مسعود ده نمکی

پاسخ بازیگران "معراجی ها" در انتقاد برخی به فیلم های "ده نمکی" / فیلم

لینک دانلود

حسابي متنوع؛ هم روحاني، هم پليس !

بانی فیلم - گروه تلویزیون-  مجتبي احمدي - برزو ارجمند از آن دست بازيگراني است که به رغم نمک و با مزگي هاي موجود در شخصيت و جنس بازي اش، بارها در آثار جدي نيز ايفاي نقش کرده است. حضور او در اکثر کارهاي محمدحسين لطيفي با يک نقش جدي همراه بوده است. بازيگر سريال «صاحبدلان» و «نردبامي به آسمان» و... که اين روزها با گروه تئاتر سايه يک نمايش روي صحنه دارد، به خاطر بازي در دو سريال «معراجي ها» (مسعود ده نمکي) و «زخم» (مسعود آب پرور) مهمان يک فنجان چاي «باني فيلم» شد تا از سروان شکيبا و حاج آقا حسيني با لهجه شيرين مشهدي اش بگويد.

برزو که اخيراً بازي در فيلم سينمايي وحيد جليلوند را به پايان رسانده، به نکات جالبي در خصوص آخرين تجارب بازيگري اش براي تلويزيون اشاره کرده است:

اين روزها مشغول بازي در نمايش رضا حداد هستي؟

ـ بله ما اين کار را که اولين نمايش گروه سايه است دوازده سال پيش هم اجرا کرده بوديم. خيلي دوستش داريم براي همه اعضاي گروه يک نوستالژي خاص دارد. استقبال خوبي از کار شده و ما تا آخرين روز اجرا، هر شب دو اجرا خواهيم داشت. تا دوم آبان ماه کار اجرا خواهد شد.

گويا در برنامه داري سالي يکي دو بار با يک نمايش روي صحنه باشي؟

ـ بله به خصوص اگر با گروه خودم، تئاتر سايه اين اتفاق بيفتد که برايم خيلي عالي است.

تو از يک خانواده تئاتري هستي، بازگشت هر ازگاهي به تئاتر چه حس و حالي به تو مي دهد؟

ـ من فقط يک جمله مي گويم. به نظرم يک بازيگر روي صحنه تئاتر خيلي درست تر نفس مي کشد و کيف مي کند. براي من تئاتر اين تعريف را دارد. خيلي خوشحالم که گروهي داريم که مي توانيم هر از چندگاهي نمايشي را روي صحنه ببريم. دوستان خوبي هستيم و براي ما تئاتر مهم است.

گروه تئاتر سايه براي آينده هم برنامه اي دارد؟

ـ برنامه که زياد داريم، ولي کي انجام شود مشخص نيست.

برنامه اين روزهايت به جز تئاتر چيست؟

ـ من سريال آقاي آب پرور را به تازگي تمام کردم. الان هم چند تا فيلمنامه در دست دارم، مي خوانم ببينم کداميک را بيشتر به تفاهم مي رسيم و خودم هم دوست داشته باشم تا جدي تر پاي صحبت بنشينم.

و امّا «زخم» مسعود آب پرور...

ـ در خدمتم...

تو اولين بار است که در هيبت پليس در تلويزيون ظاهر مي شوي؟

ـ بله دقيقاً...

پس يک ريسک دو طرفه اتفاق افتاده؟

ـ دو تا نکته در مورد سريال «زخم» وجود دارد. اولاً اينکه مسعود آب پرور زماني که دانشجو بودم، استاد من بود و من خيلي دوست داشتم يک روز با او کار کنم. در اين سالها واقعاً شرايط فراهم نشد. مسئله بعدي اينکه من با دفتر آقاي علي اکبري خيلي کار انجام دادم و اصولاً اين دفتر را دوست دارم. به نظرم دفتر پاک و مطهري است و همه چيز سر جاي خودش ديده مي شود. وقتي فهميدم چه کساني پشت دوربين اين سريال هستند، خيلي ماجرا برايم جدي تر و جالب تر شد. ما اينجا با يک گروه کاملاً حرفه اي کار کرديم، پشت صحنه اي بي نظير که از همکاري با آنها بسيار لذت بردم. از انتخاب سريال «زخم» بسيار راضي ام. اولاً نقشي که کار کردم را تا به حال تجربه نکرده بودم، ثانياً با کارگرداني کار کردم که خيلي دوستش دارم.

شخصيت سروان شکيبا با چه ويژگي هايي تعريف شد و تو به عنوان بازيگر براي متفاوت نشان دادن کاراکتر پليس نسبت به پليس هاي مرسوم تلويزيوني چه کردي؟

ـ شخصيت در فيلمنامه خيلي نقص داشت. چه به لحاظ پسينه و چه به لحاظ پيشينه، خيلي جاي کار داشت. امّا با صحبت هايي که در خدمت آقاي آب پرور داشتيم و با اضافه کردن چند فاکتور کم کم نقش خودش را نشان داد تا من امروز بتوانم به آن استناد کنم و بگويم يکي از تجارب موفقم را در اين سريال رقم زدم.

سريال «زخم» با جنس و جمال ديگر ساخته هاي آب پرور در ژانر پليس به شدت متفاوت است؛ طوريکه خيلي ها اعتقاد دارند او کارگردان اثري در حد و توان سريال هايي نظير «هوش سياه» است. در اين خصوص به عنوان بازيگر ارتباط لازم را در طول کار برقرار کردي؟ (اين هراس را نداشتي که آن چه مدنظر است اتفاق نيفتد؟)

ـ نه واقعاً نه، من به مسعود آب پرور اعتماد زيادي دارم. اگر به کارنامه او دقت کني از زمان کليپ سازي تا امروز که در سينما و تلويزيون فيلمسازي مي کند، متوجه مي شوي آقاي آب پرور از يک استانداردي نزول نمي کند و هميشه در حال پيشرفت است. در اين سريال هم به نظرم اين اتفاق رخ داده، شاهد ماجرا هم مردمي هستند که واقعاً سريال را دوست دارند، کار ديده شده و من خيلي خوشحال ام از اين اتفاق...

گريم اين جناب سروان (شکيبا) پيشنهاد خودت بود يا اينکه نياز کاراکتر بود که پخته تر از برزو ارجمند به نظر برسد؟

ـ قبل از اينکه بروم سر کار آقاي آب پرور، سر کار وحيد جليلوند بودم...

سينمايي «چهارشنبه 19 ارديبهشت»...

ـ بله، چند روزي کار من آنجا و اينجا با هم تداخل داشت. نويد فرح مرزي عزيزم يک جورايي دستش در گريم من بسته بود، امّا با توجه به شرايط موجود و راکوردي که من داشتم بهترين انتخاب را کرد. من از طرح گريم و مجريان گريم در اين سريال خيلي راضي ام و از آنها تشکر مي کنم. به نظرم گريم در اين سريال خيلي درست روي صورتم نشسته است.

در دو سريال در حال پخش ـ که البته «معراجي ها» اخيراً به پايان رسيد ـ ، ايفاگر کاراکترهايي هستي که با توجه به حرفه و جايگاه اجتماعي شان داراي چارچوب مشخصي هستند و دست بازيگر براي طراحي آن خيلي باز نيست. چه کردي که به خصوص در قالب پليس (سروان شکيبا) با نمونه هاي موجود فاصله بگيري و به کليشه هاي مرسوم نزديک نشوي؟

ـ هم در سريال «معراجي ها» و هم در سريال «زخم» تمام تلاش من و تيم سازنده اين بوده که هر دو کاراکتر به نمونه هاي شبيه نزديک نشوند. فکر مي کنم در سريال «زخم» اين اتفاق خيلي خوب اتفاق افتاده است. به طور مثال در مورد اين پليس يکسري خود درگيري براي پليس گذاشتيم که من نمونه اش را خيلي کم ديده ام. در مورد کار آقاي ده نمکي هم من ايفاگر شخصيت روحاني بودم که از جنس خود مردم است و هرگز خودش را تافته جدا بافته نمي داند و نيست. وقتي من يک نقش را انتخاب مي کنم اولين کاري که انجام مي دهم اين است که يکسري وجوهاتمان را با يکديگر ترکيب مي کنم؛ خودم و شخصيت را.

به همين دليل نمک و بامزگي هاي برزو را مي توان در حاج آقا حسيني هم پيدا کرد.

ـ البته همه اين ها زير نظر کارگردان اتفاق مي افتد. به هر حال براي قابل باور و منطقي در آمدن هر نقش نياز است بازيگر روي آن کار کند و من هم تمام تلاشم را در اين مسير به خرج دادم.

اين دومين باري است که بعد از «قهوه تلخ»، از لهجه مشهدي ات در کار بازيگري استفاده مي کني؟ اين پيشنهاد خودت بود يا فيلمنامه و کارگردان...

ـ پيشنهاد خودم بود. در سريال «قهوه تلخ» هم سعي کردم مشهدي صحبت کنم. امّا فرق آن کار با سريال «معراجي ها» در اين بود که من در سريال «قهوه تلخ» تنها آهنگ لهجه را ادا مي کنم، امّا در سريال «معراجي ها» خود لهجه را به شکل تمام و کمال دارم. يعني در سريال «قهوه تلخ» کلمات مشهدي آنچناني استفاده نمي کردم، امّا در سريال «معراجي ها» کلمات مشهدي را شما زياد مي شنويد!

برگرديم سراغ «زخم»، براي نمايش وجوه مختلف يک حرفه مثل شغل خاص پليس، نياز است ما از محل کار او خارج شويم و به محل زندگي او به خصوص در برخورد با اعضاي خانواده اش هم سرکي بکشيم، اين اتفاق رخ مي دهد؟

ـ نمي خواهم زود راجع به اين مسئله صحبت کنم، چرا که ابتدا بايد تماشاگر آن را ببيند. امّا بله ما وارد زندگي اين جناب سروان هم مي شويم. خود مسعود آب پرور دوست داشت بيشتر و پررنگ تر ما به اين وجه بپردازيم، امّا فضاي سريال اين اجازه را نمي داد. با اين حال ما وارد زندگي شخصي سروان شکيبا خواهيم شد.

برويم سراغ کارگرداني سريال «زخم»؛ آب پرور در سريال «هوش سياه» نشان داده به شدت ژانر پليس را به خصوص در بحث ريتم و دکوپاژ مي شناسد. به عنوان بازيگر او را در اين سريال چگونه ديدي؟

ـ مسعود آب پرور چه در سريال «هوش سياه»، چه در سريال «زخم» و چه در ديگر كارهايش نشان داده، اصولاً كارگرداني است كه مي داند چه مي خواهد. او تكليف خودش را با كارش مي داند و خوب مي داند چه كار مي‌كند. اين اتفاق بسيار بزرگي است كه كارگردان بداند چه مي خواهد. در اين شرايط سطح توقع تو از كارگردانت بالا مي رود. من سر پنج كار با آقاي لطيفي و با آقاي بهراميان اين احساس را داشتم و البته سركار كلي كارگردان هم بودم كه اين حس را نداشتم. كارگردان از آن دست كارگرداناني است كه تو به عنوان يك بازيگر خيلي راحت مي تواني خودت را به او بسپاري و ايده ها و نظراتش را به درستي اجرا كني. اين براي بازيگر يك نعمت است. من از كار با مسعود آب پرور راضي و اميدوارم اين همكاري مجدد تكرار شود.

 و اما سريال «معراجي ها»، گويا ابتدا براي نقش ديگري به اين سريال دعوت شدي؟

- بله و من عذرخواهي كردم و نرفتم.

 كدام نقش؟

- اجازه دهيد نگويم.

 استاد دانشگاه؟

- (مي خندد) اجازه دهيد.

 خب چطور با نقش روحاني به پروژه پيوستي؟

- شهرام زماني با من تماس گرفت و من رفتم. آقاي ده نمكي و آقاي رضوي نكته اي را اشاره كردند كه براي من بسيار مهم بود. گفتند ما مي خواهيم فيلم سينمايي را تنها از فلاش بك ها در بياوريم و در كل نسخه سينمايي در گذشته اتفاق مي افتد. اين نقش براي ما در فيلم سينمايي بسيار مهم است. من دوست داشتم نقش يك روحاني را در كارنامه ام داشته باشم.

 به خصوص در سينما؟

- بله، دقيقاً... قبول كردم و بازخورد خوبي ديدم. من وقتي در سينما با همكارانم (جشنواره فيلم فجر) فيلم را ديدم، خيلي خوشحال شدم چون نظرات دلگرم كننده اي شنيدم. بازخوردها خيلي خوب بود.  اگرچه سرعت يك جاهايي از كيفيت كار ما زده است. آن فاجعه و كشته شدن تعدادي از همكاران واقعاً دل و دماغ كار كردن را از ما گرفت.

باور كنيد به خاطر اين بچه ها ما تلاش كرديم كار به جشنواره برسد. اگر آن شرايط خاص نبود شايد «معراجي ها» پس از آن انفجار مي خوابيد. از سوي ديگر محمود رضوي همشهري من در سينما اصولاً يك آدم ويژه است. اين را تو مي تواني از ژانر كارهايش بفهمي، از «درباره الي» تا «معراجي ها»، من يك برادري خالصانه در رفتار او ديدم كه دوست داشتم به او جواب منفي ندهم. باور كنيد هماهنگ كردن حضور من سر «معراجي ها» و كار ديگري كه همزمان داشتم، خيلي سخت بود ولي دوست نداشتم به محمود رضوي «نه» بگويم. متأسفانه من هر شب سر صحنه هستم و موفق نمي شوم خودم سريال را دنبال كنم. تنها چيزي كه مي توانم ببينم، ري اكشن مردم در كوچه و بازار است كه نشان از آن دارد سريال «معراجي ها» مورد اقبال مردم قرار گرفته است. جالب است بدانيد بعد از جشنواره تا به امروز نقش شش روحاني به من در چند كار مختلف پيشنهاد شده كه همه را رد كردم.

 در قبول ايفاي شخصيت روحاني دو دل نبوديد؟ به هرحال برخي از نقش ها حركت روي لبه تيغ است، قبول داريد؟

- بله، قبول دارم و بايد بگويم قبول نقش روحاني خيلي سخت بود. انتخاب سختي بود؟

 مشورت كرديد؟

- بله با خيلي ها، يك عده گفتند برو و يك عده نظر منفي داشتند. به هرحال قبول كردم. من با دوستان خوبي در سريال «معراجي ها» همبازي بودم و اين برايم خيلي عالي بود. اميرحسين رسائل يكي از همكاران شماست كه دوست من هم هست. او خيلي راحت و بي تعارف مرا نقد مي‌كند. او با رفتنم سر اين كار كمي مشكل داشت، ولي پس از پخش كار برايم پيام تبريك فرستاد. آنجا بود كه فهميدم كارم بد از آب درنيامده است.

 روحاني سريال «معراجي ها» هم مثل ديگر شخصيت ها براي بازي و ديالوگ گفتن (بداهه) دستش باز بود؟

- من اصولاً هر كاري كه بخواهم انجام دهم، در تمرين طراحي اش مي کنم. اگر مورد تأييد كارگردان بود جلوي دوربين هم اجرا مي كنم. اصلاً از آن دست بازيگراني نيستم كه جلوي دوربين يك دفعه يك كار اضافه انجام دهم، مگر خيلي كوچك، سر تمرين تأثير كارگردان را مي گيرم سپس جلوي دوربين آن را انجام مي دهم.

 شخصيت هاي مختلف روحاني، در تلويزيون و سينماي ما توسط بازيگران بزرگ اين مملكت ايفا شده است و شما كار سختي داشتيد براي اينكه حاج آقا حسيني شباهتي به آنها پيدا نكند...

- بله خيلي زياد. من مهم ترين كاري كه براي حاج آقا حسيني انجام دادم، اين بود كه نشان دادم او از خود مردم است فقط پيشه اش روحاني است همين!

 ضمن اينكه با گذشت زمان به روز شده...

- دقيقاً... مثل من و شما فقط پيشه اش روحاني است. سعي نكردم او را متمايز از آدم هاي اطرافش نشانش دهم. من در مشهد روحاني هاي زيادي را ديده ام كه شبيه خود ما زندگي مي كردند فقط لباس روحانيت داشتند. من حاج آقا حسيني را از آن قشر ديدم.

 پس ما به ازاي بيروني هم براي نمايش حاج آقا حسيني داشتيد؟

- بله، چند نفر مدنظرم بودند، فقط نگوييد اسم ببر! (مي خندد)

 در پايان اگر حرفي مانده...

ممنون از شما و روزنامه «باني فيلم»...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 16:38  توسط مسعود ده نمکی  | 

اخراجی ها و 5 میلیون مخاطب

 

مسعود ده نمکی در فیسبوک نوشت:

اخراجی ها2 با بلیط 2000 تومانی در سال 88 وبا فروش 8.5 میلیلارد تومانی توانست4.5 میلیون مخاطب به سینما بیاورد باری شکستن رکورد این تعداد مخاطب باید با بلیط 5000 تومانی فیلمها 22 میلیارد تومان بفروشند که امیدوارم روزی همه فیلمها این تعداد مخاطب داشته باشند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 9:10  توسط مسعود ده نمکی  | 

به بهانه ی اتمام معراجی ها/شباهت بلوای دانشگاه تهران و امير كبير، با داستان معراجی ها

احسان رستگار، مدیر مسئول:
 
١- در ايام سي و دومين جشنواره ي بين المللي فيلم فجر، اكثر قريب به اتفاق كساني كه فيلم معراجي ها را مي ديدند، آن را ضعيف ترين فيلم ده نمكي ارزيابي مي كردند.
 
در آن روزها، سيد محمود رضوي و مسعود ده نمكي، مي گفتند كه اين فيلم، برشي از مجموعه اي است به همين نام كه سال آينده پخش خواهد شد.
 
اكنون قريب ٥ هفته از پخش اين مجموعه مي گذرد و معقول است كه به بررسي آن پرداخته شود.
مجموعه ي معراجي ها، از آن توليداتي است، كه شديدا و عميقا از شكافي محسوس و ملموس، بين محتوا و فرم رنج مي برد. قاعده اي معقول و متعارف وجود دارد، كه يك اثر سينمايي يا تلويزيوني جذاب و قوي، بايد آن قدر محتوا و فرمش به يكديگر ممزوج شده باشند، كه حتي اگر مثلا زاويه ي يك قاب يا زمان پخش موسيقي متن در فيلم، اندكي تغيير كند، به تبع محتوا و مفهوم آن صحنه و لحظات از فيلم، براي مخاطب متفاوت شود.
 
معراجي ها، مصداق بارز حرف هاي خوبي است، كه بد گفته مي شود. اتفاقا در مورد مثلا اخراجي ها، محتوا و فرم، هر دو از حيث كيفي و هماهنگ بودن، متناسب و منطقي بر هم سوار شده بودند، ولي معراجي ها، حرف هايش از اخراجي ها بهتر و مهم تر و فرمش ضعيف تر و نامأنوس تر است. به تعبيري، محتوا را از داخل فرم معراجي ها، مي توان مانند يك تكه ميوه مه روي يك ژله قرار گرفته، برش زد و برداشت؛ اگرچه آن ميوه، كمي طعم ديگري گرفته و آغشته به آن ژله است.
 
سطور فوق، با اين نيت نگاشته شد، تا براي خوانندگان عزيز، قابل درك باشد كه در اين يادداشت، چرا و به چه صورت، بناست به داستان محوري مجموعه ي معراجي ها پرداخته شود؛ خلاصه نقد اين سريال، در اين نوشته محقق نخواهد شد، بلكه قصد، الهام گرفتن از داستان دانشجويان و دانشگاه است، براي ذكر چند نكته و حواشي مهم تر از متن.
 
الغرض اين كه، اين نگاره، نقد مجموعه ي اخراجي ها نيست.
 
٢- همان هفته ي اول كه مجموعه پخش شد، شباهت هايي عجيب بين هسته ي فيلم نامه ي معراجي ها و يكي از فجايع فرهنگي دانشگاه تهران، باعث شد تا خيلي دقيق تر، اين مجموعه را تماشا كنم. هر چه مجموعه جلو مي رفت، بيشتر اطمينان حاصل شد كه محور داستان و نخ اصلي ماجرا، الهام گرفته از اتفاقي است كه در پاييز ١٣٨٨ در دانشكده ي مديريت دانشگاه تهران رخ داده بود.
 
به بسط مفصل ماجرا، نيازي نيست و با جست و جوي در گوگل، مي توان به كليات و جزئيات ماجرا واقف شد؛ پس ما قل و دل، داستان را در چند سطر روايت مي كنم.
 
در اواخر آبان ١٣٨٨، يك استاد درس رياضي ١ دانشكده ي مديريت دانشگاه تهران، به نام علي شريفي، در يكي از جلسات كلاسش، با صداي آرام و لحن مؤدبانه، به يكي از دانشجويان دختر، در مورد حجابش تدكر مي دهد. لحن استاد، براي آن دانشجو، اصلا برخورنده نبوده و وي در جلسه ي بعد، با بهبود وضع حجاب حاضر و بدون هيچ مشكل يا حاشيه اي، در امتحان (كوييز) هم شركت مي كند.
 
اما ماجرا از سمت عده اي از دانشجويان عضو شوراي صنفي دانشكده - كه به اذعان همه ي دانشجويان دانشكده، به بدنامي و ولنگاري از انواع خاص، در دانشكده شناخته مي شدند - ادامه دار مي شود.
 
آن ايام كه اولين ماه هاي سال تحصيلي، بعد از فتنه ي ٨٨ محسوب مي شد، تجمعات و اعتراضات دانشجويي، به بهانه هاي مختلف برقرار مي شد.
 
مخلص كلام اين كه بخشي از دانشجويان دانشكده، چندين روز تجمع مي كنند و رياست و معاونت دانشكده را تحت فشار قرار مي دهند، تا به آن جا كه منجر به تعطيلي كلاس درس علي شريفي مي شود.
 
اين ماجرا، از يك سو به دلايل عديده - كه در ادامه ذكر خواهند شد - خيلي تاسف برانگيز بود و از ديگر سو بسيار عجيب. 
 
علي شريفي، مي گفت: اين بلاها رو سر من آوردن، چون اينا عقده داشتن از فتنه، اون ايام هم جو گير شده بودن. منم زمان دانشجوييم، تو همين دانشكده رئيس بسيج بودم و خلاصه دغدغشون سياسي بود، فرهنگي نبود. مثلا مگه مي شه مساله شون فرهنگي باشه، بعد چند نفر از انجمني هاي دانشكده بيان دم در كلاس من، نذارن دانشجوها بيان تو كلاس، هي لگد بزنن به در، بعد كه مي رم بيرون مي بينم يكي از اون دانشجوهايي كه دارن جو مي دن و تجمع رو راه انداختن، يك خانم چادريه! بعد مي گم خانم محترم شما مشكلت چيه؟! وقتي شما خودت چادري اي، با رعايت حجاب و امر به معروف و نهي از منكر نبايد مشكل داشته باشي كه! بعد ايشون مي گه "نه حجاب هر كس به خودش مربوطه." خب معلومه اين حرف ها بهانه است؛ بحث اصلي همون عقده از بسيج و از انتخابات بود. جو گير شدن، عقدشونو سر من خالي كردن، من رفتم، الان هم (سال ٩٢ اين مكالمه صورت گرفت) يك ساله برگشتم و دوباره دارم درسمو مي دم. ولش كن. مهم نيست.
 
يكي از دبيران اسبق انجمن دانشكده مي گفت: من هم اون رفتارايي كه بعضي بچه ها در اون مورد بروز دادن رو تاييد نمي كنم. ناشي از هيجانات بود. عجيب بود. جو بعد از انتخابات، همه رو جو گير كرده بود.
 
الغرض اين كه، محور داستان، باز مي گردد به يك اتفاق واقعي كه البته پايانش مانند مجموعه ي معراجي ها، خوش نبود.
 
٣- در آن زمان، رئيس دانشكده ي مديريت دانشگاه تهران، دكتر سيد رضا سيد جوادين بود كه از سال ٨٥، به اين سمت منصوب شده بود. دكتر بالازاده در مجموعه ي اخراجي ها كه رئيس دانشگاه هنر است، به نحو غير قابل كتماني، شبيه ايشان طراحي شده؛ شخصي با ظاهر مذهبي و محاسن و با رويكرد مديريتي منفعل. يك شوخي بين دانشجويان باب بود در زمان ايشان، مي گفتند هر كاري بخواهي، مي شود در اين دانشكده بكني، فقط كافي است تجمع كني تا رئيس دانشكده قانع شود. ايشان تا مرداد ٩٢، رئيس دانشكده مديريت بود. بعد از ايشان، دكتر رضا راعي، حدود سه ماه، سرپرست اين دانشكده بود.
 
شخصيت محوري ديگر داستان، دكتر مهدوي، معاون دكتر بالازاده، بسيار شبيه معاون وقت دكتر سيد جوادين، يعني دكتر طهمورث حسنقلي پور است. لازم به ذكر است كه دكتر حسنقلي پور، يك روز پس از رسانه اي شدن خبر بركناري فرعاد رهبر، در چهارشنبه ١٣ آذر ٩٢، ترسط فرهاد رهبر، به رياست دانشكده ي مديريت منصوب شد.
 
الغرض اين كه، دو شخصيت اول دانشگاه يعني دكتر بالازاده و دكتر معدوي، به تعبيري همان دكتر سيد جوادين و دكتر حسنقلي پور هستند. دكتر گنجي، يك شخصيت نمادين است و مانند دو نفر قبلي، مصداق ندارد.
 
٣- اگرچه اين نقد واردي است كه دانشگاه هنري كه در معراجي ها مي بينيم، دانشكده هم به زحمت محسوب مي شود، اما نمايش مديريت فرهنگي غير مقتدرانه، جو پذير، منفعلانه، شتاب زده، غير شجاعانه و تحت تاثير اعتراضات و فشارهاي مقطعي، در اين مجموعه، قابل فهم است و به مخاطب منتقل شده. شخصيت هايي سست كه نگاهشان مكتبي و ايدئولوژيك نيست، رفتار انقلابي را نمي توانند با پختگي و تدبير همراه كنند و نفاق در رفتار و گفتارشان براي حفظ سمت و صندلي موج مي زند، در اين مجموعه براي مخاطب، قابل فهم است.
 
الغرض اين كه، علي رغم مشكلات عديده ي فني و شكلي (فرمي) معراجي ها، سوء مديريت و نفاق را در عرصه ي مديريت فرهنگي، توانسته به تصوير بكشد.
 
٤- سزاوار بود كه مسعود ده نمكي، قدري از بودجه را، خرج صحنه هاي دانشگاهي مي كرد تا براي مخاطب، كاريكاتوري به نظر نرسد. مشهود است كه براي صحنه هاي جنگ، به نحو شايسته، به دكور و صحنه توجه شده ولي در فضاي دانشگاه، به صرف انتقال پيام در قالبي نمادين، كفايت شده است. انتقال نمادين محتوا، به معناي كم اهميت انگاشتن صحنه، دكور، محل فيلمبرداري، جزئيات صحنه و تناسب ظرف مكاني با محتوا نيست. برخي موارد مانند افكت ها و جلوه هاي ويژه ي زايد و اضافي، به جاي چشم نوازي، باعث مخدوش شدن تمركز و تكدر خاطر مخاطب مي شود. 
 
الغرض اين كه، انتقال نمادين پيام و محتوا، به طريق اولي، باعث رعايت صحنه و دكوري در خور شأن محتوا را مي طلبد. ضمنا جلوه ي ويژه هم، كاربردش در تدوين، بين صحنه ي چاي بردن آبدارچي و درس دادن استاد سر كلاس نيست! جلوه هاي ويژه در تدوين، براي اثرگزاري بيشتر است، نه جلوه گري بي خاصيت و بلكه آزاردهنده! 
 
٥- تدفين شهدا در دانشگاه ها، موضوعي است كه در دانشگاه صنعتي اميركبير، با اعتراضات و تشنج همراه شد. شايد بتوان خط اصلي فيلم نامه ي مجموعه ي معراجي ها را، تلفيقي از بلواي دانشگاه اميركبير و فتنه ي دانشكده ي مديريت دانست. اما آن چه بسيار حائز اهميت مي نمايد، اين است كه موضوعي هم چون تدفين شهدا در دانشگاه ها، الحمدلله امروز مساله اي حل شده است، اما واجب فراموش شده يا امر به معروف و نهي از منكر، هر روز در موقعيت ها، اماكن، زمان ها و ابعاد مختلف دارد تلفات مي دهد و اين واقعيت در جامعه اي اسلامي و در جمهوري اسلامي ايران، بسيار تلخ و به تعبير دقيق تر، غير قابل تحمل است.
 
شهدا، جايگاهي بي مثال و زايدالوصف در قلب مردم و بطن جامعه دارند، اما مسأله ي امر به معروف و نهي از منكر، موضوعي است كه به شهادت هم گره خورده و بهتر بود كه مسعود ده نمكي، هم زمان به بحث شهادت و امر به معروف و نهي از منكر مي پرداخت.
 
الغرض اين كه، چون كه صد آيد، نود نيز پيش ماست؛ امر به معروف و نهي از منكر، هدف اصلي شهدا و سالار شهيدان، امام حسين (ع) بود و رواست تا جدي گرفته شود؛ امروز اين واجب فراموش شده، مشكل مبتلا به هست، ولي تدفين شهدا، مساله اي است كه خدا را شكر، حل شده و ديگر مشكل نيست.
 
حرف آخر:
 
فيلم سازي كه مدعي روشنفكري واقعي و به معناي اسلام ناب محمدي است، بايد جلوتر از جامعه حركت كند؛ معتقدم اگر ده نمكي، موضوع اصلي فيلم را، امر به معروف و نهي از منكر قرار مي داد، همان خانواده ي معظم شهدا، همان مردم حزب اللهي و انقلابي و مهم تر از همه، روح شهدا و رضايت خداوند، بيشتر شامل حال اين مجموعه مي شد.
 
به جاي تدفين شهدا، كه مساله اي است كه حل شده، بهتر بود به آرمان شهدا و علت العلل قيام سالار شهيدان كه همانا امر به معروف و نهي از منكر است پرداخته مي شد.
متاسفانه در اين باب، هر ساله اتفاقات ناگواري در جامعه و مخصوصا در دانشگاه هاي مطرح ما در تهران رخ مي دهد، كه موجب وهن اسلام است!
 
اين يادداشت، نه دفاع از ده نمكي بود و نه نقد معراجي ها، بلكه ابراز رضايت ولو اندك از نمايش نمادين (اما ضعيف) بخش کوچکی از فضاهای دانشجویی و سوء مديريت برخي مديران فرهنگي که در این مجموعه تا حدی محقق شد و هدف دیگر این نوشته، فقدان دغدغه اي به نام عدم وجود مسأله ي امر به معروف و نهي از منكر، در فيلم نامه هاي سریال های سيما و فيلم هاي سينماي ماست.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 14:54  توسط مسعود ده نمکی  | 

معراجی‌ها سیاسی‌ترین سریال تلویزیون بود

 سینما و تلویزیون > تلویزیون - مهدی صالح‌پور:

دومین مجموعه تلویزیونی مسعود ده‌نمکی پس از «دارا و ندار» پنجشنبه گذشته با پخش فیلم پشت صحنه در حالی پایان یافت که نسخه سینمایی آن از اواخر سال گذشته تا اواخر بهار روی پرده سینماها بود.

با وجود اين، سريال 30قسمتي «معراجي‌ها» مورد توجه مردم قرار گرفت و حتي آنها كه نسخه ويدئويي فيلم را در خانه ديده بودند، علاقه‌مندانه به تماشاي سريال نشستند. ده‌نمكي معتقد است معراجي‌ها با وجود بي‌مهري جشنواره فيلم فجر، برخلاف پيش‌بيني منتقدان در گيشه موفق بود. با او درباره فيلم و سريال معراجي‌ها و البته «رسوايي2» گفت‌وگو كرده‌ايم.

  • براي آنها كه فيلم معراجي‌ها را ديده بودند، چه تفاوت‌هايي ايجاد كرديد تا براي ديدن سريال انگيزه داشته باشند؟

نسخه سينمايي و سريال 100درصد متفاوت بودند. يكي از حاشيه‌هايي كه به‌وجود آمد، اين بود كه برخي گفتند همان نسخه سينمايي تبديل به سريال شده است؛ درحالي‌كه ما براي اين دو نسخه، خط داستاني كاملاً متفاوت داشتيم و بيش از 26قسمت سريال تفاوت اساسي با فيلم داشت.

  • با توجه به اينكه جنس مخاطبان تلويزيون با سينما متفاوت است، استقبال مردم را چگونه مي‌بينيد؟

استقبال از سريال در نوع خودش بي‌نظير بود. اين مسئله از آن جهت بايد مورد توجه قرار گيرد كه مردم از فيلمي در سينما استقبال كردند كه مي‌دانستند به‌زودي قرار است از تلويزيون پخش شود. با توجه به اينكه چند قسمت اول سريال اختصاص داشت به شخصيت‌پردازي اما به مرور حجم مخاطبان افزايش يافت و تا آنجا كه من مي‌دانم، از پرمخاطب‌ترين آثار سال‌هاي اخير بود.

  • تعامل تلويزيون در پخش معراجي‌ها چطور بود؟

همان اوايل كه پيشنهاد كار براي تلويزيون شد، من به مديران گفتم مردم توقع كار خنثي از من ندارند و اگر مي‌خواهيد همكاري كنيم، پاي فيلم بايستيد. مدير شبكه يك آقاي فرجي و معاون سيما آقاي دارابي پاي فيلم ايستادند اما بعضي خطوط قرمز تلويزيون در كار لحاظ شد.

  • پس با اين حساب باز هم با تلويزيون كار مي‌كنيد؟

در حال حاضر چند ايده سينمايي دارم كه بايد آنها را بسازم. براي كار در تلويزيون همه‌‌چيز بستگي به شرايط و تعامل مديريت جديد با من دارد تا ببينيم آنها چقدر مي‌خواهند اين حرف‌ها از تلويزيون زده شود. مديريت تلويزيون در پخش سريال بازتر از مديريت سينما عمل كرد. اميدوارم شرايطش فراهم باشد تا باز هم با تلويزيون كار كنم. من تا موقعي كه حرفي براي گفتن داشته باشم، كار مي‌سازم.

  • برگرديم به معراجي‌ها؛ برخي مي‌گويند داستان سريال براساس يك اتفاق واقعي در يكي از دانشگاه‌هاي تهران ساخته شده است. چقدر از سريال نقد اجتماعي بود و چقدر متأثر از آن داستان؟

مسئله اين نيست كه چنين چيزي اتفاق افتاده يا نه؛ در غرب قبل از وقوع يك اتفاق يا حادثه جريان‌سازي مي‌كنند و با ساختن سريال و فيلم، افكار عمومي براي پذيرش اتفاق‌ها آماده مي‌شود. متأسفانه هنر و به‌طور كلي جامعه رسانه‌اي ما عقب‌تر از افكار عمومي است. يعني در ايران اول اتفاق مي‌افتد، بعد واكنش نشان مي‌دهيم! سال‌ها در رسانه‌ها درباره جنگ شبهه‌افكني كردند و گفتند چرا 8سال طول كشيد؟ اين تقدس‌زدايي از دفاع‌مقدس و زدن حرف‌هاي ضد‌جنگي آثارش در اذهان جوانان نمود داشت. شبهه را نمي‌توان با اقتدار از بين برد و بايد براي آن پاسخ منطقي و مستدل داشت. بايد قهرمانان را به جوانان و نسل جديد شناساند. معراجي‌ها براي شبهه‌زدايي ساخته شد نه صرفاً به اين دليل كه چنين موضوعي جذاب است. نسل جديد بايد بداند قهرمانان ما برخلاف تفكر كساني كه دنبال قهرمان‌سازي هستند، آرنولد و امثال او نبودند. قهرمانان ما امثال شخصيت محمد معراجي‌ها از رتبه‌هاي برتر كنكور هستند كه از دار و ندارشان مي‌گذرند و جانشان را فداي كشور مي‌كنند. اگر ما ويژگي‌هاي اين قهرمانان را درست به نسل جوان منتقل كنيم، به جاي بستن در دانشگاه جلوي تابوت شهدا فرش قرمز پهن مي‌كنند.

  • نسل جديد به معراجي‌ها چه واكنشي نشان داد؟

در بازخوردهاي اجتماعي كه از مردم ديدم، معراجي‌ها مثل اخراجي‌ها محبوب بود. البته آثار من هميشه مخالفان خاص خودش را دارد و چپ و راست هم ندارد. مخاطب هدف من نسل خاكستري است و به‌نظرم نسل جديد و عامه مردم از كار استقبال كردند. اين را هم بگويم كه معراجي‌ها، به‌ويژه 15قسمت ابتدايي، سياسي‌ترين سريال تاريخ تلويزيون بود؛ نمايي از جامعه امروز ايران در دانشگاه با 2استاد كه نماد 2جناح هستند و نسل جواني كه تقسيم‌بندي‌هاي مرسوم بين‌شان هست. البته مديريت مصلحت‌گرايانه كه بعضاً در جامعه حاكم مي‌شود. معراجي‌ها با زبان طنز بسياري از مسائل روز را مطرح كرد.

  • برخلاف حواشي زمان توليد، معراجي‌ها در كمال آرامش روي آنتن رفت. اين از آرامش اين روزهاي ده‌نمكي است يا جامعه لحن شما را پذيرفته است؟

البته تلاش‌هايي براي حاشيه‌سازي شد، هر چند زبان طنز از گزندگي كار كم مي‌كند و نقدي كه سريال به همه جناح‌ها داشت، باعث شد انتقادها كمتر شود. ما هم به انتقادها پاسخ نداديم. در جشنواره فجر سال گذشته، معراجي‌ها را بايكوت كردند و رسانه‌هاي هر دو طرف از اين كار به‌عنوان شكست ده‌نمكي نام بردند اما استقبال ويژه از فيلم كه داستاني كم‌حاشيه داشت تا حد زيادي محاسبه منتقدان را به هم ريخت. در مورد سريال اين اشتباه تكرار نشد و منتقدان كه ديدند خانواده خودشان درگير سريال شده‌اند، به نوعي باز هم آن را بايكوت كردند تا در معرض شكست قرار نگيرند.

خبرهايي از پروژه تازه

پروانه توليد رسوايي2 را گرفته‌ام. فيلم زبان انتقادي دارد و به نوعي مي‌تواند در ژانر تخيلي قرار بگيرد. ارتباط خاصي با جنگ ندارد و به آسيب‌هاي اجتماعي و شهري جامعه مدرن مي‌پردازد. آثار من همه يك غزل هستند و يك مضمون را دنبال مي‌كنند. اگر كسي از مستند «فقر و فحشا» كارهاي من را دنبال كرده باشد، يك خط داستاني و فكري را مي‌بيند. براي من مهم ساخته شدن فيلم است؛ بودن يا نبودن در جشنواره اهميت ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 14:46  توسط مسعود ده نمکی  | 

چرا مردم از «معراجی ها» استقبال کردند ؟

 

گفت و گوی مثلث آنلاین با عضو کمیسیون امنیت ملی؛
 
چرا مردم از «معراجی ها» استقبال کردند ؟
 
مثلث آنلاین: پرداختن معراجی ها به موضوع دفاع مقدس از زاویه واقعی توانست مخاطب را جذب کند.

محمدحسن آصفری در گفت وگو خبرنگار مثلث آنلاین درباره دلایل استقبال عمومی از مجموعه تلویزیونی معراجی ها ساخته مسعود ده نمکی، گفت: پرداختن به موضوع 8 سال دفاع مقدس آن هم در زمانی که فیلم هایی با موضوعات متنوع تهیه و ساخته می شود، از نیازهای جدی جامعه در حوزه فرهنگی و اجتماعی است.

وی آموزه های دفاع مقدس را گوهری گرانبها برای نسل های جوان خواند و افزود: این آموزه ها لازم است نسل به نسل منتقل شود تا روحیه مقاومت، ایستادگی و ایثارگری همواره در جامعه جاری و ساری باشد و گذر زمان گرد فراموشی بر این ویژگی های ارزشمند نپاشد.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بر اطلاع رسانی جانفشانی های انجام شده در طول 8سال دفاع مقدس به جامعه تأکید کرد و ادامه داد: نویسندگان، فیلم نامه نویسان، کارگردانان و تهیه کنندگان باید تلاش کنند موضوع دفاع مقدس فراموش نشود و در این بین نقش رسانه ملی بسیار ویژه و حائز اهمیت است.

وی با اشاره به مجموعه تلویزیونی معراجی ها تصریح کرد: تشریح ابعاد و دستاوردهای 8سال دفاع مقدس و تأکید بر پاسداری از آموزه های آن روحیه مجاهدت را در نسل های جوان زنده نگه می دارد، یادآوری این نکته که در تاریخ سیصد سال قبل از پیروزی انقلاف، هر زمانی جنگی به ایران تحمیل شد بخشی از خاک عزیزمان به یغما رفت و تنها جنگی که یک سانتیمتر از خاک کشور به دست دشمن نیفتاد 8 سال دفاع مقدس بود برای نسل جوان بسیار آموزنده است.

عضو فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت مجلس با بیان اینکه نباید از مقاومت و ایستادگی که در 8 سال دفاع مقدس شد به راحتی گذشت افزود: تهیه فیلم هایی همچون معراجی ها گرچه نمی توانند 100درصد  واقعیت های جنگ و ایثارگری بچه های رزمنده را به تصویر بکشند اما حال و هوای مقاومت را در مردم زنده نگه می دارد.

وی ادامه داد: در دهه نخست انقلاب دفاع از نظام جمهوری اسلامی ایران قالب نظامی داشت و امروز اقتصادی و فرهنگی شده است.

نماینده مردم اراک و کمیجان در مجلس شورای اسلامی یادآور شد: برخی عناصر که در زمان 8سال دفاع مقدس به خارج از کشور رفتند و تحصیل کردند وقتی جنگ به برکت ایثارگری و از خودگذشتگی رزمندگان تمام شد به ایران برگشتند و امروز به مناصبی رسیدند اما همچنان حاضر نیستند نامی از دفاع مقدس در مراکز و محل های خودشان باشد.

آصفری تأکید کرد: باید به واقعیت های جامعه توجه شود پرداختن معراجی ها به موضوع دفاع مقدس از زاویه واقعی توانست مخاطب را جذب کند و این بسیار موثر و ارزشمند است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 14:21  توسط مسعود ده نمکی  | 

«معراجی ها» کلیشه نبود

گفت و گوی مثلث آنلاین با عضو فراکسیون اصولگرایان:

 «معراجی ها» کلیشه نبود
 مثلث آنلاین: مجموعه های تلویزیونی با پشتوانه های عمیق فکری و بینشی همچون معراجی ها که براساس مبانی اساسی و اصولی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران ساخته می شوند برای مردم جاذبه دارد.

علیرضا سلیمی در گفت و گو با خبرنگار مثلث آنلاین درباره دلایل استقبال عمومی از مجموعه تلویزیونی معراجی ها، گفت: هنر فاخر در کشور ایران مخاطب دارد، استقبال عمومی از این اثر نشان داد، کسانی که برای ایجاد جاذبه در تولیدات خود نگاه و ایده های غربی را ترویج می کنند به بیراهه می روند.

وی با بیان اینکه نظم تدوینی در جهان معاصر ناتوان تر از آن است که به حیات خود ادامه دهد، افزود: مجموعه های تلویزیونی با پشتوانه های عمیق فکری و بینشی همچون معراجی ها که براساس مبانی اساسی و اصولی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران ساخته می شوند برای مردم جاذبه دارد.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس تصریح کرد: در کار هنری بسیار مهم است که براساس چه بینشی عمل می شود همین مسئله معیاری است که یک اثر را می تواند از دیگر آثار متفاوت کند، هم اکنون برخی آثاری که روی پرده سینما هستند اما مردم به آنها اقبالی ندارند گرچه از تعبیر سخیف برای توصیف آنها استفاده نمی کنم اما تولیداتی غیرقابل دفاع هستند.

وی با بیان اینکه مردم به طور جدی نقاط عزت آفرین تاریخ معاصر کشور را مورد توجه قرار می دهند و به آثار تولیدی درباره زنده نگه داشتن یاد آن موضوعات توجه می کنند، ادامه داد: مردم در دوران ابتدای انقلاب و هشت سال دفاع مقدس نشان دادند عزت ملی را با هیچ چیز معامله نمی کنند بر همین اساس سختی های و رنج های فراوانی را تحمل کردند تا از عزت ملی پاسداری کنند.

عضو هیأت رئیسه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: معتقدم کارهای متفاوت همچون مجموعه تلویزیونی معراجی ها که کلیشه ای و گرته برداری از آثار گذشته نیست و چارچوب های تحمیلی غرب را به هم می ریزد وقتی ساخته می شوند بیش از آنچه تصور می شد مورد استقبال عمومی قرار می گیرند.

وی با بیان اینکه معراجی ها پیوند ظرافت های ارتباطاتی بین نسل جوان با نسل اول و دوم انقلاب را نشان داد، افزود: این فیلم توانست حلقه های متفاوت جمعیت ایران را درگیر با مسائل اساسی کند و همین نقطه قوت آن است.

نماینده مردم محلات و دلیجان در مجلس شورای اسلامی با تقدیر از دست اندرکاران مجموعه تلویزیونی معراجی ها و انتقاد از کسانی که به این مجموعه بی مهری کردند، گفت: خیلی بیان می شود که نسل های سوم و چهارم انقلاب دگراندیش شدند و با نسل های اول و دوم انقلاب تفکراتشان بسیار فاصله دارد اما با تولید آثاری همچون معراجی ها می توان نشان داد که این تصوری غلط است چون تفاوتی بین حلقه های بین نسلی وجود ندارد. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 13:48  توسط مسعود ده نمکی  | 

عصبانیت ضد انقلاب از سریال معراجی‌ها

 

پخش سریال معراجی ها، توهین به ملت و تمدن ایران است!
به گزارش شهدای ایران، "شهرام همایون” مدیر و مجری تلویزیون ماهواره ای ضد انقلاب "کانال یک” در واکنش به پخش سریال "معراجی ها” بازیگران این سریال را مورد حملات رسانه ای خود قرار داد.

وی با اشاره به بازیگرانی که که در این سریال ایفای نقش می کنند گفت: «از بازی چند نفردر این سریال واقعا متاسف شدم. محمد رضا شریفی نیا، حمید لولایی، مهران رجبی،رضا رویگری و چند بازیگر دیگر چرا باید در این سریال بازی کنند.»

این فعال ضد انقلاب افزود: «پخش سریال معراجی ها، توهین به ملت و تمدن ایران است!. این بازیگران مزدوران فرهنگی جامعه ایرانی هستند و جرمشان خیلی سنگین است.»

مدیر کانال یک در ادامه خاطر نشان ساخت: «این بازیگران طرز تفکر نادرست و غلطی را به خورد ملت ایران می دهند. این 4 تا هنرمند بی شناسنامه هستند که فقط در این سریال ها بازی می کنند. هنرمندانی قوی هیچوقت در اینگونه سریال ها بازی نمی کنند.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 15:54  توسط مسعود ده نمکی  | 

پندار اکبری: شهادت رزمندگان در سکانس پایانی معراجی ها، ماندگار می‌شود

پندار اکبری:
شهادت رزمندگان در سکانس پایانی معراجی ها، ماندگار می‌شود
 
شهیدنیوز: بازیگر نقش "محمد" در سریال "معراجی‌ها" گفت: شهادت عده ای رزمنده به همراه "محمد" در یک عملیات به سکانسی ماندگار تبدیل می‌شود.
  

"پندار اکبری" بازیگر نقش "محمد" در سریال "معراجی‌ها"با اشاره به کوتاه بودن حضور این کاراکتر در گفتگویی گفت: کاراکتر "محمد" با همه کم بودن توانست برای من جذابیت ایجاد کرده و مخاطب را هم درگیر کند.

وی با اشاره به کاراکتر "محمد" و ایجاد لحظه‌های طنز در "معراجی‌ها"، افزود: موقعیت‌های طنزی به واسطه بعضی از کاراکترها ایجاد می‌شود که در شیرینی زبان و سکانس‌های "محمد" تاثیر می‌گذارد.
 

شهادت رزمندگان در سکانس پایانی معراجی ها، ماندگار می‌شود


اکبری ادامه داد: "محمد" شخصیت طنزی ندارد ولی بواسطه نقش بی‌بی و پدرش جذابیت‌هایی را به کاراکتر او افزوده می‌شود.

وی تصریح کرد: بار طنز خانواده بر دوش مهران رجبی بوده و دیگر سکانس‌های این خانواده را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد و در بخش‌هایی طنز و در سکانس‌هایی دیگر کلیت کار مورد توجه قرار می‌گیرد.
 

شهادت رزمندگان در سکانس پایانی معراجی ها، ماندگار می‌شود
 

این بازیگر کشورمان در خصوص اینکه چقدر کاراکتر محمد به شخصیت او نزدیک است، گفت: سکوت و آرامش محمد به شخصیت من خیلی نزدیک بود و سکوت باعث شده که معصومیت محمد بیشتر به چشم آید.

وی با اشاره به سکانسی که در ذهن او ماندگار شده گفت: سکانس آخر مربوط به شهادت گروهی از رزمندگان در عملیات جزء بهترین سکانس‌ها در ذهن من است.

اکبری افزود: سکانس ماندگار دیگر برای من زمانی است که محمد به خواب مادرش می‌آید و از او می‌خواهد که به دنبالش بگردد.

وی درخصوص همکاری خود با مسعود ده‌نمکی تصریح کرد: مسعود ده‌نمکی از جمله کارگردان‌هایی است که آثارش به فروش‌های میلیاردی می‌رسد و مخاطبان از کارهایش استقبال می‌کنند و هر بازیگری دوست دارد در چنین پروژه‌هایی سهیم باشد.
 

شهادت رزمندگان در سکانس پایانی معراجی ها، ماندگار می‌شود
 

اکبری ادامه داد: به طور معمول مردم کارهای او را دوست دارند و از آثارش استقبال می‌کنند به همین دلیل زمانی که تماس گرفته شد تا من به دفتر او برای کار بروم این دعوت را پذیرفتم.

این هنرمند کشورمان با اشاره به حضور چهره‌های شاخص هنری در "معراجی‌ها" خاطرنشان کرد: به هر صورت در سریال "معراجی‌ها" هنرمندان پیشکسوتی حضور داشتند که نقطه قوت کار به حساب می‌ایند و انگیزه جوانان را برای ایفای نقش بیشتر می‌کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 14:55  توسط مسعود ده نمکی  | 

جلسه علنی محاکمه «ده نمکی» با قضاوت مجری جوان در سیما!

گروه فرهنگ جهان نیوز ـ مرتضی خلفی زاده: فضای برنامه از همان لحظه اول به گونه ای پیش رفت که علی ضیا، مجری و تهیه کننده جوان این به اصطلاح «Talk Show» با لحنی تهاجمی وظیفه خود را به عنوان مجری فراموش کرد و در جایگاه قاضی نشست.

ضیا در طول برنامه با مرور همه حواشی، اتهامات و تمسخرهای سال های گذشته که علیه ده نمکی شکل گرفته است، سعی داشت برنامه را به اصطلاح به اوج جنجال برساند اما واکنش ده نمکی به این رفتار جالب بود. کارگردان سریال معراجی ها ـ که این شب ها در حال پخش است ـ آرام، منطقی و بدون هیجان در عین حال محکم و مستدل با سؤالات مکرر، حرف توی حرف آوردن و قطع پرتکرار سخنانش توسط مجری، مواجه شد. این واکنش ده نمکی به خوبی به مخاطب نشان داد که طراحان و نویسندگان این برنامه، برای کارگردانی که اثرگذاری اش بر مخاطب به اندازه کافی به اثبات رسیده است، چقدر سطحی طرح گفت و گو ریخته اند و قصدشان اگر نشان دادن بدی های ده نمکی نباشد، به حاشیه بردن و عصبانی کردن اوست.

چهره عبوس و ابروهای درهم مجری به هنگام پرسش از ده نمکی و شنیدن پاسخ هایش، بر خلاف چهار برنامه قبلی «بعضی ها» که سرشار از انرژی مثبت، شادابی و صمیمیت او بود نیز شاهدی دیگر بر طراحی مشخص برای این گفت و گو است.

علی ضیا، مجری برنامه می توانست همانند گفت و گو قبلی اش با داریوش فرضیایی، مشهور به «عمو پورنگ» که در ماه های اخیر حاشیه های زیادی آن هم از نوع سیاسی اش داشته است، به دور از غلیان احساسات، گفت و گویی صمیمی داشته باشد و کنجکاوی مخاطب را درباره اتفاقات پیرامون ده نمکی با آرامش و به دور از بداخلاقی پاسخ دهد و بیننده را تا پایان برنامه همراه کند.

این برنامه که در معرفی آن در سایت شبکه سوم سیما آمده است: «برنامه‌ای گفتگومحور که در پی آن است که افراد جریان ساز در جهان به ویژه در کشور اسلامی‌مان، افرادی که با تلاش توانسته‌اند جریان‌های مثبتی ایجاد کنند، را به جامعه معرفی و با آن‌ها گفتگو کند»، تلاش کرد ده نمکی را در ذهن مخاطب، جریانی منفی جلوه دهد.

البته این اتفاق جدیدی در سیما نیست و دست اندرکاران این برنامه پا جای پای کسانی گذاشته اند که ایرانیان مهمان‌نواز، خاطره تلخ رفتار آنان را به عنوان مجری در برخورد با مهمان‎‌ خود فراموش نکرده و نمی کنند. واکنشی عمومی که منجر به تغییر رفتار تعدادی از آنان شده است. این درسی است که مجریان موفق و محبوب نباید آن را فراموش کنند.

هنوز با اتفاق تلخ رخ داده در یکی از مجموعه برنامه های «ماه عسل» در ایام ماه مبارک رمضان فاصله چندانی نگرفته ایم که باز شاهد تکرار موردی مشابه از قضاوت عجولانه و احساسی توسط مجری یک برنامه تلویزیونی دیگر هستیم. این خود شاهدی بر اثبات جای خالی کارشناس متبحر رسانه ای در برنامه های پربیننده سیما است.


به نظر می رسد حضور مشاوران رسانه ای با تجربه که هیجانات کاذب دوره جوانی را پشت سر گذاشته اند، برای دور کردن برنامه های مجری محوری مانند «بعضی‌ها» از فوران احساسات شخصی و قضاوت های عجولانه مبتنی بر ترواشات روشنفکران غربزده، لازم، ضروری و حتی فوری به نظر می رسد.

«بعضی ها» اگر می خواست به «جریان مثبت» در زندگی مسعود ده نمکی بپردازد، علاوه بر گفت و گو با پدر و استاد نانوای دوران کودکی وی ـ که زمانی شاگرد نانوای محل بود ـ یا برخی حواشی که می تواند به جذابیت برنامه کمک کند، می توانست به اقدام های تحسین برانگیز و موفقیت های چشمگیر دیگر او نظیر ورود به عرصه قلم و روزنامه نگاری پس از دوران دفاع مقدس، تبدیل اولین فیلم بلند سینمایی وی به پرفروش ترین فیلم او در همان دوره زمانی، تولید و انتشار دایره المعارف ۸۰ جلدی اسارت و آزادگی با کمک یک تیم توانمند و... بپردازد.

البته قرار این گونه برنامه ها این نیست که تریبون یک طرفه به مهمان داده شود و مجری او را تحسین کند، اما بی تردید فرستادن مدعو برنامه به «گوشه رینگ» سؤالات تکراری و بیان اتهامات واهی و قضاوت های خاص درباره وی آن هم با لحنی خشن و بازخواستی، رسم کژی است که یادآور برخی مناظره‌های انتخاباتی به دور از شرع و اخلاق سال ۸۸ است. مخالف هر که باشد، نباید از حدود اخلاق و ادب در رفتار با او تجاوز کرد.


متأسفانه این شیوه برنامه سازی، بی کم و کاست مطابق با همان راه و رسم تولید «Talk Show»های غربی است که هیچ حد و مرزی از اخلاق و کرامت انسانی را در برخورد با مهمان خود مراعات نکرده و برای جلب هر چه بیشتر مخاطب به کانال تلویزیونی به نفع سرمایه گذار شبکه دست به هر کاری می زند. اکنون برخی برنامه سازان و مجریان، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ـ که به گفته امام خمینی(ره) باید دانشگاه عمومی باشد ـ را با کانال تلویزیونی سرمایه سالاران غربی اشتباه گرفته اند و با تماشا و تقلید اجرای «دیوید لترمن*»ها و «تد كاپل*»ها تلاش می کنند، نمونه ایرانی آنان را به نمایش بگذارند!
مدیران رسانه ای، برنامه سازان و مجریان صدا و سیما باید بدانند اینجا ایران است با مردمانی که پشتوانه تاریخی محکم دارند و اسلام را با آغوش باز پذیرفتند و مرام‌شان جوانمردی و اخلاق مداری است. اینجا ایرانی است که مردم آن نشان داده اند اگر کسی پا را از چهارچوب های اخلاقی و شرعی درازتر بکند و بخواهد بر نردبان شهرت و قدرت بگذارد، ممکن است چند پله بالا برود اما نمی گذارند بر فراز بماند و سقوط می کند. این اتفاق در عرصه پیچیده ای چون سیاست بارها رخ داده است، در میدان فرهنگ و هنر که جای خود دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 14:41  توسط مسعود ده نمکی  | 

"معراجی‌ها" استعاره‌ای از زندگی من است /شهرت و جنجال‌آفرینی به دنبال من می‌آیند

مسعود ده نمکی در برنامه "بعضیا":
کارگردان "معراجی‌ها" گفت: تنها فیلمی که بتواند 20 میلیارد تومان فروش کند رکورد "اخراجی‌ها1" را زده است.
به گزارش خبرنگار رادیو تلویزیون باشگاه خبرنگارانقسمت پنجم برنامه‌ی بعضیا به تهیه کنندگی و اجرای علی ضیا در حالی روی آنتن رفت که مجری این برنامه پس از سلام و احوال پرسی، عرض تبریک عید غدیر و تشکر از تمام موافقان و مخالفان برنامه نوید حضور جنجالی‌ترین کارگردان سینما را در برنامه‌اش به بینندگان داد. 

پس از پخش آیتمی از پیشینه‌ی کاری مسعود ده نمکی این کارگردان به گفتگو با علی ضیا پرداخت. 

5 روز در زندان به سر بردم 

مسعود ده نمکی در باره دوران کودکی‌اش گفت: خانواده گرم 10 نفره‌ای داشتیم که برای تامین مخارج تحصیلم در نانوایی کار می‌کردم. در آن زمان بحث‌های سیاسی از دبستان شروع می‌شد و من هم درگیر آن می‌شدم.
 
وی افزود:در زمان گذشته انتقاد تاوان داشت و من هم به دلیل یک انتقاد فرهنگی 5 روز به زندان رفتم. ابتدا دوست داشتم پزشک شوم و یک توپ پلاستیکی دو لایه بهترین وسیله‌ی شادی آفرین برایم بود اما به نظرم کودک امروز بیش از همه به محبت نیاز دارد.
 
هیچگاه ضعیف کشی نمی‌کنم 

مسعود ده نمکی در پاسخ به سوال مجری برنامه پیرامون خجالتی بودنش گفت: رفتارهای من به رفتارهای طرف مقابلم بستگی دارد. هیچگاه ضعیف‌کشی نمی‌کنم ولی در مقابل افراد سرکش قدرتمندسکوت نمی‌کنم.

وی افزود: انتقادپذیر بودنم هم بستگی به لحن فرد انتقاد کننده دارد. زمانی که خبرنگاری می‌کردم افرادی که با هیچ نشریه‌ای حاضر به مصاحبه نمی‌شدند با من گفتگو می‌کردند. زیرا نقدهایم جوانمردانه است و حقوق مصاحبه شونده را در نظر می‌گیرم.
 
کارگردان "اخراجی‌ها" اظهار داشت: تقلب‌ها، ندیدن‌ها و جریان‌سازی‌ها عصبانی‌ام می‌کند بعضی از نقدها بغض‌هاییست که از زمان روزنامه نگاریم در ذهن دوستان مانده و انتقام آن روزها را می‌گیرند. 

هیچ کس به خاطر "یخچال "به جبهه نرفت 

ده نمکی در خصوص "اخراجی‌ها‌1" گفت: "اخراجی‌ها1" داستان گروه‌های مختلف از انسان‌ها بود که با انگیزه‌های مختلف به جبهه رفتند، بعضی از دیالوگ‌های گفته شده در آن صرفا طنز بود؛ همه می‌دانند که هیچ کس به خاطر تلویزیون یا یخچال به جبهه نرفت.
 
وی ادامه داد: ابتدا نام اخراجی‌ها "کیمیاگران"بود اما با مطالعه‌ی کتابی که در رابطه با زبان طنز بود، تصمیم به تغییر نام و محتوای آن گرفتم.
 
کارگردان رسوایی عنوان کرد: استفاده از زبان طنز نیاز به مطالعه و تحقیق دارد. به همین دلیل است که "اخراجی ها1" بارها و بارها بهترین فیلم از دیدگاه مخاطبان شناخته شد و تنها فیلمی که بتواند 20 میلیارد تومان فروش کند رکورد آن را زده است.

پرداختن به حاشیه به جای متن دلیل افت فیلم‌های سینمای ما است
 
مسعود ده نمکی با اشاره به بعضی از هزینه‌های میلیاردی که در سینما انجام می‌شود گفت: گارگردانان زیادی با صرف مبالغ هنگفت از فروش نفت و گاز دولتی فیلم‌هایی می‌سازند که حتی به اندازه ی 10 درصد آن هم فروش ندارد. 

وی ادامه داد: دلیل افت سینمای ما پرداختن به حاشیه به جای اصل مطلب است. من در فیلم‌سازی عقیده‌ی خاص خود را دارم و خاطرات و باورهای خود را به تصویر می‌کشم بیان مسائلی که به آنها اعتقاد نداریم باعث پایین آمدن کیفیت اثرمان خواهد شد.
 
"معراجی‌ها" استعاره‌ای از زندگی من است 

مسعود ده نمکی درخصوص جبهه رفتن خود گفت : پدرم مخالف سرسخت جبهه رفتنم بود. روزی بدون اطلاع خانواده به اصفهان و از آنجا در 16 سالگی به جبهه رفتم. به یاد می‌آورم اولین باری که ترکش خوردم، ترس از پدرم برایم رعب آور تر از ترکش بود.

وی افزود: سریال "معراجی‌ها" استعاره‌ای از زندگی من است. این سریال به دور از کلیشه و با این حجم انبوه بازیگر تنها در 4 ماه ساخته شده است. بعضی از کارگردانان یک قسمت آن را در 8 ماه می‌سازند اما من با صرف هزینه‌ای اندک کاری با کیفیت تولید کردم. 

کارگردان "معراجی‌ها" اظهار داشت: آثار حوزه دفاع مقدس پرهزینه هستند و تلفات جانی و مالی زیادی را به بار می‌آورند پروژه‌ای بوده که جان 13 تن از عواملش را گرفته است متاسفانه در معراجی‌ها هم 7 نفر شهید شدند. 

وی ادامه داد: به دلیل هزینه بر بودن آثار حوزه دفاع مقدس کارگردانان مجبورند به پذیرش اسپانسرهای مختلف تن دهند اما من از همان اپتد نقد می‌کردم و نمی‌توانم کار سفارشی انجام دهم جالب است بدانید همین معراجی‌های 30 قسمتی کم هزینه 5 میلیارد تومان فروش داشت معراجی‌ها قصه‌ی انسان‌های معتقد به جبهه و دفاع است و قهرمانش از پزشکی به خاطر وطن گذشته کاری که در آن دوران خیلی‌ها کردند. در این فیلم و دیگر آثارم طبیعی ترین صحنه های جنگ با کمترین هزینه به تصویر کشیده شد.
 
به دنبال جنجال آفرینی نیستم 

ده نمکی در خصوص نحوه ی ورودش به سینما گفت: من یک روزنامه نگار بودم و انتقادهای زیادی به سینماگران می‌کردم اما چون گوش شنوایی وجود نداشت خودم وارد جریال فیلم سازی شدم. 

وی افزود: توقف فیلم "آدم برفی" تقصیر من نبود. من از آن گروه خواستم فتوای دینی زن کردن عبدی را آشکار کنند و آنها این کار را نکردند. در مجله‌ی من افراد زیادی فعالیت می‌کردند که نتیجه‌ی هر کار خوب و بد آن‌ها به نام من تمام می‌شد.
 
کارگردان "رسوایی" بیان کرد: تیتر معروف "آژانس گیشه‌ای یا شیشه‌ای" تخریبی نبود و به بهتر شدن این فیلم کمک کرد.
 
وی درخصوص دلایل موفقیتش در سینما اظهار داشت: در فیلم سازی ابتدا ایده‌ی اولیه را خلق می‌کنم و بعد از طراحی و توجه به فیلم نامه، آن را می‌سازم در روز نامه نگاری هم همین روش را داشتم. هدفم به تصویر کشیدن ناگفته‌ها و خارج شدن از کلیشه است زیرا داستان‌های استثنایی خریدار دارند. از شهرت و جنجال آفرینی گریزانم اما این‌ها به دنبال من می‌آیند.
 
مگر می شود با پیامک فیلم ساخت؟ 

ده نمکی در خصوص افزودن چاشنی طنز به آثار حوزه دفاع مقدس عنوان کرد: وقتی "لیلی با من است" ساخته شد به دلیل شکسته شدن کلیشه خوشحال شدم، من از این که دوستان با اس ام اس و جک فیلم بسازند و 8 میلیارد بفروشند مسرور می‌شوم ولی مگر چنین چیزی امکان دارد؟ 

وی افزود: زبان هنر گویاترین زبان بدون تاریخ مصرفی است که می‌توان با آن سیاست را به تصویر کشید.
 
این کارگردان در خصوص آینده‌ی کاری‌اش خاطرنشان کرد: سال 83 تصمیم داشتم 10 فیلم بسازم که به هدفم رسیدم کتابی هم پیرامون زندگی اسرای مظلوم پاپ کردم و قصد دارم کتابی در مورد تاریخ معاصر بنویسم؛ به خودم هیچ نمره‌ای نمی‌دهم و امیدوارم این چندگانگی در سینما از بین برود. 

در پایان علی ضیا با خواندن شعری در وصف حضرت علی (ع) به برنامه‌اش پایان داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 10:30  توسط مسعود ده نمکی  | 

مطالب قدیمی‌تر