدرضا شریفی نیا، اکبر عبدی، محمود عزیزی، رضا رویگری، حمیدلولایی ، مهران رجبی، برزوارجمند و علی صادقی از بازیگران این فیلم هستند که روز اول فروردین ساعت 16 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد.


*47 رونین
این فیلم به کارگردانی کارل رینچ و محصول سال 2013 کشور آمریکاست.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: ارباب آسانو که با ملازمانش برای شکار به جنگل رفته است با خود پسر بچه دو رگه ای به نام شای را به کاخ می آورد. شای همبازی دختر ارباب آسانو به نام میکا می شود و آنها در کنار هم بزرگ می شوند. ارباب شوگان که ارباب کل ژاپن است تصمیم می گیرد تا در کشور سفر کرده و در مناطق مختلف با سایر اربابها تجدید عهد کند به همین دلیل قصد سفر به ایالت ارباب آسانو را می کند. کیانو ریوز، هیروکی سانادا وکو شیباساکی از بازیگران این فیلم تاریخی و مبارزه ای هستند.
فیلم 47 رونین روز دوم فروردین به روی آنتن می رود.


*ظهر روز سوم
فیلم تلویزیونی ظهر روز سوم به کارگردانی مرجان اشرفی‌زاده و تهیه‌کنندگی زهرا اسحاقیان است که در آن پدرام شریفی، لیندا کیانی، فریبا جدی‌کار، بهاره ریاحی، بهزاد داوری، فرج گل سفیدی، علی مردانه، شهاب زارع و فرشاد مجیدی ایفای نقش می‌کنند.
 در خلاصه داستان این فیلم آمده است که آسیه؛ مادر آمنه، امید و آرزوست که به بیماری کلیوی مبتلاست و تحت دیالیز است. بیماری مادر حاد و نیاز فوری به پیوند کلیه دارد اما بودجه خانواده نمی تواند خرید کلیه را تامین کند. آمنه بارداراست، آزمایش آرزو منفی است و امید تنها گزینه پیوند، سالهاست که تمام تلاش خود را صرف مسابقات دوچرخه سواری نموده و اکنون نزدیک مسابقات تیم ملی، امید در یک قدمی قهرمانی است.
سوم فروردین ساعت 16 زمان پخش این فیلم سینمایی است.


*روشنای حقیقی
کارگردان این فیلم مجید سروینی و محصول گروه فیلم‌های تلویزیونی شبکه اول سیما است.
روشنای حقیقی داستان کمال و رحیم، دو برادری است که سال‌هاست با هم اختلاف دارند، اما فرزندان آنها برای برگزاری یک مسابقه قرآنی، دوستی صمیمی با هم برقرار می‌کنند که همین دوستی باعث ماجراهای بین این دو برادر می‌شود.
مهرداد ضیایی، شیوا ابراهیمی، حسین شمس وحسن رستمانی از بازیگران این فیلم هستند که روز چهارم فروردین از شبکه یک سیما پخش می شود.


*مسیر سنگی
این فیلم آمریکایی در سال 2014 و به کارگردانی اسکات فرانک ساخته شد. این فیلم در ژانر پلیسی است و در آن لیام نسون، دان استیونس و دیوید هاربور بازی کردند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: یک کارآگاه الکلی به نام مت اسکادر در تعقیب چند سارق آنها را به ضرب گلوله می کشد. در این بین دختر بچه ای که بصورت اتفاقی در محل حادثه بازی می کرده نیز با نشانه گیری اشتباه او گلوله می خورد و کشته می شود. او تحت شوک و عذاب وجدان ناشی از این ماجرا الکل را ترک کرده و در گروههای ترک اعتیاد به الکل شرکت می کند. در آنجا او با پسری به اسم پیتر آشنا می شود که می خواهد به برادرش کنی کمک کند که ....
این فیلم روز پنجم فروردین حوالی ساعت  16 از شبکه یک سیما پخش می شود.


*نابخشوده
فیلم نابخشوده محصول سال 2013 کشور ژاپن است که سانگ ایل لی آنرا کارگردانی کرده است. مضوع این فیلم خانوادگی است و در آن کن واتانابه، جون کونیمورا و شیوری کوتسونا ایفای نقش کردند.
 در خلاصه داستان فیلم نابخشوده آمده است: کینو دخترک خدمتکاری است که در روستای واشیرو در یک مهمانخانه کار می کند. دو مرد مسافر که در مهمانخانه اقامت کرده اند به اتهام کم کاری او را به شدت کتک زده و با چاقو روی صورتش خطی می اندازند تا درس ادبی به او داده باشند. اوکاچی که سردسته خدمتکارهاست پس از اطلاع از این موضوع به حمایت از کینو پرداخته و جایزه ای هزار دلاری برای سر دو ضارب تعیین می کند. جوبی که در گذشته به جوبی مرگبار معروف بود به همراه دوستش کینگو برای گرفتن جایزه هزار دلاری راهی جاده می شوند تا دو ضارب را بیابند.


*ته چین
این فیلم تلویزیونی از تولیدات گروه فیلم های تلویزیونی شبکه یک سیما است که مهدی حسینی وند آنرا کارگردانی کرده است. داستان این فیلم درباره زن و شوهری به نام فروغ و مرتضی است که بعد از سالها زندگی مشترک به علت مشغله کاری مرد، ارتباط عاطفی اش با همسرش بسیار کمرنگ شده است اما بروز اتفاقی برای فروغ موجب می شود مرتضی به زندگی علاقمند شود.
رضا بهبودی، بهناز جعفری، هستی مهدوی فر، دانیال محمودی نیا از بازیگران فیلم تلویزیونی ته چین هستند که روز جمعه هفتم فروردین پخش خواهد شد.


*پلیس بازی
این فیلم به کارگردانی لوک گرینفیلد، محصول 2014 کشور آمریکاست که در آن جک جانسون، دیمن وایانز و راب ریگل بازی کردند.
در خلاصه داستان این فیلم که موضوعی کمدی و پلیسی دارد آمده است:  رایان و جاستین دو دوست هستند که در شهر لوس آنجلس زندگی کرده و کار و بار درستی ندارند. جاستین در یک شرکت طراحی بازی های کامپیوتری مشغول است اما در کار خود موفق نیست و رایان هم در آرزوی این است که بازیکن فوتبال شود اما راهی برای رسیدن به آرزویش نمی یابد  رایان و جاستین در یک مهمانی شرکت کرده و در آنجا لباس پلیسها را به تن می کنند.
 فیلم سینمایی پلیس بازی روز هشت فروردین ساعت 16 از شبکه یک پخش می شود.


*سرقت خاموش
این فیلم فرانسوی محصول سال 2013 است که داستانی پلیسی دارد.
 این فیلم را فیلیپ گودیئوکارگردانی کرده و در آن فرانسیس کلوزت، بولی لانرز و کورین ماسیرو نقش آفرینی کردند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: تونی موزولون افسر امنیتی بانک است که در بخش جابجایی پولها کار می کند. او که مردی جدی و دقیق است با همسر رستوران دار خود به نام ماریون زندگی می کند. او که از فشار کار خسته شده است تقاضای مرخصی می کند اما رئیسش با مرخصی او موافقت نمی کند. از طرفی او متوجه می شود که رئیسش برای سایر همکارانش حقوق و مزایای بیشتری قائل است .
علاقه مندان می توانند فیلم سینمایی سرقت خاموش را روز یکشنبه نهم فروردین از شبکه یک سیما ببینند.


*سر به مهر
فیلم سینمایی سر به مُهر نام فیلمی به کارگردانی هادی مقدم دوست محصول سال ۱۳۹۱ است.
 در این فیلم بازیگرانی نظیر لیلا حاتمی، آرش مجیدی و خاطره اسدی ایفای نقش کردند.
این فیلم داستان دختر تنها و خسته‌ای است که زندگی اش را در وبلاگ اش می نویسد و توسط برادر دوستش از او خواستگاری میشود و صحبت های اولیه ازدواج را انجام میدهند.او که نماز نمیخوانده بنا به شرایط زندگی شروع به خواندن نماز کرده الان شهامت اینکه به خواستگارش نماز خواندن خود را بگوید خجالت میکشد. که در آخر فیلم بازگو میکند انتخاب نام سر به مهر برای این فیلم دارای ایهام است که هم اشاره به نماز خواندن دارد و هم اشاره به این رازی است که تا آخر فیلم سر به مهر باقی می ماند.
این فیلم دهم فروردین ساعت 16 پخش می شود.


*سامورایی آشپز
این فیلم محصول سال 2013 کشور ژاپن است که یوزو آساهارا آنرا کارگردانی کرده و در آن آیا یتو، کنگو کورا، و کیمیکو یو بازی کردند.  در خلاصه داستان این فیلم خانوادگی آمده است: هارو دختر جوانی است که در یک عمارت اربابی به عنوان آشپز و پیشخدمت کار می کند. او بسیار باهوش است و استعداد ویژه ای در آشپزی دارد. یک سامورایی آشپز به نام دنای از هارو برای پسرش یاسونوبو خواستگاری می کند. هارو قبول می کند و پس از ازدواج به شهر یاسونوبو نقل مکان می کند. یاسونوبو که مجبور به این ازدواج شده است ابتدای رابطه خوبی با هارو برقرار نمی کند. او که از آشپزی بیزار است می خواهد یک سامورایی مبارز باشد و با عده ای از ساموراییهای منطقه برعلیه ارباب وقت شورش کند. هارو تلاش می کند تا با آموزش رمز و راز آشپزی علاقه و توجه همسرش را بدست آورد اما این کار بیفایده است.
زمان پخش فیلم سینمایی سامورایی آشپز روز سه شنبه یازدهم فروردین است.


این فیلم به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیل محصول سال 1392 است.
 این فیلم داستان دو روز از زندگی مصطفی چمران را در شهرستان پاوه به تصویر می‌کشد. در اواخر مرداد سال ۱۳۵۸، دکترچمران از طرف دولت موقت ماموریت پیدا می‌کند به پاوه برود و درگیری داخلی به‌وجودآمده در آنجا را خاتمه دهد. سه رأس درگیری موردنظر را مردم پاوه، کردهای جدایی طلب  و رزمندگان پاسدار تشکیل می‌دهند. چمران با تکیه بر نگاه عرفانی و بینش صلح‌جویانه‌اش، هم باید در برابر جسارت و میل به عدالت‌طلبی  اصغر وصالی بعنوان فرمانده پاسداران مستقر در پاوه مقاومت کند و هم دکتر عنایتی بعنوان رئیس کردهای شورشی را قانع کند که دست از درگیری بردارد.
این فیلم روز چهارشنبه 12 فروردین به روی آنتن شبکه یک سیما می رود.

*کوهنورد
این فیلم محصول سال 2013 کشور روسیه است که موضوعی آرشو هارتونیان آنرا کارگردانی کرده است.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: یک گروه خلافکار به سرکردگی شخصی به نام الکساندر تعدادی الماس گرانبها را سرقت کرده و در منطقه ی صعب العبور وکوهستانی پنهان می کنند. الکساندر پس از پنهان کردن الماسها برای آن که کسی جز خودش به الماسها دست نیابد،تمام افراد گروهش را به قتل می رساند ولی خودش دستگیر شده به 25سال زندان محکوم می شود. از سوی دیگر یک کوهنورد حرفه ای به نام سرگی به اتهام قتل غیرعمد به زندان میافتد . الکساندر که که اکنون در پایان سال محکومیتش است پس از آزادی با گروگان گرفتن نامزد سرگی او را وادار به همکاری با خود می کند.
این فیلم روز پنج شنبه ساعت 16 پخش خواهد شد.

*کیش و پات
این فیلم موضوعی کمدی دارد که کاظم راست گفتار آن را نويسندگي و کارگرداني کرده است.
کيش و پات داستان زندگي زوجي جوان را روايت مي کند که قرار گذاشته اند50 سال زندگي مشترکشان را با خوشبختي پشت سر بگذارند، اما به محض اينکه ازدواج مي کنند بعد از شش روز کارشان به جدايي مي کشد. با اين حال به توصيه يک دکتر آنها ابتدا تصميم مي گيرند براي سفر ماه عسل به شيراز بروند تا اينکه در سفر اتفاقي برايشان رخ مي دهد که ...
در این فیلم بازيگراني چون فرهاد آئيش، نيما فلاح، متين گودرزوند، جمشيد فروزاني، نادر شهسواري و قاسم بي طرف ايفاي نقش کرده اند. این فیلم در آخرین روز تعطیلات جمعه 14 فروردین از شبکه یک سیما پخش می شود.

http://www.ghatreh.com/news/nn25275826/%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%AC%DB%8C

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:17  توسط مسعود ده نمکی  | 

اعتراض به تحریف آمار فروش فیلم‌ها در برنامه هفت

ـ گبرلو: شما به نکته‌ای‌ در مورد آقای ده‌نمکی اشاره کردید، آقای ده‌نمکی مایل‌اند روی خط تلفنی بیایند، صحبت کنند.

 طالبی‌نژاد: من البته به قصد توهین عرض نکردم، بالاخره ایشان یک کارت سبز دارند که...

گبرلو: اجازه بدهید ببینم آقای ده‌نمکی چه صحبتی دارند، سلام آقای ده‌نمکی، شب‌بخیر.

ده‌نمکی: سلام عرض می‌کنم خدمت شما و همچنین حضار محترم و مردم خوبمان. من گرچه خیلی بنای جواب دادن به حرف‌های حاشیه‌ای ندارم چون دیگر واقعاً خسته شدم از کسانی که به‌نوعی به جای نگاه کارشناسانه به مسائل، فقط حاشیه‌پردازی می‌کنند و احترام آدم‌هایی که سنشان از من بیشتر است و طوری است که به‌نوعی دهان من را در زدن بعضی حرف‌ها مسدود می‌کند. ولی توقع من از شما که به عنوان یک مجری آنجا نشسته‌اید، این است که با آماری که ارائه می‌دهید در حق یک فیلم ظلم می‌کنید. طبق آمار ارائه شده معراجی‌ها جزء سومین فیلم پرفروش امسال است، ولی در آمار آن را مثلاً پنجم اعلام می‌کنند یا مثلاً جزء آمار فیلم‌های پرفروش اعلام نمی‌کنند. یا مثلاً معراجی‌ها فیلمی است که در اسفند‌ماه سال گذشته یعنی همین موقع‌ها در سینمای ما 5/2 میلیارد فروش داشته است و فیلمی است که با مضمون آن دفاع مقدس است. حالا من با این بحث‌ها کاری ندارم، ولی وقتی بحث‌های آقای طالبی‌نژاد و دوستان را می‌بینم که می‌گویند بخش خصوصی، بخش خصوصی، ولی نوبت به ما که می‌رسد، می‌گویند کارت سبز. این چه کارت سبزی است که من پنج فیلمی که ساخته‌ام، چهارتای آن با پول بخش خصوصی بوده است؟ مجموع فروش فیلم‌های من 30 میلیارد تومان بوده است. به طور متوسط در این 10 سال که من به سینما آمده‌ام، [و فیلم‌های من] با بلیط سه هزار تومانی یا دوهزار تومانی [فروش رفته است،] تا الان حداقل 10 میلیون از مخاطب‌های سینما برای فیلم‌های من بوده است.

ـ طالبی‌نژاد: آقای ده‌نمکی منظور من از کارت سبز درمورد مسائل اقتصادی فیلمتان نیست. بیشتر برسر موضوعات حادی است که شما جزء معدود کسانی هستید که این اجازه را دارید که وارد آن موضوعات بشوید و دیگران این اجازه را ندارند و من از این جهت این را گفتم.

ده‌نمکی: اجازه بدهید وارد این بحث‌ها و موضوعات حاد نشویم. خانوادۀ سینما آن قدر متشنج شده است که من نمی‌خواهم الان هم ما در اینجا به آن دامن بزنیم. موضوعات حادی که دوستان دیگر مثلاً از مسائل خانوادگی، عشق‌های مثلثی، زن شوهردار، هزار گونه خیانت هزار گونه مسائل دیگر... که در فیلم‌های دوستان می‌بینیم، آنها موضوعات حاد نیست، ولی اگر به مضمون عرفانی بپردازیم و مضمون طنز در جنگ و به بحث اسلام من درآوردی حاجی گرینوف‌ها و غیره بپردازیم، [عیب‌دار] کجای این موضوع ملتهب است؟ در هر فیلمی ممکن است خیلی از دوستان دربارۀ موضوعی سفارش بگیرند.

ایشان (منظور، طالبی‌نژاد است) می‌گوید بودجۀ فیلم‌ها از کجا می‌آید؟خیلی از نهادها و ارگان‌ها برای مضامین ملتهب به همین دوستانی که ایشان دارند از آنها دفاع می‌کنند، سفارش می‌دهند. [مثلاً می‌گویند] آقا بیا در مورد مضمون امنیتی، در مورد مضمون فلان، در مورد حتی جنگ فیلم بساز. چطور در آن جاها کارت سبز نیست. کارت سبز که هیچ، آن گرین‌کارت است؛ یعنی آنها مجوز دارند بیایند در مورد همه چیز حرف بزنند و از هیچ جا هم مورد تهدید واقع نمی‌شوند. ما که برای دل خودمان و با ارادۀ خودمان و با ایمان خودمان می‌آییم یک اثر را می‌سازیم، باید متأسفانه به ما نگاهی داشته باشند که این کارت سبز است. این کارت سبز در اختیار خیلی از آقایان است. من می‌دانم همین فیلم‌هایی که مربوط به اکران سال گذشته است، مگر من اولین فیلم طنز را ساخته‌ام که بگویم یا من اولین کسی هستم که در مورد روحانیت فیلم ساختم. خیلی کسان دیگر هم فیلم ساختند، [و کسی حرفی نزد] منتها به ما که می‌رسد [، درست نیست ] یا برای بعضی از فیلم‌هایی که در جشنواره اکران شد، مجموع تیزرهایی که تلویزیون برای آنها پخش کرد در اکران عید سال گذشته صد برابر فیلم معراجی‌ها بود، ولی سر و صدای یک نفر هم درنیامد و یک نفر نگفت که عدالت سینمایی کجاست، ولی به من که می‌رسید..

گبرلو: نه آقای ده‌نمکی، بحث فروش با بحث مضمون، بحث‌های متفاوتی هستند. اینجا در مورد فروش فیلم و جذب مخاطب صحبت می‌کنیم.

ده‌نمکی: آقای طالبی‌نژاد در مورد یک فیلم حرف می‌زند و می‌گوید که 12 میلیارد فروخته است و ... درحالی‌که اخراجی‌های دو هشت و نیم میلیارد آن موقع فروش داشت و چهار میلیون نفر را آن سال به سینما آورد؛ یعنی در جذب مخاطب در دهۀ نود [این چنین بود] و  اینها همه، امتیازات یک مجموعه فیلم‌هایی است که آدم می‌سازد، چرا به این راحتی از کنارش می‌گذرند.

یا حتی کنایه‌هایی هم زده می‌شود.

طالب‌نژاد: من کنایه نزدم، من از یک واقعیت صحبت کردم که همه می‌گویند، منتها ممکن است که در روی شما نگویند، ولی من دارم به یک واقعیت اشاره می‌کنم که الان هم بحثش نیست و ما بحث‌های دیگر را داریم.

ده‌نمکی: من چند نفر از دوستان روشنفکر یا اپوزیسیون‌‌نمای سینما را معرفی کنم که پول گرفتند تا در مورد این مضامین فیلم بسازند. چطور آن جاها کارت سبز نیست. ولی وقتی من با ارادۀ خودم و با پول خودم فیلم می‌سازم، اینجا اسمش می‌شود کارت سبز.

گبرلو: اجازه می‌دهید ما بحث‌های تحلیلی خودمان را ادامه دهیم.

ده‌نمکی: بله، من هم اگر جای شما بودم، این موقع‌ها می‌گفتم که برویم سر بحث‌های تحلیلی. بحث تحلیلی همین است آقای گبرلو.

کرم‌پور: فیلم‌های آقای ده‌نمکی که اصلاً از این قضیه مستثناست. من فکر می‌کنم که ایشان واقعاً در بخش خصوصی کار می‌کنند؛ یعنی این جزو بحث برنامۀ ما نیست.

گبرلو: نه، ما اصلاً از این اشکال نگرفتیم آقای ده‌نمکی.

ده‌نمکی: آقای کرم‌پور خودشان شاید اینجا شاهد باشند. برای فیلم معراجی‌ها، من هیچ تمایلی برای اکران نوروز سال گذشته نداشتم. خود سینمادارها همه جمع شدند و به وزارت ارشاد نامه دادند که این فیلم را در اسفندماه اکران کنید که به داد ما برسد و ما عید امسال ما پول داشته باشیم تا عیدی کارمندهای سینماهایمان را بدهیم. من به‌عمد امسال رسوایی 2 را به جشنواره و به اکران عید نرساندم که  نگویند کارت سبز دارد. بگذارید آقایان بیایند ببینند چه اتفاقی قرار است بیفتد. من دعا می‌کنم که از همۀ فیلم‌ها استقبال بشود. دعا می‌کنم که دوستان این قدر کارت سبز داشته باشند که نه با یک کارت، اصلاً با حمایت...، آخر دوست من شما از یک فیلم دفاع می‌کنید که من از آن بدم هم نمی‌آید، من اصلاً گاردی با این فیلم ندارم ، بودجۀ چند میلیاردی این فیلم را به قول شما بانک‌ها و نهادها داده‌اند، چطور آنجا نمی‌گویید کارت سبزی پشت قصه وجود دارد. بعد دائم به من، که با پول خودم فیلم می‌سازم، می‌گویید برای تو کارت سبز وجود دارد.

گبرلو: البته آقای طالب‌نژاد دارند توضیح می‌دهند و به نوعی آن‌را تصحیح می‌کنند. و اصلاً بحث آن‌گونه که شما مطرح می‌کنید، نیست. اجازه بدهید ما وارد بحث‌های خودمان بشویم که بتوانیم وقت را تنظیم کنیم.

ده‌نمکی: به‌هرحال من هم قصد توهین به ایشان را نداشتم، فقط به‌نوعی به پای زحمت‌هایی که بچه‌ها در این آثار می‌کشند و در همین برنامه‌ای که چند روز پیش ارشاد اکران نوروز گرفته بود. معراجی‌ها را در مرتبۀ پنجمین فیلمی که می‌خواهند از آن تقدیر کنند می‌گذارند. درحالی‌که اگر به ترتیب حروف الفباست، پس چرا بقیۀ فیلم‌ها را قبل از آن ذکر می‌کنند. اگر برحسب فروش است، باز در اینجا هم همه دست به دست هم می‌دهند تا به هر شکلی که شده [آن را کنار بگذارند]. همین الان شما فیلم آتش‌بس را چندم اعلام کردید؟ گفتید: دوم یا سوم ، درحالی‌که ‌آمار، این نیست. من دوست داشتم که آتش‌بس هم بیاید و بیشتر از این بفروشد، ولی واقعیت‌ها را نادیده نگیرند.

گبرلو: نه خدای نکرده این طور نیست، ما براساس یکسری آمار و اسناد، این کارها را انجام می‌دهیم.

ده‌نمکی‌: آمارها را همین الان آقای طالبی‌نژاد جلوی شما خواندند.

گبرلو: ایشان که آمار خودشان را خواند، آمار ما که نبود و خودشان هم گفتند که نمی‌دانم درست است یا نه، آماری را از جایی تهیه کردند.ممنون آقای ده‌نمکی سپاسگزاریم. خوش باشید.

طالبی‌نژاد: کارت سبزی که من گفتم، همین است که آیا اگر کسی غیر از آقای ده‌نمکی بود و می‌آمد روی خط، می‌توانست این‌طور و این کار را بکند؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:6  توسط مسعود ده نمکی  | 

سینمایی که یکسال بزرگترشد

سال ۹۳ هیچ سینمایی در سراسر کشور تعطیل نشده و علاوه بر آن تعدادی سالن سینما نیز به سینماهای کشور اضافه و یا بازسازی شده اند.
سینمایی که یکسال بزرگترشد
گروه فرهنگی رویکرد: در روزهای پایانی سال ۹۳ قصد داریم تا در یک مرور اجمالی نگاهی به سینمای سال ۹۳ داشته باشیم با تمام فراز و فرودهایش. سینمایی که باوجود تنوع نسبی آثارش نسبت به سال های گذشته وهمچنین فروش خوب تعدادی از فیلم ها، باعث امیدواری نسبی اهالی سینما شد.

"وضعیت اقتصادی سینما"
در سالی که گذشت به جز چند مورد خاص شاهد تکانی اساسی در فروش گیشه ای فیلم ها نبودیم و با توجه به این که در این بین میزان سوددهی و برگشت سرمایه در فرایند تولید و ساخت فیلم نکته مهمی به شمار می رود به نظر می‌رسد حتی فروش میلیاردی بعضی از این فیلم ها نتوانست این نقیضه را برطرف کند و انتقادهای جدی نسبت به وضعیت زمان اکران ها و نوع آثار تولید شده همچنان وجود داشت. 

فروش فیلم‌ها در ابتدای سال ۹۳ با رقم ۱۵ میلیارد برای اکران اول بهار فروش بسیار خوبی به شمار می‌آید و به عنوان اولین فیلم اکران شده «معراجی‌ها» فیلمی بود که نقش بسزایی در توجه مخاطب به سینماها داشت این فیلم از نیمه دوم اسفندماه سال ۹۲ اکران شد و باعث شد تا تعدادی از سینماها که در شهرستان‌ها تعطیل شده بودند بازگشایی شوند و بعد از دو ماه تعطیلی سینما قدس با اکران فیلم ده‌نمکی مجدداً آغاز به کار کرد.اما در این میان «طبقه حساس» در اکران نوروز از «معراجی‌ها» سبقت گرفت و در رده بالاتر ایستاد و فیلم کمال تبریزی با فروش ۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان (تقریبی) در رده اول اکران نوروزی و «معراجی‌ها» در رده دوم این اکران قرار گرفت.


اکران دوم بهار اما نتوانست با اکران اول رقابت کند اما در فصل تابستان پس از اتمام بازی‌های جام‌جهانی رونق به سینماهای کشور بازگشت و این در حالی است که یکی از فیلم های پرفروش که به گیشه رونق بخشید فیلمی در ژانر کودک بود.این بار" مدرسه موش ها" در سینما خوش درخشید و علیرغم حواشی محتوایی فیلم توانست ثابت کند که ظرفیت بالای پرداختن به موضوع کودک و نوجوان می تواند مخاطبان را به سینماها بکشاند و تاثیر گذاری خوبی داشته باشد.این فیلم با اکران در شهریورماه به داد سینمای ایران رسید و با فروش ۱۲ میلیاردی خود رکورددار سینما و جدول فروش سال ۹۳ شد.



به طور کلی در سال ۹۳ مجموعا ۵۶ فیلم اکران شدند که بیشترین فروش با ۱۲ میلیارد متعلق به «شهر موش‌ها۲» بود و کمترین میزان فروش نیز به فیلم سینمایی «اینجا شهر دیگری است» با تنها ۲ میلیون و پانصد هزار تومان اختصاص داشت که البته تنها ۱۵ روز در اکران باقی ماند. همچنین «شهر موش‌ها۲» و «طبقه حساس» به ترتیب با ۱۳۹ و ۱۳۳ روز بیشترین روزهای اکران را به خود اختصاص دادند.از مجموع ۵۶ فیلم اکران شده در سال ۹۳، ۱۸ فیلم میلیاردی شدند که در تمام ادوار سینمای ایران این تعداد فیلم میلیاردی در یکسال بی سابقه بوده است که فیلم‌های شهر موش ها ۲،طبقه حساس، آتش بس ۲، معراجی‌ها، رد کارپت، شیار۱۴۳، خط ویژه، چ، کلاشینکف، ساکن طبقه وسط، خواب زده ها، آذر، شهدخت، پرویز و دیگران...، مجرد چهل ساله، آنچه مردان درباره زنان نمی‌دانند،آرایش غلیظ، ملبورن، امروز و پنج ستاره توانستند به فروش میلیاردی دست پیدا کنند که البته نکته قابل تامل در این آمار این است که اگرچه در سال ۹۳ ۱۸ فیلم توانستند فروش میلیاردی داشته باشند اما با توجه به نسبت هزینه تولید و فروش تنها ۷ تا ۸ این جدول توانستند به سوددهی برسند.


البته با وجود اینکه هیچ گاه آمار فروش فیلم‌های هنر و تجربه به صورت رسمی اعلام نشد اما به نظر می‌رسد فیلم سینمایی «ماهی و گربه» به کارگردانی شهرام مکری در این گروه به فروش میلیاردی دست یافت.با توجه به اینکه قرار است از ۲۰ اسفند اکران نوروزی ۹۴ آغاز شود تا آمار غیر رسمی از فروش گیشه ۹۳ تا تاریخ ۱۶ اسفند ۹۳ عدد بالغ بر ۳۴ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان را با حد نصاب تماشاگر ۷ میلیون و ۷۴۷ هزار نفر نشان می‌دهد که نسبت به سال‌های قبل رشد قابل ملاحظه‌ای را نشان می‌دهد.مجموع فروش سینمای ایران در سال ۹۲ رقمی معادل ۲۱ میلیارد و ۴۴۱ میلیون تومان با حد نصاب مخاطب ۵ میلیون بود که به همین دلیل می‌توان گفت سال ۹۳ در مجموع سال موفقی برای سینمای ایران در گیشه بوده است، هرچند که در مقطعی از سال اکران همزمان ۲۱ فیلم نوعی فیلم‌سوزی به حساب آمد.



در یک جمع بندی کلی می توان گفت امسال در سینمای ایران شاهد فروش دو ونیم برابری نسبت به سال‌های گذشته بودیم که یکی از دلایل آن را می‌توان گسترش پردیس‌های سینمایی و گسترش سالن‌های سینما در برخی شهرستان‌ها که تاکنون سالن سینما نداشتند همچنین تجهیز سالن‌ها به سیستم دیجیتال دانست.

سال ۹۳ هیچ سینمایی در سراسر کشور تعطیل نشده و علاوه بر آن تعدادی سالن سینما نیز به سینماهای کشور اضافه و یا بازسازی شده اند.

بنابر آمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امسال پنج سینما در سراسر کشور افتتاح شده که سهم پایتخت ۲ سینمای افتتاح شده و یک سینمای بازسازی شده است و سهم استان های البرز، بوشهر و خراسان رضوی هر کدام یک سینما است که برای نوروز افتتاح خواهند شد.


افتتاح سینما «چهارسو» ، «کوروش» و سینما «سروش»در تهران و همچنین سینما « اندیشه» در تربت حیدریه از شهرستان های استان خراسان رضوی ،سینمای «شهدای نیروگاه اتمی بوشهر» در شهرستان بوشهر و سینما «ایران» یا (پرشیا) در مهرشهر کرج در استان البرز در سال ۹۳ انجام شد.



"جشنواره سی و سوم فیلم فجر"
مهمترین و برجسته ترین اتفاق سینمای ایران در سالی که گذشت برگزاری جشنواره فیلم فجر بود با این تفاوت که امسال با حالتی از محافظه کاری و با تفاوت های فاحشی در اجرا روبرو بودیم.


 
در جشنواره امسال چهل و هفت فیلم داستانی و یازده مستند به نمایش درآمدند. و به سبک و سیاق همیشگی این بار هم جشنواره که قرار بود آینه تمام نمای سینمای ایران باشد، بخشی از آن را بازتاباند و باقی را به اکران عمومی واگذار کرد.

در این دوره هم با انبوهی از فیلم های ضد قصه و ضد روایت روبرو بودیم.فیلم هایی با موضوع خیانت،اعتیاد، و فقر و بدبختی که حتی گاردین هم در گزارش خود از جشنواره امسال فجر به این موارد اشاره کرد و این حجم سیاه نمایی و پرداختن به موضوعات اینچنینی را یکی از خصوصیات بارز فیلم های این دوره سینمای ایران دانست.اگرچه برخی از منتقدین نه چندان با تجربه این موضوع را به کارشکنی های گروهی خاص در سینما و کشتن جسارت در فیلمسازان وطنی ارجاع دادند اما در واقع این مشکل اساسی تنها متوجه ذهن خراب و آشفته فیلمسازان و سوءمدریت مدیران فرهنگی است.


علیرضا رضاداد دبیر سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر بود.

مجید مجیدی (رییس هیات داوران)، عبداله اسکندری، محمد بزرگ نیا، عزیز ساعتی، علیرضا شجاع نوری، جواد طوسی و مهتاب نصیرپور به عنوان هیات داوران بخش سودای سیمرغ سی‌ و‌ سومین جشنواره فیلم فجر، آثار بخش «سودای سیمرغ» را داوری کرده‌اند.
همایون اسعدیان، حسن بلخاری، فرشته طائرپور، محمدمهدی عسگرپور و رضا مقصودی به عنوان هیات داوران بخش نگاه نو سی‌ و‌ سومین جشنواره فیلم فجر آثار بخش «نگاه نو» را داوری کرده‌اند. حبیب احمدزاده، مهرداد اسکویی، محمدرضا اصلانی، محمدعلی فارسی و مانی میرصادقی اعضای هیات داوران بخش «سینما حقیقت» (مستند) سی و سومین جشنواره فیلم فجر بوده‌اند.
جمال امید، هوشنگ گلمکانی، جعفر صانعی مقدم، ایرج تقی پور، شهرام مکری، محمدرضا فرجی، مجید مسچی، سیف الله صمدیان و امیرحسین علم الهدی اعضای شورای سیاستگذاری «سینمای هنر و تجربه» بودند.

"برگزیدگان جشنواره"

برگزیدگان این دوره جشنواره فیلم فجر در قسمت های مختلف به شرح ذیل بودند.

در بخش "سینما حقیقت" محمدعلی شعبانی برای پژوهش فیلم مستند «سمفونی استیضاح» ،مهدی گنجی برای کارگردانی فیلم «من می‌خوام شاه بشم» ، فرشاد افشین‌پور برای تصویربرداری فیلم «سفر به آمادای» جوایز خود را دریافت کردند. تندیس بلورین بهترین فیـلم سینما حقیقت به معین کریم الدینی برای تهیه کنندگی و کارگردانی فیلم «آتلان» اهدا شد.
همچنین با توجه ویژه به فیلم آتلان به کارگردانی و تهیه کنندگی معین کریم الدینی، دیپـلم افتـخار بهترین «کـارگردانی سینما حقیقت» هم به محمد کارت برای فیلم «بختک» اهداء شد.



در بخش "نگاه نو" هم هیأت داوران در بخش فیلمنامه به جای تندیس بلورین، دو دیپلم افتخار اهدا کردند. دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه اقتباسی به حمیدرضا قطبی و ناهید طباطبایی برای فیلم «جامه‌دران» اهدا شد.

محمدرضا قطبی از امیر مهاجر سلطانی که در بازنویسی فیلمنامه او را همراهی کرده بود، تشکر کرد. دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه اصلی (غیر اقتباسی) به مریم مقدم و بهتاش صناعی ها برای «احتمال باران اسیدی» اهدا شد.

تندیس بلورین بهترین کارگردانی هم به وحید جلیلوند برای «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» تقدیم شد.

امیرحسین عسگری برای فیلم «بدون مرز» تندیس بلورین هیات داوران را دریافت کرد..و سیمرغ بلورین بهترین فیلم در بخش نگاه نو به محمد حسین لطیفی برای فیلم «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» اهدا شد.


در بخش "هنر و تجربه" تندیـس ویژه فیلم این بخش به امیـرحسین ثقفی برای «مردی که اسب شد» اهدا شد. تندیس بهترین فیلم بخش هنر و تجربه هم به فائزه عزیزخانی برای کارگردانی «روز مبادا» اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین جلوه های بصری در بخش سودای سیمرغ به وحید قطبی زاده برای فیلم «رُخ دیوانه» اهدا شد. همچنین دیپـلم افتـخار بهترین جلوه های بصری به امیررضا معتمدی برای فیلم «مـزار شریـف» رسید. هیأت داوران در این بخش برای جلوه های ویژه میدانی نامزدی را معرفی نکرده است.

سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی اهدا شد به مهین نویدی برای فیلم «ایران برگر» وسیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه در بخش سودای سیمرغ به محـسن نصراللهی برای فیلم «اعترافات ذهن خطرناک من» اهدا شد. سیمرغ بلورین بهترین طراحی لباس به جهانگیر میرزاخانی برای «خداحافظی طولانی» رسید.

همچنین سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری به محـمود سماک باشی برای فیلم «من دیه گو مارادونا هستم» رسید. سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری نیز به بهمن اردلان برای فیلم «رُخ دیـوانه» رسید.

سیمرغ بلورین بهترین مـوسیقی متن فیلم به بهزاد عبدی برای فیلم «مزار شـریف» اهدا شد.

با احترام و تقدیر از علیرضا زرین دست برای فیلم «مزار شریف»، سیمرغ این بخش به علیرضا برازنده برای فیلم «دوران عاشقی» تقدیم شد.
نیما جعفری جوزانی برای فیلم «عصر یخبندان» سیمرغ تدوین این دوره را به خانه برد.

با تقدیر از مینا ساداتی برای فیلم «عصر یخبندان» سیمرغ بلورین نقش مکمل زن در این دوره به سحر دولتشاهی برای فیلم «عصر یخبندان» رسید.

همچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در بخش سودای سیمرغ به هومن سیدی برای فیلم «من دیه گو مارادونا هستم» اهدا شد.

دیپلم افتخار به بهمن زرین پور برای فیلم «حکایت عاشقی» اهدا شد.

رویا محقق برای نگارش فیلمنامه فیلم «دوران عاشقی» سیمرغ گرفت ودیپلم افتخار بهترین فیلمنامه به اصغر عبداللهی برای نگارش فیلمنامه فیلم «خداحافظی طولانی» اهدا شد.

در این دوره سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی به ابوالحسن داوودی برای فیلم «رُخ دیوانه» اهدا شد. دیپلم افتخار بهترین کارگردانی به بهـرام تـوکلی برای فیلم «من دیه گو مارادونا» هستم اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم به بیتا منـصوری برای تهیه کنندگی فیلم «رخ دیوانه» اهدا شد.

با تقدیر از بازی لیلا حاتمی در فیلم «دوران عاشقی» و مهتاب کرامتی در فیلم «عصر یخبندان» هیأت داوران در این بخش یک دیپلم افتخار و یک سیمرغ بلورین اهدا کرد.

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن به بـاران کـوثـری برای فیلم «کوچه بی نام» اهدا شد.

دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن نیز به لیلا زارع برای فیلم «شیفت شب» رسید.
سعید آقاخانی برای «خداحافظی طولانی» سیمرغ بهترین بازیگر مرد را گرفت.

 اما پدیده سینمایی امسال که قرار بود در جشنواره فجر اکران شود فیلم فاخر و مهم "محمد رسول الله(ص)" ساخته مجید مجیدی بود که به دلیل برخی اصلاحات فنی به جشنواره امسال نرسید و تنها نمایش این فیلم در روز 23 بهمن برای مدیران و اهالی رسانه اتفاق افتاد.


"مسافران سینمایی"

ناقوس مرگ هنرمندان در سال جاری با درگذشت حمید مهرآرا بازیگر سینما و تلویزیون به صدا درآمد. او که مدتی از بیماری رنج می‌برد در اولین روزهای بهار از دنیا رفت.

شیرین شازده احمدی عضو طراحان فیلم ، ایرج پور مروت ‌تهیه‌کننده سینما ،‌ناصر گیتی‌جاه بازیگر پیشکسوت و بهرام هنرمند مدیر تدارکات از دیگر هنرمندانی بودند که فروردین امسال درگذشتند و این چنین بود که اولین ماه بهار با مرگ‌های زیادی همراه شد.

هرچند ناقوس مرگ تا نیمه خرداد ماه، هنرمندان را رها کرد اما نیمه همین ماه فرهاد مجدآبادی هنرمند پیشکسوت سینما و تئاتر در فرانکفورت آلمان درگذشت.

همچنین عباس اذکایی دستیار تولید سینما نیز ۲۰ خرداد ماه راهی دیار باقی شد.


اولین ماه تابستان نیز با درگذشت باقر صحرارودی همراه شد. این بازیگر پیشکسوت تئاتر ‌، سینما و تلویزیون روز ۹ تیر ماه راهی دیار باقی شد. همچنان که اکبر خواجوی کارگردان سینما و تلویزیون نیز ۳۱ مرداد ماه دار فانی را وداع گفت.

شهریور ماه نیز همچون ماه فروردین هنرمندان زیادی با فرشته مرگ رهسپار دیار دیگری شدند. ابتدا محمدرضا خورشیدی بازیگر و کارگردان تئاتر ملایر ۶ شهریور ماه به دلیل سکته قلبی درگذشت. به فاصله‌ای اندک، حسن رضیانی بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون که با نقش عین الله باقرزاده مشهور بود‌، روز ۸ شهریور از دنیا رفت.

سارا بنی‌صدر هنرمند جوان تئاتر عروسکی دیگر هنرمندی بود که روز ۷ شهریور ماه در سن ۴۱ سالگی به دیار باقی شتافت. حسین منظوری سینمادار نیز روز ۱۶ شهریور ماه درگذشت.

ماه مهر با درگذشت حامد خسروی هنرمند جوان مستندساز همراه شد. این هنرمند که متولد سال ۵۷ بود، روز ۱۷ مهر در یک سانحه رانندگی جان باخت.

۱۲ روز بعد یعنی روز ۲۹ مهررضا رضاپور هنرمند پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون مشهد براثر عارضه قلبی درگذشت.



درگذشت مجید بهرامی بازیگر جوان تئاتر و سینما از دیگر اتفاقات غم انگیز امسال بود. این بازیگر جوان که تصمیم داشت بیماری خود را شکست بدهد، بعد از چند سال مبارزه با بیماری ، سرانجام ۲۵ آبان ماه، آرامش مرگ را به هیاهوی زندگی ترجیح داد. مرتضي پاشايي نيز پس از تحمل يه دوره بيماري سرطان با بدرقه هزاران نفر راهي سرزمين جاودانگي شد.

عظیم جوان‌روح ،‌ انوشیروان ارجمند‌، حمید جدیدی‌ و سرانجام مرتضی احمدی هنرمندانی بودند که در آخرین ماه فصل پاییز از دنیا رفتند.

عظیم جوان‌روح فیلمبردار سینما و تلویزیون روز ۴ آذر ماه درگذشت. انوشیروان ارجمند بازیگر پیشکسوت تئاتر ‌، سینما و تلویزیون نیز روز ۲۳ آذرماه بعد از یک دوره بیماری،دار فانی را وداع گفت.

به فاصله پنج روز بعد، حمید جدیدی دیگر بازیگر نیز روز ۲۸ آذر ماه درگذشت و مرتضی احمدی بازیگر با سابقه تئاتر، سینما و تلویزیون و هنرمند مطرح عرصه رادیو و دوبلاژ، آخرین درگذشت ماه آذر بود.

احمدی که در تمام سال‌های فعالیتش خاطرات زیادی برای مردم رقم زد، روز ۳۰ آذر ماه درگذشت تا شب یلدا را در جهانی دیگر سپری کند. پدر بزرگ طهرون با درگذشت یلدایی خود،یلدای هر سال در ذهن مردم و دوستدارانش زنده خواهد بود.

ماه دی نیز از نظر درگذشت هنرمندان، دست کمی از ماه آذر نداشت؛ برگرونی بغوسیان هنرمند سینما و فیلمبردار روز ۵ دی ماه درگذشت. به فاصله یک روز بعد، صادق ماهرو هنرمند پیشکسوت دوبله با نقش مشهور «گوریل انگوری» روز ۶ دی ماه در کلن آلمان فوت کرد.

احمد رسول‌زاده دیگر هنرمند باسابقه عرصه دوبلاژ روز ۲۱ دی ماه و محمد حسین‌پور کارگردان و تهیه کننده سینما روز ۲۷ همین ماه دار فانی را وداع گفتند.

هرچند در طول ماه بهمن کسی از جامعه هنرمندان فوت نکرد، اما درست در آخرین روز این ماه نوشین تندسته بازیگر جوان تئاتر در سکوت درگذشت و به خاک سپرده شد.

اولین روز اسفند ماه با درگذشت زاون قوکاسیان منتقد و مترجم سینما همراه شد. این چهره هنری و مطبوعاتی بعد از مدتی بیماری در اصفهان شهر زادگاهش درگذشت و در آرامستان ارامنه در کنار پدر و مادرش به خاک سپرده شد.

سعید مترصد دیگر هنرمند سینما که به عنوان دستیار کارگردان، برنامه‌ریز و طراح صحنه فعال بود، نیز در سن ۵۳ سالگی بعد از شش سال مبارزه با بیماری، درگذشت. این هنرمند روز ۴ اسفند ماه به دیار باقی شتافت و فردای آن روز ۵ اسفند ماه بهرام ریحانی هنرمند پانتومیم کار نیز به جمع درگذشتگان هنرمند پیوست و یکی از غم‌انگیزترین مرگ‌های امسال هنرمندان رقم خورد.

این هنرمند جوان که متولد سال ۵۷ بود، اجرای پانتومیم بر فراز قله دماوند‌، طولانی‌ترین پانتومیم جهان و اجرای چندین برنامه در حمایت از کودکان کار و زنان تحت خشونت را در کارنامه هنری خود ثبت کرده بود.

از آنجا که هنرمندان زیادی بر اثر بیماری‌های گوناگون و بویژه سرطان در سال گذشته درگذشتند، دیگر هنرمندان در مراسم‌های خاکسپاری و یادبود بارها و بارها از سونامی سرطان نام بردند و از مسئولان خواستند برای حل این مشکل تدبیری بیندیشند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:50  توسط مسعود ده نمکی  | 

تقدیر رئیس سازمان سینمایی از کارگردان معراجی‌ها

 

به نام یزدان بخشاینده

 هنرمند گرانقدر

جناب آقای مسعود ده‌نمکی

شاید بتوان در یک جمله سینما را رسانه‌ای دیدار، شنیداری مبتنی بر تکنولوژی وصف کرد. اما آنچه به این رسانه روح می‌دمد و جنبه هنر به آن می‌بخشد. بهره‌گیری از ایده خوب در کنار پرداخت مناسب. استفاده از  عناصر زیبایی‌شناسی و شیوه روایت‌گری به شیوه‌ای هنرمندانه است. بدون شک در سایه خلاق و هوشمند در کنار اندوخته‌ای پر باز از هنر، دانش و تجربه، فیلمی کارگردانی می‌شود که در کتاب ارزشمند سینمای ایران به عنوان فیلمی ارزشمند و پر مخاطب ثبت خواهد شد.

ضمن سپاس از حضور جنابعالی در عرصه سینمای ایران، از زحمات، تلاش‌ها و همت شما برای گام برداشتن در مسیر سینمای دفاع مقدس و کارگردانی فیلم «معراجی‌ها» که موجب احیای خاطرات پر ارزش شهدای والا مقام هشت سال جنگ تحمیلی در اذهان مخاطبان و دوست داران سینمای دفاع مقدس شد. قدردانی می‌کنم.

امید است به یمن وجود هنرمندانی چون جناب عالی، سینمای عزیز کشورمان بالنده‌تر و پر رونق‌تر شود.

  

حجت‌الله ایوبی

معاون وزیر و رئیس سازمان سینمایی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:43  توسط مسعود ده نمکی  | 

گزارش تصویری از مراسم اکران نوروزی

 

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim//Uploaded/Image/1393/12/18/139312182218117914892634.jpg

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:30  توسط مسعود ده نمکی  | 

7 فیلمی که سال 94 خوب می‌فروشند

لم های حاشیه داری مثل «مادر قلب اتمی» یا پروژه جدید مسعود ده نمکی که بهار کلید می خورد، آثاری هستند که می شود روی موفقیت شان در گیشه حساب کرد.
 

اکران سال 94 سینمای ایران با پنج فیلم «رخ دیوانه» ابوالحسن داودی، «ایران برگر» مسعود جعفری جوزانی، «استراحت مطلق» عبدالرضا کاهانی، «طعم شیرین خیال» کمال تبریزی و «روباه» بهروز افخمی از یک هفته دیگر کلید می خورد.

سال 1393 پانزده فیلم در اکران فروش بالای یک میلیارد توان داشته اند اما با توجه به هزینه تمام شده فیلم ها الان دیگر فروش یک میلیاردی چندان هم فوق العاده به نظر نمی رسد.
سینمای ایران به لطف «شهر موش ها 2»، «آتش بس 2»، «معراجی ها»، «طبقه حساس»، «رد کارپت» و «شیار 143» توانست سرپا بایستد؛ فیلم هایی که فروش شان بالاتر از حد انتظار بود اما اکران سال 1394 دورنمای خیلی نگران کننده ای دارد.
به جز علی سرتیپی، بقیه تهیه کنندگان سینمای ایران هم از وضعیت فروش فیلم ها در سال 1394 ابراز نگرانی کردند. این نگرانی ها بخصوص بعد از جشنواره سی و سوم فجر شدت گرفت، وقتی شاهد ده ها فیلمی بودیم که هیچ عنصری برای جلب تماشاگر نداشتند و حتی تعقیب قصه شان هم کار سختی بود. با این حال چند گزینه برای فیلم های پرفروش سال آینده داریم؛ گزینه هایی که بیشترشان در اکران نوروزی قرار گرفته اند.
چندتایی نتوانستند در جشنواره حضور پیدا کنند و یکی دوتایشان هنوز تمام نشدهاند و احتمالا اواسط سال آینده برای اکران آماده می شوند. سینمای ایران باید شانس بیاورد و سال آینده فیلم هایی مانند «آتش بس 2» و «شهر موش ها 2» در آن ساخته شوند؛ فیلم هایی که در جشنواره نبودند اما در اکران از همه فیلم های به نمایش درآمده در جشنواره موفق تر ظاهر شدند.

عصر یخبندان (مصطفی کیایی)

هفت فیلمی که سال 94 می فروشند


عامل موثر در فروش: کارگردان و گروه بازیگران مصطفی کیایی با فیلم های قبلی اش «بعدازظهر سگی سگی»، «خط ویژه» و «ضد گلوله» نشان داده که رگ خواب تماشاگران سینمایی ایران را بلد است. با قصه های سرراست و طعنه و کنایه های اجتماعی به آقازاده ها و پول هایی که حیف و میل می شود.

در «عصر بخبندان» علاوه بر اینها از موضوع جذاب دیگری مثل خیانت هم بهره برده است. به علاوه ستاره های فیلم از بهرام رادان گرفته تا مهتاب کرامتی هم در کشاندن تماشاگر به سینما موثر هستند؛ فیلمی که به رغم تمام تلاش های تهیه کننده اش جزو فیلم های اکران نوروزی قرار نگرفت اما حالا لشگری قوچانی می گوید حاضر است فیلمش را بدون سرگروه در نوروز اکران کند.


رخ دیوانه (ابوالحسن داودی)

هفت فیلمی که سال 94 می فروشند


عامل موثر در فروش: قصه و ساختار و گروه بازیگران

داودی در فیلمش از پدیده های اجتماعی مثل فیس بوک بهره گرفته تا داستان زندگی چند جوان را به هم پیوند دهد. برای عشق سینماها ساختار فیلمش جالب خواهد بود و پایانش احتمالا مردم را راضی از سینما بیرون می فرستد.

فیلمش خوش ریتم است و برعکس بقیه فیلم های سینمای ایران پر از اتفاق و حادثه و رودست به علاوه بازیگران جوان فیلم، طناز طباطبایی، صابر ابر و نازنین بیاتی چهره هایی هستند که این روزها برای مردم جذابیت دارند. فیلم نوروز اکران می شود.


ایران برگر (مسعود جعفری جوزانی)

هفت فیلمی که سال 94 می فروشند


عامل موثر در فروش: سوژه و بازیگران

فیلم جعفر جعفری جوزانی ممکن است منتقدان را در جشنواره عصبی کرده باشد اما احتمالا فروش خوبی خواهد داشت. یک جور «اخراجی ها 3» که در روستا می گذرد. تلفیق فیلم مسعود ده نمکی با «شب های برره» و شوخی هایی مدل «پایتخت» سیروس مقدم.

یعنی جعفری جوزانی از همه چیزهایی که در این سال ها جواب داده در فیلمش استفاده کرده. محسن تنابنده هم انگار از وسط سریال «پایتخت» آمده و فقط لهجه اش از مازنی به لری تغییر کرده است. «ایران برگر» نوروز روی پرده سینماها می رود.


استراحت مطلق (عبدالرضا کاهانی)

هفت فیلمی که سال 94 می فروشند


عامل موثر در فروش: کارگردان و گروه بازیگران و احتمالا داستان و حاشیه ها

همین که نگذاشتند فیلم کاهانی در جشنواره فجر حضور داشته باشد، همین که مجبور به انجام اصلاحاتی برای نمایش فیلمش شد، یعنی چند صد میلیون از فروش فیلم تضمین شده است؛ بقیه اش هم به خاطر اسم کاهانی است که به خاطر فیلم های انتقادی که در این سال ها ساخته و حرف های تند و تیزش همیشه در مرکز توجه بوده و فیلم های قبلی اش همه پرفروش شدند.

فیلمی که هم منتقدان و مخاطب جدی سینما به دیدنش خواهند رفت و هم عامه مردم. رضا عطاران که بازیگر سه فیلم پرفروش سال گذشته بود و ترانه علیدوستی هم از میان بازیگران زن پرطرفدار است. همین اسم بازیگران و حاشیه های حول و حوش فیلم نشان می دهد باید منتظر صف جلوی در سینماهای «استراحت مطلق» باشیم؛ فیلمی که بالاخره نوروز اکران می شود.


نهنگ عنبر (سامان مقدم)

هفت فیلمی که سال 94 می فروشند


عامل موثر در فروش: حواشی فیلم و بازیگران

هنوز فیلم پروانه نمایش نگرفته با مخالفت های شدیدی روبرو شده است. فیلم کارگردانی که هنوز «صد سال به این سال ها»یش در کمد خاک می خورد. فیلمی که بازیگر نقش اولش رضا عطاران است با گریم عجیب و غریب کنار مهناز افشار؛ دو ستاره این سال های سینمای ایران. نقش های فرعی هم بر عهده بازیگران مطرحی مثل ویشکا آسایش است. از آن گذشته فیلمی است که می گویند قصه اش ممکن است در گرفتن پروانه نمایش مشکل ایجاد کند. همین حاشیه ها باعث می‌شود مردم برای دیدنش بیشتر کنجکاو شوند.


مادر قلب اتمی (علی احمدزاده)


عامل موثر در فروش: حواشی و بازیگران

فیلمی که در جشنواره برلین تحسین شد اما در جشنواره فجر نتوانست به نمایش درآید. بازگشت محمدرضا گلزار به سینما. ترانه علیدوستی و پگاه آهنگرانی هم در فیلم بازی می کنند. ادامه فیلم اول کارگردان، «مهمونی کامی» که توقیف شد.


رسوایی 2/ همشهری ها (مسعود ده نمکی)

هفت فیلمی که سال 94 می فروشند


عامل موثر در فروش: کارگردان

مگر می شود ده نمکی فیلمی بسازد و نفروشد؟ تا به حال که سابقه نداشته است؛ بخصوص که قسمت اول این یکی با بازی الناز شاکردوست هم جزو پرفروش ترین های اکران بود. ده نمکی خوب بلد است تماشاگر را به سینما بکشد. از حالا می شود روی فروش این یکی مطمئن بود. (برترین ها به نقل از هفت صبح)

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:4  توسط مسعود ده نمکی  | 

میزگرد برنامه هفت

مجری: سپاسگزار، که بینندة برنامة هفت هستید. هفتة گذشته میزگرد ضرورت وجود قهرمان در سینمای ایران را با حضور جمعی از کارشناسان و صاحب‌نظران داشتیم. در آن جلسه، عزیزان و بزرگواران نظرات مختلف و دیدگاه‌های متفاوتی را دربارة قهرمان در سینمای ایران مطرح کردند.

آقای سیروس الوند، آقای افخمی، آقای سعید راد و آقای اکبر نبوی چهار صاحب‌نظر بودند که این بحث‌ها را باهم همراهی کردند. امشب با چهار عزیز و بزرگوار در این خصوص گفت‌و گو خواهیم کرد:

آقای مسعود ده‌نمکی؛ کارگردان محترم سینما، آقای سیدجمال ساداتیان؛ تهیه‌کنندة محترم سینما، آقای عبدالحسن برزیده، کارگردان محترم سینما و آقای رضا درستکار؛ منتقد خوب سینما امشب مهمان ما هستند.

سلام، شب شما بخیر آقایا ن خوش آمدید

می‌خواهید هر کدام از آقایان سلام علیک و مقدمه‌ای کوتاه بفرمایید تا بعد خدمتتان عرض کنم

شما آقای درستکار بفرمائید.

درستکار:  به نام و یاد خدا، سلام و شب بخیر عرض می‌کنم.

مجری: متشکر آقای برزیده بفرمائید.

برزیده: بنده هم سلام و عرض ادب دارم.

مجری: و آقای ساداتی بفرمائید.

ساداتی: سلام عرض می‌کنم شبتان بخیر، خسته نباشید.

مجری: و آقای ده نمکی بفرمائید.

ده‌نمکی: من سلام عرض می‌کنم و این ایام را [ایام فاطمیه] تسلیت عرض می‌کنم.

مجری: ممنون و سپاسگزار که دعوت ما را  پذیرفتید. یکی از دلایلی که شاید ما این موضوع را انتخاب کردیم، وضعیت امروز سینمای ایران است و با توجه به نیاز مردم و با توجه به تولیداتی که در سینمای ایران اتفاق می‌افتد، این بحث قهرمان در فیلمنامه برای ما مطرح است که قهرمان امروز سینمای ایران چگونه باید باشد، چه کسانی باید قهرمان باشند، فیلمنامه چگونه باید نوشته شود و اصلاً چیزی به نام قهرمان در سینمای دنیا مطرح هست؛ به شکل کلاسیک گذشته یا به شیوه‌های نوین امروزی که در سینما اتفاق می‌افتد، آیا می‌توانیم ما بر آنها تکیه کنیم. اینها بحث‌هایی را است که فکر می‌کنم درمجموع این گفت‌وگوها به رونق تولید در سینمای ایران و جذب مخاطب کمک می‌کند. واقعیت این است که ما هنوز نتوانستیم به آن شکل اکثریت جامعة کشورمان یعنی جمعیت کشورمان را به سمت سینما جلب کنیم، شاید یکی از دلایلش این باشد که ما شخصیت‌ها و قهرمان‌هایمان در سینما بلاتکلیف هستند. دوست دارم که دوستان بحث را آغاز کنند و من هم سعی می‌کنم زمان را درنظر بگیرم و عدالت را رعایت کنم حالا هرکدام از آقایان می‌خواهند آغازگر باشند. آقای ده‌نمکی، شما مقدمه را شروع بفرمائید.

ده نمکی: بسم الله الرحمن الرحیم، من فکر نمی‌کنم خیلی بحث بحران مخاطب سینمای ما به بخش فیلم‌نامه و قهرمان در سینما ربط داشته باشد. این یک آسیب‌شناسی جدی می‌خواهد که حالا سینما چرا دچار ریزش مخاطب شده و این یک فرآیند جهانی است، جز معدودی از کشورهایی که مخاطبشان ریزش چندانی ندارد. با توجه به تکنولوژی‌های جدیدی که در رسانه‌های جدید آمده، سینما به شکل سالن داری و نمایش یا شکل صنعتیش، جز در معدود کشورها، در دنیا سینما داره به سمت تلویزیون و شبکه‌های نمایش دیگر می‌رود.

مجری: یعنی از نظر شما بحران مخاطب ربطی به فیلمنامه و شخصیت‌بندی و قهرمان ندارد؟

ده‌نمکی: بله به نظر من، نوع نگاه مخاطب به سینما رفتن به‌جز در معدود کشورهایی که فرهنگ شده؛ مثلاً اینکه آنها پذیرفته‌اند که یکشنبه‌ها به کلیسا بروند و این یکی از اصولش است و سینما هم می‌روند؛ یعنی به همان اندازه که صف‌های کلیساهایشان شلوغ است، صف‌های سینماهایشان هم شلوغ است؛ یعنی سینما رفتن برایشان یک فرهنگ است که البته این در طولانی مدت اتفاق افتاده است. آن‌ موقع که رسانه‌ها از سمت مثلاً شنیداری به سمت نوشتاری رفت، باز هم تیراژ میلیونی مطبوعات آنها باقی ماند و وقتی هم به سمت رسانه‌های دیداری و شنیداری رفت، شما می‌بینید که بازهم تیراژ نشریاتشان میلیونی است و فیلم‌هایشان هم مخاطب میلیونی دارد این نشان می‌دهد که این آسیب باید به شکل دیگری مورد بررسی قرار بگیرد، البته بحث فیلمنامه و قهرمان هم یکی از معضلات سینمای ما می‌باشد.

مجری: شما به نکتة خوبی اشاره کردید که قابل بحث است.

ده نمکی: خیلی مهم است؛ یعنی اینکه این یک نوع فرا فکنی اشت؛ یعنی اگر مسأله را باید درست تبیین کنیم. یک زمان می‌گویند سالن‌هایمان مجهز نیست، یک زمان می گویند بلیط‌ گران است، یک زمان می‌‌گویند شبکة نمایش خانگی آمد و رقیب شد، اینها هست، ولی همه‌اش اینها نیست؛ یعنی تک تک اینها نقش دارند.

مجری: ببینم دوستان دیگر از چه زاویه‌ای وارد می‌شوند، بعد نکته‌ای را که شما فرمودید، مورد بحث قرار می‌دهیم. آقای ساداتیان شما بفرمائید.

ساداتیان: بسم الله الرحمن الرحیم، من فکر می‌کنم که این بحث آسیب‌شناسی که چرا سینمایمان به این وضع افتاده است، یک بحث مستقلی را می‌طلبد، ولی اینکه سینما قهرمان می‌خواهد، موضوعی است که باید به آن بپردازیم. اگر به ادبیاتمان و قصه‌های کهنمان که در تاریخمان داریم نگاه کنیم، می‌بینیم که اینقدر قهرمان‌هایمان را در این قصه‌ها حجیم و بزرگ ترسیم کرده‌اندکه به اسطوره بیشتر شباهت داره تا قهرمان، چون اسطوره،یک چیز ماورایی و تخیلی است که ذهن بشر آن را ساخته است که در طول تاریخ چند میلیون سال یا چند هزار سالة ما هست. وقتی که این ادبیات و قصه‌ها شکل گرفته‌اند، پس معلوم است که مخاطب، قهرمان می‌خواسته که این اسطوره‌ها در قصه‌ها شکل گرفته؛ مثلاً اگر به شاهنامه نگاه کنیم یا حتی به قصص قرآن نگاه کنیم، می‌بینیم که همة اینها قهرمان داشته‌اند. حالا این برمی‌گردد به جایگاه قهرمان که باید تعریف کنیم قهرمان چه مشخصاتی باید داشته باشد. در قصص قرآن که نگاه کنیم، می‌بینیم که یک قهرمان داشته؛ فرض کنید حضرت موسی که با فرعون می‌جنگد یا مثلاً  زندگی حضرت یوسف را ما نگاه کنیم، می‌بینیم پیامبری که  دلیل پیامبری داشته، پاکی را به نمایش می‌‌گذارد و آن را بروز می‌دهد و رفتارهای اجتماعی‌اش حاکی از این است که یک قهرمان است؛ یعنی قهرمان کسی است که ماورای افراد جامع‌اش‌ حرکت می‌کند.

مجری: این از بُعد تاریخی است؟

ساداتیان: بحثم سر این است که می‌گویم که ادبیات ما یا قصصی که عنوان نمایش در طول تاریخ ما شکل گرفته،  هم قهرمانی داشته‌اند و ما در شاهنامه که اسطوره را مطرح کرده یا قصص قرآن که واقعیت‌های تاریخی را  نقل کرده، می‌بینیم که تمام کسانی که به‌عنوان قهرمان مطرح شده‌اند، آدم‌هایی بودند که عملکردشان یک کمی از آدم‌های عادی فراتر بوده است؛ یعنی کارهای برجسته‌تری کرده‌اند. حالا یکی ممکن است در حوزة صنعت بوده، یکی در رشادت و نوآوری و خلاقیت بوده، یا یکی درآثار هنری از خود خلاقیت و رشادتی نشان داده باشد، حالا اگر در مفهوم قهرمان برویم مثلاً جایگاهش را تعریف بکنیم، بیشتر می‌توانیم آن را مشخص کنیم

مجری: نکته‌ای که فرمودید درست است. اگر ما مفهوم قهرمان را یک مقدار بیشتر تبیین کنیم، شاید بتوانیم به آن دستاوردی که می‌خواهیم برسیم، آقای برزیده، شما دیدگاهتان را بفرمایید .  

برزیده: به نظر ما هم می‌توانیم یک تعریف عام از قهرمان داشته باشیم؛ یعنی قهرمانی که ویژگی‌هایش در یک نقطه از دنیا به همان اندازه جذاب است که در  نقطة دیگر می‌تواند باشد؛ مثلا در ایران هم می‌تواند جذاب باشد و این یک تعریف کلی است؛ یعنی آن قهرمان کارهایی می‌کند که به طور طبیعی انسان با ویژگی‌هایی که دارد و با علایق و سلایقی که دارد، او را دوست دارد این خیلی گسترده‌است؛ یعنی از انسان هم گاهی فراتر می‌رود؛ یعنی مثلاً یک حیوان یا یک جانور حتی قهرمان می‌شود مثل قصة کینگ کونگ، منتهی رفتار انسانی دارد؛ یعنی یک موجود خیلی عظیم‌الجثه و شاید به لحاظ ظاهری و بصری کریه‌المنظر که  مثل یک انسان عاشق یک انسان می‌شود و بعد این موجود بار قصه را به دوش می‌کشد مخاطب را جذب می‌کند و من می‌گویم قهرمان چه انسان، چه حتی جانور یا یک حیوان هم می‌تواند باشد، مثلاً اسب یک  قهرمان می‌شود و ما از بچگی در آثار تلویزیونی داشتیم به‌خصوص برای ارتباط با کودک از این نوع قهرمان‌ها هم استفاده می‌شود، شاید برای اینکه یک مقدار برای سنین پایین‌تر جذاب‌تر باشد، البته در سنین بالاتر هم این اتفاق می‌افتد، به هرحال این یک تعریف عامه است و قهرمان‌ها هم معمولاً کارهایی انجام می‌دهند که خیلی شبیه رفتارهای انسانی است؛ مثل ستیز با ظلم و ارزش‌های انسانی دیگر مثل مهربانی و عطوفت، همراهی، همیاری و کارهایی می‌کند که برای بیننده در تعریف کلی جذاب است.

مجری: یعنی یک قهرمان در همه جای دنیا، در همة سینماها و به قول معروف  در همة فیلم‌ها می‌تواند قهرمانی باورپذیر برای همه باشد.

برزیده: بله، البته به استثنای بخش دوم، بخش دوم به نظرمقهرمان‌های بومی هستند. قهرمان‌های بومی بعضی وقت‌ها در دل آثار ادبی و درمیان اسطوره‌های یک کشور هستند، مثل رستم یا شخصیت‌های دیگری که در قصص و داستان‌های مذهبی ما هست. مثلاً فرض کنید حتی این بخش از مطلبی که من می‌گویم گاهی در رفتار قهرمانانه و پهلوانانه که گاهی حتی بیننده به خاطر علاقه آن شخصیت و آن قهرمان که یک مقدار واقعی هم هست و وجود عینی داشته، خودش دارد سعی می‌کند که به این قهرمان بیشتر پر و بال بدهد، گاهی خیلی واقعی و جذاب است؛ مثلاً‌ در فرهنگ خودمان و در ایران و در واقع در ایرانی که قدمت دینی و مذهبی هم دارد، حالا جدا از بحث قدمت ادبی، مثلا از بچگی ما می‌شنیدیم که در داستان صحرای کربلا، یک قهرمان، خود امام حسین (ع) است و ماجرایی که همه می‌دانند و یک قهرمان هم به اسم ابوالفضل داریم، که او می‌آید و میاد مشتش را از آب پر می‌کند که بخورد، ولی بعد به یاد یاران دیگر و به یاد ابا عبدالله می‌افتد و این آب را می‌ریزد. ما از بچگی گاهی، قسم راستمان اول ابوالفضل بود و بعد خدا بود؛ یعنی حتی این سوء تفاهم برایمان ایجاد می‌شد به‌دلیل اینکه این قهرمان عینی ما است و قهرمان که در واقع داستانی است که ما دوستش داریم و دوست داریم به او بال و پر هم بدهیم و قهرمانی‌هایش را ستایش ‌کنیم.

مجری: صحبت‌های شما هم خوب بود چون قهرمان عینی هم قابل بحث است و ما باید، ببینیم که قهرمانان عینی امروز ما چه کسانی هستند، آقای درستکار شما بفرمائید.

درستکار: ضمن تشکر از شما که این بحث‌ها را راه می‌اندازید، کمترین درواقع گارانتی و کمترین اهمیت این بحث‌ها این است که موقعیت آدم‌ها را نشان می‌دهد و حالا اگر به زعم مثلاً آقای سادتیان از وضعیت اسفناک سینما بگوییم و این قول درست باشد که با وجود وضعیت اسفناکش را گردانندگان و سازندگانش می‌آیند اینجا و راجع به موضوعاتی بحث می‌کنند که خودشان داخل گود هستند، ولی خودشان راجع به موضوعات خودشان به هرحال این‌گونه بحث می‌کنند که درواقع راجع به همة سینما غیر از خودشون صحبت می‌کنند؛ جایگاه خودشان درجه یک است، ولی می‌آیند راجع به دیگران صحبت می‌کنند...

مجری: نه درجة یک را که نگفتند، ولی...

درستکار: نه این ناظر بر این بحث جلسه ما نیست، ناظر بر بحث‌های قبلی است.

ده‌نمکی: البته خود منتقدها هم جزوئی از این بحث شکست هستند؛ یعنی در این شکست سهیم هستند، البته  اگر پیروزی هم  باشد، در آن هم سهیم هستند.

درستکار: دقیقاً، در واقع یکی از طلایی‌ترین نقاط بحث ما همین است که اگر ما در کشور شکست زندگی می‌کنیم چطور انتظار پیروزی داریم و این نکته خیلی مهمی است،که اگر ما ملت گریه هستیم، چطور انتظار شادی داریم، چطور می‌توانیم این را بالانس بکنیم، اینها بحث‌های کلان جامعه‌شناسی است که باید مدیران ارشد جامعه برایش فکر کنند سینما که یکدفعه از خلق‌الساعه نمی‌تواند بیاید برای خودش چیزهایی درست کند، پس سینما عمدتاً مثل بحثی که خدمت آقای ساداتیان بودم، بازتاب است بازتاب آنچه که هستیم و این چیزی که اتفاق افتاده، مربوط به سینمای ایران نیست، مربوط به انقلاب اطلاعاتی و مربوط به سیر تحول اندیشه‌ است، مربوط به تحولات دنیای مدرن است که قهرمان را در ادبیات و در سینما بی‌مصرف کرده است و می‌گویند، قهرمان یعنی چه دیگر آقا، وقتی کنش‌گری و هویت جمعی به‌وجود آمده است، وجود قهرمان دیگر مسخره و توهین به شعور بیننده و امل‌بازی است و این که شما از یک فرد الان یک سوپرمن بسازی خنده دار است، بخش مهم سینمای آمریکا خنده‌دار است، جوک است، جوک فوریو، که بتمن و اسپایدرمن و چه و چه را برای سرگرمی و گول زدن ملت می‌‌‌آوردند و ، برای همین است که به آن سینمای رؤیاپرداز می‌گویند، برای همین است که سینمای آمریکا یک طرف می‌ایستد و تمام سینمای جهان غیر از سینمای آمریکا یک طرف دیگه می‌ایستد.

مجری: ولی آن بخشش قهرمان‌های خیالی است، ولی قهرمان عینی هم در همان سینمای آمریکا وجود دارد.

درستکار: آره الان روی قهرمان عینی هم بحث‌ می‌کنیم، قهرمان عینی بازتاب شرایط ماست؛ مثلاً قهرمانان عینی دوران معاصر ما همان قهرمان‌هایی هستند که در دوران جنگ ما بودند، همان بچه‌های ما هستند که به شکل فردی هیچ کدام از خصوصیات قهرمان‌های اسطوره‌ای یا پیشینة تاریخی ما را ندارند، اما در ساحت قهرمان ظاهر می‌شوند و می‌جنگند... 

  

و تنها نکته‌ای که آنها دارند این است که آنها ایثار می‌کنند، جانشان، جوانی‌شان، مالشان و خانواده‌شان را برای رسیدن به یک هدف مهم ایثار می‌کنند. همین است چون شما می‌فرمایید ما نمی‌دانیم دنبال چه هستند! این بحث‌های قهرمان‌بازی و پیدا کردن قهرمان و اینکه سینمای ایران باید قهرمان داشته باشد، خب از کجا باید قهرمان داشته باشد؟ اصلاً نمی‌شود، دنیا و داستان عوض شده است. بنده اخیراً در جشنوارة برلین بودم، یک نفر از من پرسید: چه خبر از جشنوارة برلین؟ گفتم: ادامة جشنوارة فجر بود و واقعاً هم ادامه‌ای برای جشنوارة فجر بود و جشنوارة برلین هم مثل جشنوارة فجر بود و فیلم‌ها مثل هم بودند و هیچ فرقی نداشت و قرار هم نیست فرق کند، چرا باید فرق کند، چرا ما باید فکرکنیم که جشنوارة خودمان خیلی بد شد، اصلاً چنین چیزی نیست. سینمای ایران در جایی حتی خیلی پیشروتر از سینمای جهان است به‌ویژه این دورة جشنوارة فجر که از نظر ائتلای فنی در تاریخ سینمای ایران بی‌نظیر است، البته در اینجا من بحث محتوا و آن بحث الکی قصه را نمی‌کنم که یک آدمی آمد اینجا و چیزی گفت و جدیداً لقلقة زبان‌ همه شده است و همه می‌گویند آقا ما قصه نداریم. (ول کنید، کدام قصه!) قصه‌ها دیگر تمام شد و شما هم این را از گوشت دربیاور که قصه‌ای وجود ندارد. قصه‌ها مثل «جدایی نادر از سیمین» است که یک پول را برداشته و نگفته است که از طریق این یک پول برداشته شده و نگفته یک درام بزرگ شکل گرفت، این قصه است و دیگر تمام شد و دیگر مثل اینکه کسی بیاید عصای حضرت موسی را بزند و دریا را بشکافد و یا دم مسیحایی داشته باشد و چه و چه، تمام شد. برای همین هم است که فیلم‌های فاخر ما ...

مجری: نکند اینها تأثیر جشنواره رفتن‌ها باشد؟ آقای درستکار، فضای سینمای ایران متفاوت است.باز بر سر نقطة ثقل‌اش برگردیم. تاثیرتش همین است؛ یعنی رئال کردن موضوع. ما در دنیای رئال زندگی می‌کنیم، برای ما خنده‌دار است که با این زندگی مدرنی که داریم یک ناجی افسانه‌ای به این مدل و به این شکل قهرمان هم داشته باشیم. البته این هم درست است چون ما زندگی رئال داریم. بشر امروز فرق کرده است. کنش‌گری فردی به کنش‌گری و هویت جمعی تبدیل شده است و دیگر آن شکل قهرمان‌پردازی و قهرمان‌سازی از بین رفته است. در سینمای ایران در سالی که آقای فردین و ... آقای سعید راد و فلانی در فلان فیلم قهرمان بودند، تمام شد و قبل از انقلاب ایران، این سینما در ایران شکست خورده بود؛ یعنی در سال‌های 54 و 55 این سینما در ایران the end شده و تمام شده بود و طوری شده بود که فیلم شده بود دو تا.

مجری: من از این زاویه صحبت شما را قبول ندارم چون قهرمان همیشه باید در سینما باشد، حتی در جدایی نادر از سیمین، ولی شاید مدل قهرمان یک مقدار تغییرکرده باشد. اما بحث ما در این است که ما در کشور ایران هستیم و مردم به سینما علاقه‌مند هستند، البته دلایلی وجود دارد که به سینما نمی‌روند که شاید بخشی از این دلایل، اجرایی باشد و یک بخش سیاست‌گذاری باشد، یا کمبود سالن باشد، اما واقعیت این است که بخش اعظم این مشکل، آن است که فیلم‌ها قصة خوبی ندارند و قصة خوب؛ یعنی اینکه فیلم شخصیت‌های خوبی داشته باشد و شخصیت خوب شخصیتی است که تماشاگر بتواند آن را باورکند و با آن ارتباط برقرارکند و سینه‌ به سینه آن را برای دیگران نقل کند؛ مثل بسیاری از فیلم‌هایی که در سینما می‌بینیم. پس این ضعف از کجاست؟

درستکار: فارغ از بحثی که می‌فرمایید و دوستان باید به آن پاسخگو باشند تا تنها بنده متکلم نباشم. این را به یاد داشته باشیم که اگر داشتن قهرمان و یا هرمبحثی در برنامه هفت و یا هر برنامه دیگری تبدیل به دستورالعمل و نسخه‌پیچی شود، از اساس، غلط است.

مجری:‌ نه دستورالعمل که نیست. ما بحث و گفت‌وگو می‌کنیم که به یک جمع‌بندی برسیم تا مبحث روشن شود. ما باید ضعف‌های واقعی سینمای ایران را بیابیم و بدانیم که از کجاست؟

درستکار: به نظر من بخشی از این مسئله در قهرمان‌های قصه‌هاست. برای مثال اگر ما بخواهیم بازتاب شرایط اجتماعی جامعه‌مان را ترسیم کنیم، در یک جامعة فعال و حادثه‌خیز است که قهرمان به ‌وجود می‌آید و وقتی جامعه پر از حوادث باشد، در این حادثه‌هاست که قهرمان بوجود می‌آید. برای مثال زمانی که ما جنگ را ترسیم می‌کنیم، اگر جنگ نبود، این همه سردار و شهید و از خودگذشتگی‌ها شکل نمی‌گرفت؛ یعنی باید حادثه‌ای به‌وجود بیاید تا افراد خودشان را نشان دهند که چه کسی ترسو است و چه کسی شجاع است و این شجاعتی هم که به‌وجود می‌آید در اثر یکسری عملکردهاست که ما می‌توانیم بگوییم کسی شجاع است که باعث چنین افتخاراتی شده است. یک جامعة‌ آرمان‌خواه جامعه‌ای است که درآن یکسری فعل و انفعالاتی انجام شود که این آرمان‌ها تبدیل شوند و تبدیل شدن آن را هم ما باید به فعل و از طریق آن عملکردهایی که از دل آن حوادث باید  بروز کند، ببینیم. تمام رمان‌ها و قصه‌هایی که ما داریم می‌خوانیم و در جامعه هم منتشر می‌شود، می‌بینید که تقریباً‌ از این قاعده و قانون تبعیت می‌کنند. حال شاید بخشی از سینمای ما هم این جای خالی را داشته باشد که اگر قصه‌های ما دارای قهرمان باشند و آن قهرمان هم بازخورد زندگی اجتماعی که ما در این زمان در آن زندگی می‌کنیم یا از زمان انقلاب در آن در حال رشد هستیم باشد، می‌بینیدکه چقدر حوادث از بالای سر انقلاب گذشته است. فرض کنید به عنوان  مصداق؛ اگر جنگی نبود، سردار سلیمانی هم به‌وجود نمی‌آمد؛ یعنی بروز اجتماعی نداشت و یا اگر حوادث لبنان و سوریه و عراق به‌وجود نمی‌آمد، شاید ایشان نمی‌توانست خودش را بروز بدهد. حتماً یکسری حوادث اجتماعی باعث شده که آدمی از ایران بلند شود و اینطوری خودش را ماندگار کند.

مجری: درواقع قهرمان‌ها فرزند زمان خودشان هستند.

درستکار: بله همین‌طوری است؛ یعنی اینها از داخل حادثه‌ها شکل می‌گیرند و بیرون می‌آیند. حال شاید بخشی از آن این باشد که سینمای ما در این قسمت چقدر توانسته کارکرد داشته باشد.

مجری: همین نکته‌ای که شما فرمودید فکر می‌کنم بتواند زاویة بحث را تنظیم کند. همین بحث دفاع مقدس که مطرح کردید. کشور از دوران تاریخی سال‌های دفاع مقدسی بیرون آمده است که در آن قهرمان‌های بسیار بزرگی هم بوده‌اند. این بحث قابلیت فیلم‌نامه دارد، قابلیت قصه دارد، قابلیت فیلم دارد، اما در سینمای ایران خیلی کمرنگ است، چرا؟

درستکار: به نظر من بخشی از ضعف‌هایی که ما در سینمای ایران داریم، این است که گاهی آدمی را که داریم به عنوان قهرمان ترسیم می‌کنیم، از حالت زمینی خارج کرده و می‌خواهیم او را آسمانی کنیم طوری که هیچ‌گونه خطایی از او سر نزند. به ‌هرحال آدم که معصوم نیست و جایز‌الخطا است و ممکن است جایگاه اجتماعی خیلی پررنگی هم داشته باشد و تا الان این‌طور بوده که وقتی سناریویی برای تصویبة‌ ارشاد می‌رفته که به یک فیلم تبدیل شود، غالباً می‌دیدیم که دچار دخل و تصرف می‌شد (مواردی که جسته و گریخته ما با آنها در ارتباط بوده‌ایم) این‌طور بود که قهرمان‌های ما آنقدر از حالت طبیعی خارج می‌شدند که برای مردم قابل قبول نمی‌شدند. قهرمان باید از جنس خود مردم و جامعه باشد. شاید یک فرمانده‌ در جبهة جنگ از خود رشادت‌های زیادی نشان دهد، اما ممکن است چهارخطا هم داشته باشد، ممکن است دو تصمیم‌گیری غلط هم داشته باشد و خیلی اتفاقات دیگر هم بیافتد. اگر ما بیاییم زشت و زیبا را در قصه‌هایمان ترسیم کنیم، این برای مردم عینی‌تر و قابل لمس‌تر می‌شود، اما ما می‌آییم دفاع مقدس را آن‌قدر آسمانی می‌کنیم و از حالت زمینی خارج می‌کنیم که حتی نمی‌گذاریم وارد یکسری حریم‌ها شود.

مجری: آقای ده‌نمکی شما بفرمایید.

ده‌‌نمکی:‌ چیزی که به ذهن من می‌رسد، این است که قهرمان ـ به تعبیر درست‌ترـ شخصیت جدای از فیلم‌نامه نیست؛ یعنی حتی اگر شما ایدة یک قهرمان رئال را داشته باشید، اما یک فیلم‌نامة بد داشته باشید، آن قهرمان را زمین می‌زند؛ یعنی جزء عناصر قصه است؛ یعنی ما تعریف بیرونی از قهرمان در قصه نداریم که بگوییم شخصیت یک جزء بیرونی است که می‌خواهیم به سینما یا به بحث فیلم‌نامه‌نویسی کشورمان یا کلاً به این حوزه تحمیل کنیم. یعنی اگر این شخصیت درست پرداخته شود، به فیلم‌نامه برمی‌گردد؛ یعنی اگر فیلم‌نامه‌نویس بلد باشد شخصیت را بپردازد، آن‌موقع بر اساس یک درام درست آن قهرمان دیده می‌شود، اما اگر بلد نباشد، آن قهرمان پایمال می‌شود. یعنی باز به مشکل اصلی فیلم‌نامه‌نویسی برمی‌گردیم. در حوزه قصه‌نویسی هم همین اتفاق می‌افتد، در حوزة خاطره‌نویسی و ادبیات شفاهی هم هست؛ یعنی اگر کسی بلد نباشد خاطرة خودش را درست تعریف کند، حتی اگر قهرمان هم بوده باشد وکاری را کرده باشد، شما می‌بینید که به چشم نمی‌آید و دیده نمی‌شود.

مجری: در حوزة دفاع مقدس را بفرمایید.

ده‌نمکی: در حوزة دفاع مقدس در بحث قهرمان‌ها گاهی بحث اسطوره‌سازی است و ما نیاز به ساخت شخصیت‌های تخیلی داریم که نداریم؛ یعنی اینها در جامعه‌ای هستند که قهرمان ندارند، ولی برای اینکه به مردمشان انگیزه و الگو بدهند، آن را تخیل می‌کنند. در حوزة فیلم‌نامه‌نویسی و یا قصه‌نویسی تخیل بد نیست، ولی آن برای جامعه‌ای است که فقر سوژه دارد و منظور ما از سوژه قهرمان‌هایی است که رئال بوده و در آن جامعه موجود هستند، منتهی تعریف قهرمان، با آن قهرمان‌هایی که وقتی در سینمای جهان گفته می‌شود قهرمان، ذهن سریع به آنها معطوف می‌شود؛ مثل راکی و رمبورگ و ... متفاوت است. آن طرف قهرمان به آنها معطوف می‌شود و این‌طرف به شخصیت‌هایی که آقای درستکار اسم بردند، معطوف می‌شود. الان به تعبیری مثلاً کسی که رتبة اول کنکور دانشگاه را کسب کرده است، ولی درس را رها می‌کند و بلند می‌شود و به جبهه می‌رود «اشجع‌الناس من غلب هواک» کسی که بر هوای نفس خودش غلبه می‌کند، قهرمان امروز ماست. امروزه وظیفة سینما همین است که این قهرمان‌ها را به الگوی جامعه، برای نسل امروز تبدیل کند.

مجری: به شرطی که باورپذیر باشد که جوانان استقبال کنند.

ده‌نمکی:‌ این به هنر فیلم‌نامه‌نویسی ما برمی‌گردد. یعنی ما این ایده‌ها و اِلمان‌های اولیه را داریم. ما از حسین فهمیده‌مان جک می‌سازیم، اما همین حسین فهمیده الگوی عملیات شهادت‌طلبانه در بیروت می‌شود و آمریکایی‌ها از آنجا بیرون می‌ریزند و بعد آدم‌های دیگر از این مسأله تقلید می‌کنند و آدم‌های دیگر را می‌کشند. شما اگر نتوانید تبیین کنید که حسین فهمیده برای چه نارنجک به خود بست و به زیر تانک رفت، نتوانسته‌اید عملیات شهادت‌طلبانه را با عملیات انتحاری تفکیک کنید. و این همان ضعفی است که در بخش پرداخت به سوژه می‌باشد. ولی هنر ما در جامعة‌خودمان این است که داشته‌های خودمان را نقض می‌کنیم؛ مثلاً برای حسین فهمیده جک می‌سازیم، حتی من مستندی را دیدم که بی‌بی‌سی ساخته بود که واقعی نبود. بحث کامی‌کازیا در ژاپن و حمله به ناوهای آمریکایی اصلاً این تعداد نبود که آنها آمدند و از آن به عنوان یک افتخار و فوجی ساختند که هزاران نفر آماده بودند که عملیات انتحاری انجام دهند تا به دل ناوهای آمریکایی بزنند، آن هم کشوری که در جنگ، متجاوز بوده است؛ یعنی کشوری که خودش متجاوز بوده می‌آید و از‌ سربازهای خودش قهرمان می‌سازد و امروزه در همه‌جا این خوراک ما شده است. یا در بحث جومونگ. در یک زمان سرزمین‌هایی هستند که قهرمان ندارند، ولی می‌آیند برای خودشان یک قهرمان اسطوره‌ای مثل جومونگ می‌سازند؛ یعنی قهرمانی را که موجود نیست، برای خودشان  هست می‌کنند که برای جامعه‌شان الگو بسازند و روحیة حماسی را ترویج کنند. یکی از دلایلی که سینمای ما از نظر پرداختن به قهرمان‌های رئال معاصرمان فقیر است، عدم پژوهش یا شناخت این سوژه است؛ یعنی بانک سوژه‌هایی تشکیل نشده است که ما بگوییم حسین فهمیده یکی از آنهاست. ما ده‌ها نفر مثل او داریم. مثلاً مادری که سه یا چهار بچه‌اش را تک تک به جبهه می‌فرستد و شهید می‌شوند یا وقتی شما بررسی می‌کنید، می‌بینید که یک خانواده‌ 15 ـ 10 شهید دارد. هرجای دیگر دنیا بود، از این سوژه یک فیلم و سریال غنی ساخته بود. یکی از دلایل این مسئله من فکر می‌کنم به عدم پژوهش برمی‌گردد و یک بخش دیگر هم به خودسانسوری برمی‌گردد. وقتی ما نگاه تک‌بعدی به اتفاقات تاریخی‌مان در حوزة دفاع مقدس داشته باشیم؛ برای مثال اگر شما یک کتاب خاطرات را بنویسید من بارها دیده‌ام که مثلاً شما کتابی را در خصوص خاطرات گروهی از آدم‌هایی که در جنگ بوده‌اند، می‌نویسید. من می‌بینم که برخی از مقامات نظام از این کتاب تجلیل می‌کنند ولی همان کتاب وقتی تبدیل به فیلم می‌شود گروهی افراد به آن ایراد می‌گیرند چون اینجا تازه این کتاب دیده می‌شود ممکن است کتاب تیراژی 5000 تا 10000تایی داشته باشد، ولی وقتی دیده می‌شود ایراد گرفته می‌شود درواقع تأثیر سینما همین است، ولی وقتی این کتاب تبدیل به فیلم می‌شود در مقابلش گارد گرفته می‌شود چون ما به یک نگاه رسمی از آن آدم‌ها عادت کرده‌ایم. آنها در یک مقطع قهرمان بوده‌اند منظورم این نیست که آنها قهرمان نبوده‌اند. مثلاً ما می‌گوییم حاجی‌ها ، سیدها این درست است، آن موقع در مورد آن اشخاص فیلم ساخته شد، ولی حالا می‌شود به سراغ زاویه دید دیگری از آنها رفت. ما باید این بحث زاویة دید قصه را حل کنیم که آن وقت این معضل هم حل می‌شود و سریع گارد نمی‌گیرند که مثلاً در فیلم روز واقعه شما یک شخصیت مسیحی را نشان داده‌اید. نمی‌شود گفت همة آدم‌هایی که در آن فیلم بوده‌اند، مسیحی بوده‌اند یا اگر نشان دادید که یک لات به جبهه رفت، دلیل بر این نمی‌شود که همة آدم‌هایی که به جبهه رفتند، لات بودند، نه، حتماً‌ یکی هم بوده که به یک گردان رفته است. این بحث زاویة نگاه را باید حل کنیم و هم به مخاطب و هم به منتقدین این‌گونه مباحث که سریع گارد می‌گیرند که چرا از این زاویه به مسئله نگاه شده است، زاویة دید را نشان دهیم.

مجری: آقای برزیده بفرمایید.  

برزیده: من تقریباً با تمام صحبت‌های آقای درستکار مخالفم؛یعنی فکر می‌کنم همة آماری که می‌دهند، غلط است. اگر شما بخواهید در مورد زمان قبل از انقلاب چنین ادعایی کنید که از انتهای آن سینما که دیگر متصل شد به سینمای بعد از انقلاب، ما دیگر هیچ قهرمانی نداشتیم و فیلم‌های ما متکی به قهرمان نبود، غلط است و مثال‌های زیادی می‌شود زد؛ مثل تنگسیر، گوزن‌ها و ... که حال ممکن است بنده حضور ذهن نداشته باشم. این خیلی برای من عجیب است که چرا ما باید کلاً صورت مسئله را خط بزنیم. من فکر می‌کنم از انقلاب روسیه هم شروع شد؛ یعنی بعد از اینکه انقلاب شد فکرکردند که خب الان دیگر انقلاب شده و مردم و کارگر و کشاورز قرار است بر جامعه حاکم شوند، بنابراین قهرمان ما همة آدم‌ها هستند. به نظر من این یک سوء تفاهم است و قرار هم نیست زمانی که ما وقتی می‌خواهیم کسی را به عنوان قهرمان نشان دهیم، قطعاً‌ خود آن فرد را نمی‌گوییم؛ بلکه فردی را نشان می‌دهیم که تبلور همة آن خوبی‌ها و خواسته‌های یک جامعه در او وجود دارد. آن فرد تبلور همة آن خوبی‌ها است. برای مثال تنگسیر براساس شرایط شخصیتی زمان خودش ساخته شده است؛ یعنی یک ‌آدم است که ظلم و بی‌عدالتی را می‌بیند اما هیچ مرجعی وجود ندارد که به او پاسخ دهد بنابراین او بر علیه ظلم حاکم عصیان می‌کند و دست به  کارهایی می زند که در شرایط عادی محکوم می‌شود؛ یعنی آدم می کشد و به هر حال رفتار غیر عادی از خودش بروز می دهد، ولی مردم او را تحسین می‌کند و او قهر ما آنها است چون دارد شرایط موجود را که شرایط خوبی نیست و دوستش ندارد  به هم می‌زند، ولی این مربوط به قبل از انقلاب بوده و با اینکه یک دستورالعمل موفق است و می‌توانیم از آن عدول کرده و بگذریم و از امکانات دیگری برای جلب مخاطب استفاده کنیم که در این چند سال گذشته خیلی سعی می شد سینما را از ما تعریف کنند که  سینما سینماست، به نظرم  همان‌طور که آقای ده‌نمکی هم گفتند، سینما  کارش خلق کردنه قهرمان است، ما اگر بتمن را باور کنیم، مرد عنکبوتنی را باور کنیم، مخاطب هم باور کند و خیل مخاطب وارد سینما می‌شود و لذت می‌‌برد و  ارتباط برقرار می‌کند؛ یعنی در نشان دادن یک قهرمان خیالی موفق بودند.  البته قهرمانان خیالی هم کارکردهای خودشان را دارند؛ یعنی یک کشوری مثل آمریکا که بنا دارد به کشور دیگری تعرض کند  باید جامعة خودش را همیشه در آن حالت نگه دارد؛ یعنی همیشه به لحاظ فرهنگی شرایط جامعه را آماده نگه دارد،  برای  اینکه بگوید ما قهرمانیم و به هر جا که برویم پیروزیم و ما باید برویم چون ما ناجی هستیم، ما دموکراسی مطلقیم، ما در هر جا که از انسان و از دموکراسی سواستفاده‌ای بشود از باید وارد عمل بشویم.

ده‌نمکی: این ذهنیت سازی است.

مجری: و بعد ما می‌توینیم وارد عمل شویم، ما هم می‌توانیم بتمن بسازیم و اشکالی ندارد به نظر من خیلی‌ هم خوب  است با آن استراتژی، ما درکشور خودمان قهرمان بومی و در واقع قهرمان عام داریم و واقعاً یک بحثش هم همین است که درکشور ما یک ایدئولوژی حاکم است  و این ایدئولوژی می‌خواهد که بحث دفاع و امنیت ملی پایه‌های خودش را محکم کند و  این خواست همةکشورها است و جمهوری اسلامی در این قضیه استثنا نیست. می‌خوان شرایط جامعه را در واقع طوری تعریف کنند و به طریقی سامان بدهند تا اگر اتفاقی افتاد، مردم آماده باشد. چه اشکالی دارد که ما هم قهرمانان خودمان را داشته باشیم. اگر در مورد قاسم سلیمانی که به نظرم قهرمان است و الان فراتر از یک قهرمان ملی است و در دنیا شناخته شده است، حرف نمی‌زنند و در سینما مطرح نمی‌شود، اشکال از ماست و ما بلد نیستیم از او بگوییم حتی به نظرم  بلد نیستیم افراط هم بکنیم، البته افراطی که باورکردنی باشد. قاسم سلیمانی همین‌طوری هم می‌تواند قهرمان باشد، اما همان‌طور که مردم در طول زمان این کار را با قهرمانشان کردند و در واقع خصوصیاتی را به آنها نسبت دادند که نداشتند. وقتی تاریخ را می‌خوانی می‌بینی که اصلاً چنین شخصیتی وجود ندارد و مردم به خاطر علاقه ای که به قهرمانانشان داشتند، اینها را‍ اضافه کردند، ولی دهان به دهان گشته و در جامعه و در میان عوام پذیرفته شده نه محققین و حالا کسانی که تاریخ می‌دانند بنابراین هیچ ایرادی ندارد  که سینما قهرمان خلق کند، حتی اگر نباشد و یا اگر قهرمانی درکشور یا جامعه یا فرهنگی که آن قهرمان خوب  مطرح نمی‌شود و نمی‌تواند مخاطب را راضی کند و جلب کند، به نظر من این اشکال از قهرمان‌پروری و ورود قهرمان به فیلمنامه و فیلم نیست؛ بلکه اشکال از پرداخت ما برای ورود قهرمان به قصه و جلب مخاطب است.

ده نمکی: این نکته‌ای است که به همین‌جا به نقش تخیل برمی‌گردد، می‌خوام بگویم که وقتی اقتباس یا شاید به تعبیری بهتر، پرداخت به قهرمانان معاصر‍ تبدیل به ضد قهرمان شود. شاید به خاطر اینکه برای مردم ملموس باشد مثلاً  من می‌گویم شما به شخصیت  آقای ابوترابی در اردوگاه بپردازید. چون ایشان شخصیتی معاصر است وآدم‌هایی که با ایشان زندگی کرده‌اند، الان هستند ولی سینما  قابلیت این را  ندارد که همة ابعاد شخصیت این آدم را نشان بدهد اینجاست که نقش آن تخیل و اقتباس و شخصیت‌سازی جای پرداخت رئال به آدم‌ها را می‌گیرد؛ یعنی  به جای اسم بردن از قاسم سلیمانی، از همت و باکری می‌شود چنین شخصیتی را ساخت که تمام خصوصیات اخلاقی و ویژگی‌های قهرمان آن آدم را داشته باشد؛ یعنی نمی‌شود این پدیده را اینجا  نفی کرد که ما نباید دنبال شخصیت‌پردازی برویم یا به‌نوعی می‌شود مثلا ًدر خصوص این قصه‌ها سورئال ساخت.

مجری:  آقای درستکار شما هم بفرمائید.

درستکار: من نفهمیدم ایشان با کجای بحث من مخالفت داشت چون هیچ مطلب مخالفی نگفتند.

مجری: ایشان با کل بحث شما مخالف بودند.

ده‌نمکی: نه به نظر من با بخشی از سینمایی که ایشان از خیالپردازان آمریکا گفت و این بخشی از سینمای آمریکاست گرنه قهرمان جک باور مثلا سریال 24 آمریکا سازمان سیایی هستش وقتی شما این را می‌بینید، عاشق این شخصیت می‌شوند؛ یعنی به او حق می‌دهید که شکنجه کند؛ در این اثر در کنار آن خیالپردازی ها به‌نوعی به‌شخصیت رئال هم می‌پردازند.

برزیده: من می‌خواهم همین‌طوری فهرست‌وار بگویم. با آن بخشی که فرمودید سینمای قبل از انقلاب هم در طرح قهرمان شکست خورده و دیگر کاری نمی‌کرد، مخالفم و مثال هم زدم.

درستکار: نه بحث این بود که اصلاً به قهرمان نیاز نداریم.

درستکار: شما نه راجع به تولید

برزیده: شرایط امروز سینمای...

درستکار: ببینید یک سینما در سال 51  یک فیلم داشته تولید می‌کرده؛ ‍ این بازتولید‍ چرخه می‌چرخیده و  مردم می‌رفتند درگیشه و بلیط می‌خریدند و به سینما می‌آمدند و تولید از 40 تا  به 50 رسیده بود و  91 فیلم تولید شده بود و در سال 54 و 55 حدود هفت تا شش تا و بعد این دیگر تمام شد و اصلاً نبود چون در آن زمان افول قهرمان ‍ از دهه 1980 شروع شده و این یک چیز جهانی است و من آمار کذب نمی‌دهم.

مجری: شاید آقای درستکار یکی از دلایلش فیلم‌های خارجی است چون فیلم‌های خارجی آن موقع نمایشش فراوان بود.

درستکار: یکی هم همین است.

مجری: آرام آرام دیگر فیلم‌های ایرانی کنار گذاشته شد. 

درستکار: من به شما گفتم راجع به فوران اطلاعات است. فوران داده‌ها‍  آن‌قدر زیاد است که مخاطب الان دیگر نیازش را قبل از اینکه بیاید فقط از سینما بگیرد، از جاهای دیگر تأمین می‌شود. یعنی تا بخواهد بیاید و به سینما برسد از جاهای دیگر اطلاعات را به او می‌دهند که دیگر نیازی پیدا نمی‌کند به سینما بیاید. بعد هم شما داری در کشوری زندگی می‌کنی که مسایل و مشکلات خاص خودش را دارد. اینجا یک پرانتز باز می‌کنم، کشور ایران به طور کلی درکنش‌گری آن جمعیست، در ساحت قهرمان است،  چون در گفتار و در کلام با ابرقدرت جهان دائم در مجادله است و خود این کنش‌گری جمعی باعث شده که  یک هویت قهرمانی پیدا کند.

مجری: یک نکته است که من سؤالم،  سؤال دوم گفت‌وگوهاست. این هویت قهرمانی که شما مطرح می‌فرمایید و درستم هست چرا در سینمای ایران نیست

درستکار: چون نمی‌تواند داشته باشد. سینماگر ایرانی الکی می‌آید اینجا می‌نشیند و می‌گوید که نمی دانم فلان و فلان و بعد به خودش که می‌دهند، نمی‌سازد.   

مجری: آقای ده نمکی آقای ساداتیان، آقای برزیده، چرا این؟ 

برزیده: این بحث جدید است.

مجری: آقای ده‌نمکی امشب موافق است.

درستکار: به خدا حرف قشنگی زد. 

ده‌نمکی: می‌گوید چراامشب موافقم (خندة جمع)

درستکار: ایشان گفت که اگر دربارة سردار سلیمانی دارند بحث کنند‍ و الان هرکدام از دلاوران  سینما بخواهند راجع به این شخصیت فیلم بسازند، درست آن را تبدیل به بتمن می‌کنند فیلم و من اینجا هم با ایشان موافقم (منظور با آقای برزیده)چون بلد نیستند.

برزیده: آره بلد نیستند. 

مجری: خوب شما باید پاسخ بدهید. 

برزیده: البته این یک بحث جهانی است.

ده‌نمکی: البته این یک بحث جدید است و ما به هر حال سینمای ایران با هر چه خوب و بدش که هست نسبت به سینماهای دنیا خیلی حرف‌ها دارد برای گفتن دارد؛ در مباحث اجتماعی،‍ اخلاقی، ‍خانوادگی؛ الگوهای کلیشه‌ای هستند که سینمای دنیا دارد تجربه می‌کند و خودش را تکرار می‌کند ولی سینمای ایران حرف‌های دیگری دارد می‌زند، حرف‌های معنوی و حرف‌های اخلاقی می‌زند؛ یعنی شما نمی‌توانید سینمای ایران را متهم به این کنید که نمی‌تواند و ما الان می‌گوییم می‌خواهیم جزء باشگاه کشورهای هسته‌ای شویم و ما الان جزء باشگاه‌های کشورهایی که سینما دارند، هستیم جزءکشورهایی که سند سینما دارند،

درستکار: بله خیلی‌ها هم الان در همین کشور خودمان هستند که از این بابت ناراحتند.

ده‌نمکی: منظورمان این است که این سینما را این‌قدر تحقیرش نکنیم و این‌قدر نگوییم که آقا بلد نیستند، همین‌ها هم که هستند توانسته‌اند که باشند و در دنیا حرفی برای زدن دارند. من فکر می‌کنم این چرخة صنعت ‍ سینما به شکل سالن و غیره در انحصار آنها است، ولی شما صد برابر فیلم سینما بدتر هم که در اختیار آنها قرار دهید،‍ اصلاً در آن طرف شبکه توزیع را دراختیار شما قرار نمی‌دهد چون این در انحصار آنها است و تا این ماهواره بالا نرود و توسط این فضاهای به‌اصطلاح دیجیتال مخاطب جهانی خودمان را پیدا نکنیم،‍ خطر ایجاد می‌شود، شما نگاه کنید چرا برای به اصطلاح  ناوهای ما الان بیخ گوش اسرائیل می‌روند. ناوای جنگی ما تا آمریکا هم می‌روند و برمی‌گردند. چون آنها می‌دانند که امروز از جانب کشور ما و انقلاب ما به عنوان یک قدرت منطقه‌ای تهدیدی متوجه آنهاست و این افکار عمومی را تحت تأثیر قرار خواهد داد، وگرنه ناوها و موشک‌های ما و که درجای خودش بازدارنده است، ولی آن چیزی که تأثیر گذارنده‌تر است، سینما و‍ تلویزیون ما  و هنری است که حالا حرف جدیدی در دنیا  برای زدن دارد.

مجری: از کدام زاویه، آقای ده‌نمکی اگر واقعاً حرف جدیدی دارد، چرا پس حرف جدیدی در سینما زده نمی‌شود.

ده‌نمکی: از هزار فیلمی که تا حالا در هالیوود ساخته می‌شود‍ ده تای آن انگشت‌نما هستند که مؤثر هستند و دیده می‌شوند و حدود نهصد تا هم سینمای بدنه و به قول خودشون سینمای سرگرمی‌سازی و غیره  هستند و آنهایی را که [آوازشان] در دنیا می‌پیچید سریع مثل ما قفل نمی‌کنند ‍و  اتفاقا قصداً و تعمداً در شبکه‌های قاچاق ‍ و شبکة غیر رسمی می‌گذارندکه بیاد توزیع شود و بعد هم سر و صدا می‌کنند ای وای دزدیده شد. درحالی که باید بگوییم این‌طوری نیست، اتفاقاً آنها می‌سازند که دزدیده شوند و میلیاردها نفر ببینند، نه اینکه فقط ستاره‌های سینما دیده شوند. ما هم باید به آن سمت و‍ به سمت سینمای دیجیتال برویم؛ یعنی این فقط در سینما نیست در تلویزیون و فیلم‌سازی هم هست. حالا این که ما چقدر در این حوزه توانمند هستیم یا نیستیم نمی‌دانم، دیگر توانمندی و بضاعت ما همین است و در حوزة  نقد هم همین است. ما در حوزة نقد‍ به همین صورت است و منتقدهای امروز ما همان منقدهای دهه 60 هستند. آیا منتقدهای دهه 50 هستند که مو را از ماست بیرون می‌کشیدند ‍و به جای نقد فیلم، تحلیل فیلم هم بلد بودند می‌فهمیدند منظور کارگردان چیه و خودشان را به جای مخاطب عام قرار نمی‌دادند و در سالن سینما‍ سوت و کف نمی‌زدند داد و بیداد نمی‌کردند. این فضا فضای مرتبطی با  سینمای ما دارد و این هم جزئی از  مجموعه است و همة مجموعه دست به دست هم دادند و این مجموعه درست شده است.

درستکار: ولی برادر من، من این حرف‌ها را به خودم نمی‌گیرم.

ده‌نمکی: نه من اینها را به شما نمی‌گویم.

درستکار: با من دعوا می‌کنند و می‌گویند تو که آنجا بودی چرا دفاع نکردی؟

 ده‌نمکی: نه دعواها باید در یک جا تمام شود‍ بحث، بحث کارشناسی است و بحث ژورنالیستی نیست.

درستکار: بله

ده‌نمکی: ما داریم می‌گوییم که این اشکال وجود دارد و  شما نگاه می‌کنید و این اشکال را به کارگردانت می‌گیری و کارگردان می‌تواند این اشکال را به منتقدش بگیرد. کارگردانی که دلش نیاید طرح فیلم را در جشنواره نمایش بدهد‍‍ من که تا حالا این اتفاق برایم نیفتاده و دارم از جانب مثلاً  پیرمردهای سینما‍  نگاه می‌کنم و دارم خودم را جای آنها قرار می‌دهم و مطمئنم‌ کسانی که اصالت دارند این کارها را نمی‌کنند. بالاخره آنها سینما و فرهنگش را درست می‌شناسند. کسانی که دارند آن کار را می‌کنند، ‍ بعضاً نسل جدیدی هستند که سینما را با استادیوم اشتباه گرفته‌اند. منتهی می‌گویم که در خود سینمای  ما هم الان دارد اتفاقایی می‌افتد.  سینمای قصه‌گوی ما، سینمایی است که به هر حال بعضی وقت‌ها در این فضای بمباران اطلاعاتی ناگهان می‌بینی که در یک سال پای هشت میلیون نفرو‍ یا ده میلیون نفر را به سینما می‌کشد، آن هم در فضایی که شبکه‌ها دارند با همدیگر برای جذب مخاطب رقابت می‌کنند‍ و اطلاعات را دارند رایگان  به کسی می‌دهند که بیاد پنج هزار تومان پول بلیط بدهد و این هنر کارگردان است که می‌تواند چند میلیون نفر را به سینما بکشاند. یعنی نباید این‌قدر بر سر این قصه بزنیم؛ البته این قابل نقد است.   حتی فردوسی یا مولانا‍ هم گاهی از باب تقیه به تعدادی از شخصیت‌های تاریخی یا ‍ شخصیت‌های مذهبی پرداخته‌اند یا اینکه اصلاً نمی‌شود به بعضی از شخصیت‌ها مثل حضرت امیر به صورت مستقیم پرداخت، بنابراین یا از آن رستم می سازند یا در قالب یک شخصیت دیگر شجاعت‌های او را نشان می‌دهند و به اصطلاح [خصایص ایشان را در یک] شخصیت تخیلی تبلور می‌دهند و مردم هم باور می‌کنند؛ یعنی مردم در ضمیر ناخودآگاه خودشان تطبیق می‌دهند و‍ این بخشی از رسالت سینما هم هست که  ما به جای اینکه بیاییم دست فیلمنامه‌نویس یا دست کارگردان یا غیره را ببندیم و بگوییم که آقا شما چرا به سمت تخلیه رفتید چون در یه جاهایی پرداختن به تخیل و شخصیت‌سازی تخیلی به جای پرداختن به شخصیت‌های رئال یک امتیاز است و با این کار می‌توانیم قصه را محدود نکنیم.

مجری: بله

مجری:  البته آقای ده‌نمکی که دارد این حرف‌ها را می زند،‍ چند فیلم دارند و حداقل می‌تواند ادعا کند که من جمعیت  فراوانی را به سینما آوردم که کارهایش در عرصة دفاع مقدس هم بوده است.

ده‌نمکی: بالاخره این حرف‌ها که می زنید مصداقی می‌شود و من نمی‌خواهم وارد بحث‌های مصداقی شوم.   درستکار: اتفاقاً از این جایگاهی که ایشان حرفشان را می‌زنند، درست می‌گویند‍ ما در هشت سال گذشته [دفاع مقدس] ـ اگر که به‌اصطلاح به عنوان یک مکانیزم تمام‌شده به آن نگاه کنیم ـ‌تنها خروجی آن سینما، از ده‌نمکی است، چون ایشان از طریق گردش سرمایه یا از طریق عرضه و تقاضا و‍ از طریق بلیط‌فروشی فیلم‌‌هایش را ساخته است و اینکه پشتش که بوده و چه شده، اصلاً  نقد نمی‌کنم. من می‌گویم یک کالا را من اینجا دارم می‌فروشم که تماشاگر هم  پولش را داده و این را تقویت کرده ‍ که این توانسته فیلم دومی و سومی و الی آخر را بسازد. از نظر مکانیزم و گردش اتفاقاً دارد در مورد خودش درست می‌گوید و من اینجا بحثی ندارم. 

ده‌نمکی: من می‌گویم مردم هم متهم قصه نیستند و‍ نمی توانیم بگوییم مردم ساده‌پسندند یا مثلاً من در فیلم خودم رسوایی نشان دادم، در آن فضایی که حالا دیگران می‌گویند یک روحانی شخصیت قهرمان است و شما در آنجا می‌بینید که باز هم آن اتفاق می‌افتد‍ یعنی اگر امتیازاتی که فیلم‌های دیگر داشتند و زبان طنز داشتند، تبلیغ درست داشتند،‍‍ اینجا که دیگر پای تبلیغش هم کسی نمی‌آید؛ یعنی پای یک روحانی در میان است که عارف هم هست و  اگر این قهرمان با یک قصه‌ مناسب همراه باشد باز می‌تواند در حد به‌اصطلاح قابل قبولی مخاطب مثلاً دو سه میلیونی را به سینما بیاورد. ولی توقع اینکه بتوانیم آن فضای قبل را تکرار کنیم و مثلاً بیست یا سی میلیون نفر را یک دفعه به سینما‍ بکشانیم،‌این اتفاق نخواهد افتاد و این به خاطر همان  بمباران اطلاعات است که گفتم و اگر این بخش را ندیده بگیریم، در واقع داریم ‍ دور خودمان می‌گردیم.

مجری: نه در همین حد خوب است.

ده‌نمکی: بله، این به همان نقد برمی‌گردد. مثلاً در مزار شریف آدم‌هایی که می‌توانستند فرار کنند و برگردند، ولی ماندند وکار قهرمانانه‌ای را در آنجا انجام دادند و ما در این چند سال در موردشان حرف نزدیم درحالی‌که ما به این قهرمان‌ها احتیاج داریم که زیرخاکی هم نیستند و مربوط به چندصد سال پیش نیستند؛ بلکه قهرمان‌های معاصر ما هستند. ما می‌توانیم از تکاتک این آدم‌ها فیلم بسازیم. به شرطی که از آنها درست تعریف کنیم و با آن نگاه به‌نوعی رسمی ای که شرایطی را به ما تحمیل  می‌کندکه در مورد این آدم‌ها این‌گونه حرف بزنید، حرف نزنیم ما در مورد بسیاری از شخصیت‌های معاصر‍ که در موردشان درسینما حرف زده می‌شود، حرف داریم واقعاً آیا این نگاه، ‍ نگاه درستی بوده؟ نگاه جامعه بوده؟ ببینید من الان درمورد فیلم خودم حرف می‌زنم.  من اگر در مورد شخصیتی  حرف می‌زنم، می‌گویم آقا من در جنگ این آدم را دیده‌ام. البته خیلی‌ها برعلیه این فیلم، فیلم ساختند. که این آدم حتی سیگار هم نمی‌کشید، ولی من می‌گویم آقا این فیلم هر کاری که کرده این است و الان این شخصیتی را که ما در مورد او فیلم ساختیم، مردم به اندازة شهید همت و باکری می‌شناسند؛ یعنی هر جا می‌گوییم مجید سوزوکی، مردم او را می‌شناسند همان‌طور که  باکری و همت را می‌شناسند. حتی در سفر راهیان نور مردم به جایی که این آدم شهید شده، می‌روند و این یعنی قهرمان یعنی آدمی را شما از دل تاریخ دفاع مقدس بیرون کشیدی. آدمی که اول اصلاً نیامده بود تا به خاطر اعطای کشور و دین و ... بجنگد، ولی بعد به این نتیجه رسید که الان باید بجنگد و باید از عشق‌های مجازیش بگذرد و ما باید اجازه داشته باشیم این قهرمان‌ها را نشان بدهیم. ولی گاهی دچار خودسانسوری می‌‌شویم. ‍ از یک طرف می‌گویند با‍ یک نگاه سانسور از بیرون نباید پرداخت  و فقط باید به بخشی از آدم‌ها پرداخت. 

مجری: آقای ساداتیان نوبت شماست که بفرمایید،‍ شما تهیه‌کننده‌اید، اما چرا سمت این فیلم‌هایی که بتواند قهرمان‌های پرمخاطب داشته باشد، نمی‌روی

ساداتیان: عرض کنم خدمتتان که جامعه‌شناسی می‌گوید، جامعه‌ای که آرمان داشته باشد، برای اجرای آرمان‌هایش نیاز به  قهرمان دارد.  و ما باید به طور کل باید  به این موضوع بپردازیم.چون همین حوادث است که قهرمان می‌سازد. پس ما در همة زمینه‌ها نیاز به همین وضعیت داریم و چرا آن نمی پردازیم یا چرا مَنِ نوعی به آن نمی‌پردازم. فرض کنید که مثلاً من یک فیلم بنام  به رنگ ارغوان ساختم که این فیلم یک قهرمان دارد و شما می‌ببینید که سرنوشت او بر فیلم حادث می‌شود‍‍ یا بعضی قصه‌های اینطوری که وقتی به ارشاد می‌رود و از  پروسه‌های دولتی عبور می‌کند، آنقدر اما و اگر  بالای سرش می‌رود که فیلم به هم می‌ریزد. الان ما در سینمای کشورهای دیگر می‌بینیم که مدیریت کلی کشور دارد به دست‌اندرکاران سینمایش اعتماد می‌کند.

مجری: یعنی آن عدم اعتماد به فیلم‌‌ساز وجود دارد.

ساداتیان: بله به نظرم من برای خودم هم بعضی وقت‌ها یک خودسانسوری ایجاد می‌شود مثلاً در 12 سال گذشته فیلم‌های من از یک سال تا پنج سال توقیف بوده. حالا در هر کدام در زمینه‌ای کار شده بود و بعضی هم در حوزه‌های اجتماعی بود.

مجری: فیلم به رنگ ارغوان می‌توانست یک فیلم  استراتژیک باشد. ساداتیان: همین را عرض می‌کنم. کسی که این را ساخته بچه انقلاب و شناخته شده است. بندة  تهیه‌کننده مثلاً شناخته شده‌‌ام و بالاخره عقبه‌ام  مشخص است، عقبة آقای حاتمی‌کیا  مشخص است، اصلاً  قصه هم  بد آمد و همه هم دیدند و قضاوت هم کردند که هیچ مشکلی ندارد . ولی وقتی که آن سرنوشت بر فیلم مترتب و نو حادث می‌شود، شما توقع دارید مَنِ نوعی کار بعدیم را با چه جسارتی انجام بدهم. بحث مسئله این است که ما اگر سینما را می خواهیم بگذاریم باید حق آزمون و خطا را هم به دست‌اندرکارانش بدهیم  یا مثلاً مَنِ نوعی که یک پرونده قضائی دارم یا از حقوق اجتماعی محرومم، اصلاً نباید کاری را انجام بدهم، ولی وقتی من چنین عقبه‌ای ندارم، باید بگذارند که من خودم را و تمام مکنونات ذهنیم را بروز بدهم، حالا اگر آثارم بیرون آمد و در یک نظرسنجی عام مورد قضاوت منفی قرار گرفت، طبیعی است که می‌شود محرومیت پیدا کنم، ولی وقتی که آن‌طور نیست، و یک اثر که با کلی مشقت ساخته شده مورد قضاوت   پنج  شش نفر قرار می‌گیرد، بعد هم می‌بینیم آن قضاوت حتی اشتباه بوده چرا ما این مکانیزم نظارتی را بالای سر کار نمی‌گزاریم. بعضی وقت‌ها، وقتی که می‌خواهیم وارد خط قرمزها شویم و در واقع آدم‌هایی که می‌خواهند وارد آن حوزه شوند، باید این جسارت را داشته باشند. فرض کنید من در زمانی شنیدم که به سریال امام علی مثلا ممیزی می‌خورد که  می‌روند خدمت مقام معظم رهبری تا ایشان  نظر بدهند و ایشان همه را که می‌شنوند، می‌گویند که  نظر آقای میرباقری درست است؛ یعنی آخرش می‌گویند که حق نظر را به آقای میرباقری بدهیدکه ایشان تصمیمی را گرفتند. حالا بحثم سر این است. که یک زمان آن‌چنان محتاط می‌شوند و محافظه‌کار می‌شوند و زمانی دیگر فیلترها را چنان تنگ می‌کنند که بعضی وقت‌ها جسارت را می‌گیرند. بالاخره ورود در هر کاری جسارتی می‌خواهد. فرض کنید آمریکا در زمانی می‌خواست ماهواره هوا کند که می‌رفت در فضا و منفجر شد. آیا باید این امر این جسارت را از او بگیرد که کار بعدیش را انجام ندهد؟ نه، دوباره همه را تشویق کردند، همه را بازسازی کردند و دوباره کارهای بعدیشان را انجام دادند. به نظرم باید این جسارت را برای دست‌اندرکاران سینما به وجود بیاورند که حداقل آن آدم‌هایی هم که خیلی شناخته شده‌ هستند‍ آنقدر در لاک خودشان نروند.

خیلی‌ها هستند که امتحانشان را پس داده‌اند الان در حوزة جامعه‌شناسی بر اساس یک مطالعات میدانی می‌گویند که هر جامعه‌ای نیاز به آرمان دارد و اجرای آرمان قهرمان می‌خواهد حالا وقتی که اگر ما در سینما بازخورد زندگی اجتماعی مردم را به تصویر بکشد، آیا باید از این قانون تبعیت کنیم یا نباید بکنیم به همین دلیل  می‌رسیم به این بحث‌هایی که بالاخره می‌خواهیم یا نمی‌خواهیم؟

مجری: باید ساز وکارش را فراهم کنیم تا بتوانیم به آن سینمای آرمانی برسیم.

مجری: خوب آقای برزیده شما بفرمایید.

برزیده: من می‌خواهم بحث ایشان را کامل کنم. باید به جای اینکه صورت مسئله را خط بزنیم یا اصلاً حضور قهرمان و تأثیرش را برای جلب مخاطب و ایده بگیریم بهتر است بدانیم. شرایطی ایجاد شده که نمی‌توانیم قهرمانی را خلق کنیم که مطلوب مردم باشد؛ یعنی فرض کنید مثلاً در یک برهه آژانس شیشه‌ای ساخته می‌شود و آدمی اتفاقاً از همان نسل بچه‌های جنگ در یک زمان وظیفه‌اش را طور دیگری انجام داده و الان نسبت به سرنوشت دوستش، حساس می‌شود و درواقع وضعیت کنونی جامعه را برنمی‌تابد و به نظرم عصیان می‌کند؛ یعنی رفتاری که در آژانس شیشه‌ای حاج کاظم انجام می‌دهد، یک رفتار کاملاً عصیانگرانه است و به قهرمان تبدیل می‌شود و فیلم، فیلم خوبی هم می‌شود. الان هم که از مردم می‌پرسید، یکی از فیلم‌های منتخبشان آژانس شیشه‌ای است که فکر کنم جزء نظرسنجی‌های شما هم بوده. یعنی وقتی که به فیلمساز اجازه می‌دهیم که کارش را درست انجام بدهد و آن چیزی را بگوید که لازم است حتماً با مخاطبانش همراه شده و حتماً در ارتباطی که می‌تواند مخاطب با آن شخص برقرار کند، تأثیر دارد. هرچند باز هم حتماً حاتمی‌کیا  احتیاط‌های لازم را کرده است، ولی یادم است که فیلمش مشکل داشت؛ یعنی برای ساخت و اجرایش مشکل  داشت. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 17:16  توسط مسعود ده نمکی  | 

آخرین خبرها از «رسوایی ۲»/ جلوه‌های رایانه‌ای تست زده شد

مسعود ده نمکی این روزها جلوه‌های کامپیوتری را برای ساخت «رسوایی ۲» تست می‌زند و انتخاب بازیگران هم ادامه دارد.

مسعود ده نمکی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آغاز پیش تولید فیلم «رسوایی ۲» اینگونه توضیح داد: در حال حاضر مشغول انجام مراحل مقدماتی برای پیش تولید «رسوایی ۲» هستم و در نظر دارم این فیلم سینمایی را به تهیه کنندگی خودم مقابل دوربین ببرم.

وی ادامه داد: قبل از آغاز پیش تولید، تست هایی در زمینه جلوه های کامپیوتری انجام داده و در عین حال مشغول انتخاب بازیگران هستم.

کارگردان مجموعه فیلم های «اخراجی ها» در پایان عنوان کرد: حضور شیلا خداداد به عنوان بازیگر اصلی در «رسوایی ۲» قطعی شده و قرار است فیلمبرداری بهار سال آینده شروع شود.

مسعود ده نمکی که پیش از این فیلم «رسوایی» را با بازی الناز شاکردوست، اکبر عبدی، محمدرضا شریفیان کارگردانی کرده بود و در نظر دارد قسمت دوم این فیلم را بهار سال آینده کارگردانی کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 17:3  توسط مسعود ده نمکی  | 

تفاوت‌های رسوایی 2 با رسوایی 1/ آیا بازیگران رسوایی یک در نسخه جدید رسوایی حضور خواهند داشت؟ + فیلم

کارگردان سه‌گانه اخراجی‌ها، معراجی‌ها و رسوایی از ساخت قسمت دوم یکی از فیلم‌هایی که در زمان اکران عمومی خود با استقبال خوبی مواجه شد خبر داد.
به گزارش گروه چند رسانه‌ای باشگاه خبرنگاران، کارگردان سه‌گانه اخراجی‌ها، معراجی‌ها و رسوایی از ساخت قسمت دوم یکی از فیلم‌هایی که در زمان اکران عمومی خود با استقبال خوبی مواجه شد خبر داد.

"مسعود ده نمکی" کارگردان پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران در مورد تفاوت‌هایی که رسوایی 2 با رسوایی یک دارد می‌گوید.

"شیلا خداداد" به عنوان یکی از بازیگران اصلی رسوایی 2 انتخاب شده است، اما آیا بازیگران رسوایی 1 در نسخه جدید این فیلم حضور خواهند داشت یا خیر؟ 
 
لینک دانلود
 
 
+ نوشته شده در  شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:43  توسط مسعود ده نمکی  | 

شیلا خداد به «رسوایی ۲» پیوست

ده‌نمکی ششمین فیلم خود را می‌سازد

 شیلا خداداد به عنوان نخستین بازیگر فیلم سینمایی «رسوایی ۲» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی به این پروژه سینمایی پیوست.
 
به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، مراحل انتخاب بازیگر فیلم سینمایی «رسوایی ۲» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی این روزها ادامه دارد.

بنابراین گزارش شیلا خداداد به عنوان اولین بازیگر حضور خود را در فیلم سینمایی «رسوایی ۲» قطعی کرد و بازیگران دیگر نیز طی ماه‌های آینده به این پروژه سینمایی خواهند پیوست.

خداداد در سال 87 نیز با مسعود ده‌نمکی در فیلم سینمایی «اخراجی‌های ۲» مقابل دوربین رفته بود و «رسوایی ۲» به عنوان دومین تجربه همکاری شیلا خداداد با ده‌نمکی پس از گذشت پنج سال‌ به حساب می‌آید.

به گزارش فارس، فیلم سینمایی «رسوایی ۲» به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی مسعود ده‌نمکی بهار ۱۳۹۴ کلید خواهد خورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:40  توسط مسعود ده نمکی  | 

مطالب قدیمی‌تر