مسعود ده نمکی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 16:20  توسط مسعود ده نمکی  | 

گفتمان تبلیغات مذهبی زیر تیغ نقد ده نمکی


رسوایی 2؛ تضمین فروش به شرط چاقو / گفتمان تبلیغات مذهبی زیر تیغ نقد ده نمکی

ده نمکی فرض گرفته که گناه کردن های مسئولین، بلا می آورد. بخش عمده زلزله در خواب می گذرد و زلزله آخر هم تلنگری است که به صورت نمادین با رسیدن به پرچم امام حسین (ع) از حرکت می ایستد و تاثیر گذار هم هست. شخصیت حاج یوسف یک روحانی مردمی زلال است که طرد می شود تا به اصطلاح با حرفهایش تشتت رخ ندهد. با اینکه پیش بینی اش تقریبا محقق نمی شود ولی همین که ترس مردم از زلزله و آماده شدنشان باعث می شود تکانی درونی بخورند کافی است.

حمید لازمی/ ده نمکی پس از اخراجی ها 1 و 2 که هم تابوشکنی هایی در ژانر دفاع مقدس داشت و هم پدیده فروش آن سالها بود، در اخراجی ها 3 از هر نظر  تنزل کرد. اگر فروشی هم داشت از صدقه سری رقابت سیاسی و قطب بندی با جدایی نادر از سیمین بود. اتفاقا جدایی هم از قِبَل این کرکری فروش قابل توجهی کرد. ده نمکی بعد از سریال دارا و ندار، رسوایی را ساخت که فیلم متوسطی محسوب می شود و در کارنامه او اثری متفاوت بود که در ستایش روحانیت مردمی ساخته و پرداخته شده بود. پس از رسوایی نوبت به سریال معراجی ها رسید که نباید نسخه سینمایی اش جدا می شد. چون به غیر از صحنه های اکشن سطح بالایش چیزی برای ارائه نداشت و همان زمان نوشتم که با فیلمی چیپ و بسیار مضحک طرفیم که در مدیوم سینما نمی گنجد.

حالا نوبت به رسوایی 2 رسیده است. رسوایی 2 ادامه خوبی برای رسوایی 1 است و اتفاقا بر خلاف گفته ها کاملا با یکدیگر مرتبط هستند. رسوایی 2 از هر لحاظ خوش ساخت تر و محکم تر از رسوایی 1 است. فیلمنامه روند خوبی دارد. از ابتدا خودش  می گوید من تخیلی هستم و تصاویری که می بینید خیالی است و در راستای تصویر سازی مفاهیمی است که قرار است گفته شود. یعنی باید به منتقد نماهای فیلم ندیده گوشزد شود که اگر سینما را تئوآنجلوپلوس می دانید دلیلی ندارد این فیلم را ببینید. اصلا هم مضحک نشده. خیلی هم جدی است. جلوه های بصری موجود در فیلم تنه به تنه آثار هالیوودی پیش می رود و صد در صد هم بومی است و این مایه افتخار است. در فیلم دقایق نفس گیر فروریختن همه چیز شهر فرضی را شاهدید که سریعا به یاد فیلمهای فاجعه ای رولند امریش از جمله 2012 می افتیم.

از لحاظ مضمونی هم بعد از دیدن تعداد زیادی فیلم آپارتمانی درباره طلاق، خیانت و سیاهی و تلخی فیلمی شاداب و سرپا و خوش ریتم و سرگرم کننده می بینیم که حرف دینی هم می زند. اصلا هم خرافات نیست. ده نمکی فرض گرفته که گناه کردن های مسئولین، بَلا می آورد. بخش عمده زلزله در خواب می گذرد و زلزله آخر هم تلنگری است که به صورت نمادین با رسیدن به پرچم امام حسین (ع) از حرکت می ایستد و تاثیر گذار هم هست. شخصیت حاج یوسف یک روحانی مردمی زلال است که طرد می شود تا به اصطلاح با حرفهایش تشتت رخ ندهد. با اینکه پیش بینی اش تقریبا محقق نمی شود ولی همین که ترس مردم از زلزله و آماده شدنشان باعث می شود تکانی درونی بخورند کافی است. همانطور که چند سال پیش شایعه زلزله پیچید و مردم چقدر با هم مهربان شده بودند و بعد از اینکه شایعه کمرنگ شد دوباره همان آش و همان کاسه.
فیلم متحجرانه هم نیست. اگر گناه را از دید متحجرانه می دید می شد با آن مخالفت کرد. اوج گرفتن رباخواری و اختلاس و فساد و تباهی طبق همه روایات دینی و داستان پیغمبران بلا می آورد و شاید مصیبتهای موجود که داریم زیر سر همین چیزهاست.

در طول فیلم چندین بار اشاره می شود که چرا کشورهای خارجی که فسق و فجور دارند بلا نمی بینند؟ و می توان نتیجه گرفت فسق و فجور هم مراتب دارد. گناه کبیره چیزهایی دیگر است و اتفاقا انتقاد تندی از اسلام در حال تبلیغ می شود که هیچ اپوزیسیونی این کار را نمی کند و ده نمکی انجام داده است، اینکه به جای گیر دادن به موی خانم ها و لباس اقایان و ... باید جلوی فساد های واقعی را گرفت که برکت را از کشور برده است و این عقیده در جایی نمود پیدا می کند که وقتی زلزله منتفی می شود جوان ها به رقص و پایکوبی می پردازند.

حاج یوسف و بصیرتش چیزی در مایه های بصیرت شخصیت اول آهنگ برنادت است. یعنی چیزهایی که مردم عادی نمی بینند او می بیند و چون نمی بینند تکذیبش می کنند و مخالفانش جماعتی جاهلند که دین را مختص سالیان قبل می دانند و دنیای جدید را بی نیاز از معنویات می پندارند.

حتی به فرض اگر با اعتقادات کارگردان و نویسنده مخالف باشیم همین که به خوبی هرچه تمام توانسته حرفش را با پول خالص بخش خصوصی بیان کند جای تحسین دارد و مسلما آن دسته از رسانه های وابسته به بودجه های حکومتی و دولتی و فیلمسازان رانت خوار از خوب در آمدن فیلمی با این نوع پشتوانه مالی عصبانی می شوند و سعی می کنند با فضاسازی های عظیم دیکتاتور مآبانه استقبال مردمی آن را کم رنگ کنند که خب تا الان ثابت شده موفق نمی شوند و همیشه نقطه مقابل خواسته هایشان محقق شده است.

فیلم رسوایی 2 را بدون حب و بغض ببینید حتی اگر با ده نمکی کورکورانه مخالفید. از صحنه های جذاب زلزله در شهر لذت ببرید و دست مریزادی به سوی متخصصین موجود در کشورمان بفرستید که با فیلمهای هنر و تجربه ای بیکار می شوند و انقدر باید از این فیلمها ساخته شود که خدای نکرده مهاجرت نکنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 15:10  توسط مسعود ده نمکی  | 

پیش به سوی گیشه!

فیلم سینمایی«رسوایی۲» به نویسندگی و کارگردانی مسعود ده نمکی، شب گذشته در آخرین سانس اکران بخش سودای سیمرغ در برج میلاد در ساعت یک نیمه شب به اکران درآمد. اثری که هر چند نتوانست بسیاری از توقعات را از ده نمکی و دوستدارانش برآورده سازد اما امتیازات قابل قبولی داشت که فیلم را در برخی امور در سطح بسیار بالایی از سینمای ایران قرار می دهد.

فیلم به گونه ای استعاری شهری را تصویر می کند که اگرچه با فکت های مشخصش در ارائه لوکیشن ها و نام سازمان ها و ... تهران را در ذهن بیننده متبادر می سازد اما در حقیقت نمادی از شهری خیالی است که امکان دارد در هر نقطه از ایران باشد و یا کلان شهر های ایران، روزی وضعی همانند آن پیدا کنند.

فیلم داستان حاج یوسف با بازی اکبر عبدی است که با آگاهی از وضع شهر و غرق شدنش در ظواهر دنیا و دلمشغولی های دنیوی اش که رفته رفته معنویات را از یاد برده و مردمش در ورطه گناه افتاده اند هشداری اخلاقی به مردم شهر می دهد که تبعات زیادی را در پی دارد.

حاج یوسف خطاب به مردم و مسئولین شهر هشدار می دهد که اگر فساد از شهر آن ها دور نشود دیر یا زود عذاب خداوند بر آن ها و شهرشان نازل می شود. این حرف از سوی خبرنگاران و رسانه ها در انعکاسی وسیع در جامعه و میان مردم و مسئولین پخش می شود و در این بین نقش خبرنگاری با نفوذ با بازی سحر قریشی به عنوان نمادی از رسانه بیش از دیگران است. دختر خبرنگار با نزدیک شدن به حاج یوسف خواستار توضیحات بیشتر و کامل تری از او در ارتباط با این پیش بینی است. اما حاج یوسف که سابقه دسیسه و رسوایی بدخواهانش را در ذهن دارد در ابتدا سعی دارد از دختر دوری کند اما با آگاهی از قصد وی توضیحاتش را به او به طور کامل ارائه می کند.

از سویی دیگر تقابل برخی مسئولین شهر که در نماد های شورای شهر و شهردار تصویر شده اند با حاج یوسف و پیش بینی اش منفعت طلبی برخی مسئولین را در موقعیت بحرانی نشان می دهد و حاوی عملکرد های منتقدانه ده نمکی در فیلم هایش است.

شهریاری و شریف که هردو نماینده دولت و قدرت حاکم در شهر هستند از سویی اظهارات حاج یوسف را کذب دانسته و از او در مطبوعات و رسانه ها انتقاد می کنند. اما از سویی دیگر پیش خود می دانند که کلام حاجی حق است و امکان وقوع زلزله و خشم الهی بر شهر وجود دارد.

شریف با بازی محمد رضا شریفی نیا در این میان و در آشفتگی شهر و احوالات مردم قصد دارد زمین هایی را در نقاط مهم شهر به قیمت بسیار ناچیز خریداری کرده و با دادن چک مدت دار در حقیقت از آب گل آلود ماهی بگیرد. عملی که نشان می دهد او نه تنها تغییر کرده بلکه با ظاهرسازی و عوام فریبی گناه ریاکاری را نیز به پرونده خود افزوده است. 

ده نمکی این بار بر خلاف طرح برخی مسائل اجتماعی یا سیاسی، با دغدغه بیشتر و کلان تر نسبت به سرنوشت جامعه  مبتلا به گناه و آلودگی پیرامونی خود، هر چند تخیلی، تلاش نموده تا با الهام از برخی روایات و آموزه های دینی تلنگری در میان اقشار مردمی ایجاد نماید تا مبادا در اوج لذت های دنیوی و حرکت در مسیر ناصحیح گرفتار عذاب الهی شوند.

فیلم در سکانس جامع و نسبتا طولانی تصویری خیالی از زلزله عظیمی را در شهر نشان می دهد که نقطه قوت فیلم به تمام معنا است. جلوه های ویژه کامپیوتری که به نحو دور از انتظاری و با دکوپاژی دقیق کار شده اند و از برخی جهات از حد و اندازه سینمای کشور بالاترمی نماید. در سکانسی کوتاه تر همچنین تصاویری دیگر از وقوع زلزله در شهر تصویر می شود که کوتاه تر است و تصویری حقیقی از زلزله ای است که در واقعیت به وقوع می پیوندد اما به دلیل بافت مذهبی شهر و حرمت پرچمی که نام امام حسین بر آن نقش بسته زلزله متوقف می شود و مردم و مسئولین را در حالتی دچار آگاهی و تأمل می کند که  دیگر حاج یوسف از شهر رفته و رخت خویش را از آن شهر بیرون کشیده است. مضمونی عرفانی که هرچند در بسیاری از نقاط فیلم لحنی شعار گونه و حتی ژورنالیستی به خود می گیرد اما می تواند اثر گذاری قابل قبولی بر روی مخاطبین داشته باشد.

جنس سینمای ده نمکی را باید سینمایی عام پسند دانست که با حفظ برخی مؤلفه های جذاب سینما کمی از سینمای حرفه ای، هنری و حتی جشنواره ای فاصله گرفته و قشر عظیم مردم را در توده ها و اقشار مختلف مخاطب خود قرار می دهد تا به هر قیمت حتی شعارزدگی حرف خود را در قالبی انتقادی و تا حدی رو در مدیوم سینما بزند. سینمایی که هرچند منتقدین بسیاری در جامعه و از سوی روشنفکران و حتی مسئولین دارد اما ثابت کرده است که مورد قبول قشر عظیمی از توده های مردم قرار گرفته و فروش میلیاردی فیلم ها و سه گانه های ده نمکی گواه این ادعا است.

با این حال و با وجود اختلاف نظر ها نمی توان منکر توان بالای فیلم در ارائه جلوه های ویژه قوی و متحیر کننده فیلم ده نمکی بود. امری که از هر جهت قدمی مثبت برای سینمای ایران است و امکان و توان بالای سینمای ایران را در جلوه های ویژه بصری به رخ می کشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 14:47  توسط مسعود ده نمکی  | 

محمدرضا شریفی‌نیا: به آدم‌ها نگاه جناحی‌ ندارم/ گفتگو در روزنامه سینما

با محمدرضا شریفی‌نیا درباره نقش‌آفرینی‌اش در رسوایی2

 به آدم‌ها نگاه جناحی‌ ندارم

نشستن پای حرف‌های محمدرضا شریفی‌نیا همیشه جذاب است. او همیشه حرف‌های تازه دارد و کارهای تازه بازیگری که عمدتا در نقش‌های مکمل، و این اواخر بیشتر در قالب شخصیت‌های منفی روی پرده ظاهر می‌شود. محمدرضا شریفی‌نیا توفانی از حواشی و حرف‌و حدیث و شایعه را پشت سر گذاشت و دوباره توانست خودش را در سینمای ایران احیا کند. امسال شریفی‌نیا با فیلم رسوایی 2 در کنار همکار و رفیق حالا قدیمی شده‌اش ـ مسعود ده‌نمکی ـ حضور دارد و البته نقشی که ایفا کرده چندان با شخصیت‌هایی که پیش از این بازی کرده تفاوت ندارد. با این حال شریفی‌نیا از این فیلم راضی است و اعتقاد دارد رسوایی 2 حرف‌های تازه‌ای برای سینمای ایران دارد.

 به نظر می‌رسد که قرار است «رسوایی 2» ادامه‌ای باشد بر «رسوایی 1»؛ اما در عمل دیدیم که این فیلم می‌توانست کاملاً فیلم مستقلی باشد. انگار کاراکترهای شما که از آن فیلم به «رسوایی 2» منتقل شده‌اند، به نوعی اضافی هستند. کارکردی ندارند. به‌ نظرت چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟

قرار نبود که فضای کار مشابه همان «رسوایی1» باشد. آوردن آن دو کاراکتر به این معنا نبود که قرار است فیلم حال و هوایی همانند «رسوایی 1» داشته باشد. نظرمان این بود که چون مخاطب این دو شخصیت را می‌شناسد و با آن‌ها ارتباط برقرار کرده است، می‌توان آن‌ها را در دل قصه‌ای دیگر قرار داد که کاملاً هم متفاوت از قصه قبلی است.

اما شخصیت‌ها در «رسوایی 2» دیگر کارکردی ندارند؛ یعنی روی ما تأثیر خاصی نمی‌گذارند و جذب‌مان نمی‌کنند.

بله داستان دیگری در کار است؛ اما داستانی بر اساس همان دو آدم؛ یعنی همان شخصیت‌ها در بستری جدید قرار گرفته‌اند. نمونه‌هایش را در سینمای جهان هم داشته‌ایم. مثل فیلم‌های بود اسپنسر وترنس هیل که آدم‌هایی ثابت بودند در فیلم‌های مستقل.

حرف‌ من این است که آن قصه دیگر آن‌قدر مهم است و ظرفیت دارد که قصه اول را که همان «رسوایی 1» بوده محو می‌کند و به این فکر می‌افتیم که اصلاً چرا تو باید دوباره باشی و آن آدم‌های دیگر هم باشند؟

فکر ‌می‌کنم شخصیت‌های ما کمک زیادی می‌کنند به فیلم. مثلاً در مور نقش اکبر عبدی شما از قبل این ذهنیت را داری که این شخصیت روحانی می‌تواند این‌جا چنین حرفی بزند. آدمی را هم که کنار اوست می‌شناسید. متوجه می‌شوید که تنها آدمی است که حرف‌های این عارف را باور کرده و به او اطمینان دارد. چون قبلاً در «رسوایی 1» شاهد بوده‌ایم که این دو اتفاق مشابهی را با هم تجربه کرده‌اند و به این ترتیب داستان فیلم خیلی زود شروع می‌شود.

اما در «رسوایی 1 » تو نقشی را بازی می‌کردی که در حقیقت مخالف شخصیت اصلی بود و این مخالف‌‌خوانی تو داستان فیلم را پیش می‌‌برد و باورپذیر هم بود؛ اما این‌جا تو کمکی به پیشبرد داستان نمی‌کنی. داستان به یک شهر و یک روحانی ربط دارد و به جاهای دیگر می‌رود.

بله اما داستان به باورهای ما هم ربط دارد. شخصیتی که در حقیقت دچار تضاد بوده با این روحانی، حالا در کنارش قرار گرفته و این همنشینی، حرف‌های روحانی را تثبیت می‌کند و زودتر به شما خبر می‌دهد که ماجرا جدی است و تماشاگر زودتر باور می‌کند که باید وقوع حادثه را جدی‌‌تر بگیرد. چون این حرف را از زبان کسی می‌شنود که قبلاً با روحانی مخالف بوده و حالا با او موافق شده است و باورپذیری کار را بیش‌تر می‌کند و به نظر من بسیار باورپذیر است.

 به نظر می‌رسد ده‌نمکی با این فیلم تغییر کرده و فضای جدیدی را تجربه می‌کند. حالا این را که موفق هست یا نیست، باید منتقدین در موردش نظر بدهند؛ اما این فیلم دارد ده‌نمکی را وارد دنیای جدیدی می‌کند. تو که طی این مدت همراهش بوده‌ای آیا حس می‌کنی که ده‌نمکی واقعاً در فیلم بعدی‌‌اش از آن سینمای طنز و خیلی مردمی‌اش دور می‌شود؟

این هم فیلم مردمی است به نظر من.

یعنی به نظرت این فیلم هم مثل فیلم «رسوایی 1» می‌فروشد؟

بله، به نظر من می‌فروشد. چون هم کار آقای ده‌نمکی است و هم موقعیت متفاوتی را در سینمای ما عرضه می‌کند.

حق باتوست. این موقعیت را در سینمای ایران نداشته‌ایم؛ اما فیلم دو پاره است. یک پاره‌اش همان بخش متفاوت کار است و پاره دیگرش که برآمده از «رسوایی1» است، تأثیر می‌گذارد روی بخش دوم؛ یعنی داستان عارفی که می‌خواهد پیش‌بینی کند.

ببینید، بگذارید من نکته‌ای را متذکر شوم. یکی از موفقیت‌های فیلم «اخراجی‌ها1» در این بود که برای ساختن شخصیت‌ها از کلیشه‌ها استفاده کردیم؛ یعنی تماشاچی در اولین برخورد با شخصیت‌ها خیلی سریع در می‌یافت که این‌ها چه کسانی هستند و همین باعث شد که فیلم به‌قول معروف خیلی زود شروع شود. حتی در انتخاب بازیگرها هم این دقت‌ها صورت گرفت. مثلاً شخصیتی که سید جواد هاشمی بازی می‌کرد در اولین برخورد پیداست که یک رزمنده است و تکلیفش هم خیلی زود روشن می‌شود. مثلاً امین حیایی همین حالت را  دارد.

اما آن فیلم یک داستان سرراست، قابل تعریف و تجاری داشت با شخصیت‌هایی که همه‌شان جا افتاده از کار درآمده بودند با قصه‌ای که سرراست جلو می‌رفت و پایان و سرانجام مشخصی داشت و تکلیف آدم‌ها هم مشخص می‌شد. فیلم سر و شکل‌داری بود. «رسوایی2» این‌گونه نیست.

یعنی شما از فیلم «رسوایی 2» خوش‌تان نیامد؟

به‌نظر من فیلم تازه‌ای در کارنامه مسعود ده‌نمکی است؛ اما فیلم یکدستی نیست.

من می گویم فیلم تازه‌ای در کل سینمای ایران است.

تازه است ولی یکدست نیست. دوپارگی و دوگانگی دارد.

حرف من این است که فیلمی است جدید و متفاوت و باب جدیدی در سینمای ایران باز شده است. واقعاً هرگز فیلمی همانند آن در سینمای ایران نداشته‌‌ایم. کسی اصلاً تا به حال سمتش نرفته. آن هم از طرف بخش خصوصی نه بخش دولتی. این اتفاق جدیدی است برای سینمای ما و شاید کسی باورش نمی‌شد که مسعود ده‌نمکی بخواهد چنین پروژه‌ای را جلوی دوربین ببرد.

باز هم با ده‌نمکی کار خواهی کرد؟

من همه زندگی سینمایی‌ام تجربه است. هر چه می‌گذرد و هر کاری که می‌کنم بر تجربه‌ام افزوده می‌شود و برای آدم‌ها جناح‌بندی ندارم. وقتی داستانی را بخوانم و خوشم بیاید کار می‌کنم و برایم فرقی ندارد که داریوش مهرجویی باشد یا مسعود ده‌نمکی.

اما مدتی است که با مهرجویی کار نمی‌کنی. شاید هم او با تو کار نمی‌کند.

نه اصلاً این ‌طور نیست. چند بار هم مرا برای کار دعوت کرده اما چون سر کارهای دیگر بوده‌ام نتوانسته‌ام بروم.

اما زمانی همه کاره مهرجویی بودی. دستیارش بودی، انتخاب بازیگر می‌کردی...

دو، سه تا سریالی 100 قسمتی و 90 قسمتی کار کردم طی دو، سه سال اخیر و خیلی درگیر آن‌ها بودم.

یعنی کار نکردنت با مهرجویی جنبه سیاسی ندارد و رفاقت‌تان مثل سابق پابرجاست؟

بله؟، شک نکنید. آقای مهرجویی استاد بنده هستند و هر وقت اراده کنند و من بتوانم، در خدمت‌شان خواهم بود.

درحال حاضر غیر از سریال «معمای شاه» کاری در دست انجام نداری؟

چرا؛ یک فیلم کار کردم به نام «یک بیگانه در سرزمین ناشناخته.» امسال کارهای زیادی در دست دارم. با آقای ژکان قرار است کار کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 14:16  توسط مسعود ده نمکی  | 

ده‌نمکی: نقد من به فریاد تبدیل شده/ گفتگو در روزنامه سینما

گفت‌و گوی فریدون جیرانی و مسعود ده‌نمکی درباره فیلم رسوایی 2

نقد من به فریاد تبدیل شده

 مسعود ده‌نمکی امسال با فیلم سینمایی «رسوایی 2» در سی‌ و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر حضور دارد. این فیلم، روایت اتفاقات مربوط به مردمان یک شهر است. ده‌نمکی خود بر این باور است که در این فیلم علاوه بر آن‌که به محتوا و مضمون توجه داشته، ساختار را هم به صورت ویژه مورد توجه قرار داده است.

ده‌نمکی خود معتقد است در این فیلم تجربه‌ای تازه را پشت سر گذاشته است؛ هم در مضمون و هم در ساختار و هم‌چنین فیلم را کاری نزدیک به دنیای ذهنی خود می‌داند. ده‌نمکی که خاطره چندان خوبی از حضور در جشنواره فیلم فجر نداشته است، این‌بار با فیلم جدید خود در بخش مسابقه جشنواره حاضر شده و بادیگر فیلم‌سازان حاضر در بخش مسابقه سینمای ایران در جشنواره به رقابت می‌پردازد. ده‌نمکی در جریان گفت‌و گویی با فریدون جیرانی درباره جزئیات ساخت پنجمین فیلم سینمایی خود سخن گفت: فیلمی که روایت‌گر پیش‌بینی‌های یک عارف در شهر است.

آقای ده‌نمکی «رسوایی 2» از منظر ایده‌ای که مطرح می‌کند، با فیلم‌های دیگرت فرق دارد. آیا با این ایده قرار است سینما تو را وارد مرحله جدیدی بکند یا این‌که به اقتضای ایده، همین یک فیلم را با حال و هوایی متفاوت کار کردی؟

من تغییر را قبل از «رسوایی 1» آغاز کردم. شیب تغییر به نظر من باید ملایم باشد. از همان فیلم بود که آدم‌های محدودتری را وارد داستان کردم و قصه هم ملودرام بود و طنز مختصری در آن گنجانده شده بود. بخشی از دریافت آن طنز هم شاید به خاطر تصوری بود که تماشاگر از بازیگر کمدی داشت و این موقعیت را برایش ایجاد می‌‌کرد.

چه شد تصمیم‌گرفتی که بروی سراغ شهری در آینده و فضای دیگری را که ربطی به ده‌نمکی قبلی ندارد، تجربه کردی؟

فکر می‌‌کنم که تاحدی محافظه کاری من باشد.

چه‌طور؟

شاید خواستم کاری کنم که به کسی برنخورد.

این رویکرد از روحیه مسعود ده‌نمکی دور است...

حرف من خیلی حرف مهم‌تری بود و نمی‌خواستم اسیر حواشی شود.دلم می‌خواست همه درباره‌اش تأمل کنند و به فکر بیفتند که ممکن است این سرنوشت در انتظار ما هم باشد. دوست نداشتم مردمی که به تماشای این فیلم می‌نشینند و حرفی به این مهمی را می‌شنوند، آن را به حیطه دعواهای جناحی بکشانند. نمی‌خواستم اشاره‌ای به هیچ شهری داشته باشم. نمی‌خواستم اشاره‌ای به هیچ دولتی داشته باشم.

در ابتدا فیلم هم درج می‌شود که این شهر، یک شهر فرضی است، اما در واقع تماشاگر دنبال یافتن مابه‌ازاهایی برای آن شهر می‌رود...

بله. بالاخره نمادهایی ازایران درآن هست و شما حتی عکس امام (ره) ومقام معظم رهبری را هم در فیلم می‌بینید. در فرضی بودنش حرفی نیست، اما این شهر فرضی در ایران واقع شده و قوانین و مناسبات مربوط به کشور ما بر آن حکم‌فرماست. شهرهای ایران برای برخی از ژانرها مناسب نیستند و جواب نمی‌دهند. مثلاً برای ژانر وحشت و ژانر علمی ـ تخیلی مناسب نیستند؛ یعنی اتفاقات مربوط به این ژانرها را در شهرهای امروز ایران باور نمی‌کنی. شما فرض کن فیلمی بسازی که یک سفینه در شهری فرود بیاید و بعد دوباره به فضا برود. شما این را در فضای شهری ایران باور نمی‌کنی. یا مثلاً همین دنیای آینده را در نظر بگیرید. هر بار هم که به این حوزه‌ها نزدیک شده‌ایم. مردم استقبال نکرده‌اند و خود فیلم‌ها هم رفته‌اند به سمت فیلم‌های مستند و خبری.

این ایده شبیه ایده برخی فیلم‌های آمریکایی است: عارفی وارد شهری می‌شود و پیش‌بینی می‌کند شهر در یک زلزله ویران خواهد شد. این پیش‌بینی شهر را به هم می ریزد. عارفت هم چندان روحانی نیست؛ یعنی انگار اصراری بر روحانی بودنش نیست؛ یعنی شخصیتی فراتر از یک روحانی را ساخته‌ای.

بله. دقیقاً همین‌طور است. یک بخشی از این قضیه هم برمی‌گردد به حاشیه‌هایی که برای «رسوایی1» پیش آمد. بالاخره بخشی از روحانیت نسبت به فیلم موضع منفی گرفتند و البته بخشی هم موضعی نداشتند. من تصمیم گرفتم که شخصیت اصلی لباس رسمی روحانیت را بر تن نداشته باشد، اما حرف‌هایی از همان جنس بزند.

این که پیش‌بینی کنی در آینده شهری را خواهیم داشت که فساد در آن بیش‌تر شده است، از کجا نشئت می‌گیرد؟

من 12 سال پیش مستند «فقر و فحشا» را ساختم. همین رویدادها را کنار هم قرار بدهید، پازل این ماجرا تکمیل خواهد شد. من وقتی «فقر و فحشا» را ساختم، ایده اخراجی‌ها را آماده داشتم. در همان زمان با آقای شجاع نوری و کمال تبریزی صحبتی داشتم درباره این که می‌خواهم فیلم بسازم درباره زلزله تهران، یعنی فیلمی که در آن قرار است برای تهران اتفاق هولناکی بیفتد. یادم هست که آن موقع با نگاهی شبیه نگاه عاقل اندر سفیه به من نگریستند و لبخندی هم زدند که این نیامده می‌خواهد فیلم بیگ پروداکشن و پر از جلوه‌های ویژه بسازد! اتفاقاً حالا بعد از گذر این سال‌‌ها آقای شجاع نوری خودش عضو هیئت انتخابی بوده که فیلم این زلزله را برای جشنواره انتخاب کرده است.

آقای شجاع نوری اتفاقاً در جلسه هیئت انتخاب ذکر خیری هم داشت از شما و گفت که اصلاً ابتدا قرار بوده فیلمت را با او بسازی.

بله قرار بود آقای شجاع نوری تهیه‌کننده باشد. آن زمان یک سازمان سینمایی داشتند.

بله. همان «سینما گستر». من هم در آن‌جا بودم.

بله. البته فیلم‌نامه را دیدند و گفتند ما مشورت کردیم و پیشنهادمان این است که این‌ فیلم نامه را بدهید تا ما بسازیم؛ اما من قبول نکردم.

کاش البته رضایت می‌دادند که همان زمان فیلم‌نامه را بسازی. من در جلسه بررسی آن فیلم‌نامه حضور داشتم. خیلی هم اصرار کردم آن فیلم‌نامه ساخته شود، اما جمعی در سینماگستر مخالفت کردند.

من هم موقع که می‌خواستم وارد سینما شوم، 10 ایده داشتم. از آن 10 ایده دو فیلم مستند ساختم، شش فیلم سینمایی و دو سریال.

فکر نمی‌کنی از این پیش‌بینی تو برداشت‌های مختلفی بشود؟

چرا... می‌خواهم بگویم آن زمان که من «فقر و فحشا» را ساختم، به نوعی مثل پترس فداکار بودم که انگشتش را کرده در رخنه سد و می‌خواهد مانع بروز فاجعه بشود. آن زمان که چنان برخوردهایی با فیلم‌ام شد، امروز را پیش‌بینی می‌کردم. فکر می‌کردم که سیلی در قالب آسیب‌های اجتماعی در راه خواهد بود. من شنیده‌ام دو ماه پیش مستندی ساخته شده و 150 نفر از مسئولین کشور نشسته‌اند جایی و آن را تماشا کرده‌اند. مستندی بوده شبیه «فقر و فحشا» و شنیده‌ام که مسئولین آن لحظه گریه کرده‌اند و گفته‌‌اند واقعاً دارد در کشور ما چنین اتفاقاتی می‌افتد؟ مدعی شده بودند که کاش این حرف‌ها را 10 سال پیش کسی می‌زد. من آن موقع این حرف‌ها را زدم، اما نتیجه‌اش این شد که فقط از پله‌های دادگاه بالا و پایین می‌رفتم.

یعنی این پیش‌بینی تو ممکن است به وقوع بپیوندد؟

بله. من دارم هشدار می‌دهم. منظور من از زلزله در فیلم شاید زلزله طبیعی نباشد. این زلزله همان آسیب‌های اجتماعی و فروپاشی اخلاقیات است که دارد شهر را به نابودی می‌کشاند. من دارم شبهات خودم را در فیلم مطرح می‌کنم. آن‌‌جا مردم می‌گویند مگر ممکن است خداوند شهری با این همه گنبد و بارگاه را ویران کند؟ حتی بحث روز چهارشنبه هم که در فیلم مطرح می‌شود، ریشه روایی دارد. چون عموم غضب‌های الهی برای اقوام پیشین در روز چهارشنبه اتفاق افتاده است. تمام این اتفاق‌ها مابه‌ازای تاریخی دارند و من تمام رخدادهای فیلم را براساس تعابیر دینی چیده‌ام. پاسخ به این شبهات و بحث نزول عذاب یک نقد اجتماعی تند را می‌سازد. شاید در «رسوایی 1» نگاه حاج یوسف نگاهی بود منجی‌وار به تک‌تک آدم‌ها؛ اما این‌جا او دارد کل اجتماع را پوشش می‌دهد.

وارد موضوع گسترده، مهم و بزرگی شده‌ای. از اندازه سینمای ایران هم بزرگ‌تر است؛ اما مشکل این است که آثار «رسوایی1» دارد به فیلم لطمه می‌زند؛ یعنی به‌نظر می‌رسد «رسوایی 2» ربطی به «رسوایی 1» ندارد؛ اما نشانه‌هایی که از «رسوایی 1» در فیلم هست ـ مثلاً نقشی که شریفی‌نیا بازی کرده ـ به نظر تحمیلی می‌آید؛ یعنی اگر آن نشانه‌ها نبودند، شاید فیلم مستقل و بهتری را شاهد بودیم.

داری از شایدها حرف می‌زنی دیگر. من هم فوت‌های کوزه‌گری خودم را دارم.

من می‌گویم خواسته‌ای از محبوبیت «رسوایی 1» استفاده کنی...

این همان فوت کوزه‌گری است. من در اخراجی‌ها هم همین‌کار را کردم.

نه در اخراجی‌ها بستر قصه یکی است. به هم پیوسته هستند. این پیوستگی در اخراجی‌های 1 و 2 هم خیلی محکم و خوب است. در قسمت سوم قدری گسست ایجاد می‌شود؛ اما بین رسوایی 1 و 2 چنین پیوندی وجود ندارد. رسوایی 2 فراتر از قسمت قبلی است.

دلیل دارد. این برمی‌گردد به مخاطب‌شناسی. من می‌خواهم موضوع مهمی را مطرح کنم و برای جلب توجه مردم از شخصیت‌ فیلمی استفاده می‌کنم که مردم با آن ارتباط برقرار کرده‌اند و نسبت به حرف‌هایی که می‌زند، گارد ندارند. عارف را تافته جدابافته‌ای خودشان نمی‌بینند که دارد آمرانه جامعه را به نقد می‌کشد. او را کسی می‌بینند که قبلاً آبروی خودش را بابت مسایلی دیگر، بابت چند آدم بدنام خرج کرده و حالا دارد از سسر دلسوزی توصیه‌های دیگری هم می‌کند.

این‌ها در ذهن تماشاگر جا نمی‌افتد. برای چه در فیلم فلاش‌بک گذاشته‌ای؟ با این فلاش‌بک ها خلأ فیلم پر نمی‌شود. چون آن شهر و آن شهردار و ماجرای زلزله همه‌چیز را عوض می‌کند.

من دارم برای مخاطب ایرانی فیلم می‌سازم. مخاطب‌هایی که همه‌شان رسوایی را دیده‌اند. فقط در پخش ویدئویی، میلیون‌ها نسخه از این فیلم تکثیر شده. هر چند که تلویزیون ما پخش‌اش نمی‌کند؛ اما مردم فیلم را دیده‌اند و با این شخصیت‌ ارتباط برقرار کرده‌اند. اطمینانی که مردم به شخصیت اول فیلم دارند، برای من خیلی مهم است. حالا وجود دو کاراکتر دیگر مثل آقای شریف به این معناست که من دارم حرفی به این تلخی می‌زنم و باید رگه‌ای طنز داشته باشم تا این تلخی را تعدیل کند.

این‌ها فیلمت را بامزه نمی‌کنند. من به فروش و مخاطب توکار ندارم. ما یک‌بار هم نظرسنجی گذاشتیم و پرسیدیم چه چیزی عامل فروش فیلم‌های ده‌نمکی است و نتیجه این شد که خود ده‌نمکی. این فیلم از نظر ایده‌پردازی و فکر اولیه، فیلم مهمی است به نظر من.

ساختار چه‌طور؟

ساختار یک‌‌دستی ندارد؛ یعنی باید تجربه‌های بیش‌تری بکنی تا به ساختار بهتری برسی.

این نظر شماست که البته منتقد و دست به قلم هم هستی؛ اما باید بگویم که من در این فیلم، فقط به محتوا فکر نکردم؛ یعنی فرم برای آن صحنه‌های زلزله و اتفاق‌هایی که در فیلم می‌افتد، دستاورد تازه‌ای برای سینمای ایران است.

برای آن قسمت خیلی زحمت‌کشیده‌ای و جلوه‌های تصویری‌ات هم خیلی خوب است.

پیش تولید این کار دو سال طول کشید؛ اما تولیدش تنها یک‌ماه طول کشید. دلیلش این بود که طی آن دو سال درباره جزئیات اتفاق‌ها، استوری‌بورد و جلوه‌های ویژه فکر کردم. حتی جلوه‌های میدانی فیلم را خودم طراحی کردم. این اتفاق‌ها خیلی سخت بود. مخصوصا با تجربه‌ای که از گذشته داشتم و حوادث ناگواری که برای عوامل رخ داد، ترجیح دادم خودم کارها را برعهده بگیرم. خلق آن لحظات واقعا کار سختی بود. مرحله فیلم‌برداری آن هم به اندازه‌ کل فیلم طول کشید. در مرحله پس از تولید هم یک تیم 40 نفره روی جلوه‌های ویژه کامپیوتری فیلم کار کردند؛ یعنی به اندازه کل عوامل یک فیلم، تیم جلوه‌های ویژه داشتیم که هماهنگ کردن‌شان با هم خیلی سخت بود.

تلاشت به ثمر نشسته و آن صحنه‌ها به نسبت سینمای ایران، بسیار خوب از کار درآمده است.

بله در ایران تا حرف از این پیش می‌آمد که می‌خواهیم در فلان سکانس از زلزله استفاده بکنیم، نه بانک‌ها و نه ساختمان‌های اداری مهم زیر بار همکاری نمی‌رفتند. هنوز هم نگران هستم. اگر زمانی با آدم‌ها، اقوام و لهجه‌ها مشکل داشتیم، اما حالا سر ساختمان‌ها هم حساسیت وجود دارد. ما یک‌جا داشتیم مذاکره می‌کردیم و قرار بود مثلا ساختمانی را تخریب کنیم، اما مسئول آن ساختمان می‌گفت نه، ما این‌جا را ضد زلزله ساخته‌ایم و هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتد. اگر در فیلم ببینیم این ساختمان خراب می‌شود. اعتبار ساختمان زیر سؤال می‌رود. در دنیا فیلم تخیلی می‌سازند و کل عمارت‌های‌شان را نابود می‌کنند و به کسی هم برنمی‌خورد. یک بحث اصلی مالوکیشن بود.

به نظر می‌رسد اکبر عبدی را کنترل کرده‌ای تا جدی‌تر از همیشه باشد.

بله همین‌طور است. شرط من با آقای عبدی این است که حتی در نوع اداکردن کلمات باید متفاوت باشد. این نقش را هر بازیگری نمی‌تواند ایفا کند. عبدی خیلی هنرمند است که در هر قالبی که می‌خواهی، می‌تواند فرو برود. به هر حال همکاری متقابلی بین ما شکل گرفت.

شخصیت خبرنگار که سحر قریشی بازی کرده، قدری برای فیلم اضافی به نظر می‌رسد؛ یعنی فقط می‌خواهد پیوند رویدادها را به هم نشان بدهد؛ اما کاربرد دیگری ندارد.

بله تا حدی همین‌طور است؛ اما او هم نسبت به بازی‌های دیگرش در سایر فیلم‌ها، بازی پخته‌تری ارائه داده است. البته جنجال خبری در فیلم کارکرد دارد. تأثیر مهمی در روند فیلم دارد.

چرا صحنه زلزله این‌قدرکوتاه است؟

خب. برای هشداری که مدنظر من بود، همین‌قدر کفایت می‌کرد.

فیلمت را کسی دیده؟

بله من قبل از این که فیلم را به جشنواره بدهم، برای دانشجویان، نسل جوان و طیف‌های مختلف اجتماعی آن را نمایش دادم. واقعاً همه‌شان تحت تأثیر قرار گرفتند. خصوصاً در سکانس آخر. سکانس آخر برای من از همه چیز مهم‌تر بود. اگر آن سکانس به شکل مطلوب من در نمی‌آمد، شاید اصلاً فیلم را ارائه نمی‌دادم. البته انگیزه داشتم که توانایی‌های بچه‌های فنی ایران را هم ثابت کنم.

چرا این‌قدر تلخ شده‌ای؟

نقد است دیگر. نقدی که تبدیل شده به فریاد.

 

 

بیش‌تر بدانید

10 نکته درباره فیلم

  1. ماجرای فیلم از این قرار است که حاج یوسف با بازی اکبر عبدی در ابتدای فیلم با صحنه اعدامی مواجه می‌شودو و بعد از نجات دادن فرد اعدامی، می‌گوید اگر مردم خودشان را اصلاح نکنند، بلای بزرگی خواهد آمد. پیش‌بینی او شهر را به هم می‌ریزد و بسیاری تصور می‌کنند که او از چیزی اطلاع دارد، سراغش می‌آیند اما حاج یوسف می‌گوید حرفش فقط یک توصیه اخلاقی بوده اما بلا از راه می‌رسد.
  2. فخر‌الدین صدیق‌شریف در این فیلم در نقش شهردار ایفای نقش کرده است. هر چند سازندگان فیلم سعی کرده‌اند در گریم و بازی صدیق‌شریف شباهتی به شخصیت خاصی به‌خصوص شهردار فعلی تهران پیدا نکند.
  3. اکبر عبدی در ابتدا به دلایل مالی با سازندگان فیلم به توافق نرسید و قرار بود فیلم با نام دیگری ساخته شود اما سرانجام رضایت اکبر عبدی برای بازی در فیلم جذب شد.
  4. فیلم در ابتدا «همشهری‌ها» نام داشت. بخش‌هایی ازآن در خیابان‌های تهران زمستان سال گذشته فیلم‌برداری شد.
  5. فیلم‌برداری برخی از سکانس‌های فیلم به‌خصوص سکانس زلزله با هشت دوربین انجام شده.
  6. بالای یک میلیارد تومان خرج فیلم شده که این بودجه از طریق فروش سهام و مالکیت فیلم تأمین شده.
  7. در این فیلم دوقطبی عبدی ـ شریفی‌نیا مقداری تغییرکرده و شخصیت آقا شریف «رسوایی 1» بعد از بدنام کردن آن دختر و اتفاقاتی که برایش می‌افتد، کمی متنبه می‌شود و به خاطر تهمت‌هایی که به حاج‌آقا یوسف زده و چیزهای که دیده، کمی اعتمادش به شخصیت این روحانی بیش‌تر می‌شود و یک جورهایی مرید حاج یوسف می‌شود و تا جاهایی هم با حاج‌یوسف همراهی می‌‌کند ولی باز در آخر دچار تردید می‌‌شود.
  8. اکبر عبدی اغلب روزهای فیلم‌برداری این فیلم بیمار بود و از بیمارستان سرصحنه فیلم‌برداری می‌آمد. دیالیز، انرژی زیادی از او گرفته بود و به محض آمدن او به صحنه فیلم‌‌برداری، ده‌نمکی سعی می‌کرد صحنه‌های مربوط به او را فیلم‌برداری کند.
  9. بخش اعظم فیلم به جلوه‌های ویژه‌ای اختصاص داردکه صحنه‌های زلزله تهران استفاده می‌شود، جلوه‌های ویژه‌ای که به گفته آن‌هایی که فیلم را دیده‌اند از نقاط قوت فیلم است.
  10. به گفته مسعود ده‌نمکی،هزینه فیلم از طریق فروش سهام فیلم تأمین شده، روشی که ده‌نمکی برای تأمین سرمایه اغلب فیلم‌هایش از آن استفاده می‌کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 13:12  توسط مسعود ده نمکی  | 

گزارش تصویر ی از فرش قرمز فیلم سینمایی رسوایی 2 در برج میلاد

8ce18f177b68390bc95d7df0b3878c62

1ab419b47e009ae31057315893db62aa

6efc6c0beaca220da5553a76257eb8a9 (1)

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 9:28  توسط مسعود ده نمکی  | 

سرلشکر جعفری به تماشای فیلم جدید ده‌نمکی نشست
تقدیر فرمانده کل سپاه از ده‌نمکی/ واقعیت تلخ جامعه با هنرمندی در «رسوایی 2» نمایش داده شد

به گزارش روابط عمومی فیلم سینمایی «رسوایی 2»، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پنج‌شنبه شب با حضور در سازمان هنری رسانه‌ای اوج به تماشای فیلم سینمایی «رسوایی 2» نشست.
در این اکران خصوصی سردار حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه نیز سردار جعفری را همراهی می‌کرد.
فرمانده کل سپاه پس از تماشای فیلم جدید ده‌نمکی در سخنان کوتاهی گفت: کار بسیار خوبی بود. با توجه به سابقه فیلم‌های آقای ده‌نمکی که همیشه استقبال خوبی از آن شده، این فیلم هم که بخش تلخ جامعه ما به حساب می‌آید، با هنرمندی ساخته شده است و در نهایت هم با اعتقادات مردم و سنت‌های الهی فیلم تمام می‌شود.
وی در ادامه با تایید محتوای فیلم افزود: در این فیلم نشان داده می‌شود که با رفتن عالم از شهر زلزله می‌آید و این اهمیت وجود علما در شهر را می‌رساند و در ادامه نشان داده می‌شود اگر هم احیانا زلزله بیاید، به خاطر علاقه مردم به اهل بیت و عزاداری‌های مردم دچار عذاب الهی نمی‌شویم. موضوعاتی که در فیلم مطرح می‌شود، واقعیت‌های تلخ جامعه ماست که امیدواریم افراد عبرت بگیرند.
گفتنی است پس از اکران فیلم، سردار جعفری با اهدای یک جلد قرآن نفیس از مسعود ده‌نمکی تهیه کننده و کارگردان فیلم تقدیر کرد.

http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/11/17/992448/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-2-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 11:49  توسط مسعود ده نمکی  | 

از اینکه عصبانی هستید خوشحالم

 

از این که عصبانی هستید خوشحالم. و اگر عصبانی نمی شدید به خودم و کارم شک می کردم. از اینکه کنایه های فیلم ضمیر مخاطب اش را به این زودی پیدا کرد خوشحالم و یقین کردم فیلم در بیان دیدگاهش لکنت ندارد فیلم زلزله به جانشان انداخته و درست مثل زمان ساخت فقر و فحشا رسوایی هم به خال زده است.

سالن های نمایش دهنده رسوایی در جشنواره مملو از جمعیت است حتی اگر اسمان به ریسمان ببافند برای پوشاندن این تحقیر شدن های ده ساله شان از اخراجی ها تا رسوایی به دلیل ناکام ماندن پیشبینی های کارشناسانه! وشرط بندی های مزخرفشان برای شکست این فیلمها .تنها دلیلش هم این است که مردم را نشناخته اند . این مسله چپ و راست ندارد چپ کینه قدیمی دارد و حق دارد منصف نباشد ومکر کند و راست مذهبی بلاهت و خود کم بینیی دارد که می خواهد آن را پشت غریبه نوازی پنهان کند. اما خدا نه چپ است و نه راست.صبح اکران نزدیک است و روسیاهی باز به زغال می ماند حتی اگر همه عالم نخواهند و تو تنها باشی.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 11:20  توسط مسعود ده نمکی  | 

رسوایی 2 و استقبال استقبال و باز هم استقبال

مسعود ده نمکی: فکر نمی کنم رسوایی 3 روا بسازم

مراسم فرش قرمز فیلم سینمایی رسوایی 2 در حالی برگزار شد که حضور عوامل و همه بازیگران فیلم، با استقبال زیادی مواجهه شد و تنها جای اکبر عبدی؛ به دلیل کسالت و محمدرضا شریفی نیا به دلیل ضبظ فیلم در این مراسم خالی بود.
ده نمکی از حضار خواست که رسوایی 2 را با آثار قبلی اش مقایشه نکنند، زیرا این فیلم یک تجربه متفاوت است، البته به این نکته هم اشاره کرد که فکر نمی کند که بخواهد رسوایی های دیگری هم بسازد. 
نمایش فیلم رسوایی 2 با استقبال کم نظیری مواجه شد و همه صندلی های سالن های اصلی و وی آی پی پر بود.

مسعود ده نمکی گفت: ««رسوایی 2» یک تجربه جدید و نسبت به کارهای قبلی‌ام متفاوت است. امیدوارم مردم این فیلم را با فیلم‌های قبلی مقایسه نکنند.»

وی همچنین افزود: «فکر نمی‌کنم «رسوایی 3» را بسازم؛ اول باید واکنش مردم را به «رسوایی 2» ببینم.»

    

حواشی

عکس: مسعود ده‌نمکی در جشنواره فیلم فجر

 

 

رسوایی 2

 


رسوایی 2

رسوایی 2

رسوایی 2

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 20:47  توسط مسعود ده نمکی  | 

 

 عوامل مؤثر

مسعود ده‌نمکی: «در خانه هر ایرانی، یک قرآن، یک کتاب حافظ و یک اخراجی‌ها 2 وجود دارد و این کارگردان سینمای ایران را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد.» ستایش عجیب محمدرضا شریفی‌نیا از مسعود ده‌نمکی که با واکنش‌های زیادی روبه‌رو شد. اتفاقی که همراه دائمی فیلم‌های مسعود ده‌نمکی است. هرگاه قررار است فیلمی از او به نمایش در بیاید یا اتفاقی مربوط به او بیفتد قبل یا بعد از آن باید منتظر این جنجال‌ها باشیم. مسعود ده‌نمکی روزنامه‌نگار بوده و به‌خوبی می‌داند چگونه فضای رسانه‌ای را در آستانه نمایش فیلم‌هایش تحت تاثیر قرار دهد و فیلم‌هایش را به کانون توجه‌ها بکشاند. برای اخراجی‌ها 1 طبیعتا و با توجه به سابقه‌اش نیازی به این جنجال نبود اما باز هم از جشنواره فجر و واکنش‌اش در اختتامیه تا گفتگوها و حملات‌اش به منتقدان و جدل‌های کلامی که همزمان با نمایش فیلم به راه می‌انداخت همه باعث می‌شد حواس‌ها به سمت او و فیلم‌اش باشد. برای اخراجی‌ها 2 هم‌چنین مسیری رفت:

وقتی فیلم‌اش را در بخش خارج از مسابقه قرار  دادن و به‌طور طبیعی کمترین امکانات را برای استفاده از فضای رسانه‌ای جشنواره داشت اما در آخرین لحظات اختتامیه و درحالی که یک جایزه ویژه به او داده شده بود، عده‌ای در سالن به انتخاب او واکنش نشان دادند و او از همین واکنش استفاده‌اش را کرد.

اخراجی‌ها 3 که او چهره‌های سیاسی و انتخابات جنجالی 1388 را در آن معادل‌سازی کرده بود خود‌به خود پتانسیل حاشیه را دشات اما او با هوشمندی به دو قطبی که در اکران فیلم با جدایی نادر از سیمین شکل گرفته بود دامن زد و فیلم‌اش را به فروش بالایی رساند. مسعود ده‌نمکی اگر فیلمساز نبود می توانست در هر رشته‌ای یک تجارت سود ده را بیندازد چون می‌داند چطور حواس مشتری را بر روی جنس‌اش متمرکز کند. هر چند فیلم‌هایش در کیفیت و نزدیکی به جامعه بد و خوب داشته‌اند اما او همه آنها را به بهترین شکل به مشتری‌اش عرضه کرده و فروخته است.

رسوایی 2 اما متفاوت‌ترین فیلم اوست. هیچ نشانه کمدی در فیلم نیست. یک فیلم کاملا اخلاقی و موعظه‌گرانه. فیلمی مانند رسوایی 1 با این تفاوت که آن فیلم از اصلاح فرد می‌گفت و قسمت دوم‌اش از اصلاح جامعه. اما این‌ها مهم نیست او از همین حالا فضای رسانه‌اش را برای فیلم‌اش حاضر کرده و خواهد توانست رسوایی 2 را هم به یکی از فیلم پر سر و صدای سال تبدیل کند.

اکبر عبدی: اهمیت عبدی در فیلم‌های مسعود ده‌نمکی به‌خصوص رسوایی بیش از یک بازیگر است. به همین دلیل است که وقتی به خاطر مریضی و درخواست مالی عبدی احتمال حضور او در این پروژه کم شده بود، ده‌نمکی تصمیم گرفت فیلم‌اش را با نام و ماجرای دیگری بسازد. و به محض گرفتن موافقت عبدی بود که نام فیلم رسوایی 2 تغییر کرد. در پشت صحنه رسوایی 2 همه سعی می‌کردند هوای اکبر عبدی را داشته باشند . او حال‌اش خوب نبود و از دیالیز سر صحنه رسوایی 2 می‌آمد هر بار که ده‌نمکی می‌گفتند «عمو  اکبر» رسید او به سرعت کارهایش را کنار می گذاشت و می‌گفت سریعا صحنه‌ای را که عبدی بازی دارد، آماده کنند. ده‌نمکی اهمیت عبدی را در فیلم‌هایش می‌داند، و متوجه است گروه مخاطبی که هدف گرفته تا چه حد با اکبر عبدی ارتباط برقرارمی کنند. از سه‌گانه اخراجي‌ها تا رسوایی و معراجی‌ها او در تمام فیلم هایش از عبدی استفاده کرده و با استفاده از او و شریفی‌نیا دو قطبی را که برای گروه مخاطبان‌اش جذاب هست، در فیلم هایش می‌سازد. در فیلم‌های او این فرمول همواره تکرار می‌شود. فرد مذهبی ظاهرالصلاح که شریفی‌نیا آن را نمایندگی می‌کند در مقابل اکبر عبدی که قرار است نماینده مردم باشد قرار می‌گیرد. به همین دلیل است که در غیبت این دو قطبی، معراجی‌ها به یکی از فیلم‌های کم مخاطب او تبدیل می‌شود.

محمدرضا شریفی‌نیا: در اینجا دو قطبی عبدی ـ شریفی‌نیا مقداری تغییر کرده و شخصیت آقا شریف رسوایی 1 بعد  از بدنام کردن آن دختر و اتفاقاتی که برایش می‌افتد کمی متنبه می‌شود. و به خاطر تهمت‌هایی که به حاج آقا یوسف زده و چیزهایی که دیده کمی اعتمادش به شخصیت این روحانی بیشتر می‌شود و یک‌جورهایی مرید حاج یوسف می‌شود و تا یک‌جاهایی هم با حاج یوسف همراهی می‌کند ولی باز در آخر دچار تردید می‌شود. ده‌نمکی، محمدرضا شریفی‌نیا را در تیپ فرد مذهبی ریاکار که با دنیا و ازدواج سبک ایرانی برای او شکل گرفته بود با حاجی گرینف اخراجی ها ادامه داد و در رسوایی 1 و 2 هم بود با حاجی گرینف اخراجی‌ها ادامه داد و در رسوایی 1 و 2 هم در نقش آقا شریف در مقابل حاج یوسف که عارف واقعی و نماد مذهبی حقیقی است قرار می گیرد.

محمدرضا نجفی امامی: دراولین آنونس فیلم رسوایی 2 جلوه‌های ویژه فیلم در صحنه زلزله بزرگی که در شهر می‌آید بسیار جالب توجه بود. صحنه‌هایی که با عقیده کسانی که فیلم را دیده‌اند نقطه قوت اصلی فیلم رسوایی 2 است و پیش‌بینی می‌شود یکی از شانس‌های اصلی سیمرغ جلوه‌های ویژه بصری جشنواره‌ باشد.

فیلم‌های قبلی سازندگان

اخراجی‌ها 1، 2 و 3 ومعراجی ها و رسوایی 1.

شاید ندانید

ماجرا از این قرار است که حاج یوسف با بازی اکبر عبدی در ابتدای فیلم با صحنه اعدامی مواجه می ‌شود و بعد از نجات دادن فرد اعدامی می‌گوید اگر مردم خودشان را اصلاح نکنند بلای بزرگی خواهد آمد. پیش‌بینی او شهر را به هم می‌ریزد و بسیاری تصور می‌کنند که اواز چیزی اطلاع دارد سراغ‌اش می‌آیند اما حاج یوسف می‌‌گوید حرف‌اش فقط یک توصیه اخلاقی بوده اما بلا واقعا از راه می‌رسد.

اکبر عبدی در ابتدا به دلایل مالی با سازندگان فیلم به توافق نرسید و قرار بود فیلم با نام دیگری ساخته شود اما سرانجام رضایت اکبر عبدی برای بازی در فیلم جلب شد.

فیلم در ابتدا همشهری‌ها نام داشت بخش‌هایی از آن در خیابان‌های  تهران زمستان سال گذشته فیلمبرداری شد.

فیلمبرداری برخی از سکانس‌های فیلم به خصوص سکانس زلزله با هشت دوربین انجام شده.

بالای یک میلیارد تومان خرج فیلم شده که این بودجه را از طریق فروش سهام و مالکیت فیلم تأمین شده.

چرا باید این فیلم را ببیتیم

قسمت دوم رسوایی با یک داستان به ‌روز و سیاسی و صحنه‌های اکشنی که گفته می‌‌شود نقطه قوت اصلی فیلم است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 17:7  توسط مسعود ده نمکی  | 

مطالب قدیمی‌تر