مسعود ده نمکی

شبه خاطرات 173/ انگار سرنوشت جنگ را یقه سفیدهای دیپلمات در پستوها تعیین می‌کردند نه خون شهدا در جبهه

طاهر مؤذن، اوّلین فرمانده گروهان ما در جبهه بود. اولین باری که از خانه فرار کردم و خودم را معرفی کردم با هزار دوز و کلک خودم را به عنوان نیروی «اعزام مجدد» جا زدم به گردان سلمان لشکر 27 حضرت رسول (ص) طاهر فرمانده گروهان 1 بود. آن زمان من شانزده سال بیشتر نداشتم و جزو کم سن و سال‌ترین‌های گردان بودم. طاهر رفته رفته علی‌رغم مجروحیت‌ها پشت سر هم خود فرمانده گردان «سیف» شد.  من هم اینقدر در گردان سلمان مانده بودم که دیگر جزو قدیمی‌ترهای گردان محسوب می‌شدم تا جایی که از چیزی  که همیشه از آن فرار می‌کردم گرفتارش شده و مسئول دسته 1 گروهان 1 گردان سلمان شدم. آن زمان سوری هم فرمانده گردان سلمان بود و حاج امینی هم که یک زمانی در گردان حمزه نیروی او بودم فرمانده تیپ شد. ولی همه آنها به من به چشم همان نوجوان نگاه می‌کردند گرچه آن موقع دیگر 18 یا 19 سال سن داشتم. مسئول دسته‌ای که حالا چند فرمانده گردان می‌توانستند طرف مشورتش باشند و بودند. اما اینبار که برای مشورت سراغ طاهر آمده بودم حرفها و تحلیل‌های سیاسی‌اش مثل بنزینی بود که روی آتش دلم ریخته می‌شد. او هم کار جنگ را تمام شده می دانست و می‌گفت: شرایط منطقه و جهان نشان از تحولات بزرگی دارد. با همه احترامی که برایش قائل بودم دیگر نمی‌خواستم حرف‌هایش را بشنوم. همان طاهری که برای شنیدن صدای صوت قرآن و سوره واقعه خواندنش در پشت چادر فرماندهی گروهان کمین می‌کردم. همان طاهری که هیچ وقت شک و ترس در چهره‌اش ندیده بودم اما حالا طاهر داشت تحلیل سیاسی و دلایل قبول قطعنامه را از نظر خودش می‌گفت. بغض کردم از خانه اش خارج شدم و به سمت مسجد محل رفتم. به یاد مطلب و مقاله‌ای اعتراض افتادم که در روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 31/03/67 نوشته شده بود. مطلب به قلم فردی به نام حمید آخوندی و با عنوان «از فاو تا فاو» نوشته شده بود. این مقاله حرف‌های دل دهها هزار رزمنده و شهید بود که هیچ وقت سرباز نکرده بود. اگر مسئولین به حرف امام گوش می‌دادند و جنگ را جدی می‌گرفتند و از این نوشته بود که  اگر مسئولین نگاهشان به جنگ مثل رزمنده‌ها نگاهی تکلیفی بود فاو سقوط نمی‌کرد. اما انگار سرنوشت جنگ را یقه آخوندی‌ها دیپلمات داشتند تعیین می‌کردند نه خود شهدا و ماشه رزمنده‌ها نوشتن این مقاله‌ها دیر شده بود.

روزنامه‌ جمهوری را  مقابلم گذاشتم و یک بار دیگر این مقاله را خواندم...

روزی که رسانه‌ها و بوقهای تبلیغاتی غرب و شرق ناامیدانه اعلام کردند افراد هوادار آیت‌الله خمینی حکومت را در ایران بدست گرفته و حکومت اسلامی را بر پا کرده‌اند روزی که ارتش ایران پادگانها را رها کرده و نیروهای جوان و داوطلب و عاشق امام خمینی سلاح در دست گرفته بودند. رژیم عراق در همسایگی ما دارای 9 لشکر بود و روزهایی که انقلابیون مسلمان در حال سرو سامان دادن به نظام نوپای خود بودند، گرفتار جنگ کردستان شدند و در سال 59 که انقلاب مورد تجاوز کفر جهانی در چهره و شکل و شمایل رژیمی بنام عراق با 12 لشکر قرار گرفت، در این دوران  که ما درگیر حل مشکلات فراون ابتدای انقلاب بودیم دشمن اقدام به سازماندهی یگانهای رزم خود نمود. دوران سخت حاکمیت لیبرالها با خون مقدس شهید مظلوم و یاران او به پایان رسید و سر فصل نوین جنگ با عملیات حضر آبادان آغاز و در فتح‌المبین جان گرفت. اما می‌بینیم که در عملیاتهای بعدی نیز با در هم کوبیدن خطوط دفاعی دشمن در بیت‌المقدس، مسلم، محرم، خیبر، والفجر‌ها، والفجر 8، والفجر ده، کربلای 5 و ... و دهها عملیات بزرگ و کوچک خود بیش از هفتاد هزار اسیر از دشمن که قریب به 16 میلیون نفر جمعیت دارد میگیریم. دشمنی که از همه ابعاد  جز یک مورد 3/1 ما امکانات دارد، 3/1 ما فضای آموزشی دارد و دشمنی که از 3/1 ما ... دارد بعد از گذشت هفت سال از جنگ دارای 50 لشکر در قالب 9 سپاه است چرا؟؟؟

در کارخانه نورد بصره مسئول تقسیم تیرآهن فرماندار نظامی است و تولید کارخانه را ابتدا براساس نیاز یگانهای رزم خود، سپس در جهت اجزاء طرحهای تصویبی که مستقیما در اختیار جنگ قرار دارد تقسیم میشود، اگر چیزی باقی ماند برای کارهای عمرانی و خانه‌سازی و ... توزیع میگردد.

اما در ایران تولید تیرآهن خود را برای کارهای عمرانی که همه آنها مستقیما در خدمت جنگ نیست، برای ساختن منازل سی میلیون توماتی شمال تهران و...

مصرف می‌شود در انتهای سهمی هم برای جنگ می‌ماند و اوضاع به شکلی میشود که در تهران برای برپائی پادگان آموزشی و فضای آموزش نظامی میباید در بازار سیاه بدنبال تیرآهن رفت...

در بغداد،بصره، خانقین و ... در تمام شهرهای عراق لباس نظامی و سربازی سندی است برای اینکه سرباز بدون صف سوار اتوبوس شود. اگر بدون بلیط وارد سینما شد صندلی خالی نبود کنترل چی سینما موظف است فردی که بلیط خریده است را از جایش بلند کند تا سربازی که از میدان جنگ برای استراحت آمده است بجای او بنشیند...

اما در تهران- اهواز- باختران- مشهد... و در تمام شهرهای ایران نیروی داوطلب جان بر کف که از جبهه به مرخصی آمده توسط اوباش و اراذل مورد ضرب و شتم قرار میگیرد و در محاکم باقی مانده از ظلم و ستم طاغوت صرفاً بجرم داشتن ریش و بسیجی بودن مورد اهانت و آزار قرار می‌گیرد.

در شهرهای ایران صاحب‌خانه، اموال سرباز، بسیجی، و ... به جرم واهی به کف خیابان میریزد و رزمنده خسته دل ما هیچ حامی ندارد، در تمام کارخانجات ایران کارگر مظلوم مسلمان با التماس موافقت رئیس کارخانه را برای اعزام به جبهه می‌گیرد و گاها در زمان بازگشت پست سازمانی خویش را از دست می‌دهد در پادگانهای آموزشی تهران نیروی رزمنده داوطلب که در حین آموزش برای اعزام به جبهه است آب برای خوردن ندارد و در شهرداری تهران اولویت با آبیاری درختان و گل و چمن است، «دولت مردان» «تا روزی که بسیجی مظلوم شهر و شهید جبهه» و تا روزی که فرماندهان یگانهای رزم مدت مرخصی کوتاه خود را باید صرف پیدا کردن منزل استیجاری کنند و منازل سازمانی و غیرسازمانی میان شهرنشین‌های اداری تقسیم شود.

و تا روزی که بولدوزرهای شهرداری خانه نوساز فرمانده لشکرمان  را در هم بکوبد و تا روزی که نیروی حاضر در جبهه در محاکم قضائی حامی نداشته باشد.

و تا روزی که جنگ به تمام معنی یک ارزش نشده باشد «تا روزی که تمام ورزارتخانه‌ها به معنی واقعی و جدای از شعار، در خدمت جنگ نباشند و تا وقتی که مامور تحقیق جهت تکمیل پرونده نیروی داوطلب، موتورسیکلت در اختیار نداشته باشد و دویست دستگاه موتور به ... داده شود و تا روزی که یگان رزم برای تامین نان که ابتدائی‌ترین امکانات زندگی است دچار مشکل باشد و تا روزی که برای ساختن یک سریال میلیونها ریال خرج شود و بسیجی‌ ما برای دریافت حقوق خود هفته‌ها منتظر نوبت باشد.

و تا روزی که جنگ فقط در میان حداکثر یک میلیون نفر از جمعیت 50 میلیونی کشور در حال چرخش باشد و تا روزی که رزمنده‌ ما بعد از عملیات با تنی مجروح جهت ادامه درمان گرفتار سیستم کاغذ بازی شده و مدتها پشت در اطاق رئیس و معاون و ... منتظر عمل جراحی باشد.

و تا روزی که ارز کشور جهت مسافرت و خوش‌گذرانی عناصر معلوم الحال صرف شود.

و تا روزی که ارز کشور  جهت خرید لوازم لوکس و مصرفی نفله شود

و تا روزی که مقاومت در پناهگاه‌سازی صرفا خلاصه شود و تا روزی که جنگ در راس امور قرار نگیرد فاو سقوط میکند، شلمچه، حلبچه، شاخ شمیران، مهران، ماووت، مجنون، و در مجموع انقلاب اسلامی در خطر قرار میگیرد. تا روزی که در این کشور و نظام فقط یک جبهه نه طرح دروغین جبهه فرهنگی، ورزشی، تولیدی و ... شود و تمام امکانات مختلف کشور جهت اهداف دیگر مصرف شود،و تا روزی که وزیر هر وزارت‌خانه لباس رزم به تن نکند و تمام امکانات دولتی و ملی در خدمت جنگ قرار نگیرد، و تا روزی که مخالفین جنگ آزاد باشند و متهمان و مجرومین به جاسوسی به نفع دشمن صرفاً‌به چندین سال زندان و و با امید به عفو در زندان باشند و از اعدام و محاکم نظامی و دادگاههای عدل اسلامی خبری نباشد، و تا روزی که قاطیت علی (ع) بر محاکم قضائی و اداری ماحاکم نباشد، فاو کمترین بها است که باید پرداخت کنیم.

و تا روزی که فرمان امام امت این عصاره امت مقاوم و مسلمان جدای از جریانات سیاسی و تفکرات باندی و گروهی، به جان دل خریدار نباشیم منتظر جنگ مجدد در اطراف خرمشهر، دزفول، اهواز با دشمن باشیم و در آن روز مشخص نیست که آیا باز ما لبیک‌گویان داوطلب جان بر کف بسیجی خواهیم داشت یا نه ؟؟؟

و اگر نه اینها که گفته شد را نداشتیم و مسئولین و فرماندهان یگانهای رزم ما هر چه خواستند خارج از سیستم اداری در خدمت جنگ قرار گرفت و اگر هر نوع کارشکنی در روند جنگ با پاسخی قاطعی و خارج از تعارفهای سیاسی، غیرسیاسی و ... پاسخ داده شد.

و اگر محاکم و دادگاههای عدل انقلاب اسلامی به مانند روزهای اول انقلاب جان گرفت، و اگر هر چه تولید میشود ابتدا در اختیار جبهه و مصرف مستقیم طرحهای جنگی قرار گرفت، و اگر دیگر بسیجی مظلوم شهر نباشد و فقط شهید جبهه برای اعتلای کلمه الله باشد، و اگر مجرمین و متهمان به جاسوسی به امید عفو در زندان در کمین خیانت  مجدد نبودند، و اگر مخالفین جنگ جرات نکردند در اشکال مختلف مسئله آفرینی نکنند، و اگر برای حداقل یک سال وضعیت فوق‌العاده در کشور اعلام شود و تمام مسائل جدای از جریانات کاغذ بازی و اداری و ... با قاطعیت مورد بررسی قرار گیرد و اگر ... آن روزها به امید خدا گلوی استکبار جهانی را در پشت دروازه‌های بغداد فشار خواهیم داد و آنچنان بر صورت استکبار غرب سیلی میزنیم تا برق آن چشم استکبار شرق را کور کند.

آنچنان در کوچه‌ها و خیابانهای بغداد میجنگیم که صدای غریو الله اکبر و رگبار مسلسلهایمان صهیونیستها را در قدس، امپریالیست‌ها را در کاخ سیاه و کمونیستها را در کاخ سرخ به عجز وادار نماید و آنچنان قدرتی به حزب‌الله در لبنان، غرش به مسلمانان در مصر، حرکت به تونس، جهش در افغانستان، فریاد در حجاز دهد که طنین پر صلابت آن جهان را پر کند و لوکره‌المشکرون 

انشاءالله   ح ـ آخوندی

 

مقاله را صدها بار کپی گرفتم و در مساجد محل و نماز جمعه توزیع کردم. شاید اولین باری بود که در حین جنگ دست به چنین کاری می‌زدم.

از آن روز که به دستور امام ورود روزنامه رسالت به جبهه‌ها به دلیل چاپ مقالات انتقادی‌اش نسبت به دولت ممنوع شده بود همه رزمنده‌ها  دعوای چپ و راست را ندیده می‌گرفتند و به فکر جنگ بودند و لام تا کام حرف سیاسی نمی‌زدند. اما انگار سیاسیون با هم توافق کرده بودند جبهه جدیدی در پشت جبهه‌ها باز کنند. تحمیل قطعنامه به امام اولین فکری بود که به سر همه ‌زد. شنیدم چند نفر در جاهای مختلف جبهه و از شنیدن خبر قبول قطعنامه از رادیو دق کرده‌اند. حتی شنیدم یکی از بچه‌ها موجی شده  و خودش را از بالای ساختمان پرت کرده بود.

با تکثیر اطلاعیه و متن مقاله می‌خواستم به غیرت خیلی‌ها بر بخورد. شاید نماز جمعه این هفته آقای هاشمی رفسنجانی با خواندن دوباره این مقاله حرفی جدید و جوابی داشته باشد. خیلی‌ها تکثیر این اطلاعیه را تندروی می‌دانستند و هاشمی را مقدس‌تر از آن می‌دانستند که وصله تحمیل قطعنامه به او بچسبد. با چاپ بیانیه اعتراض کردم. فریاد زدم تا خفه نشوم و بگویم شهدا شرمنده‌ایم. بیشتر از این از دست ما بر نمی‌آمد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 15:57  توسط مسعود ده نمکی  | 

نیمی از سریال «معراجی‌ها» مونتاژ شد

 خبرگزاری تسنیم: رحمان سیفی آزاد مدیر گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما گفت: مراحل مونتاژ و صداگذاری بیش از نیمی از قسمتهای سریال «معراجی ها» تمام شده است.

رحمان سیفی آزاد مدیر گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم گفت:  بیش از نیمی از مراحل مونتاژ و صداگذاری سریال معراجی ها تمام شده است.

وی اضافه کرد: این سریال در مجموع 30 قسمت آماده نمایش می‌شود و در هفته دفاع مقدس و در شهریور ماه پخش خواهد شد.

در اکران نوروزی امسال فیلم سینمایی «معراجی‌ها» با استقبال همراه بود و نسخه سینمایی این فیلم به طور کامل با نسخه سریالی آن که از خرداد سال 93 شروع می شود، متفاوت است و داستان این دو اثر هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند.

در خلاصه داستان «معراجی‌ها» آمده است: قراراست تعدادی ازشهدای گمنام تفحص شده در یکی از دانشگاهها دفن شوند. اما گروهی از دانشجویان با تحریک استاد گنجی اقدام به آشوب وجنجال در دانشگاه می‌کنند که آغاز قصه‌ای می‌شود و گروه دانشجویان مجبور به سفری ناخواسته می‌شوند... .

مهران رجبی، سید جواد هاشمی، برزو ارجمند، پندار اکبری، نیما شاهرخ شاهی، علی صادقی، حدیثه تهرانی، حسین مهری، سمانه پاکدل و اصغر نقی‌زاده، رضا رویگری، سیدمهرداد ضیایی، امیر نوری، کاوه خداشناس، اسماعیل سلطانیان و... از جمله بازیگران این فیلم سیمایی هستند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 11:17  توسط مسعود ده نمکی  | 

موقعیت رضا عطاران و مسعود ده‌نمکی، أخرین پرفروش‌های سینمای ایران / یادداشت امیر قادری

کافه سینما-امیر قادری: ...در دو فیلم عطاران، با آن چه این ملت به آن افتخار می‌کنند، و در عین حال دست و پای‌شان را برای ورود به دنیای جدید بسته است، شوخی می‌شود و معراجی‌ها، نگاه تازه به جنگی است، که در آن خوش نمی‌گذرد و به قول وال‌ استریت جورنال: «ده‌نمکی در روایت رسمی نسبت به شکوه و عظمت جنگ، تردید می‌کند»...


فیلم تازه رضا عطاران، رد کارپت موفق است. در شرایطی که سینمای ایران ورشکسته است. فیلم عطاران در شرایط جام جهانی و ماه رمضان هم هست، که این قدر هواخواه دارد. یک کمدی سیاه که حال و شور و انرژی چندانی هم به تماشاگرش نمی‌بخشد. پس چرا هواخواه دارد؟ بس که واقعی است. دست روی نقطه حساس این روزهای فرهنگ‌اش گذاشته است. داستان یک سیاهی‌لشگر ایرانی که برای ملافات با استیون اسپیلبرگ، زار و زندگی‌اش را جمع می‌کند و راهی سواحل زیبای جشنواره کن می‌شود. نماینده مردمی که می‌خواهند برای خودشان در جامعه جهانی کسی باشند. در فاصله میان آن چه تاریخ‌ می‌گوید و حاصل مسیری که تا به امروز پیموده، و از سوی دیگر مسئولیتی که باقی دنیا بر دوش‌اش گذارده است. شخصیت اصلی رد کارپت، مظاهر این روزگار نو را با پا پس می‌زند و با دست پیش می‌کشد. سرگردان میان دو دنیا. هم با دختر موبور فرانسوی لاس می‌زند، و هم با او دست نمی‌دهد. برای شخصیت اصلی رد کارپت، هم آنجلینا جولی جذاب است، و هم به نظرش، این خانم باید: «پوشیده‌‌تر لباس بپوشد». کنار فرش قرمز جشنواره کن، برای تماشای ستاره‌های روز صف می‌کشد، و هم تلاش می‌کند غرورش را حفظ کند. همه زورش را می‌زند تا از حاشیه فرش قرمز، به درون آن برود. جایی در میانه بازی پیدا کند. شبیه ما مردمی که در یک ماه اخیر، با تجربه یک لیگ نفتی و درب و داغان و یک فدراسیون محفلی سطح پایین، به کارلوس کی‌روش‌ای چسبیدیم که در ویترین جام جهانی، پرچم کشورمان را به عنوان یک کشور صاحب فوتبال بالا ببرد، اما در عین حال به روش "گلخانه‌ای" و سیستم دفاعی و زیر توپ زدن‌‌اش در بازی نیجریه معترض بودیم. می‌دانستیم چه در کیسه داریم و چه کاشته‌ایم، اما می‌خواستیم کنار لیونل مسی، در مرکز زمین بایستیم. ما مردمی که حتی بعد از باخت هم، از خوشحالی به خیابان ریختیم.
از یک نقطه دیگر به ماجرا نگاه کنیم. این که عطاران، در کنار فیلم‌های مسعود ده‌نمکی و فروش بالای‌شان، در شرایط فعلی تنها مهره معتبر سینمای ورشکسته ایران است. تنها عنصری که مردم دوست‌اش دارند و می‌فروشد. در یک صنعت سینمای ورشکسته، عطاران اما جایگاه‌اش را همچون ده‌نمکی با آثار پرفروش میلیاردی‌اش، در مقام نماینده‌ای از ضد فرهنگ رایج، تثبیت کرده است. او چه سریال بسازد، چه فیلم، و یا برای دریافت جایزه‌ای چیزی روی سن برود، و یا عکسی از خودش در اینترنت منتشر کند، خودش را در مقام نماینده ضد فرهنگ رسمی تعریف می‌کند. با جمله‌های گزنده و سیگاری بر گوشه لب. وقتی جمشید مشایخی، سمبل ادب و متانت و هنر و رسمیت در فرهنگ قدیم، به خاطر حرف‌های او و زیر شلواری‌ که پوشیده، شاکی می‌شود. بعد از انتقادها به حرف‌هایش در جشنواره فجر، چند روز پیش و در جشن حافظ، همان طور که پیش‌بینی می‌شد، عطاران تقریبا تنها کسی بود که از سوی مردم تحویل گرفته شد و وقتی رفت روی سن، موضع همیشگی‌اش را حفظ کرد و اعلام کرد هر وقت چیزی گفته، مشکلی پیش آمده، پس بهتر است: «این... را هم‌ نزند»! و بعد هم که جای شعر حافظ را با ترانه اندی عوض کرد.
از ابتدای امسال از میان محصولات سینمای ایران، تنها دو فیلم رضا عطاران، طبقه حساس و رد کارپت، و یک فیلم ده‌نمکی، معراجی‌ها فروخته است. در دو فیلم عطاران، با آن چه این ملت به آن افتخار می‌کنند، و در عین حال دست و پای‌شان را برای ورود به دنیای جدید بسته است، شوخی می‌شود و معراجی‌های ده‌نمکی ، نگاه تازه به جنگی است، که در آن خوش نمی‌گذرد و به قول وال‌ استریت جورنال: «ده‌نمکی در روایت رسمی نسبت به شکوه و عظمت جنگ، تردید می‌کند». و اگر عطاران نماینده‌های ادب و متانت ظاهری نظم قدیم را شاکی می‌کند، ده‌نمکی به قول همان نشریه آمریکایی، فیلمی ساخته که: «اصول‌گرایان و اصلاح‌طلب‌ها از آن انتقاد می‌کنند، اما مردم به تماشای آن می‌روند.» با جبهه‌های جنگی که رزمندگان‌اش، تنها همان کسانی نیستند که فرهنگ رسمی می‌کوشد، تصویری یک سویه از آن‌ها را، متعلق به طبقه‌ای خاص، به مردم‌اش قالب کند. دقت کنید که اسم پرفروش‌ترین برند سال‌های اخیر سینمای ایران در میان مردم، بوده: "اخراجی‌‌"ها!
چیزی برای افتخار وجود ندارد. نه قهرمانی و نه قصه‌ پرفراز و نشیبی که مسیر عاطفی رو به رشدی را به تماشاگر منتقل می‌کند. مردم ما افتخار را در فیلم‌های دیگران و حمله و حرکت و هیجان را در مسابقات فوتبال دیگر کشورها، از کاستاریکا و الجزایر گرفته تا هلند و آلمان، دنبال می‌کنند و برای تماشای فیلم‌هایی پول می‌دهند که قهرمانی ندارد و نقطه نظر اصلی‌شان، قرار گرفتن در برابر فرهنگی است که در همه این سال‌ها، از سوی، و برای حفظ منافع گروه‌های خاص، مقدس نگاه داشته شده است. آن‌ها نمی‌توانند روی فرش قرمز جشنواره کن، کنار اسپیلبرگ بایستند چون قبل‌اش در کشور خودشان هم راهی به مرکز نداشته‌اند. مردمی که فعلا بیشتر برای تماشای شکست پول می‌دهند، تا آینده فرا رسد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 17:10  توسط مسعود ده نمکی  | 

ده‌نمکی: ساده‌سازی مفاهیم عمیق در سینما اهمیت دارد

خبرگزاری تسنیم: کارگاه آموزشی گفت‌وگو درباره فیلم‌سازی مستند سینمایی با حضور مسعود ده‌نمکی کارگردان فیلم‌های پرفروش اخراجی‌ها در موسسه شهید آوینی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مسعود ده‌نمکی در ابتدای این جلسه خطاب به حضار گفت: در دوره‌های آموزشی بیشتر روی چگونگی ساخت فیلم تمرکز می‌شود تا اینکه یادآور شویم چه چیز باید بسازیم. تفاوت عالم هنر با دیگر علوم در همین است و مثلا در علم پزشکی همه مسائل طبق اصول پزشکی است و پزشک براساس آن اصول دارو تجویز می‌کند. اما در عالم هنر اینطور نیست که همه افرادی که شعر، وزن و قافیه آشنا هستند می‌توانند شاعر شوند و یا شعر بسرایند. در حال حاضر هم شعر قاعده‌ای ندارد و شعر موج‌نو بیشتر رواج پیدا کرده است. 

وی ادامه داد: باید مشخص شود که در قالب فیلم‌سازی چه چیزی و چگونه باید ساخته شود. اما اینکه چه چیز باید گفته شود به خود هنرمند برمی‌گردد. شاید شنیده باشید که فیلم حدیث نفس کارگردان است. بهترین رمان‌های دنیا زمانی شکل گرفته است که نویسنده آنها را به طور ملموس تجربه کرده و از این طریق مخاطب می‌تواند با نویسنده همزاد‌پنداری کند و هم همان خودروایی است. بطور مطمئن آنچه برخواسته از نفس اماره باشد به سمتی می‌رود که نشانگر نفس اماره است حکمت سینما و هنر امروزه به سمت این مفاهیم رفته است و متاسفانه خروجی‌های دانشگاه ما در انقلاب و بعد از آن تفاوتی ندارد.

ده‌نمکی با بیان اینکه صرف اعتقاد داشتن باعث خلق اثر هنری خوب نمی‌شود، توضیح داد: بعضی افراد عالمند اما بیان خوبی برای انتقال ندارند و برخی هم عالم هستند و مخاطب خاص دارند اما برایشان تفاوتی ندارد که مخاطب متوجه آن می‌شود یا خیر. ممکن است منتقدان خوبی داشته باشند اما نتوانند فیلمساز خوبی باشند و مثلا در عالم فیلم‌سازی ممکن است فیلمبرداری خوب باشد اما لزوما نمی‌تـواند کارگردان خوبی بشود. 

وی ادامه داد: امکان این وجود دارد که امکانات و دوربین و بودجه در اختیارمان باشد اما کالبد فیلم را ندانیم. کارگردان قبل از ساختن فیلم، فیلم را در ذهنش می‌سازد؛ یعنی بازیگران صحنه، فضا و موسیقی متن را تصور می‌کند. کارگردان باید موسیقی، تدوین و درام را بشناسد و گذراندن این دوره‌ها برای او ضروری است. ما افرادی که خودشان می‌نویسند که فیلم می‌سازند و همچنین مولف هستند را در سینمای ایران کم داریم. اگر قرار است فیلم خوب بسازیم غیرقابل اجتناب است که کارگردان نویسنده نباشد. 

ده‌نمکی در خصوص اشراف کارگردان نسبت به مسئله‌ای که بیان می‌کند توضیح داد: کسی که فیلم ماتریکس آخرالزمان را می‌شناسد و حتما کسی که فیلم کوری را ساخته با مفاهیم اخلاقی عمیق آشناست و حکمت را می‌شناسد. در این فیلم شاهد این هستیم که افراد یک شهر به دلیل گناه کردن کور می‌شوند و به تدریج این کوری فراگیر می‌شود و هر کس طرفدار یک عده می‌شود. یعنی عده‌ای طرفدار قدرتمندان و عده‌ای هم هوادار قشری که فکر می‌کنند می‌توانند به آنها کمک کنند می‌شوند. 

وی در خصوص فیلم‌های ایرانی و فضای معناگرای آن گفت: اولین تعریف فیلم‌های معناگرای ایران این است که کسی آن را نمی‌بیند و به نظرم باید فیلم به گونه‌ای ساخته شود که مفاهیم معنوی جاری در درام اثر باشد. مثلا فیلم جنگیر با اذان شروع می‌شود و در مصر باستان‌شناسی را می‌بینیم که کوزه‌ای پیدا می‌کند و آن را به غرب منتقل می‌کند و از آن کوزه در بدن یک دختربچه جن حلول می‌کند؛ یعنی به طور مستقیم یادآوری نمی‌کند که سرزمین اسلامی مهد شیطان است و از این طریق منظورش را می‌رساند. در انتهای فیلم یک پدر روحانی را می‌بینیم که دختر را نجات می‌‌دهد و شما به طرز غیرمحسوسی به پدر روحانی علاقه‌مند می‌شوید. 

ده‌نمکی در باره حکمت فیلمسازی بیان کرد: در حال حاضر در آموزشگاه‌های فیلم‌سازی حکمت فیلم‌سازی را یاد نمی‌دهند. سینمای مستند نزدیکترین گونه به واقعیت است و اصلا تبدیل واقعیت به تصویر خودش نوعی آفرینش یک مجاز است و چون سینمای مستند کمتر این لایه‌ها و مجازها را دارد بیشتر به واقعیت نزدیک است. نوع دوربین، صدابرداری و صداگذاری در مستندهای آوینی آنچنان چشمگیر نیست اما الان با بهترین تکنولوژی‌ها نمی‌توانیم آن فضا را تکرار کنیم. بنابراین یک اثر با سازنده‌ آن ارتباط مستقیمی دارد و هرچقدر فرد دیدگاه  بزرگی داشته باشد فیلم بهتری می‌تواند بسازد. تا زمانی که آوینی نباشید نمی‌توانید روایت فتح را بسازید. در واقع ما در باره نهو سینما در کتابهای سینمایی مطلب کم داریم. 

وی با اشاره به اهمیت تجربه‌گرایی در ساخت یک اثر مستند اضافه کرد: باید برای ساخت اثر مستند درباره بیماران روحی باید با آنها چند ماه زندگی و خودمان را در آن غرق کنیم. فیلمسازان خوب دنیا هر چند یک بار فیلم خوب می‌سازند اما در ایران با سری‌دوزی مواجه هستیم. حوزه هنری و قسمت‌های دیگر در حال حاضر سری‌دوز تربیت می‌کنند. تا جای امکان باید خودمان را ارتقا بدهیم و به نقطه‌ای برسانیم که حرفی برای گفتن داشته باشیم. 

ده‌نمکی درباره ساخت فیلم‌های مستندش گفت: وقتی می‌خواستم مستند "کدام استقلال، کدام پیروزی" را بسازم، دو سال به استادیوم آزادی می‌رفتم و حتی فیلمبرداران ما دو سال فوتبال بازی می‌کردند تا افراد به تدریج دوربین را عضوی از خود بدانند و آنچه را که باید بگویند را بی‌واسطه بیان کنند. 

وی افزود: اگر بر همه زوایای زندگی شهید آوینی اشراف نداشته باشید حتی نمی‌توانید 50 درصد آن را بسازید و مشخص نیست که این میزان هم قابلیت تصویری شدن پیدا می‌کند یا خیر. 

ده‌نمکی با اشاره به خلاء‌اصلی موجود در کشورمان گفت: خلاء اصلی ما در کشورمان این است که فیلمساز صاحب اندیشه کم داریم. استفاده از تکنیک‌ها برای طرح این که یک حرف و یا یک اثر چگونه ساخته شود به نوبه خود نوعی تخصص محسوب می‌شود. بچه‌هایی که می‌‌خواهند فیلم ارزشی بسازند باید خودشان را بیش از پیش ارتقاء‌ دهند و زمینه الهام ربانی را برای خودشان فراهم کنند. 

وی در ادامه با اشاره به اهمیت فیلمسازی برای مخاطب یادآور شد: کسی که می‌خواهد فیلمی بسازد که با مخاطب ارتباط برقرار کند یعنی بالای منبر رفته است. چگونگی نگاه‌کردن به مخاطب و اینکه حرف جدید داشته باشیم اهمیت دارد وگرنه در غیر این صورت وقت مردم را هدر خواهیم داد. عالم هنر سفارشی‌سازی نیست و فرد تا به حرفی که می‌گوید اعتقاد نداشته باشد نمی‌تواند فیلم خوب بسازد. اینکه بخواهیم تا چه اندازه به روحانی اول فیلم مارمولک بپردازیم اهمیت دارد و اگر روحانی فیلم تا پایان فیلم ادامه پیدا می‌کرد، ممکن بود پیام فیلم را تغییر دهد. 

ده‌نمکی در ادامه درباره اهمیت به نگاه مردم توضیح داد: باید متناسب با عقل مردم صحبت کنیم و حرف جدید برای گفتن داشته باشیم اینکه حرف در چه مقطعی از زمان گفته شود اهمیت دارد. در مستند فقر و فحشاء برای بیان آن چیزی که می‌گوییم احتیاج به شناخت کافی داشتیم و مشخص نبود که منظور فقر آیا می‌تواند فقر فرهنگی هم باشد یا خیر. اگر تصویر با حکمت در آمیخته شود می‌تواند در جامعه تاثیرگذار باشد. بسیاری از مسئولان که فیلم فقر و فحشاء را دیدند تحت تاثیر قرار گرفتند و قوانینی برای زنان سرپرست خانوار به وجود آوردند و همچنان پس از گذشت 10 سال از فقر و فحشاء هنوز ممنوع‌الورود به امارات هستند. 

وی خاطرنشان کرد: در انتخاب اثر نحوه ساخت باید به گونه‌ای باشد که قابلیت کشش مخاطب را داشته باشد. اما الزاما هر فیلم پرمخاطب و پرفروشی فیلم خوبی نیست. به هر حال زمان‌شناسی، انتخاب زبان انتقال اثر و استفاده از بهترین کاراکترها در حسن فعلی یک اثر هنری اهمیت دارد. مردم شرقی بیشتر به سینمایی علاقه دارند که روایت خطی را طی می‌کند. متاسفانه کارگردانان ما تنها خودشان را می‌بینند و به فیلم‌ها به صورت جشنواره‌ای نگاه می‌کنند. 

ده‌نمکی در باره اهمیت ساده‌سازی مفاهیم عمیق در ساخت یک فیلم گفت: ساده‌سازی مفاهیم عمیق و زبان تمثیل برای انتقال بهتر می‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. برای مثال قصه طوطی و بازرگان در مثنوی این را منتقل می‌کند که اگر طوطی جلوه‌گری نمی‌کرد در قفس نمی‌ماند و این نکته هم برگرفته از روایات است که مولوی آن را به شعر تبدیل کرد. معمولا منتقد با غرض‌ورزی فیلم ما را می‌بیند و نمی‌خواهد حکمت را بپذیرد و بیشتر از زاویه تکنیکی به فیلم نگاه می‌کند. نمی‌توانم توقع داشته باشم که همه مجید سوزوکی را همان عارف و سالک مدنظرم بدانند که بعد از طی کردن مراحل واقعا راه جبهه را انتخاب می‌کند. در پایان باید نکته ‌ای را یادآوری کنم که در هر کاری برای اخلاص کار کنید نه خودنمایی. هر چه درجه اخلاص بالاتر برود تاثیرگذاری فیلم بیشتر می‌شود. 

ده‌نمکی در پایان در خصوص مضمون‌های طنز در روایت فیلم‌هایش گفت: دیدن فیلم‌های طنز پرفروش طبیعی است اما استفاده از این اسباب برای طرح مفاهیم اخلاقی و دینی وظیفه ماست. زمان‌شناسی، انتخاب زبان، درام و بازیگر برای ساخت یک اثر نقش دارد اما باز هم نمی‌توانم قاعده مشخصی را بیان کنم. ما از امکانات سینما برای بیان عقایدمان استفاده می‌کنیم و به همین دلیل هجمه‌ها علیه فیلمساز معمولا چند برابر می‌شود. 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت 9:33  توسط مسعود ده نمکی  | 

مدیر شبکه یک سیما: معراجی‌ها در هفته دفاع مقدس پخش می‌شود

نسیم آنلاین: مهدی فرجی در گفتگو با خبرنگار «نسیم»، بیان داشت: برنامه‌های سیما در ماه رمضان سال گذشته طنز بود اما امسال درون‌مایه این برنامه‌ها ملودرام است

مدیر شبکه اول سیما در بازدید از پشت صحنه سریال انقلاب زیبا ضمن خبر دادن کلید خوردن سریال خانه امن فریدون جیرانی خبر از پخش سریال معراجی ها در هفته دفاع مقدس داد.

مهدی فرجی مدیر شبکه اول سیما در گفتگو با خبرنگار نسیم گفت: برنامه های سیما در ماه رمضان سال گذشته طنز بود و امسال ملودرام هست. نخستین تغییر در برنامه های ما این بود که در سال گذشته کمدی کار کردیم و در ماه رمضان ۹۳ ملودرام کار کردیم.

وی افزود: شاهد هستیم که موضوعی دینی بر سریال "مدینه" اشراف و احاطه دارد. در این سریال تلویزیونی موضوع ربا و رباخواری و تاثیراتی که بر بنیان خانواده و فعالیت های اقتصادی جامعه می گذارد مورد بررسی قرار می گیرد.

سریال مدینه در قسمت های اولیه جذب مخاطب خوبی داشته

فرجی ادامه داد: به نظر می رسد که سریال مدینه در همین ۳ الی ۴ قسمت بینندگان خود را جذب کرده و آنهایی که این سریال را دیدند با آن گره خوردند. پیام های زیادی برای ما می آید که مخاطبان از کیفیت و موضوع سریال رضایت دارند.

مدیر شبکه اول سیما در پاسخ به این سوال که شبکه با یک سری از کارگردان ها فقط همکاری دارد و نکته مثبتی است یا منفی گفت: سیروس مقدم جزء بهترین های سریال سازی هستند. پس چرا از کسی که تلویزیون را به خوبی می شناسد استفاده نکنیم؟ او کسی است که همه کارهای او موفق است.

وی افزود: البته در کنار کارگردان های پیش کسوت از جوانان هم استفاده می کنیم. سریال "انقلاب زیبا" به کارگردانی "بهرنگ توفیقی" ساخته می شود که موضوع آن مربوط به انقلاب اسلامی است. این داستان به صورت ملودرام و در بستری خانوادگی مطرح می شود.

معراجی ها در هفته دفاع مقدس از شبکه یک پخش می شود

فرجی تصریح کرد: سریال "معراجی ها" به کارگردانی "مسعود ده نمکی" هم احتمالا در هقته دفاع مقدس به روی آنتن شبکه اول سیما می رود. شبکه دوم سیما هم دو سریال "شمعدانی" و "هفت سنگ" را داشت.  با اینکه دست شبکه ها پر بود اما گزینش کرده و کمتر سریال پخش کردند.

وی اضافه کرد: سیاستی که امسال تلویزیون داشته بر این اساس است که "سریال مدینه" کاملا دینی با پیام های کاملا معارفی است. در کنار آن سریال "هفت سنگ" که کاری سرگرم کننده است. سریال "فاخته" هم که برای کودکان و نوجوانان است. مجموعه اینها نشان می دهد که طراحی که سیما برای ماه مبارک رمضان کرده با برنامه ریزی و فکر شده بوده است.

در روزهای آینده سریال خانه امن فریدون جیرانی کلید می خورد

فرجی در پایان گفت: سریال "انقلاب زیبا" بعد از سریال "مدینه" پخش می شود. در روزهای آینده سریال "خانه امن" به کارگردانی "فریدون جیرانی" کلید می خورد. این سریال هم کاری است که با موضوع دستاوردهای علمی کشور است که با مخالفت های سازمان های جاسوسی روبرو می شوند. بنابر این فضای سریال در فضایی علمی، جاسوسی و پلیسی پیش می رود.

"انقلاب زیبا" سریالی بسیار خوب و خوش ساخت

فرجی ادامه داد: در سریال انقلاب زیبا انقلاب اسلامی و انحرافی است که در تاریخ شفاهی آن ایجاد می شود است. تاریخچه سازی هایی که کشورهای غربی برای انقلاب و وقوع این انقلاب دارند است. این کار هم بوسیله کارگردان جوانی که دغدغه های انقلابی هم دارد و با نویسندگی "حامد عنقاء" ساخته می شود.

مدیر شبکه یک سیما اضافه کرد: در این کار "عباسی زاده" که تهیه کننده ای جوان است و از بهترین تهیه کنندگان کشور است در کنار "بهرنگ توفیقی" حضور دارند و مشغول ساخت این سریال هستند. سریال "انقلاب زیبا" بسیار جذاب است و در جذب مخاطبان موفق عمل خواهد کرد.

بهروز شعیبی "پرده نشین" را برای شبکه اول سیما تولید می کند

وی خاطرنشان کرد: "بهروز شعیبی" در کنار این کارگردانان سریال "پرده نشین" را برای شبکه اول سیما تولید می کند. او هم کارگردانی جوان است و نخستین تجربه سریال سازی خود را پشت سر می گذارد. بنابر این حضور کارگردان های جوان در کنار باسابقه ها نشان می دهد که شبکه اول سیما روند درستی را در پیش گرفته است.

فرجی در پاسخ به این سوال که پیام ها به چه صورت در سریال ها باید مطرح شود که تو ذوق مخاطب نخورد گفت: اصل اول و اساسی سریال سازی همین است که ما باید به صورتی کار تولید کنیم که پیام و محتوی در قالب داستانی باورپذیر به بیننده ارائه شود. همه تلاش ما این بوده که این موضوع در سریال "انقلاب زیبا" ما محقق شود که خوشبختانه این امر صورت گرفته است.

مدیر شبکه اول سیما یادآور شد: قسمت هایی که من دیدم و همینطور به کارشناسان هم برای دیدن دادم به این نتیجه رسیدیم که این سریال ( انقلاب زیبا ) حرف های بسیار خوبی درمورد انقلاب اسلامی دارد.

وی در پاسخ به است سوال که این حجم از سریال سازی برای ماه رمضان مناسب است گفت: امسال به عنوان سریال های اصلی باکس بزرگسال ما دو سریال هفت سنگ و مدینه ساخته شد. سریال فاخته هم از طرف شبکه ۲ البته برای کودک و نوجوان ساخته شده است.

توجه به کودکان و نوجوانان باید در دستور کار تلویزیون باشد

فرجی افزود: سریال "فاخته" هم کار خوبی و در مورد کودکان و نوجوانان است. به نظر من توجه به کودکان و نوجوانان باید در دستور کار تلویزیون باشد. در حقیقت این موضوع سال به سال باید در تلویزیون پررنگ تر شود.

وی ادامه داد: بنابراین با سریال های زیادی روبرو نیستم بلکه شاهد گزینش کارها هستیم. به عبارتی بهتر کار کمتری امسال برای پخش آماده شده است. اگرچه شبکه ها این آمادگی را داشتند که هرکدام دو سریال را پخش کنند.

مدیر شبکه یک سیما اضافه کرد: ما ۳ سریال آماده پخش داشتیم که می توانستیم در ماه رمضان آنها را پخش کنیم. که آنها شامل "مدینه"، "معراجی ها" و "انقلاب زیبا" بودند. اما تصمیم گرفته شد از ابین این ۳ سریال فقط مدینه را پخش کنیم.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت 9:30  توسط مسعود ده نمکی  | 

شبه‌خاطرات 172/ خوابی که از تعبیرش می‌ترسیدم، اما تعبیر شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 بلاتکلیفی خیلی بدی بود، از یک طرف خبر شهادت پی در پی دوستان و همسنگران از جبهه‌ها می‌رسید و  از طرف دیگر ما  به عنوان کادر گردان یعنی مسئولین گروهان‌ها و دسته‌ها باید منتظر می‌ماندیم تا بلکه نیروهای جدید از شهرها اعزام بشوند و بعد از سازماندهی به کمک سایر گردان‌ها برویم، اما کو نیرو؟!

در این روزها خیلی از کسانی‌که امکان مسافرت داشتند به شهرها و روستاهای امن رفته بودند تا از بمباران‌‌ها و موشک‌باران‌ها در امان باشند و آنهایی هم که جایی را نداشتند  و یا وسیله سفر نداشتند در شهر مانده بودند و درگیر کار و زندگی خودشان بودند.

با خودم فکر کردم ادامه حضور در گردان سلمان را بی‌خیال بشوم و خودم راه بیافتم و بروم منطقه، آن شب شب بی‌تابی من بود. در همین فکرها بودم که  بین خواب و بیداری دیدم وسط حسینیة جماران نشسته‌ام. حسینیه خالی از جمعیت بود، صندلی امام هم درست روی بالکن همیشگی خالی بود اما  امام سرجایشان نبودند. درست مقابل بالکن نشسته بودم یعنی رو به صندلی امام، دست چپم یک در کوچک باز شد و امام درحالی‌که کلی کتاب زیر بغلش بود با لباس خانگی همیشگی وارد حسینیه شدند. جلوی پایشان بلند شدم و امام چند دقیقه‌ای نشستند و حالم را پرسیدند. ماجرای دودلی‌ام  را برایشان تعریف کردم. امام گفتند: «با همه اینها اجر گردان سلمان ضایع نمی‌شود».

برای اینکه امام را راضی کنم و از گردان سلمان بروم شروع کردم به انتقاد از یکی از مسئولین گردان که سر سه راه مرگ شلمچه در یکی از عملیات‌ها به نیروها بشین پاشو داده بود آن هم در خط‌مقدم! اما امام لبخندی زدند و دوباره گفتند: «اجر گردان سلمان ضایع نمی‌شود».

دفعه بعد که آمدم چیزی بگویم امام گفتند: «اجر گردان سلمان ضایع نمی‌شود»

دیگر روی حرفم اصرار نکردم، در همین زمان امام نگاهی به صندلی خود که روی بالکن قرار داشت انداختند، فرد دیگری که صورتشان هنوز مشخص نشده بود به جای ایشان روی صندلی نشسته بودند. امام لبخندی زدند و گفتند چقدر [این جایگاه] به ایشان می‌آید!

متوجه منظور امام شده بودم اما خودم را به نفهمیدن زدم و گفتم آقا اینجا  فقط  زیبنده شماست و مردم این همه دعا کرده‌اند که تا انقلاب حضرت مهدی (عج) خدا شما را نگهدارد. امام  لبخندی زدند وگفتند:« نه به ایشان هم می‌آید». بعد هم بلند شدند و از در خروجی حسینیه به سمت بیرون رفتند.

از خواب پریدم، خیلی مضطرب شدم. تکلیفم در مورد جبهه رفتن معلوم بود باید در گردان سلمان می‌ماندم، اما از تعبیر شدن ادامه خوابم حیران و نگران بودم. هزار فکر در سرم گذشت، مگر می‌شود روزی امام در بین ما نباشد پس این همه دعای مردم و متصل شدن قیام به نهضت امام زمان چه‌می‌شود؟ تا اذان صبح با خودم کلنجار رفتم. با خودم می‌گفتم خدا را شکر این فقط یک خواب بود.

***

بعد از دیدن این خواب عجیب و غریب و اخبار  بدی که جبهه‌های جنگ می‌رسید بهترین کار رفتن سر مزار شهدا بود. راهی بهشت زهرا شدم تا شاید آرامش بگیرم. برای رسیدن به بهشت زهرا باید چند کورس ماشین سوار می‌شدم. شمیران نو به رسالت، رسالت به میدان امام حسین، میدان امام حسین به میدان راه‌آهن و میدان راه‌آهن به بهشت زهرا تازه کلی هم باید پیاده‌روی می‌کردم.

اول سر مزار رفقای شهید شده‌ام رفتم به ویژه بچه محل‌ها. با نگاه به تابلوهای بالای سر مزار و عکس‌های آنها و چهره‌های معصومشان در دلم به زمین و زمان بد و بیراه می‌گفتم. با خودم می‌گفتم:آخر مردم و مسئولین ما را چه شده؟ چرا اینقدر بین فضای جبهه و پشت جبهه تفاوت وجود دارد؟ چرا وضع جنگ  اینطور شده است؟چرا چرا چرا ...

مگر همین امام چند وقت پیش نمی‌گفت «امروز ایران کربلاست حسینیان آماده باشید». پس این حسینیان که میلیونها نفرشان محرم‌ها سیاه می‌پوشند کجاهستند؟! مگر نه این است که به تعبیر آوینی «امروز عاشورای آخرالزمانی حسین زمان ماست.» پس چرا همه به زندگی خود مشغول هستند و کربلای ایران در غربت و فقر نیرو...

 هیچ جوابی برای سؤال‌هایم نداشتم. از بهشت زهرا راهی پادگان ولی‌عصر (عشرت‌آباد) شدم تا  ببینم آیا گروه جدیدی از نیروهای تهرانی به منطقه اعزام شده‌اند یا نه؟!

این اواخر قانونی تصویب شده بود که دانشجوها و کارمندان را به‌مدت دو تا سه ماه و به صورت اجباری به جبهه بفرستند؛ تا شاید به این صورت کمبود نیروهای رزمی جبران شود. اما بدتر از همه حرف‌هایی بود که در انتقاد از این طرح زده می‌شد. بعضی از سیاسیون و رسانه‌ها با زبان بی‌زبانی می‌گفتند: حیف است نیروی تحصیل کرده دمِ توپ برود و نباید آنها را به جبهه و خط مقدم اعزام کرد و حداکثر می‌توان از آنها در عقبه‌ها و رشته‌های تحصیلی خودشان بهره برد.» گویا سایر نیروهای داوطلب رزمنده از پشت کوه آمده و هیچکدام محصل یا دانشجو یا تحصیل کرده و یا مستعد تحصیل در دانشگاه نبودند و می‌بایست آنها روی مین بروند تا سایرین لای پر قو درس بخوانند!!

از یک طرف هم اعزام اجباری این گونه از نیروهایی که اعتقادی به جهاد و حتی دفاع ملّی نداشتند فضای معنوی جبهه‌ها را تغییر می‌داد. مثل ادغام نیروهای پاسدار وظیفه در گردان‌های رزمی لشکر با بسیجی‌ها. در یکی از خطبه‌های نماز جمعه تهران آیت‌الله خامنه ای به این نکته اشاره ظریفی داشت. ایشان با  تلنگر و کنایه از افول فضای معنوی و اخلاص در بین برخی رزمنده‌ها سخن به میان آورد اما انگار کسی متوجه این کنایه نشد. از راننده خواستم رادیو را روشن کند و ای کاش روشن نمی‌کرد. مارش اخبار همان سرود همیشگی بود.«ما مسلح به الله اکبریم، برصف دشمنان حمله می‌بریم...

در این چند روز خبر انهدام سکوهای نفتی توسط آمریکایی‌ها و آخری ساقط شدن هواپیما مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی و سقوط فاو در خرداد ماه معادلات جدیدی در جنگ ایجاد کرده بود.

از خطبه‌های آتشین قبلی آقای هاشمی در نماز جمعه که هر بار چنان مهیج از ادامه جنگ تا پیروزی و عملیات نهایی حرف می‌زد  هم خبری نبود.

مارش اخبار تمام شد و گوینده خبر با آب و تاب و هیجان شنوندگان را به شنیدن بیانیه مهمی دعوت کرد...

«ایران طی نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد که قطعنامه 598  شورای امنیت را پذیرفته است». تیتر خبر مثل پتکی بود که توی سر من فرود آمد. دیگر سرم گیج رفت و وقتی به خودم آمدم دیدم صورتم پر از اشک شده و راننده تاکسی شاد و شنگول بوق بوق‌کنان و شانه بالا می‌اندازد. انگار عروسی پسرش بود. آنقدر شوکه بودم که به این قروفرها توجهی نکردم. تاکسی را عوض کردم و سرزده رفتم دم خانه طاهر. او اوایل، فرمانده گروهان ما در گردان سلمان بود و در عملیات مهران یک ترکش کف‌گیری به پهلویش خورده بود. ماهها در خارج و داخل و در خانه تحت درمان بود. پیش او رفتم تا شاید با تحلیل‌های سیاسی و حرف‌های خوبش آرومم کند.  حرفهای او نه مرا آرام می‌کرد و نه خودش را  قانع. با خود فکر کردم شاید این مسئله یک تاکتیک جنگی باشد مثل پس دادن مصلحتی شاخ‌شمیران و دربدیخان  که در عملیات والفجر 10 و بیت‌المقدس‌ها با این همه خون دادن فتح شده بود. فکر اینکه جنگ تمام شده  و ما زنده ماندیم و باب شهادت بسته شده و  خوابم تعبیر شده. دیوانه‌ام می‌کرد. یک کسی باید این مسئله را برای مردم تحلیل می‌کرد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 16:31  توسط مسعود ده نمکی  | 

سمینارتخصصی "مستند سازی و کارگردانی" با حضور مسعود ده نمکی

 

سمینار تخصصی مستند سازی و کارگردانی با حضور مسعود ده نمکی و به همت معاونت آموزش موسسه شهید آوینی چهارشنبه 11 تیرماه برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنکار آوینی فیلم ،سمینارتخصصی مستند سازی و فیلمسازی باحضور مسعود ده نمکی برگزار خواهد شد که پس از سخنرانی ایشان جلسه پرسش و پاسخ  نیز برگزار می گردد و هنرجویان سوالات خود را با وی مطرح خواهند کرد.

مسعود ده نمکی روزنامه نگار،مستند ساز،نویسنده و کارگردان سه گانه اخراجی ها،رسوایی و معراجی ها می باشد.

علاقمندان و هنرجویان مرکز آموزش موسسه شهید آوینی  می‌توانند در این سمینارکه در سالن همایش های موسسه شهید آوینی واقع در میدان تجریش، میدان قدس،خ شریعتی،کوچه سلیمانزاده در ساعت 16 چهارشنبه11تیرماه برگزار می‌شود، شرکت کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 12:52  توسط مسعود ده نمکی  | 

رشد 55 درصدی فروش فیلم در سینماهای تبریز/ معراجی ها با فروش 600 میلیون ریالی در صدر جدول

 
استانها > شمال > آذربایجان شرقی
خزرایی به مهر عنوان کرد:
رشد 55 درصدی فروش فیلم در سینماهای تبریز/ معراجی ها با فروش 600 میلیون ریالی در صدر جدول
تبریز - خبرگزاری مهر: مدیر امور سینمایی آذربایجان شرقی از رشد 55 درصدی فروش فیلم در سینماهای حوزه هنری استان در سه ماهه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته خبر داد.
 

شهرام خزرایی صبح سه شنبه در گفتگو با خبرنگار مهر در تشریح این خبر اظهار داشت: با راه اندازی سیستم دیجیتالی در دو سالن سینمای 29 بهمن تبریز شاهد استقبال خوب همشهریان و سینما دوستان تبریزی بودیم که این مهم امید بخش روزهای خوب برای صنعت سینما در آذربایجان شرقی است.

وی در ادامه تصریح کرد: سالن شماره یک سینما 29 بهمن تبریز در سه ماهه نخست سال جاری 53 میلیون فروش داشته و سالن دوم این سینما نیز فروش 27 میلیون تومانی را در همین مدت زمانی به ثبت رسانده که در مجموع این سینما در فصل بهار فروش 800 میلیون ریالی را تجربه کرده است.

خزرایی با اشاره به آمار فروش فیلم های اکران شده در سه ماه نخست سال جاری گفت: فیلم سینمایی "طبقه حساس" در سینما قدس 75 میلیون ریال و در سینما 29 بهمن، 114 میلیون ریال فروش داشته و در مجموع کل سینماها فروش خود را به 190 میلیون ریال رسانده است.

وی اضافه کرد: در این میان فیلم سینمایی "معراجی ها" با فروش 600 میلیون ریالی خود در سینما 29 بهمن عنوان پرفروش ترین فیلم را در استان از آن خود کرد و فیلم سینمایی "خط ویژه" نیز 70 میلیون ریال در سینما 29 بهمن فروش داشت که در مجموع کل سینماهای دیگر فروش خود را به یکصد میلیون ریال رساند.

خزرایی در عین حال با مقایسه آمار فروش فیلم ها در سینما 29 بهمن تبریز نسبت به مدت مشابه در سال گذشته، نقش ارتقای سیستم پخش دیجیتالی این مجموعه را غیر قابل انکار دانست که عامل مهم علاقمندی شهروندان تبریزی برای تماشای فیلم در این سینما شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 16:41  توسط مسعود ده نمکی  | 

شعر طنز و ده نمکی از نظر یک شاعر

 
 
شعر طنز و ده نمکی از نظر یک شاعر
 
اكبر اكسیر معتقد است اگر در شعر طنز کسی مانند مسعود ده‌نمکی حضور داشت و در کنارش ستون طنز در روزنامه‌ها، هیچگاه شاهد اختلاس‌های چند هزارمیلیاردی نبودیم.
 

به گزارش خبرگزاری مهر، اكبر اكسیر شاعر طنزپرداز با بیان این كه طنز فعالیت حرامی نیست، اظهار كرد: طنز وسیله‌ای است برای اصلاح جامعه و تاثیر آن می تواند خیلی بیشتر از حركت های جدی باشد.

این شاعر با اشاره به این كه سینماگرانی همچون كمال تبریزی و مسعود ده نمكی طنز ظریفی را در زمینه دفاع مقدس ارائه دادند، گفت: از این نوع آثار بسیار استقبال شد و در آن هم مفاهیم عمیق انسانی و هم بیان طنازانه وجود داشت.

وی ادامه داد: هر جا كه پایه‌های طنز كشیده شود در آن جا پلیدی و بداخلاقی های فرهنگی دیده می‌شود. اگر ستون طنز قوی در روزنامه‌های كشور داشته باشیم شاهد اختلاس‌های چندمیلیاردی نخواهیم بود. برای رونق پیدا كردن طنز در كشور اتاق فكری لازم است تا طنز حركت كند و به مشكلی فرهنگی و هنری تبدیل نشود.

اكسیر با تاكید بر این كه هر كسی نمی‌تواند وارد حرفه طنزپردازی شود، گفت: شاعر و نویسنده‌ای كه می‌خواهد وارد عرصه طنز شود باید پیش از ورودش اعتمادسازی كند و بعد از آن با استفاده از طنز سعی در رفع مشكلات و معایب كند.

وی با بیان این كه در شعر طنز دفاع مقدس، شاعرانی هستند كه پاك و صادقانه به این موضوع می‌پردازند، خاطرنشان كرد: در شعر، احتیاج به كسی مانند ده نمكی داریم تا بتواند اشعار طنز خود را با موضوع دفاع مقدس بیافریند.

شاعر مجموعه شعر «مالاریا» با بیان این كه همه شاعران طنزپرداز را نباید به یك چوب راند، عنوان كرد: نهادهایی مانند حوزه هنری و دفتر طنز این نهاد می‌توانند با حمایت هر چه بیشتر از طنزپردازان كشور و چاپ آثارشان باعث شكوفایی طنز در زمینه و موضوعات گوناگون شوند.

http://www.mehrnews.com/detail/News/2322528

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 16:26  توسط مسعود ده نمکی  | 

تسخیر گیشه ها با صدرنشینی «طبقه حساس» و «معراجی ها»

گزارش سینماپرس از فروش سه ماهه اخیر

تسخیر گیشه ها با صدرنشینی «طبقه حساس» و «معراجی ها»/ آیا باز هم می‌توان به فروش‌های میلیاردی دست یافت؟

طبقه حساس-معراجی هاسینماپرس: سعید مهرپور/ آمار فروش فیلم های سال جاری سینماهای تهران در سه ماهه اول سال ۱۳۹۳ نشان از موفقیت فیلم های سینمایی «طبقه حساس» و «معراجی ها» دارد.

به گزارش خبرنگار سینماپرس، گیشه سینما و بازگشت سرمایه مطلوب باعث می شود چرخه سینما همواره در گردش مناسب و متعادلی باشد و بتوان افق های تازه ای را در سینما جستجو کرد. فیلم خوب، ساخت، استانداردها و تجهیزات فنی را ارتقاء بخشید و میتوان با آن در جهت استانداردسازی تمامی سالن های سینمای موجود در ایران گام ها و اقداماتی مثبتی برای فردای بهتر برداشت. 

همواره وقتی فیلم می فروشد و از سوی مردم با  استقبال مواجه می شود، بازتاب خوبی میان مردم پیدا می کند و محبوب و ماندگار در اذهان مردم خواهد شد و حتی گاهی دیالوگهای آن فیلم نیز تا مدتها بر سر زبان ها خواهد چرخید لذا باید امیدوار بود در آینده باز هم شاهد صف های طولانی برای خرید بلیط و اشتیاق مردم برای فیلم دیدن در سینماها باشیم.

برپایه این گزارش،  با نگاهی به آمار سه ماهه اول سال ۱۳۹۳ می توان به رشد مخاطبان سينما نسبت به سال گذشته اشاره كرد به طوری كه در فهرست سه ماهه اول امسال دو فيلم سينمايی «طبقه حساس» ساخته کمال تبریزی و «معراجی ها» ساخته مسعود ده نمکی موفق شده‌اند به فروش بالای پنج ميلياردی دست پيدا كنند و تکانی اساسی به گیشه سینما بدهند، هر چند که در این فهرست، هستند فیلم های که در گیشه با شکست نیز مواجه شده اند.

با نگاهی به آمار فروش فیلم های سینمایی اکران در سه ماهه اول سال ۱۳۹۳، فیلم های به نمایش درآمده در سینماهای تهران را ( بر اساس اعلام پخش کننده ها و بنیاد سینمایی فارابی) می توان به رده های زیر تقسیم بندی کرد.

(فهرست زیر به ترتیب بر مبنای نام فیلم، کارگردان، تعداد روزهای نمایش، تعداد هفته قرارداد نمایش، تاریخ شروع اکران و فروش کل تهران و شهرستان ها تنظیم شده است).

نمایش فیلم های با علامت (*) در اکران ادامه دارد. 

بالای پنج میلیارد:

 «طبقه حساس»، کمال تبریزی، نمایش۱۰۰ روز در ۱۵ هفته ، آغاز اکران ۱۵ اسفند ماه ۹۲ ، فروش کل در تهران و شهرستانه ها ۶ میلیارد و ۷۴ میلیون تومان. 

«معراجی ها»، مسعود ده نمکی، ۸۱ ، ۱۲ ، ۱۲ اسفند ماه ۹۲ ، ۵ میلیارد و ۲۱۴ میلیون تومان.

بالای دو  میلیارد:

«خط ویژه»، مصطفی کیایی، ۸۳ ، ۱۲ ، ۱۴ اسفند ماه ۹۲ ، ۲ میلیارد و ۲۸۴ میلیون و۴۰۰ هزار تومان.

«چ»، ابراهیم حاتمی کیا، ۷۶ ، ۱۱ ، ۲۱ اسفند ماه ۹۲ ، ۲ میلیارد و ۲۴۰ میلیون تومان.

زیر ۷۰۰ میلیون تومان:

«پنج ستاره»، مهشید افشارزاده، ۳۹ ، ۶ ، ۱۷ اردیبهشت، ۶۲۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان . (*)

«زندگی جای دیگریست»، منوچهر هادی، ۵۹ ، ۹ ، ۲۷ فروردین، ۵۴۷ میلیون تومان.

«متروپل»، مسعود کیمیایی، ۳۲ ، ۵ ، ۲۴ اردیبهشت، ۴۲۷ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان. (*) 

«زندگی مشترک آقای محمودی و بانو»، سید روح الله حجازی، ۱۸ ، ۳ ، ۷ خرداد، ۳۰۸ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان. (*) 

«اشباح»، داریوش مهرجویی، ۳۲ ، ۵ ، ۲۴ اردیبهشت، ۱۹۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. (*)

«بادیگران»، ناصر ضمیری، ۳۳، ۵ ، ۲۵ اسفند ماه ۹۲ ، ۵۲ هزار و ۵۰۰ تومان.

«۵۰ قدم آخر»، کیومرث پوراحمد، ۱۰ ، ۲ ، ۱۵ خرداد، ۱۳ هزار و ۳۰۰ تومان. (*)

امیدواریم در ادامه روند اکران فیلم ها در سینمای ایران باز هم شاهد تنوع ژانرهای مختلف و گیشه پرونقی باشیم تا با درآمد حاصل از آن بتوان باز هم فیلم های استاندارد و خوبی تولید کرد و سینما از حالت رکود و انفعال خارج شود به شرط آنکه سینماگران در آثارشان دغدغه های مردم را به تصویر بکشند و دنیای خیالی و دغدغه های شخصی خود را مطرح نکنند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 8:49  توسط مسعود ده نمکی  | 

مطالب قدیمی‌تر