مسعود ده نمکی

دیالوگ‌های حساس سریال معراجی‌ها قسمت پنجم

گفتگو باشگاه خبرنگاران با "ده نمکی" در ارتباط با "رسوایی 2"

گفتگو باشگاه خبرنگاران با "ده نمکی" در ارتباط با "رسوایی 2"
مسعود ده نمکی کارگردان مطرح سینما و تلویزیون کشورمان در ارتباط با فیلم سینمایی "رسوایی 2" صحبت‌هایی شنیدنی را با خبرنگار باشگاه خبرنگاران داشته است.
به گزارش گروه چند رسانه‌ای باشگاه خبرنگاران، سریال "معراجی‌ها" نیز همچون دیگر آثار مسعود ده نمکی کارگردان خوش ذوق سینمای کشورمان با استقبالی خوبی مواجه شد. 
اما عده‌ای سعی دارند انتقاداتی تخصصی را به کارهای این کارگردان وارد کنند ولی بازیگرانی که با "ده نمکی" تجربه همکاری داشته‌اند نظری متفاوت دارند. 
مسعود ده نمکی کارگردان مطرح سینما و تلویزیون کشورمان در ارتباط با فیلم سینمایی "رسوایی 2" صحبت‌هایی شنیدنی را با خبرنگار باشگاه خبرنگاران داشته است.
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان 1393ساعت 9:5  توسط مسعود ده نمکی  | 

نقطه نظرات موافقان و منتقدان سریال معراجی ها

 برخی معتقد بودند سریال بخوبی توانسته دو سویه افراط و تفریط و میانه این دو یعنی اعتدال را به تصویر بکشد.

به گزارش پایگاه خبری فرجام، سال جدید از سوی رهبر معظم انقلاب سال "اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی" نامگذاری شد و تکلیفی را بر دوش همگان نهاد تا در رفع معضلات فرهنگی و تقویت فرهنگ های مثبت بکوشند.

در همین راستا کارگروه فرهنگی جام نیوز تصمیم گرفت با طرح موضوعات محوری و ایجاد فضایی برای تضارب آرا، به سهم خود تأثیرگذار باشد.

یکی از عرصه های مهم فرهنگی که طی سال های اخیر بسیار مورد هجمه و تردید قرار گرفته و با بی مهری فراوانی مواجه شده، فرهنگ دفاع مقدس است، دفاعی که به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب گنجینه ای تمام نشدنی است. امسال اما صداوسیما با نظر به اهمیت مساله فرهنگ، سریال مناسبتی معراجی ها ساخته مسعود ده نمکی را همزمان با هفته دفاع مقدس روی آنتن فرستاد و همانطور که پیش بینی می شد مانند کتاب های مربوط به این موضوع با استقبال مخاطبان مواجه شد.

همین مساله جام‌نیوز را بر آن داشت تا کارکرد این سریال را به بحث و نظر بگذارد و در پاسخ به درخواست سرویس فرهنگی جام، مخاطبان فرهیخته هم نظرات فراوانی در این باره ابراز نمودند.

از آنجا که با گستره ای از دیدگاه ها روبرو بودیم، بر آن شدیم نقطه نظرات مطرح شده از جانب همراهان علاقمند را در قالب گزارشی با سایر مخاطبان به اشتراک بگذاریم.


* (تذکر: بدیهی است که از بازنشر معدود پیام های حاوی توهین یا مغایر با عرف و قانون معذوریم.)

 

* عمده نقطه نظرهای ارسالی در موارد زیر تجمیع می شود:

بخش قابل توجهی از نظرات، حاوی پیام تشکر از مسعود ده نمکی کارگردان معراجی ها بود که خود شامل سه بخش زیر است:

* تشکر از ساخت سریالی که حاوی و راوی نکات دقیق و ظریفی درباره شهدا و دفاع مقدس است.

* تحسین به خاطر تابوشکنی، بیان مسایل و ناگفته های روز کشور.

* و تقدیر از اثری متفاوت و واقعی تر از آنچه طی سال های گذشته از چهره دفاع مقدس در فیلم ها و سریال ها رایج شده.

 

اما موافقان سریال جز مورد تشکر، نظرات متعدد دیگری هم داشتند:

برخی معتقد بودند سریال بخوبی توانسته دو سویه افراط و تفریط و میانه این دو یعنی اعتدال را به تصویر بکشد. به اعتقاد این عده نماد سازی های سریال معراجی ها در قامت بالازاده (سوء مدیریت) استاد گنجی (نفوذی دشمن و عامل تفرقه) و حامد گونی (چهره یک متعصب ) و .... ادامه همان راهی است که ده نمکی در سه گانه معراجی ها از مجید سوزوکی و حاجی گیرینوف به مخاطب ارائه کرده است. در واقع این سریال آینه حقایق جامعه عنوان شده بود.

گروهی از موافقان معتقد بودند که ده نمکی درک جدیدی از انقلاب به جوانانی که آن روزگاران را درک نکرده اند، داده است اما با اشاره به ضعف ساختاری فیلم از تکرار صحنه ها و صحنه های تکراری آن در کنار این موفقیت به عنوان نقطه ضعف یاد کرده بودند.

عده معدودی هم به مقایسه آن با سریال های ماهواره ای بویژه سریال های بی محتوای ترکیه پرداخته بودند و آن را اثری کاملا بهتر ارزیابی کرده بودند.

 

اما دسته منتقدان هم مشتمل بر طیف وسیعی از دیدگاه ها بود:

معدودی از مخاطبان جام انتقاد کرده بودند که نشان دادن جلوه های ایثار و شهادت مساله ای مهم است و تصویرگری این موضوع تنها از عهده انسان هایی بر می آید که ظریف، نکته سنج و در عین حال نگاهی وسیع دارند و ده نمکی فاقد این استاندارهاست.

برخی دیگر از دسته منتقدان، معراجی ها را کاری تکراری و مملو از صحنه های کلیشه ای خواندند که باید آن را به کارنامه ضعیف صداوسیما افزود. به زعم این عده نمایش چنین برنامه هایی توهین به شعور مخاطبان بوده است.

در باور عده ای دیگر از این طیف پذیرش اینکه برخی دانشجویان مانع تدفین شهدای گمنام در دانشگاه شده باشند کمی سخت است به همین دلیل لب به گلایه و اعتراض گشوده بودند که ده نمکی وارد مباحث غیرواقعی شده و رو به تخریب دانشجویان آورده است. در پاسخ این عزیزان دسته موافقان عنوان کرده بودند که می توان صحت این مساله را با یک سرچ ساده بدست آورد و نام چند دانشگاه را نیز برده بودند که اتفاقات مشابه در سریال در آنجا افتاده بود.

بخشی از کاربران هم آن را اثری نازل نسبت به سه گانه اخراجی ها دانستند که موجب می شد سریال ارزش نگاه کردن را از دست بدهد.

اما در میان دعوای موافق و مخالف برخی نظردهندگان دیدگاهی کاملا متفاوت ارائه کردند:

این گروه سازندگان ژانرهای دفاع مقدس را دو دسته برشمردند: عده ای که از روی آگاهی سعی در تخریب چهره شهدا و رزمندگان دارند و کار خود را در قالب فیلم ها و سریال هایی به نمایش می گذارند که یکسر نمایش لودگی و لمپنی است و دسته ای دیگر نیز کسانی هستند که بدون آگاهی این کار را می کنند اما آدم های دلسوزی هستند. نکته جالب درباره اظهارنظر این افراد سردرگمی آنها بود که نمی توانستند ده نمکی را در کدام دسته قرار دهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 13:19  توسط مسعود ده نمکی  | 

قدردانی مهندس ضرغامی از رامبد جوان و ده نمکی؛

 
رئیس رسانه ملی طی دیدارهای جداگانه از "مسعود ده نمکی" کارگردان سریال معراجی ها و "رامبد جوان" کارگردان برنامه خنداونه تقدیر و تشکر کرد.
به گزارش سرویس فرهنگی باشگاه خبرنگاران؛مهندس عزت الله ضرغامی با اشاره به موفقیت سریال "معراجی ها" در جذب و رضایت مخاطب گفت: آقای ده نمکی به خوبی توانست مظلومیت و ایثار رزمندگان دفاع مقدس را در قالب یک طنز سیاسی ارائه کرده و با بیانی ساده، ارزش تلاش های گروههای تفحص شهدا و اهمیت حفظ میراث جنگ را در جامعه به ویژه در فضاهای نخبگانی مطرح نماید. 
 در این جلسه"ده نمکی" و "فرجی" رئیس شبکه اول سیما گزارشی از مراحل تولید این سریال ارائه کردند. 
 
                                                               
                   

همچنین "رامبد جوان" کارگردان مجموعه"خنداونه" به همراه "کرمی" رئیس شبکه نسیم ضمن ملاقات با رئیس رسانه ملی گزارشی از روند تولید و برنامه های آینده این برنامه شاد اجتماعی ارائه کردند. 
                 
                   
                   
                   

رئیس رسانه ملی با اشاره به موفقیت های شبکه نسیم در ایجاد فضای نشاط و سرگرمی در خانواده ها،برنامه"خندوانه "را یکی از پدیده های رسانه ای دانست که توانست گستره وسیعی از مخاطبان با طیف های مختلف را زیر یک چتر جمع کند. 
                 
                   
                   
مهندس ضرغامی هوشمندی در طرح موضوعات مناسب،انتخاب میهمان و اجرای حرفه ای،مفرح و مودبانه ی" رامبد جوان" را از جمله دلایل موفقیت این برنامه دانست.
+ نوشته شده در  شنبه سوم آبان 1393ساعت 8:38  توسط مسعود ده نمکی  | 

فرهنگ نیوز:مقایسه آمار فروش فیلمها

http://www.farhangnews.ir/content/95484

 

مقایسه آماری

آیا «شهر موش‌ها۲» پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است؟/مقایسه فروش

«اخراجی‌ها۲» با «شهرموش‌ها۲»

این روزها خبری بر روی خروجی برخی خبرگزاری ها قرار گرفته میبنی بر این که قرار است طی چند روز آینده (دوم آبان ماه) جشن ده میلیاردی شدن «شهرموش‌ها۲» به عنوان پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران در پارک آب و آتش برگزار شود.
 

به گزارش گروه فرهنگی فرهنگ نیوز؛ در اینکه «شهرموش‌ها۲» با یادآوری خاطرات دوران کوکی دهه شصتی ها و حس نوستالژیکی که به مخاطب ارائه می کند، توانسته سهم بسزایی در آشتی مردم با سالن های سینما ایفا نماید شکی نیست اما براستی می توان این فیلم را بعنوان پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران نام نهاد؟!

البته پیش از پاسخ به این سوال باید یادآوری نمود که هرچه «شهرموش‌ها۲» در کشاندن مردم به سینما موفق عمل کرده، در فرهنگسازی و بازپروری فرهنگی که پیش از این در نسخه اولیه «شهرموش‌ها» ارائه شده بود، ناموفق عمل کرده که در این مقال به دنبال بررسی نقد فرهنگی آن نیستیم.

اما برای یافتن پاسخ سوال فوق کافی است یک ضرب و تقسیم ساده انجام دهیم. پیش از این فیلم سینمایی «اخراجی‌ها۲» با فروش حدودا «هشت و نیم میلیارد» تومان عنوان پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را با خود یدک می کشید.

این میزان فروش در حالی است که «اخراجی‌ها۲» در سال ۸۸ اکران شد و در آن روزها میانگین قیمت بلیط سینما دو هزارتومان بود. با این تفاسیر یعنی ده نمکی توانسته بود نزدیک به چهار و نیم میلیون نفر را به سینما کشانده و پای «اخراجی‌ها۲» بنشاند.

اما «شهرموش‌ها۲» که قرار است فروش ده میلیاردی خود را جشن بگیرد، با میانگین بلیط ۵ هزارتومانی تنها توانسته دو میلیون مخاطب را به سینما بکشاند. به عبارت دیگر اگر «شهرموش‌ها۲» بخواهد خود را به عنوان پرفروش ترین فیلم معرفی کند، باید بیش از ۲۲ میلیارد تومان فیلم خود را به فروش برساند. یعنی چهار و نیم میلیون نفر به ازای بلیط های ۵ هزارتومانی (میانگین) سینما ما را به عددی نزدیک ۲۲ میلیون تومان می رساند.

اکنون که با این اوصاف و با وجود اینکه «شهرموش‌ها۲» حتی نتوانسته نیمی از مخاطبان «اخراجی‌ها۲» را نیز به خود اختصاص دهد، همچنان نیز می تواند مدعی شود که پرفروش ترین و پرمخاطب ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است یا خیر؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت 16:53  توسط مسعود ده نمکی  | 

دیالوگ ها خاص معراجی ها .قسمت اول

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت 16:37  توسط مسعود ده نمکی  | 

حسابي متنوع؛ هم روحاني، هم پليس !

بانی فیلم - گروه تلویزیون-  مجتبي احمدي - برزو ارجمند از آن دست بازيگراني است که به رغم نمک و با مزگي هاي موجود در شخصيت و جنس بازي اش، بارها در آثار جدي نيز ايفاي نقش کرده است. حضور او در اکثر کارهاي محمدحسين لطيفي با يک نقش جدي همراه بوده است. بازيگر سريال «صاحبدلان» و «نردبامي به آسمان» و... که اين روزها با گروه تئاتر سايه يک نمايش روي صحنه دارد، به خاطر بازي در دو سريال «معراجي ها» (مسعود ده نمکي) و «زخم» (مسعود آب پرور) مهمان يک فنجان چاي «باني فيلم» شد تا از سروان شکيبا و حاج آقا حسيني با لهجه شيرين مشهدي اش بگويد.

برزو که اخيراً بازي در فيلم سينمايي وحيد جليلوند را به پايان رسانده، به نکات جالبي در خصوص آخرين تجارب بازيگري اش براي تلويزيون اشاره کرده است:

اين روزها مشغول بازي در نمايش رضا حداد هستي؟

ـ بله ما اين کار را که اولين نمايش گروه سايه است دوازده سال پيش هم اجرا کرده بوديم. خيلي دوستش داريم براي همه اعضاي گروه يک نوستالژي خاص دارد. استقبال خوبي از کار شده و ما تا آخرين روز اجرا، هر شب دو اجرا خواهيم داشت. تا دوم آبان ماه کار اجرا خواهد شد.

گويا در برنامه داري سالي يکي دو بار با يک نمايش روي صحنه باشي؟

ـ بله به خصوص اگر با گروه خودم، تئاتر سايه اين اتفاق بيفتد که برايم خيلي عالي است.

تو از يک خانواده تئاتري هستي، بازگشت هر ازگاهي به تئاتر چه حس و حالي به تو مي دهد؟

ـ من فقط يک جمله مي گويم. به نظرم يک بازيگر روي صحنه تئاتر خيلي درست تر نفس مي کشد و کيف مي کند. براي من تئاتر اين تعريف را دارد. خيلي خوشحالم که گروهي داريم که مي توانيم هر از چندگاهي نمايشي را روي صحنه ببريم. دوستان خوبي هستيم و براي ما تئاتر مهم است.

گروه تئاتر سايه براي آينده هم برنامه اي دارد؟

ـ برنامه که زياد داريم، ولي کي انجام شود مشخص نيست.

برنامه اين روزهايت به جز تئاتر چيست؟

ـ من سريال آقاي آب پرور را به تازگي تمام کردم. الان هم چند تا فيلمنامه در دست دارم، مي خوانم ببينم کداميک را بيشتر به تفاهم مي رسيم و خودم هم دوست داشته باشم تا جدي تر پاي صحبت بنشينم.

و امّا «زخم» مسعود آب پرور...

ـ در خدمتم...

تو اولين بار است که در هيبت پليس در تلويزيون ظاهر مي شوي؟

ـ بله دقيقاً...

پس يک ريسک دو طرفه اتفاق افتاده؟

ـ دو تا نکته در مورد سريال «زخم» وجود دارد. اولاً اينکه مسعود آب پرور زماني که دانشجو بودم، استاد من بود و من خيلي دوست داشتم يک روز با او کار کنم. در اين سالها واقعاً شرايط فراهم نشد. مسئله بعدي اينکه من با دفتر آقاي علي اکبري خيلي کار انجام دادم و اصولاً اين دفتر را دوست دارم. به نظرم دفتر پاک و مطهري است و همه چيز سر جاي خودش ديده مي شود. وقتي فهميدم چه کساني پشت دوربين اين سريال هستند، خيلي ماجرا برايم جدي تر و جالب تر شد. ما اينجا با يک گروه کاملاً حرفه اي کار کرديم، پشت صحنه اي بي نظير که از همکاري با آنها بسيار لذت بردم. از انتخاب سريال «زخم» بسيار راضي ام. اولاً نقشي که کار کردم را تا به حال تجربه نکرده بودم، ثانياً با کارگرداني کار کردم که خيلي دوستش دارم.

شخصيت سروان شکيبا با چه ويژگي هايي تعريف شد و تو به عنوان بازيگر براي متفاوت نشان دادن کاراکتر پليس نسبت به پليس هاي مرسوم تلويزيوني چه کردي؟

ـ شخصيت در فيلمنامه خيلي نقص داشت. چه به لحاظ پسينه و چه به لحاظ پيشينه، خيلي جاي کار داشت. امّا با صحبت هايي که در خدمت آقاي آب پرور داشتيم و با اضافه کردن چند فاکتور کم کم نقش خودش را نشان داد تا من امروز بتوانم به آن استناد کنم و بگويم يکي از تجارب موفقم را در اين سريال رقم زدم.

سريال «زخم» با جنس و جمال ديگر ساخته هاي آب پرور در ژانر پليس به شدت متفاوت است؛ طوريکه خيلي ها اعتقاد دارند او کارگردان اثري در حد و توان سريال هايي نظير «هوش سياه» است. در اين خصوص به عنوان بازيگر ارتباط لازم را در طول کار برقرار کردي؟ (اين هراس را نداشتي که آن چه مدنظر است اتفاق نيفتد؟)

ـ نه واقعاً نه، من به مسعود آب پرور اعتماد زيادي دارم. اگر به کارنامه او دقت کني از زمان کليپ سازي تا امروز که در سينما و تلويزيون فيلمسازي مي کند، متوجه مي شوي آقاي آب پرور از يک استانداردي نزول نمي کند و هميشه در حال پيشرفت است. در اين سريال هم به نظرم اين اتفاق رخ داده، شاهد ماجرا هم مردمي هستند که واقعاً سريال را دوست دارند، کار ديده شده و من خيلي خوشحال ام از اين اتفاق...

گريم اين جناب سروان (شکيبا) پيشنهاد خودت بود يا اينکه نياز کاراکتر بود که پخته تر از برزو ارجمند به نظر برسد؟

ـ قبل از اينکه بروم سر کار آقاي آب پرور، سر کار وحيد جليلوند بودم...

سينمايي «چهارشنبه 19 ارديبهشت»...

ـ بله، چند روزي کار من آنجا و اينجا با هم تداخل داشت. نويد فرح مرزي عزيزم يک جورايي دستش در گريم من بسته بود، امّا با توجه به شرايط موجود و راکوردي که من داشتم بهترين انتخاب را کرد. من از طرح گريم و مجريان گريم در اين سريال خيلي راضي ام و از آنها تشکر مي کنم. به نظرم گريم در اين سريال خيلي درست روي صورتم نشسته است.

در دو سريال در حال پخش ـ که البته «معراجي ها» اخيراً به پايان رسيد ـ ، ايفاگر کاراکترهايي هستي که با توجه به حرفه و جايگاه اجتماعي شان داراي چارچوب مشخصي هستند و دست بازيگر براي طراحي آن خيلي باز نيست. چه کردي که به خصوص در قالب پليس (سروان شکيبا) با نمونه هاي موجود فاصله بگيري و به کليشه هاي مرسوم نزديک نشوي؟

ـ هم در سريال «معراجي ها» و هم در سريال «زخم» تمام تلاش من و تيم سازنده اين بوده که هر دو کاراکتر به نمونه هاي شبيه نزديک نشوند. فکر مي کنم در سريال «زخم» اين اتفاق خيلي خوب اتفاق افتاده است. به طور مثال در مورد اين پليس يکسري خود درگيري براي پليس گذاشتيم که من نمونه اش را خيلي کم ديده ام. در مورد کار آقاي ده نمکي هم من ايفاگر شخصيت روحاني بودم که از جنس خود مردم است و هرگز خودش را تافته جدا بافته نمي داند و نيست. وقتي من يک نقش را انتخاب مي کنم اولين کاري که انجام مي دهم اين است که يکسري وجوهاتمان را با يکديگر ترکيب مي کنم؛ خودم و شخصيت را.

به همين دليل نمک و بامزگي هاي برزو را مي توان در حاج آقا حسيني هم پيدا کرد.

ـ البته همه اين ها زير نظر کارگردان اتفاق مي افتد. به هر حال براي قابل باور و منطقي در آمدن هر نقش نياز است بازيگر روي آن کار کند و من هم تمام تلاشم را در اين مسير به خرج دادم.

اين دومين باري است که بعد از «قهوه تلخ»، از لهجه مشهدي ات در کار بازيگري استفاده مي کني؟ اين پيشنهاد خودت بود يا فيلمنامه و کارگردان...

ـ پيشنهاد خودم بود. در سريال «قهوه تلخ» هم سعي کردم مشهدي صحبت کنم. امّا فرق آن کار با سريال «معراجي ها» در اين بود که من در سريال «قهوه تلخ» تنها آهنگ لهجه را ادا مي کنم، امّا در سريال «معراجي ها» خود لهجه را به شکل تمام و کمال دارم. يعني در سريال «قهوه تلخ» کلمات مشهدي آنچناني استفاده نمي کردم، امّا در سريال «معراجي ها» کلمات مشهدي را شما زياد مي شنويد!

برگرديم سراغ «زخم»، براي نمايش وجوه مختلف يک حرفه مثل شغل خاص پليس، نياز است ما از محل کار او خارج شويم و به محل زندگي او به خصوص در برخورد با اعضاي خانواده اش هم سرکي بکشيم، اين اتفاق رخ مي دهد؟

ـ نمي خواهم زود راجع به اين مسئله صحبت کنم، چرا که ابتدا بايد تماشاگر آن را ببيند. امّا بله ما وارد زندگي اين جناب سروان هم مي شويم. خود مسعود آب پرور دوست داشت بيشتر و پررنگ تر ما به اين وجه بپردازيم، امّا فضاي سريال اين اجازه را نمي داد. با اين حال ما وارد زندگي شخصي سروان شکيبا خواهيم شد.

برويم سراغ کارگرداني سريال «زخم»؛ آب پرور در سريال «هوش سياه» نشان داده به شدت ژانر پليس را به خصوص در بحث ريتم و دکوپاژ مي شناسد. به عنوان بازيگر او را در اين سريال چگونه ديدي؟

ـ مسعود آب پرور چه در سريال «هوش سياه»، چه در سريال «زخم» و چه در ديگر كارهايش نشان داده، اصولاً كارگرداني است كه مي داند چه مي خواهد. او تكليف خودش را با كارش مي داند و خوب مي داند چه كار مي‌كند. اين اتفاق بسيار بزرگي است كه كارگردان بداند چه مي خواهد. در اين شرايط سطح توقع تو از كارگردانت بالا مي رود. من سر پنج كار با آقاي لطيفي و با آقاي بهراميان اين احساس را داشتم و البته سركار كلي كارگردان هم بودم كه اين حس را نداشتم. كارگردان از آن دست كارگرداناني است كه تو به عنوان يك بازيگر خيلي راحت مي تواني خودت را به او بسپاري و ايده ها و نظراتش را به درستي اجرا كني. اين براي بازيگر يك نعمت است. من از كار با مسعود آب پرور راضي و اميدوارم اين همكاري مجدد تكرار شود.

 و اما سريال «معراجي ها»، گويا ابتدا براي نقش ديگري به اين سريال دعوت شدي؟

- بله و من عذرخواهي كردم و نرفتم.

 كدام نقش؟

- اجازه دهيد نگويم.

 استاد دانشگاه؟

- (مي خندد) اجازه دهيد.

 خب چطور با نقش روحاني به پروژه پيوستي؟

- شهرام زماني با من تماس گرفت و من رفتم. آقاي ده نمكي و آقاي رضوي نكته اي را اشاره كردند كه براي من بسيار مهم بود. گفتند ما مي خواهيم فيلم سينمايي را تنها از فلاش بك ها در بياوريم و در كل نسخه سينمايي در گذشته اتفاق مي افتد. اين نقش براي ما در فيلم سينمايي بسيار مهم است. من دوست داشتم نقش يك روحاني را در كارنامه ام داشته باشم.

 به خصوص در سينما؟

- بله، دقيقاً... قبول كردم و بازخورد خوبي ديدم. من وقتي در سينما با همكارانم (جشنواره فيلم فجر) فيلم را ديدم، خيلي خوشحال شدم چون نظرات دلگرم كننده اي شنيدم. بازخوردها خيلي خوب بود.  اگرچه سرعت يك جاهايي از كيفيت كار ما زده است. آن فاجعه و كشته شدن تعدادي از همكاران واقعاً دل و دماغ كار كردن را از ما گرفت.

باور كنيد به خاطر اين بچه ها ما تلاش كرديم كار به جشنواره برسد. اگر آن شرايط خاص نبود شايد «معراجي ها» پس از آن انفجار مي خوابيد. از سوي ديگر محمود رضوي همشهري من در سينما اصولاً يك آدم ويژه است. اين را تو مي تواني از ژانر كارهايش بفهمي، از «درباره الي» تا «معراجي ها»، من يك برادري خالصانه در رفتار او ديدم كه دوست داشتم به او جواب منفي ندهم. باور كنيد هماهنگ كردن حضور من سر «معراجي ها» و كار ديگري كه همزمان داشتم، خيلي سخت بود ولي دوست نداشتم به محمود رضوي «نه» بگويم. متأسفانه من هر شب سر صحنه هستم و موفق نمي شوم خودم سريال را دنبال كنم. تنها چيزي كه مي توانم ببينم، ري اكشن مردم در كوچه و بازار است كه نشان از آن دارد سريال «معراجي ها» مورد اقبال مردم قرار گرفته است. جالب است بدانيد بعد از جشنواره تا به امروز نقش شش روحاني به من در چند كار مختلف پيشنهاد شده كه همه را رد كردم.

 در قبول ايفاي شخصيت روحاني دو دل نبوديد؟ به هرحال برخي از نقش ها حركت روي لبه تيغ است، قبول داريد؟

- بله، قبول دارم و بايد بگويم قبول نقش روحاني خيلي سخت بود. انتخاب سختي بود؟

 مشورت كرديد؟

- بله با خيلي ها، يك عده گفتند برو و يك عده نظر منفي داشتند. به هرحال قبول كردم. من با دوستان خوبي در سريال «معراجي ها» همبازي بودم و اين برايم خيلي عالي بود. اميرحسين رسائل يكي از همكاران شماست كه دوست من هم هست. او خيلي راحت و بي تعارف مرا نقد مي‌كند. او با رفتنم سر اين كار كمي مشكل داشت، ولي پس از پخش كار برايم پيام تبريك فرستاد. آنجا بود كه فهميدم كارم بد از آب درنيامده است.

 روحاني سريال «معراجي ها» هم مثل ديگر شخصيت ها براي بازي و ديالوگ گفتن (بداهه) دستش باز بود؟

- من اصولاً هر كاري كه بخواهم انجام دهم، در تمرين طراحي اش مي کنم. اگر مورد تأييد كارگردان بود جلوي دوربين هم اجرا مي كنم. اصلاً از آن دست بازيگراني نيستم كه جلوي دوربين يك دفعه يك كار اضافه انجام دهم، مگر خيلي كوچك، سر تمرين تأثير كارگردان را مي گيرم سپس جلوي دوربين آن را انجام مي دهم.

 شخصيت هاي مختلف روحاني، در تلويزيون و سينماي ما توسط بازيگران بزرگ اين مملكت ايفا شده است و شما كار سختي داشتيد براي اينكه حاج آقا حسيني شباهتي به آنها پيدا نكند...

- بله خيلي زياد. من مهم ترين كاري كه براي حاج آقا حسيني انجام دادم، اين بود كه نشان دادم او از خود مردم است فقط پيشه اش روحاني است همين!

 ضمن اينكه با گذشت زمان به روز شده...

- دقيقاً... مثل من و شما فقط پيشه اش روحاني است. سعي نكردم او را متمايز از آدم هاي اطرافش نشانش دهم. من در مشهد روحاني هاي زيادي را ديده ام كه شبيه خود ما زندگي مي كردند فقط لباس روحانيت داشتند. من حاج آقا حسيني را از آن قشر ديدم.

 پس ما به ازاي بيروني هم براي نمايش حاج آقا حسيني داشتيد؟

- بله، چند نفر مدنظرم بودند، فقط نگوييد اسم ببر! (مي خندد)

 در پايان اگر حرفي مانده...

ممنون از شما و روزنامه «باني فيلم»...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 16:38  توسط مسعود ده نمکی  | 

اخراجی ها و 5 میلیون مخاطب

 

مسعود ده نمکی در فیسبوک نوشت:

اخراجی ها2 با بلیط 2000 تومانی در سال 88 وبا فروش 8.5 میلیلارد تومانی توانست4.5 میلیون مخاطب به سینما بیاورد باری شکستن رکورد این تعداد مخاطب باید با بلیط 5000 تومانی فیلمها 22 میلیارد تومان بفروشند که امیدوارم روزی همه فیلمها این تعداد مخاطب داشته باشند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 9:10  توسط مسعود ده نمکی  | 

به بهانه ی اتمام معراجی ها/شباهت بلوای دانشگاه تهران و امير كبير، با داستان معراجی ها

احسان رستگار، مدیر مسئول:
 
١- در ايام سي و دومين جشنواره ي بين المللي فيلم فجر، اكثر قريب به اتفاق كساني كه فيلم معراجي ها را مي ديدند، آن را ضعيف ترين فيلم ده نمكي ارزيابي مي كردند.
 
در آن روزها، سيد محمود رضوي و مسعود ده نمكي، مي گفتند كه اين فيلم، برشي از مجموعه اي است به همين نام كه سال آينده پخش خواهد شد.
 
اكنون قريب ٥ هفته از پخش اين مجموعه مي گذرد و معقول است كه به بررسي آن پرداخته شود.
مجموعه ي معراجي ها، از آن توليداتي است، كه شديدا و عميقا از شكافي محسوس و ملموس، بين محتوا و فرم رنج مي برد. قاعده اي معقول و متعارف وجود دارد، كه يك اثر سينمايي يا تلويزيوني جذاب و قوي، بايد آن قدر محتوا و فرمش به يكديگر ممزوج شده باشند، كه حتي اگر مثلا زاويه ي يك قاب يا زمان پخش موسيقي متن در فيلم، اندكي تغيير كند، به تبع محتوا و مفهوم آن صحنه و لحظات از فيلم، براي مخاطب متفاوت شود.
 
معراجي ها، مصداق بارز حرف هاي خوبي است، كه بد گفته مي شود. اتفاقا در مورد مثلا اخراجي ها، محتوا و فرم، هر دو از حيث كيفي و هماهنگ بودن، متناسب و منطقي بر هم سوار شده بودند، ولي معراجي ها، حرف هايش از اخراجي ها بهتر و مهم تر و فرمش ضعيف تر و نامأنوس تر است. به تعبيري، محتوا را از داخل فرم معراجي ها، مي توان مانند يك تكه ميوه مه روي يك ژله قرار گرفته، برش زد و برداشت؛ اگرچه آن ميوه، كمي طعم ديگري گرفته و آغشته به آن ژله است.
 
سطور فوق، با اين نيت نگاشته شد، تا براي خوانندگان عزيز، قابل درك باشد كه در اين يادداشت، چرا و به چه صورت، بناست به داستان محوري مجموعه ي معراجي ها پرداخته شود؛ خلاصه نقد اين سريال، در اين نوشته محقق نخواهد شد، بلكه قصد، الهام گرفتن از داستان دانشجويان و دانشگاه است، براي ذكر چند نكته و حواشي مهم تر از متن.
 
الغرض اين كه، اين نگاره، نقد مجموعه ي اخراجي ها نيست.
 
٢- همان هفته ي اول كه مجموعه پخش شد، شباهت هايي عجيب بين هسته ي فيلم نامه ي معراجي ها و يكي از فجايع فرهنگي دانشگاه تهران، باعث شد تا خيلي دقيق تر، اين مجموعه را تماشا كنم. هر چه مجموعه جلو مي رفت، بيشتر اطمينان حاصل شد كه محور داستان و نخ اصلي ماجرا، الهام گرفته از اتفاقي است كه در پاييز ١٣٨٨ در دانشكده ي مديريت دانشگاه تهران رخ داده بود.
 
به بسط مفصل ماجرا، نيازي نيست و با جست و جوي در گوگل، مي توان به كليات و جزئيات ماجرا واقف شد؛ پس ما قل و دل، داستان را در چند سطر روايت مي كنم.
 
در اواخر آبان ١٣٨٨، يك استاد درس رياضي ١ دانشكده ي مديريت دانشگاه تهران، به نام علي شريفي، در يكي از جلسات كلاسش، با صداي آرام و لحن مؤدبانه، به يكي از دانشجويان دختر، در مورد حجابش تدكر مي دهد. لحن استاد، براي آن دانشجو، اصلا برخورنده نبوده و وي در جلسه ي بعد، با بهبود وضع حجاب حاضر و بدون هيچ مشكل يا حاشيه اي، در امتحان (كوييز) هم شركت مي كند.
 
اما ماجرا از سمت عده اي از دانشجويان عضو شوراي صنفي دانشكده - كه به اذعان همه ي دانشجويان دانشكده، به بدنامي و ولنگاري از انواع خاص، در دانشكده شناخته مي شدند - ادامه دار مي شود.
 
آن ايام كه اولين ماه هاي سال تحصيلي، بعد از فتنه ي ٨٨ محسوب مي شد، تجمعات و اعتراضات دانشجويي، به بهانه هاي مختلف برقرار مي شد.
 
مخلص كلام اين كه بخشي از دانشجويان دانشكده، چندين روز تجمع مي كنند و رياست و معاونت دانشكده را تحت فشار قرار مي دهند، تا به آن جا كه منجر به تعطيلي كلاس درس علي شريفي مي شود.
 
اين ماجرا، از يك سو به دلايل عديده - كه در ادامه ذكر خواهند شد - خيلي تاسف برانگيز بود و از ديگر سو بسيار عجيب. 
 
علي شريفي، مي گفت: اين بلاها رو سر من آوردن، چون اينا عقده داشتن از فتنه، اون ايام هم جو گير شده بودن. منم زمان دانشجوييم، تو همين دانشكده رئيس بسيج بودم و خلاصه دغدغشون سياسي بود، فرهنگي نبود. مثلا مگه مي شه مساله شون فرهنگي باشه، بعد چند نفر از انجمني هاي دانشكده بيان دم در كلاس من، نذارن دانشجوها بيان تو كلاس، هي لگد بزنن به در، بعد كه مي رم بيرون مي بينم يكي از اون دانشجوهايي كه دارن جو مي دن و تجمع رو راه انداختن، يك خانم چادريه! بعد مي گم خانم محترم شما مشكلت چيه؟! وقتي شما خودت چادري اي، با رعايت حجاب و امر به معروف و نهي از منكر نبايد مشكل داشته باشي كه! بعد ايشون مي گه "نه حجاب هر كس به خودش مربوطه." خب معلومه اين حرف ها بهانه است؛ بحث اصلي همون عقده از بسيج و از انتخابات بود. جو گير شدن، عقدشونو سر من خالي كردن، من رفتم، الان هم (سال ٩٢ اين مكالمه صورت گرفت) يك ساله برگشتم و دوباره دارم درسمو مي دم. ولش كن. مهم نيست.
 
يكي از دبيران اسبق انجمن دانشكده مي گفت: من هم اون رفتارايي كه بعضي بچه ها در اون مورد بروز دادن رو تاييد نمي كنم. ناشي از هيجانات بود. عجيب بود. جو بعد از انتخابات، همه رو جو گير كرده بود.
 
الغرض اين كه، محور داستان، باز مي گردد به يك اتفاق واقعي كه البته پايانش مانند مجموعه ي معراجي ها، خوش نبود.
 
٣- در آن زمان، رئيس دانشكده ي مديريت دانشگاه تهران، دكتر سيد رضا سيد جوادين بود كه از سال ٨٥، به اين سمت منصوب شده بود. دكتر بالازاده در مجموعه ي اخراجي ها كه رئيس دانشگاه هنر است، به نحو غير قابل كتماني، شبيه ايشان طراحي شده؛ شخصي با ظاهر مذهبي و محاسن و با رويكرد مديريتي منفعل. يك شوخي بين دانشجويان باب بود در زمان ايشان، مي گفتند هر كاري بخواهي، مي شود در اين دانشكده بكني، فقط كافي است تجمع كني تا رئيس دانشكده قانع شود. ايشان تا مرداد ٩٢، رئيس دانشكده مديريت بود. بعد از ايشان، دكتر رضا راعي، حدود سه ماه، سرپرست اين دانشكده بود.
 
شخصيت محوري ديگر داستان، دكتر مهدوي، معاون دكتر بالازاده، بسيار شبيه معاون وقت دكتر سيد جوادين، يعني دكتر طهمورث حسنقلي پور است. لازم به ذكر است كه دكتر حسنقلي پور، يك روز پس از رسانه اي شدن خبر بركناري فرعاد رهبر، در چهارشنبه ١٣ آذر ٩٢، ترسط فرهاد رهبر، به رياست دانشكده ي مديريت منصوب شد.
 
الغرض اين كه، دو شخصيت اول دانشگاه يعني دكتر بالازاده و دكتر معدوي، به تعبيري همان دكتر سيد جوادين و دكتر حسنقلي پور هستند. دكتر گنجي، يك شخصيت نمادين است و مانند دو نفر قبلي، مصداق ندارد.
 
٣- اگرچه اين نقد واردي است كه دانشگاه هنري كه در معراجي ها مي بينيم، دانشكده هم به زحمت محسوب مي شود، اما نمايش مديريت فرهنگي غير مقتدرانه، جو پذير، منفعلانه، شتاب زده، غير شجاعانه و تحت تاثير اعتراضات و فشارهاي مقطعي، در اين مجموعه، قابل فهم است و به مخاطب منتقل شده. شخصيت هايي سست كه نگاهشان مكتبي و ايدئولوژيك نيست، رفتار انقلابي را نمي توانند با پختگي و تدبير همراه كنند و نفاق در رفتار و گفتارشان براي حفظ سمت و صندلي موج مي زند، در اين مجموعه براي مخاطب، قابل فهم است.
 
الغرض اين كه، علي رغم مشكلات عديده ي فني و شكلي (فرمي) معراجي ها، سوء مديريت و نفاق را در عرصه ي مديريت فرهنگي، توانسته به تصوير بكشد.
 
٤- سزاوار بود كه مسعود ده نمكي، قدري از بودجه را، خرج صحنه هاي دانشگاهي مي كرد تا براي مخاطب، كاريكاتوري به نظر نرسد. مشهود است كه براي صحنه هاي جنگ، به نحو شايسته، به دكور و صحنه توجه شده ولي در فضاي دانشگاه، به صرف انتقال پيام در قالبي نمادين، كفايت شده است. انتقال نمادين محتوا، به معناي كم اهميت انگاشتن صحنه، دكور، محل فيلمبرداري، جزئيات صحنه و تناسب ظرف مكاني با محتوا نيست. برخي موارد مانند افكت ها و جلوه هاي ويژه ي زايد و اضافي، به جاي چشم نوازي، باعث مخدوش شدن تمركز و تكدر خاطر مخاطب مي شود. 
 
الغرض اين كه، انتقال نمادين پيام و محتوا، به طريق اولي، باعث رعايت صحنه و دكوري در خور شأن محتوا را مي طلبد. ضمنا جلوه ي ويژه هم، كاربردش در تدوين، بين صحنه ي چاي بردن آبدارچي و درس دادن استاد سر كلاس نيست! جلوه هاي ويژه در تدوين، براي اثرگزاري بيشتر است، نه جلوه گري بي خاصيت و بلكه آزاردهنده! 
 
٥- تدفين شهدا در دانشگاه ها، موضوعي است كه در دانشگاه صنعتي اميركبير، با اعتراضات و تشنج همراه شد. شايد بتوان خط اصلي فيلم نامه ي مجموعه ي معراجي ها را، تلفيقي از بلواي دانشگاه اميركبير و فتنه ي دانشكده ي مديريت دانست. اما آن چه بسيار حائز اهميت مي نمايد، اين است كه موضوعي هم چون تدفين شهدا در دانشگاه ها، الحمدلله امروز مساله اي حل شده است، اما واجب فراموش شده يا امر به معروف و نهي از منكر، هر روز در موقعيت ها، اماكن، زمان ها و ابعاد مختلف دارد تلفات مي دهد و اين واقعيت در جامعه اي اسلامي و در جمهوري اسلامي ايران، بسيار تلخ و به تعبير دقيق تر، غير قابل تحمل است.
 
شهدا، جايگاهي بي مثال و زايدالوصف در قلب مردم و بطن جامعه دارند، اما مسأله ي امر به معروف و نهي از منكر، موضوعي است كه به شهادت هم گره خورده و بهتر بود كه مسعود ده نمكي، هم زمان به بحث شهادت و امر به معروف و نهي از منكر مي پرداخت.
 
الغرض اين كه، چون كه صد آيد، نود نيز پيش ماست؛ امر به معروف و نهي از منكر، هدف اصلي شهدا و سالار شهيدان، امام حسين (ع) بود و رواست تا جدي گرفته شود؛ امروز اين واجب فراموش شده، مشكل مبتلا به هست، ولي تدفين شهدا، مساله اي است كه خدا را شكر، حل شده و ديگر مشكل نيست.
 
حرف آخر:
 
فيلم سازي كه مدعي روشنفكري واقعي و به معناي اسلام ناب محمدي است، بايد جلوتر از جامعه حركت كند؛ معتقدم اگر ده نمكي، موضوع اصلي فيلم را، امر به معروف و نهي از منكر قرار مي داد، همان خانواده ي معظم شهدا، همان مردم حزب اللهي و انقلابي و مهم تر از همه، روح شهدا و رضايت خداوند، بيشتر شامل حال اين مجموعه مي شد.
 
به جاي تدفين شهدا، كه مساله اي است كه حل شده، بهتر بود به آرمان شهدا و علت العلل قيام سالار شهيدان كه همانا امر به معروف و نهي از منكر است پرداخته مي شد.
متاسفانه در اين باب، هر ساله اتفاقات ناگواري در جامعه و مخصوصا در دانشگاه هاي مطرح ما در تهران رخ مي دهد، كه موجب وهن اسلام است!
 
اين يادداشت، نه دفاع از ده نمكي بود و نه نقد معراجي ها، بلكه ابراز رضايت ولو اندك از نمايش نمادين (اما ضعيف) بخش کوچکی از فضاهای دانشجویی و سوء مديريت برخي مديران فرهنگي که در این مجموعه تا حدی محقق شد و هدف دیگر این نوشته، فقدان دغدغه اي به نام عدم وجود مسأله ي امر به معروف و نهي از منكر، در فيلم نامه هاي سریال های سيما و فيلم هاي سينماي ماست.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 14:54  توسط مسعود ده نمکی  | 

معراجی‌ها سیاسی‌ترین سریال تلویزیون بود

 سینما و تلویزیون > تلویزیون - مهدی صالح‌پور:

دومین مجموعه تلویزیونی مسعود ده‌نمکی پس از «دارا و ندار» پنجشنبه گذشته با پخش فیلم پشت صحنه در حالی پایان یافت که نسخه سینمایی آن از اواخر سال گذشته تا اواخر بهار روی پرده سینماها بود.

با وجود اين، سريال 30قسمتي «معراجي‌ها» مورد توجه مردم قرار گرفت و حتي آنها كه نسخه ويدئويي فيلم را در خانه ديده بودند، علاقه‌مندانه به تماشاي سريال نشستند. ده‌نمكي معتقد است معراجي‌ها با وجود بي‌مهري جشنواره فيلم فجر، برخلاف پيش‌بيني منتقدان در گيشه موفق بود. با او درباره فيلم و سريال معراجي‌ها و البته «رسوايي2» گفت‌وگو كرده‌ايم.

  • براي آنها كه فيلم معراجي‌ها را ديده بودند، چه تفاوت‌هايي ايجاد كرديد تا براي ديدن سريال انگيزه داشته باشند؟

نسخه سينمايي و سريال 100درصد متفاوت بودند. يكي از حاشيه‌هايي كه به‌وجود آمد، اين بود كه برخي گفتند همان نسخه سينمايي تبديل به سريال شده است؛ درحالي‌كه ما براي اين دو نسخه، خط داستاني كاملاً متفاوت داشتيم و بيش از 26قسمت سريال تفاوت اساسي با فيلم داشت.

  • با توجه به اينكه جنس مخاطبان تلويزيون با سينما متفاوت است، استقبال مردم را چگونه مي‌بينيد؟

استقبال از سريال در نوع خودش بي‌نظير بود. اين مسئله از آن جهت بايد مورد توجه قرار گيرد كه مردم از فيلمي در سينما استقبال كردند كه مي‌دانستند به‌زودي قرار است از تلويزيون پخش شود. با توجه به اينكه چند قسمت اول سريال اختصاص داشت به شخصيت‌پردازي اما به مرور حجم مخاطبان افزايش يافت و تا آنجا كه من مي‌دانم، از پرمخاطب‌ترين آثار سال‌هاي اخير بود.

  • تعامل تلويزيون در پخش معراجي‌ها چطور بود؟

همان اوايل كه پيشنهاد كار براي تلويزيون شد، من به مديران گفتم مردم توقع كار خنثي از من ندارند و اگر مي‌خواهيد همكاري كنيم، پاي فيلم بايستيد. مدير شبكه يك آقاي فرجي و معاون سيما آقاي دارابي پاي فيلم ايستادند اما بعضي خطوط قرمز تلويزيون در كار لحاظ شد.

  • پس با اين حساب باز هم با تلويزيون كار مي‌كنيد؟

در حال حاضر چند ايده سينمايي دارم كه بايد آنها را بسازم. براي كار در تلويزيون همه‌‌چيز بستگي به شرايط و تعامل مديريت جديد با من دارد تا ببينيم آنها چقدر مي‌خواهند اين حرف‌ها از تلويزيون زده شود. مديريت تلويزيون در پخش سريال بازتر از مديريت سينما عمل كرد. اميدوارم شرايطش فراهم باشد تا باز هم با تلويزيون كار كنم. من تا موقعي كه حرفي براي گفتن داشته باشم، كار مي‌سازم.

  • برگرديم به معراجي‌ها؛ برخي مي‌گويند داستان سريال براساس يك اتفاق واقعي در يكي از دانشگاه‌هاي تهران ساخته شده است. چقدر از سريال نقد اجتماعي بود و چقدر متأثر از آن داستان؟

مسئله اين نيست كه چنين چيزي اتفاق افتاده يا نه؛ در غرب قبل از وقوع يك اتفاق يا حادثه جريان‌سازي مي‌كنند و با ساختن سريال و فيلم، افكار عمومي براي پذيرش اتفاق‌ها آماده مي‌شود. متأسفانه هنر و به‌طور كلي جامعه رسانه‌اي ما عقب‌تر از افكار عمومي است. يعني در ايران اول اتفاق مي‌افتد، بعد واكنش نشان مي‌دهيم! سال‌ها در رسانه‌ها درباره جنگ شبهه‌افكني كردند و گفتند چرا 8سال طول كشيد؟ اين تقدس‌زدايي از دفاع‌مقدس و زدن حرف‌هاي ضد‌جنگي آثارش در اذهان جوانان نمود داشت. شبهه را نمي‌توان با اقتدار از بين برد و بايد براي آن پاسخ منطقي و مستدل داشت. بايد قهرمانان را به جوانان و نسل جديد شناساند. معراجي‌ها براي شبهه‌زدايي ساخته شد نه صرفاً به اين دليل كه چنين موضوعي جذاب است. نسل جديد بايد بداند قهرمانان ما برخلاف تفكر كساني كه دنبال قهرمان‌سازي هستند، آرنولد و امثال او نبودند. قهرمانان ما امثال شخصيت محمد معراجي‌ها از رتبه‌هاي برتر كنكور هستند كه از دار و ندارشان مي‌گذرند و جانشان را فداي كشور مي‌كنند. اگر ما ويژگي‌هاي اين قهرمانان را درست به نسل جوان منتقل كنيم، به جاي بستن در دانشگاه جلوي تابوت شهدا فرش قرمز پهن مي‌كنند.

  • نسل جديد به معراجي‌ها چه واكنشي نشان داد؟

در بازخوردهاي اجتماعي كه از مردم ديدم، معراجي‌ها مثل اخراجي‌ها محبوب بود. البته آثار من هميشه مخالفان خاص خودش را دارد و چپ و راست هم ندارد. مخاطب هدف من نسل خاكستري است و به‌نظرم نسل جديد و عامه مردم از كار استقبال كردند. اين را هم بگويم كه معراجي‌ها، به‌ويژه 15قسمت ابتدايي، سياسي‌ترين سريال تاريخ تلويزيون بود؛ نمايي از جامعه امروز ايران در دانشگاه با 2استاد كه نماد 2جناح هستند و نسل جواني كه تقسيم‌بندي‌هاي مرسوم بين‌شان هست. البته مديريت مصلحت‌گرايانه كه بعضاً در جامعه حاكم مي‌شود. معراجي‌ها با زبان طنز بسياري از مسائل روز را مطرح كرد.

  • برخلاف حواشي زمان توليد، معراجي‌ها در كمال آرامش روي آنتن رفت. اين از آرامش اين روزهاي ده‌نمكي است يا جامعه لحن شما را پذيرفته است؟

البته تلاش‌هايي براي حاشيه‌سازي شد، هر چند زبان طنز از گزندگي كار كم مي‌كند و نقدي كه سريال به همه جناح‌ها داشت، باعث شد انتقادها كمتر شود. ما هم به انتقادها پاسخ نداديم. در جشنواره فجر سال گذشته، معراجي‌ها را بايكوت كردند و رسانه‌هاي هر دو طرف از اين كار به‌عنوان شكست ده‌نمكي نام بردند اما استقبال ويژه از فيلم كه داستاني كم‌حاشيه داشت تا حد زيادي محاسبه منتقدان را به هم ريخت. در مورد سريال اين اشتباه تكرار نشد و منتقدان كه ديدند خانواده خودشان درگير سريال شده‌اند، به نوعي باز هم آن را بايكوت كردند تا در معرض شكست قرار نگيرند.

خبرهايي از پروژه تازه

پروانه توليد رسوايي2 را گرفته‌ام. فيلم زبان انتقادي دارد و به نوعي مي‌تواند در ژانر تخيلي قرار بگيرد. ارتباط خاصي با جنگ ندارد و به آسيب‌هاي اجتماعي و شهري جامعه مدرن مي‌پردازد. آثار من همه يك غزل هستند و يك مضمون را دنبال مي‌كنند. اگر كسي از مستند «فقر و فحشا» كارهاي من را دنبال كرده باشد، يك خط داستاني و فكري را مي‌بيند. براي من مهم ساخته شدن فيلم است؛ بودن يا نبودن در جشنواره اهميت ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 14:46  توسط مسعود ده نمکی  | 

چرا مردم از «معراجی ها» استقبال کردند ؟

 

گفت و گوی مثلث آنلاین با عضو کمیسیون امنیت ملی؛
 
چرا مردم از «معراجی ها» استقبال کردند ؟
 
مثلث آنلاین: پرداختن معراجی ها به موضوع دفاع مقدس از زاویه واقعی توانست مخاطب را جذب کند.

محمدحسن آصفری در گفت وگو خبرنگار مثلث آنلاین درباره دلایل استقبال عمومی از مجموعه تلویزیونی معراجی ها ساخته مسعود ده نمکی، گفت: پرداختن به موضوع 8 سال دفاع مقدس آن هم در زمانی که فیلم هایی با موضوعات متنوع تهیه و ساخته می شود، از نیازهای جدی جامعه در حوزه فرهنگی و اجتماعی است.

وی آموزه های دفاع مقدس را گوهری گرانبها برای نسل های جوان خواند و افزود: این آموزه ها لازم است نسل به نسل منتقل شود تا روحیه مقاومت، ایستادگی و ایثارگری همواره در جامعه جاری و ساری باشد و گذر زمان گرد فراموشی بر این ویژگی های ارزشمند نپاشد.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بر اطلاع رسانی جانفشانی های انجام شده در طول 8سال دفاع مقدس به جامعه تأکید کرد و ادامه داد: نویسندگان، فیلم نامه نویسان، کارگردانان و تهیه کنندگان باید تلاش کنند موضوع دفاع مقدس فراموش نشود و در این بین نقش رسانه ملی بسیار ویژه و حائز اهمیت است.

وی با اشاره به مجموعه تلویزیونی معراجی ها تصریح کرد: تشریح ابعاد و دستاوردهای 8سال دفاع مقدس و تأکید بر پاسداری از آموزه های آن روحیه مجاهدت را در نسل های جوان زنده نگه می دارد، یادآوری این نکته که در تاریخ سیصد سال قبل از پیروزی انقلاف، هر زمانی جنگی به ایران تحمیل شد بخشی از خاک عزیزمان به یغما رفت و تنها جنگی که یک سانتیمتر از خاک کشور به دست دشمن نیفتاد 8 سال دفاع مقدس بود برای نسل جوان بسیار آموزنده است.

عضو فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت مجلس با بیان اینکه نباید از مقاومت و ایستادگی که در 8 سال دفاع مقدس شد به راحتی گذشت افزود: تهیه فیلم هایی همچون معراجی ها گرچه نمی توانند 100درصد  واقعیت های جنگ و ایثارگری بچه های رزمنده را به تصویر بکشند اما حال و هوای مقاومت را در مردم زنده نگه می دارد.

وی ادامه داد: در دهه نخست انقلاب دفاع از نظام جمهوری اسلامی ایران قالب نظامی داشت و امروز اقتصادی و فرهنگی شده است.

نماینده مردم اراک و کمیجان در مجلس شورای اسلامی یادآور شد: برخی عناصر که در زمان 8سال دفاع مقدس به خارج از کشور رفتند و تحصیل کردند وقتی جنگ به برکت ایثارگری و از خودگذشتگی رزمندگان تمام شد به ایران برگشتند و امروز به مناصبی رسیدند اما همچنان حاضر نیستند نامی از دفاع مقدس در مراکز و محل های خودشان باشد.

آصفری تأکید کرد: باید به واقعیت های جامعه توجه شود پرداختن معراجی ها به موضوع دفاع مقدس از زاویه واقعی توانست مخاطب را جذب کند و این بسیار موثر و ارزشمند است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 14:21  توسط مسعود ده نمکی  | 

مطالب قدیمی‌تر