تبليغاتX
مسعود ده نمکی

 

ده روز مانده به پایان فیلم

علم بهتر است یا ثروت؟

در زیر بمبباران هم هنوز این موضوع انشاست  اما راستی شما می خواستید

چه کاره شوید؟

من که کاری نیست نکرده باشم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 21:10  توسط مسعود ده نمکی | 

 

من مخملباف نمی شوم

 

 شايد اين‌ اولين‌بار بود كه‌ خبر توقيف‌ فيلمي‌، قبل‌ از خبر توليدش‌ جامعه‌ را تشنه‌ كنجكاوي‌ و يافتن‌ و ديدن‌ سكانس‌هاي‌ غيرحرفه‌يي‌ يك‌ فيلم‌ مي‌كرد.

فقر و فحشا فيلمي‌ كه‌ به‌ ما گوشزد كرد كه‌ هنوز هنر فيلمسازي‌ تواني‌ بيشتر از ساير رسانه‌ها دارد.

اگر خود فيلم‌ در بيان‌ حرف‌هاي‌ مگوي‌ جامعه‌، پديده‌يي‌ محسوب‌ مي‌شد، يك‌ نكته‌ ديگر اهميت‌ ساخت‌ فيلم‌ را صدچندان‌ مي‌كرد. وقتي‌ كه‌ در آغاز فيلم‌ نام‌ كارگردان‌ و سازنده‌ اؤر حك‌ شد، همه‌ حيرت‌ كردند، مسعود ده‌نمكي‌، كسي‌ كه‌ به‌ هرحال‌ تابلوي‌ جريان‌ اصولگراي‌ دهه‌ اخير بود، بعد از توقيف‌ هفته‌نامه‌ شلمچه‌ كه‌ بخاطر تندروي‌هاي‌ بياني‌ به‌ محاق‌ رفته‌ بود، موضوعي‌ را انتخاب‌ كرده‌ بود كه‌ رئاليست‌ترين‌ فيلم‌سازان‌ هم‌ جرات‌ پرداخت‌ آن‌ را نداشتند.

فيلم‌ ده‌نمكي‌ توقيف‌ شد. اما شبكه‌ غيررسمي‌، فيلم‌ را به‌ خانه‌ها برد. انگار حرف‌ مهم‌ و حياتي‌ و البته‌ غدقن‌ را مردم‌ در فرهنگ‌ عامه‌ خود زمزمه‌ مي‌كردند. مي‌گويند نزديك‌ به‌ 2 ميليون‌ از اين‌ فيلم‌ كپي‌ شده‌ است‌ و دست‌ به‌ دست‌ گرديده‌ است‌.

فقر و فحشا و استقبال‌ خانواده‌ ايراني‌ از آگاهي‌ يافتن‌ از وضعيت‌ كنوني‌ جامعه‌اش‌، ده‌نمكي‌ را آماده‌ ساختن‌ دومين‌ فيلمش‌ كرد. فيلمي‌ كه‌ با حداقل‌ چهارده‌ دوربين‌ و تصويربردار و سوژه‌يي‌ بكر و دست‌نخورده‌ باز هم‌ اتفاق‌ بزرگي‌ در جريان‌ فيلمسازي‌ تيپ‌ روشنفكر كارگردان‌ محسوب‌ مي‌شد.

»كدام‌ استقلال‌ كدام‌ پيروزي‌« باز هم‌ سوژه‌ خود را در خلاف‌ آمد عادت‌ كه‌ شاخصه‌ هر اؤر خلاقه‌يي‌ است‌ پيدا كرد. او در پشت‌ تصويرها مانند يك‌ كارگردان‌ داراي‌ عقيده‌ و سبك‌، چيزي‌ را نشان‌ داد كه‌ هر روز ديده‌ مي‌شد، اما درك‌ نمي‌گرديد. ده‌نمكي‌ ناخواسته‌ يا عامدا خندق‌ واقعيت‌ و مجاز دنياي‌ قهرمانان‌ محبوب‌ فوتبال‌ را تا آنجا باز كرد كه‌ هر بيننده‌يي‌ بتواند، مابين‌ هياهوهاي‌ ورزشگاه‌ها و فرياد و هوراي‌ طرفداران‌، زشتي‌هاي‌ غيرانساني‌ اين‌ جشن‌هاي‌ موسمي‌ را درك‌ كند.
درست‌ مثل‌ كسي‌ كه‌ از لحظات‌ نفسگير قبل‌ از مبارزه‌ گلادياتورها عكسبرداري‌ كند. كدام‌ استقلال‌ كدام‌ پيروزي‌ با مونتاژ موازي‌ تصاوير، مراسم‌ جشن‌ و پايكوبي‌ هواداران‌ مسخ‌شده‌ در بازي‌ فوتبال‌ را به‌ مراسم‌ خاكسپاري‌ قربانيان‌ استاديوم‌ آزادي‌ متصل‌ مي‌كرد تا شباهت‌ دنياي‌ مجازي‌ فوتبال‌ را به‌ زشتي‌ مصاف‌ گلادياتورها بسنجد.

جنگ‌ فقر و غناي‌ پنهان‌ فيلم‌، مسخ‌شدگي‌ جوانان‌ در دنياي‌ فوتبال‌بازها، تعصب‌هاي‌ كور، خرافات‌ عاميانه‌ و... همه‌ حرف‌هايي‌ است‌ كه‌ يك‌ روشنفكر بايد بزند و ده‌نمكي‌ كه‌ اصولا نشريه‌اش‌ تابلوي‌ ضد روشنفكران‌ وطني‌ محسوب‌ مي‌شده‌ است‌، همه‌ اين‌ حرف‌ها را به‌ زبان‌ تصوير براي‌ ما بيان‌ مي‌كند.

اين‌ نوشته‌ شايد كمي‌ زود قضاوت‌ مي‌كندأ اما اگر روند كار ده‌نمكي‌ بر همين‌ روال‌ باشد، فيلم‌ سوم‌ او با نام‌ »اخراجي‌ها« با شاخصه‌هايي‌ كه‌ در دو كار قبل‌ ديده‌ايم‌ را از همين‌ الان‌ كاري‌ متفاوت‌ بدانيم‌.

آخرين‌ فيلم‌ سه‌گانه‌ ده‌نمكي‌ اينك‌ منتظر پرده‌ عريض‌ سينما است‌. او به‌ سراغ‌ موضوعي‌ رفته‌ است‌ كه‌ بيشتر از هر كارگرداني‌ به‌ فضاي‌ آن‌ متعهد است‌.اخراجي‌ها البته‌ فيلم‌ سينمايي‌ تمام‌ عياري‌ خواهد بود.

تمام‌ عوامل‌ از حرفه‌يي‌ها انتخاب‌ شده‌اند. چينش‌ بازيگرانش‌ در كنار هم‌ بي‌نظير است‌. مثلا اكبر عبدي‌ و شريفي‌نيا دوشادوش‌ هم‌ به‌ جبهه‌ مي‌روند.

همه‌ اين‌ اتفاقات‌، البته‌ سوژه‌يي‌ طنز را با هم‌ به‌ فيلم‌ تبديل‌ مي‌كنند. اما حرف‌ ده‌نمكي‌ به‌ عنوان‌ كارگردان‌ فيلم‌، باز هم‌ چيز ديگري‌ است‌.او مي‌گويد: بيشترين‌ تلاش‌ را براي‌ ساخت‌ يك‌ فيلم‌ سياسي‌ براي‌ نشان‌ دادن‌ آدم‌هاي‌ جنگ‌ و لايه‌هاي‌ پنهان‌ اين‌ واقعيت‌ هشت‌ ساله‌ به‌ كار برده‌ام‌. با اين‌ تعاريف‌ نسل‌ روشنفكر كارگردان‌هاي‌ سينماي‌ ايران‌ كه‌ با موج‌ نو در اواخر دهه‌ چهل‌ شروع‌ به‌ جوانه‌ زدن‌ كرد، اينك‌ بعد از اين‌ همه‌ فراز و نشيب‌ باز هم‌ با خلق‌ آؤاري‌ اينگونه‌، حيات‌ خود را به‌ رخ‌ مي‌كشاند. مهم‌ نيست‌ كه‌ كيميايي‌ يا مخملباف‌ يا حاتمي‌كيا يا بيضايي‌ حرف‌ بزند. مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ سكوت‌ اين‌ تيپ‌ عميق‌ سينماگران‌ را امروز ده‌نمكي‌ مي‌شكند.

** عليرضا آستانه‌/ اعتماد


شايد اين‌ اولين‌بار بود كه‌ خبر توقيف‌ فيلمي‌، قبل‌ از خبر توليدش‌ جامعه‌ را تشنه‌ كنجكاوي‌ و يافتن‌ و ديدن‌ سكانس‌هاي‌ غيرحرفه‌يي‌ يك‌ فيلم‌ مي‌كرد.
فقر و فحشا فيلمي‌ كه‌ به‌ ما گوشزد كرد كه‌ هنوز هنر فيلمسازي‌ تواني‌ بيشتر از ساير رسانه‌ها دارد.
اگر خود فيلم‌ در بيان‌ حرف‌هاي‌ مگوي‌ جامعه‌، پديده‌يي‌ محسوب‌ مي‌شد، يك‌ نكته‌ ديگر اهميت‌ ساخت‌ فيلم‌ را صدچندان‌ مي‌كرد. وقتي‌ كه‌ در آغاز فيلم‌ نام‌ كارگردان‌ و سازنده‌ اؤر حك‌ شد، همه‌ حيرت‌ كردند، مسعود ده‌نمكي‌، كسي‌ كه‌ به‌ هرحال‌ تابلوي‌ جريان‌ اصولگراي‌ دهه‌ اخير بود، بعد از توقيف‌ هفته‌نامه‌ شلمچه‌ كه‌ بخاطر تندروي‌هاي‌ بياني‌ به‌ محاق‌ رفته‌ بود، موضوعي‌ را انتخاب‌ كرده‌ بود كه‌ رئاليست‌ترين‌ فيلمسازان‌ هم‌ جرات‌ پرداخت‌ آن‌ را نداشتند. فيلم‌ ده‌نمكي‌ توقيف‌ شد. اما شبكه‌ غيررسمي‌، فيلم‌ را به‌ خانه‌ها برد. انگار حرف‌ مهم‌ و حياتي‌ و البته‌ قدغن‌ را مردم‌ در فرهنگ‌ عامه‌ خود زمزمه‌ مي‌كردند. مي‌گويند نزديك‌ به‌ 2 ميليون‌ از اين‌ فيلم‌ كپي‌ شده‌ است‌ و دست‌ به‌ دست‌ گرديده‌ است‌. فقر و فحشا و استقبال‌ خانواده‌ ايراني‌ از آگاهي‌ يافتن‌ از وضعيت‌ كنوني‌ جامعه‌اش‌، ده‌نمكي‌ را آماده‌ ساختن‌ دومين‌ فيلمش‌ كرد. فيلمي‌ كه‌ با حداقل‌ چهارده‌ دوربين‌ و تصويربردار و سوژه‌يي‌ بكر و دست‌نخورده‌ باز هم‌ اتفاق‌ بزرگي‌ در جريان‌ فيلمسازي‌ تيپ‌ روشنفكر كارگردان‌ محسوب‌ مي‌شد.
»كدام‌ استقلال‌ كدام‌ پيروزي‌« باز هم‌ سوژه‌ خود را در خلاف‌ آمد عادت‌ كه‌ شاخصه‌ هر اؤر خلاقه‌يي‌ است‌ پيدا كرد. او در پشت‌ تصويرها مانند يك‌ كارگردان‌ داراي‌ عقيده‌ و سبك‌، چيزي‌ را نشان‌ داد كه‌ هر روز ديده‌ مي‌شد، اما درك‌ نمي‌گرديد. ده‌نمكي‌ ناخواسته‌ يا عامدا خندق‌ واقعيت‌ و مجاز دنياي‌ قهرمانان‌ محبوب‌ فوتبال‌ را تا آنجا باز كرد كه‌ هر بيننده‌يي‌ بتواند، مابين‌ هياهوهاي‌ ورزشگاه‌ها و فرياد و هوراي‌ طرفداران‌، زشتي‌هاي‌ غيرانساني‌ اين‌ جشن‌هاي‌ موسمي‌ را درك‌ كند
سناريوي‌ فيلم‌ جديدتان‌ به‌ نام‌ اخراجي‌ها را چه‌ كسي‌ نوشته‌ است‌*
سناريو را خودم‌ نوشتم‌، خب‌ به‌ فيلم‌هاي‌ دفاع‌ مقدس‌ مي‌توان‌ نگاه‌ متفاوتي‌ داشت‌. مضمون‌ سناريوي‌ اين‌ فيلم‌ بر گرفته‌ از يك‌ سري‌ حوادث‌ واقعي‌ در جنگ‌ است‌ آدم‌هايي‌ كه‌ خودم‌ در جنگ‌ مي‌شناختمشان‌ و در مقاطع‌ مختلف‌ زماني‌ اينان‌ را درك‌ كرده‌ بودم‌ همه‌ آنها را در يك‌ جا جمع‌ كردم‌. در يك‌ قصه‌ اين‌ كار در چند سال‌ گذشته‌ نگارشش‌ انجام‌ پذيرفت‌.
مضمون‌ اين‌ نگاه‌ جديد چه‌ تفاوتي‌ با نگاه‌هاي‌ متعارف‌ به‌ جنگ‌ دارد*
بيشتر يك‌ نگاه‌ انساني‌ به‌ آدم‌هاي‌ جنگ‌ است‌ تا به‌ توپ‌ و تفنگ‌ و تانك‌. اخراجي‌ها روابط‌ بين‌ آدم‌ها را بيشتر بررسي‌ مي‌كند. من‌ كه‌ چند وقت‌ در جنگ‌ بودم‌ در بطن‌ فيلم‌هاي‌ سينمايي‌ جنگمان‌ بيشتر آدم‌هاي‌ تك‌بعدي‌ ديدم‌. آدم‌هايي‌ كه‌ به‌ تعبير خودمان‌ در يك‌ خانواده‌ مذهبي‌ به‌ دنيا آمدند و در يك‌ جاي‌ مذهبي‌ بزرگ‌ شده‌اند و خيلي‌هايشان‌ هم‌ در راه‌ مذهبي‌ شهيد شدند يك‌ نگاه‌ تك‌ بعدي‌. به‌ هر حال‌ يك‌سري‌ اسطوره‌هاي‌ دست‌ نيافتني‌ براي‌ نسل‌ امروز تعريف‌ كرده‌ايم‌ كه‌ ديگر نمي‌شود مثل‌ آنها شد. استثناهايي‌ بودند در ابعاد انسان‌هايي‌ كه‌ هر روزه‌ مي‌بينيم‌ يا مثلا در تعريف‌ و نماياندن‌ دشمني‌ كه‌ با آن‌ جنگيده‌ايم‌، هميشه‌ با يك‌ الله‌اكبر ما دشمن‌ فرار مي‌كرد و هيچ‌ وقت‌ مقاومت‌ نمي‌كرد. خب‌ سوال‌هاي‌ زيادي‌ ايجاد مي‌كند كه‌ اين‌ 200 هزار شهيد از كجا آمد* پس‌ چرا با همان‌ الله‌اكبر اول‌ اين‌ جنگ‌ تمام‌ نشد و 8 سال‌ طول‌ كشيد. از چرايي‌ جنگ‌ نگفتيم‌، خيلي‌ مسائلش‌ را نگفتيم‌ فقط‌ به‌ يك‌ بعد خاص‌ پرداخته‌ بوديم‌ البته‌ شايد امروز بيشتر اقتضا مي‌كند كه‌ وارد اين‌ مباحث‌ شد آن‌ موقع‌ اين‌ نگاه‌ نبود، اين‌ بحث‌ها نبود. ولي‌ من‌ با طرح‌ اين‌ فيلمنامه‌ چند هدف‌ را دنبال‌ مي‌كنم‌أ يكي‌ اينكه‌ ارزشها و تاريخ‌ دفاع‌ مقدس‌ متعلق‌ به‌ همه‌ هست‌ يعني‌ همه‌ كشور و مردمش‌ به‌ آن‌ افتخار مي‌كنند. در جنگ‌ هم‌ آدم‌هاي‌ متفاوتي‌ بودند شايد ورودي‌ و خروجي‌ جنگ‌ با هم‌ فرق‌ مي‌كرد. اينكه‌ آدم‌ها همه‌ خوب‌ بودند و از جبهه‌ مي‌آمدند نبوده‌ و حالا در ساختار هم‌ آدم‌هايي‌ كه‌ توي‌ فيلم‌ ذخيره‌ هستند براي‌ اولين‌بار يك‌ اتفاقي‌ افتاد كه‌ خيلي‌ آدم‌هايي‌ كه‌ هنرپيشه‌هاي‌ مطرح‌ سينما در فيلم‌هاي‌ جنگي‌ نبودند در اين‌ فيلم‌ هستند و سعي‌ كردم‌ نگاه‌ مستندگونه‌ در فيلم‌ حفظ‌ شود هم‌ در ساختار و هم‌ در بيان‌ و روايت‌.
در بحث‌ اسطوره‌ و آيين‌ مي‌گويند كه‌ هر اسطوره‌، سازنده‌ آييني‌ خاص‌ است‌. اسطوره‌هاي‌ جنگي‌ كه‌ آقاي‌ ده‌ نمكي‌ مي‌شناسد آيينشان‌ چيست‌*
مثلا رستم‌ قهرمان‌ ايراني‌ها است‌ و آيينش‌ فتوت‌ است‌ و سياوش‌ براي‌ خودش‌ آيين‌ دارد. يك‌ مظلوميتي‌ در زندگي‌اش‌ دارد. آيين‌ اين‌ افرادي‌ كه‌ در ذهن‌ به‌ عنوان‌ قهرمان‌ شناخته‌ مي‌شوند به‌ اسطوره‌ تبديل‌ مي‌شوند را هر كس‌ چيزي‌ نام‌ مي‌گذارد.
كساني‌ كه‌ علاقه‌مند به‌ جنگ‌ هستند يا در اين‌ جنگ‌ بودند يا بعدا به‌ اين‌ اسطوره‌ها علاقه‌مند مي‌شوند خودشان‌ را شبيه‌ اين‌ اسطوره‌ها كنند و به‌ آيين‌ آنها زندگي‌ كنند.
اين‌ آيين‌ در زندگي‌ امروز ما چه‌ نشانه‌هايي‌ دارد* شايد فعلا شما بيشتر دنبال‌ عدالت‌ هستيد آدم‌هاي‌ جنگ‌، يعني‌ نسلي‌ كه‌ در جنگ‌ بودند دنبال‌ چه‌ سبكي‌ از زندگي‌ بودند*
من‌ فكر مي‌كنم‌ از اين‌ جنگ‌، همه‌ آيين‌ها و اسطوره‌هاي‌ تاريخي‌ و ايراني‌ را مي‌شود در اين‌ آدمها جمع‌ كرد. ما اگر نقشه‌ ايران‌ را نگاه‌ كنيم‌ در تاريخ‌ مي‌بينيم‌ كه‌ با هر جنگي‌ يك‌ تكه‌يي‌ از آن‌ كنده‌ شده‌. ساسانيان‌، اشكانيان‌. هي‌ كوچيك‌ كوچيك‌ كوچكتر شده‌ تا رسيده‌ به‌ گربه‌ ملوس‌ نقشه‌ امروز.
برعكس‌ همه‌ تاريخ‌ گذشته‌ جنگ‌هاي‌ ايراني‌ و برعكس‌ سرنوشت‌ كشورهايي‌ كه‌ تك‌ و تنها در مقابل‌ دنيا مي‌ايستند بعد از جنگ‌ ما از 16 كشور اسير گرفته‌ بوديم‌. جنگي‌ كه‌ سوپراستانداردش‌ را فرانسه‌ مي‌داد هواپيمايش‌ را شوروي‌ و امريكا مي‌داد. سلاح‌ شيميايي‌اش‌ را اروپا مي‌داد از 16 مليت‌ اسير آزاد كردند. پول‌ طرف‌ ما را هم‌ كه‌ به‌ عربستان‌ و غيره‌ مي‌دادند يك‌ نسلي‌ مي‌آيد در برابر اينها مقاومت‌ مي‌كند و حتي‌ يك‌ وجب‌ از خاك‌ ايران‌ را هم‌ از دست‌ نمي‌دهد. به‌ نظر من‌ كاري‌ كه‌ اينان‌ كردند از كار رستم‌ باستان‌ خيلي‌ بالاتر بوده‌. اينها انگار قهرمان‌ زاده‌ شدند. حرفي‌ كه‌ اول‌ مصاحبه‌ عرض‌ كردم‌. هيچكس‌ از شكم‌ مادرش‌ قهرمان‌ زاده‌ نمي‌شود. شرايط‌ اجتماعي‌ ملي‌ و تربيت‌، نقش‌ استاد و معلم‌، نقش‌ آن‌ كسي‌ كه‌ مدعي‌اصلاح‌ جامعه‌ است‌ خيلي‌ موؤر است‌ امام‌ وقتي‌ آمد به‌ اين‌ كشور گفتند امام‌ چه‌ جوري‌ امام‌ شده‌ مي‌گفتند كه‌ ما حديث‌ داريم‌ هر كس‌ 40 شب‌ عمل‌ خودش‌ را اصلاح‌ كند و خودش‌ را صالح‌ كند براي‌ خدا، خدا عزيزش‌ مي‌كند. امام‌ يك‌ عمر خودش‌ را صالح‌ كرده‌ بود بخاطر همين‌ لات‌ و لوت‌هاي‌ خيابان‌ هم‌ شيفته‌ او مي‌شوند. اون‌ مذهبيه‌ هم‌ حول‌ محور امام‌ به‌ اينها وصل‌ مي‌شود و مي‌جنگند مملكتي‌ كه‌ در زمان‌ شاه‌ عرق‌ فروشي‌هاش‌ بيشتر
از كتاب‌فروشي‌هاش‌ بود در همين‌ مملكت‌ انقلاب‌ شد. در همين‌ انقلاب‌ خيلي‌ شهداي‌ سرشناس‌ بودند كه‌ من‌ هم‌ جرات‌ نمي‌كنم‌ اسمشان‌ را بياورم‌ كه‌ سابقه‌ مذهبي‌ نداشتند. خيلي‌هاشون‌ تيپ‌هاي‌ ديگه‌ بودند چرا* چون‌ قهرمان‌ واقعي‌ قرن‌ ما امام‌ بود. اين‌ امام‌ بود كه‌ توانست‌ اين‌ تحول‌ ارزشي‌ را در جامعه‌ ايراني‌ ايجاد كند. درك‌ خودم‌ از جنگ‌ را بگويم‌. بحث‌ جنگ‌ مي‌شود تصاويري‌ كه‌ به‌ ذهن‌ مي‌آيد از رزمنده‌هاي‌ ما اگرچه‌ واقعا اين‌ جوري‌ بوده‌ ولي‌ مجموعه‌يي‌ از قديس‌ها مي‌سازيم‌ كه‌ خيلي‌ فرق‌ مي‌كند با نسل‌ امروزه‌ چيزي‌ كه‌ باعث‌ شد ما آن‌ همه‌ قهرمان‌ داشته‌ باشيم‌.
همه‌ آن‌ چيزهايي‌ كه‌ مي‌گويند درست‌ است‌ ولي‌ يك‌ قدرت‌ اصلي‌ باعث‌ شد يك‌ فرد عادي‌، قهرمان‌ ملتش‌ شود. چه‌ موقع‌ اين‌ تحول‌ ايجاد مي‌شود*
آن‌ وقتي‌ است‌ كه‌ تجربه‌ ملت‌ها، مشاهده‌ ذاتي‌ و غرور يك‌ ملت‌ به‌ يك‌ فهم‌ مشترك‌ بين‌ مردم‌ و نظام‌ سياسي‌ و رهبران‌ سياسي‌ برسد. اينها باورهاي‌ مشترك‌ داشتند. يعني‌ من‌ يادم‌ هست‌ روز اولي‌ كه‌ عراق‌ حمله‌ كرد به‌ ايران‌ درست‌ فرداش‌ به‌ اهواز حمله‌ شد.
ولي‌ مردم‌ سر كوچه‌هاشون‌، داخل‌ شهر سنگر مي‌ساختند و احساس‌ مي‌كردند كه‌ در خيابان‌ آنها را تهديد كرده‌اند. هر جنگي‌ كه‌ مي‌شود يك‌ تهديد است‌ براي‌ نظام‌ سياسي‌ و در مورد اين‌ جنگ‌، مردم‌ باور مي‌كردند كه‌ اين‌ تهديد، تهديدي‌ عليه‌ تمام‌ ملت‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ تهديدي‌ عليه‌ نظام‌ ارزشها، تمام‌ باورها و تهديدي‌ عليه‌ انقلابي‌ كه‌ برايش‌ شهيد دادند، معلول‌ دادند و سالها به‌ خاطرش‌ هزينه‌ دادند به‌ همين‌ دليل‌ وقتي‌ كه‌ با اين‌ باور كسي‌ مي‌آيد و كشته‌ مي‌شود خود به‌ خود در آنجا قهرمان‌ توليد مي‌شود. آنها قهرمان‌ نيستند كه‌ حالا به‌ نظر من‌ وقتي‌ باور يا تعهد به‌ انجام‌ باورها با هم‌ ديگر كنار هم‌ قرار بگيرد اين‌ اسطوره‌ها و آيين‌ها به‌ وجود مي‌آيند. خود به‌ خود به‌ وجود مي‌آيد.
چرا برويم‌ سراغ‌ اسطوره‌هاي‌ ملي‌. اسطوره‌هاي‌ ديني‌ خودمان‌، ما مصداق‌ حضرت‌ عباس‌ را چقدر داشتيم‌ در جبهه‌ها ، ما مصداق‌ شهداي‌ كربلا را چقدر در جبهه‌ها داشتيم‌ يعني‌ اين‌ نشان‌ مي‌داد كه‌ اين‌ باور حتي‌ تاريخ‌ را ناديده‌ مي‌گيرد.
در جنگ‌هاي‌ قبلي‌ هم‌ عالم‌ داشتيم‌، هم‌ مجاهد داشتيم‌، هم‌ فقيه‌ داشتيم‌ منتها چرا اين‌ اتفاقي‌ كه‌ در اين‌ جنگ‌ 8 ساله‌ افتاد و بچه‌هايي‌ كه‌ اين‌ طوري‌ پرورش‌ پيدا كردند در گذشته‌ كمتر بودند*! مگر آنها هم‌ اعلام‌ فتوي‌ نمي‌كردند*! مگر نمي‌گفتند از مرز كشور اسلامي‌ دفاع‌ كنيد*
من‌، منتقد فقط‌ نگاه‌ تك‌بعدي‌ به‌ جنگ‌ و آدم‌هاي‌ جنگ‌ هستم‌ يعني‌ همون‌ يك‌ بعد را هم‌ لغو نمي‌كنم‌ بله‌ بسياري‌ از بچه‌هاي‌ ما واقعا قديس‌ بودند اين‌ كه‌ امام‌ تعبير شيران‌ روز و زاهدان‌ شب‌ مي‌كرد همين‌ بود مثلا بعد روحي‌ و نشاط‌ تو جبهه‌ هميشه‌ بوده‌. طنزگويي‌، بذله‌گويي‌ ولي‌ شب‌ كه‌ مي‌شد سجاده‌هاي‌ نماز شب‌ پهن‌ مي‌شد ولي‌ ما اگر بخواهيم‌ تعريفش‌ كنيم‌ همان‌ يك‌ بعدش‌ را مي‌گوييم‌ فقط‌ همان‌ تقدسش‌ را مطرح‌ مي‌كنيم‌ يا فقط‌ همون‌ صحنه‌ نماز شب‌ را نشان‌ مي‌دهيم‌ آدم‌هايي‌ كه‌ مثلا از اول‌ اين‌ جوري‌ بودند در صورتي‌ كه‌ من‌ مي‌گم‌ بستر جبهه‌ به‌ صورتي‌ بود كه‌ مثل‌ يك‌ دانشگاه‌ بوده‌ تقريبا ممكن‌ بود آدم‌ اولش‌ بيسواد بياد داخلش‌ ولي‌ وقتي‌ واردش‌ مي‌شد تحصيلات‌ مي‌كرد و ممكن‌ بود اصلا مشروط‌ بشود بعضي‌ مي‌آمدند جبهه‌ مي‌فهميدند كه‌ نبايد بايستند مي‌رفتند ديگر هم‌ نمي‌آمدند، مردش‌ نبودند. يك‌ نكته‌ را ما نبايد فراموش‌ كنيم‌ واقع‌نگري‌ به‌ مساله‌ جنگ‌ هم‌ هست‌. ما طبق‌ آمارهاي‌ رسمي‌ به‌ تعبير امام‌ كه‌ مي‌فرمود، ما 20 ميليون‌ جوان‌ داريم‌، 20 ميليون‌ تفنگدار بايد داشته‌ باشيم‌ الان‌ اصطلاحش‌ ارتش‌ 20 ميليوني‌ شد.
امروز به‌ نوعي‌ دارد اين‌ باب‌ باز مي‌شود كه‌ در مورد جنگ‌ حرف‌ زد، در مورد خيلي‌ از مسائل‌. همين‌ چند روزه‌ مي‌بينيد كه‌ آقاي‌ هاشمي‌ يك‌ چيزي‌ مي‌گويد، آقاي‌ محسن‌ رضايي‌ يك‌ چيزي‌ مي‌گويد، يكي‌ مي‌گويد فرمانده‌ سپاه‌ نامه‌ داد به‌ ما كه‌ آنقدر هواپيما مي‌خواهيم‌ و جنگ‌ را تمام‌ كنيم‌ آقاي‌ هاشمي‌ مي‌گه‌ كه‌ نه‌ و برعكسش‌ را مي‌گويد، از 20 ميليون‌ جوان‌ آن‌ موقع‌ چند نفر مشاركت‌ مستقيم‌ در جنگ‌ داشتند*
در صورتي‌ كه‌ در جنگ‌ به‌ اين‌ وسعت‌، به‌ اين‌ بزرگي‌ حداقل‌ نصفش‌ بايد بسيج‌ مي‌بودند براي‌ جنگ‌. همه‌ جنگ‌ها اين‌ طوري‌ بوده‌ مثل‌ جنگ‌ ژاپن‌، صدام‌ هم‌ اين‌ جوري‌ بود و لشگرهايش‌ سه‌ برابر شد.
ولي‌ آمار مي‌گويد ما در جنگمان‌ كساني‌ كه‌ مشاركت‌ مستقيم‌ داشتند بيشتر از يك‌ ميليون‌ نفر نبودند. ما يك‌ ميليون‌ نفر داشتيم‌ ولي‌ افرادي‌ كه‌ صدام‌ داشت‌ افرادي‌ بودند كه‌ اسلحه‌ پشت‌ گردنشان‌ بود ولي‌ بچه‌هاي‌ ما چگونه‌ بودند* ما از سال‌ 59 تا 67 اصلا نياز به‌ اينكه‌ بخواهيم‌ فراخوان‌ بدهيم‌ و بگوييم‌ مردم‌ بياييد و برويد به‌ جبهه‌ نداشتيم‌. تا سال‌ آخر جنگ‌ مردم‌ خوزستان‌ با ذوق‌ مي‌رفتند. اينها مظلومانه‌ جنگيدند ناگفته‌هاي‌ جنگ‌ اينهاست‌. فقط‌ ما همه‌ جنگ‌ را به‌ تعريف‌هايش‌ نچسبيم‌ كه‌ آدم‌هاي‌ خوبي‌ بودند. خب‌ اين‌ آدم‌هاي‌ خوب‌ چه‌ كساني‌ بودند* چه‌ جوري‌ بودند* ما بچه‌هاي‌ رزمنده‌يي‌ داشتيم‌ كه‌ مي‌رفتند به‌ جبهه‌ها و زن‌ و بچه‌هايشان‌ در تهران‌ گرسنگي‌ مي‌كشيدند. صدام‌ يك‌ روز مي‌رود در يكي‌ از بيمارستان‌ها به‌ يكي‌ از مجروحان‌ مي‌گه‌ كه‌ بهت‌ مي‌رسن‌ مي‌گه‌ نمي‌رسن‌ همون‌ جا رييس‌ بيمارستان‌ را از طبقه‌ پنجم‌ پرت‌ مي‌كنه‌ پايين‌. ما براي‌ ايجاد آن‌ روحيه‌ مقاومت‌ ملي‌ در جامعه‌مان‌ درست‌ عمل‌ نكرديم‌ ما جنگ‌ را به‌ صورت‌ يك‌ پديده‌ ملي‌ در نياورديم‌ يك‌ اقليتي‌ جنگيدند براي‌ بقاي‌ يك‌ اكثريت‌. اينها از همان‌ بخش‌هايي‌ است‌ كه‌ وقتي‌ مي‌خواهي‌ واردش‌ بشوي‌ همه‌ مي‌گويند نه‌. كل‌ جامعه‌ 60 ميليوني‌ ما به‌ اين‌ صورت‌ درگير
جنگ‌ بودند كه‌ يه‌ موشكي‌ مي‌آمد و همه‌ ما صداي‌ آژير مي‌شنيديم‌ ولي‌ در جنگ‌هاي‌ مهم‌ دنيا همه‌ مردم‌ مستقيم‌ در جنگ‌ دخيل‌ بودند.همه‌ زن‌ها و مردها. اين‌ بود كه‌ ماحصلش‌ مي‌شد نبرد ملي‌ چون‌ خودم‌ جزو اين‌ آدم‌ها بودم‌ اگر نبودم‌ مي‌توانستم‌ از حقوقشان‌ دفاع‌ كنم‌ بگويم‌ كه‌ اينها با چه‌ مظلوميتي‌ جنگيدند، با چه‌ مسائلي‌. حتي‌ وقتي‌ برمي‌گردند از جنگ‌ بعد از اينكه‌ اين‌ همه‌ افتخار آفريدند چرا ما اين‌ را نمي‌گوييم‌* همه‌ جنگ‌هاي‌ دنيا وقتي‌ با پيروزي‌ برمي‌گردند جشن‌ و استقبال‌ از رزمنده‌هاشون‌ مي‌شه‌ ما بعد از 8 سال‌ جنگ‌ براي‌ بازگشت‌ رزمنده‌ها چه‌ كاري‌ كرديم‌*
مقصر كيست‌*
مقصر همه‌ آنهايي‌ بودند كه‌ آنجا نبودند. بچه‌هاي‌ جنگ‌ يا اين‌ ور خاكريز بودند يا آن‌ طرف‌ خاكريز. ما كه‌ آنور خاكريز بوديم‌، امروز هم‌ از يك‌ نقطه‌ بيروني‌ دارند به‌ قصه‌ نگاه‌ مي‌كنند. مي‌گويند كه‌ اونها كه‌ از جنگ‌ برگشتند سنت‌ اخلاقي‌ است‌ كه‌ بايد ازشون‌ تقدير مي‌كردند آيا كرديد* يا باهاشون‌ خيريه‌يي‌ وار برخورد كرديم‌ و بهشون‌ گفتيم‌ كه‌ يك‌ سهميه‌ 40 درصد به‌ شما مي‌دهيم‌ و تو بوقش‌ كرديم‌ در روزنامه‌ها 40 درصد را علنا كرديم‌ 7 درصد تا حداقل‌ نمره‌ براشون‌ بگذاريم‌. بعد نسل‌ امروز هم‌ كه‌ با آنها هيچ‌ ارتباط‌ خاصي‌ برقرار نكرده‌ بود گفتند كه‌ اينان‌ حقشون‌ رو خوردن‌. در صورتي‌ كه‌ در دنيا من‌ خبر دارم‌، مطالعه‌ دارم‌ كه‌ در ژاپن‌ كساني‌ را كه‌ در جنگ‌ نبودند را محروم‌ مي‌كردند مي‌گفتند نه‌، اول‌ تسهيلات‌ مال‌ كساني‌ است‌ كه‌ در جنگند. عموم‌ مردم‌ اين‌ جوري‌ بودند. بعد آمدند يواش‌ يواش‌ حقوقي‌ هم‌ قايل‌ شدند براي‌ اونهايي‌ كه‌ در جنگ‌ نبودند. در آلمان‌ هنوز كه‌ هنوزه‌ صندلي‌هايي‌ در اتوبوس‌ها هست‌ كه‌ مخصوص‌ مجروحان‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ است‌. من‌ كه‌ اول‌ بار اين‌ بحث‌ها را در نشريه‌ شلمچه‌ كردم‌ الان‌ باب‌ شده‌ كه‌ در تلويزيون‌ مي‌گويند جانباز شيميايي‌، سالها اينها را ناديده‌ مي‌گرفتند اصلا نمي‌خواستند اينها را باين‌ يك‌ روند تكاملي‌ دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 5:38  توسط مسعود ده نمکی | 

 

 

 

 

گفت‌ وگو با مسعود ده‌نمكي‌؛من‌ مخملباف‌ نمي‌ شوم‌!

 

 

 

 

شايد اين‌ اولين‌بار بود كه‌ خبر توقيف‌ فيلمي‌، قبل‌ از خبر توليدش‌ جامعه‌ را تشنه‌ كنجكاوي‌ و يافتن‌ و ديدن‌ سكانس‌هاي‌ غيرحرفه‌يي‌ يك‌ فيلم‌ مي‌كرد.
فقر و فحشا فيلمي‌ كه‌ به‌ ما گوشزد كرد كه‌ هنوز هنر فيلمسازي‌ تواني‌ بيشتر از ساير رسانه‌ها دارد.
اگر خود فيلم‌ در بيان‌ حرف‌هاي‌ مگوي‌ جامعه‌، پديده‌يي‌ محسوب‌ مي‌شد، يك‌ نكته‌ ديگر اهميت‌ ساخت‌ فيلم‌ را صدچندان‌ مي‌كرد. وقتي‌ كه‌ در آغاز فيلم‌ نام‌ كارگردان‌ و سازنده‌ اؤر حك‌ شد، همه‌ حيرت‌ كردند، مسعود ده‌نمكي‌، كسي‌ كه‌ به‌ هرحال‌ تابلوي‌ جريان‌ اصولگراي‌ دهه‌ اخير بود، بعد از توقيف‌ هفته‌نامه‌ شلمچه‌ كه‌ بخاطر تندروي‌هاي‌ بياني‌ به‌ محاق‌ رفته‌ بود، موضوعي‌ را انتخاب‌ كرده‌ بود كه‌ رئاليست‌ترين‌ فيلم‌سازان‌ هم‌ جرات‌ پرداخت‌ آن‌ را نداشتند.
فيلم‌ ده‌نمكي‌ توقيف‌ شد. اما شبكه‌ غيررسمي‌، فيلم‌ را به‌ خانه‌ها برد. انگار حرف‌ مهم‌ و حياتي‌ و البته‌ غدقن‌ را مردم‌ در فرهنگ‌ عامه‌ خود زمزمه‌ مي‌كردند. مي‌گويند نزديك‌ به‌ 2 ميليون‌ از اين‌ فيلم‌ كپي‌ شده‌ است‌ و دست‌ به‌ دست‌ گرديده‌ است‌.
فقر و فحشا و استقبال‌ خانواده‌ ايراني‌ از آگاهي‌ يافتن‌ از وضعيت‌ كنوني‌ جامعه‌اش‌، ده‌نمكي‌ را آماده‌ ساختن‌ دومين‌ فيلمش‌ كرد. فيلمي‌ كه‌ با حداقل‌ چهارده‌ دوربين‌ و تصويربردار و سوژه‌يي‌ بكر و دست‌نخورده‌ باز هم‌ اتفاق‌ بزرگي‌ در جريان‌ فيلمسازي‌ تيپ‌ روشنفكر كارگردان‌ محسوب‌ مي‌شد.
»كدام‌ استقلال‌ كدام‌ پيروزي‌« باز هم‌ سوژه‌ خود را در خلاف‌ آمد عادت‌ كه‌ شاخصه‌ هر اؤر خلاقه‌يي‌ است‌ پيدا كرد. او در پشت‌ تصويرها مانند يك‌ كارگردان‌ داراي‌ عقيده‌ و سبك‌، چيزي‌ را نشان‌ داد كه‌ هر روز ديده‌ مي‌شد، اما درك‌ نمي‌گرديد. ده‌نمكي‌ ناخواسته‌ يا عامدا خندق‌ واقعيت‌ و مجاز دنياي‌ قهرمانان‌ محبوب‌ فوتبال‌ را تا آنجا باز كرد كه‌ هر بيننده‌يي‌ بتواند، مابين‌ هياهوهاي‌ ورزشگاه‌ها و فرياد و هوراي‌ طرفداران‌، زشتي‌هاي‌ غيرانساني‌ اين‌ جشن‌هاي‌ موسمي‌ را درك‌ كند.
درست‌ مثل‌ كسي‌ كه‌ از لحظات‌ نفسگير قبل‌ از مبارزه‌ گلادياتورها عكسبرداري‌ كند. كدام‌ استقلال‌ كدام‌ پيروزي‌ با مونتاژ موازي‌ تصاوير، مراسم‌ جشن‌ و پايكوبي‌ هواداران‌ مسخ‌شده‌ در بازي‌ فوتبال‌ را به‌ مراسم‌ خاكسپاري‌ قربانيان‌ استاديوم‌ آزادي‌ متصل‌ مي‌كرد تا شباهت‌ دنياي‌ مجازي‌ فوتبال‌ را به‌ زشتي‌ مصاف‌ گلادياتورها بسنجد.
جنگ‌ فقر و غناي‌ پنهان‌ فيلم‌، مسخ‌شدگي‌ جوانان‌ در دنياي‌ فوتبال‌بازها، تعصب‌هاي‌ كور، خرافات‌ عاميانه‌ و... همه‌ حرف‌هايي‌ است‌ كه‌ يك‌ روشنفكر بايد بزند و ده‌نمكي‌ كه‌ اصولا نشريه‌اش‌ تابلوي‌ ضد روشنفكران‌ وطني‌ محسوب‌ مي‌شده‌ است‌، همه‌ اين‌ حرف‌ها را به‌ زبان‌ تصوير براي‌ ما بيان‌ مي‌كند.
اين‌ نوشته‌ شايد كمي‌ زود قضاوت‌ مي‌كندأ اما اگر روند كار ده‌نمكي‌ بر همين‌ روال‌ باشد، فيلم‌ سوم‌ او با نام‌ »اخراجي‌ها« با شاخصه‌هايي‌ كه‌ در دو كار قبل‌ ديده‌ايم‌ را از همين‌ الان‌ كاري‌ متفاوت‌ بدانيم‌.
آخرين‌ فيلم‌ سه‌گانه‌ ده‌نمكي‌ اينك‌ منتظر پرده‌ عريض‌ سينما است‌. او به‌ سراغ‌ موضوعي‌ رفته‌ است‌ كه‌ بيشتر از هر كارگرداني‌ به‌ فضاي‌ آن‌ متعهد است‌.اخراجي‌ها البته‌ فيلم‌ سينمايي‌ تمام‌ عياري‌ خواهد بود.
تمام‌ عوامل‌ از حرفه‌يي‌ها انتخاب‌ شده‌اند. چينش‌ بازيگرانش‌ در كنار هم‌ بي‌نظير است‌. مثلا اكبر عبدي‌ و شريفي‌نيا دوشادوش‌ هم‌ به‌ جبهه‌ مي‌روند.
همه‌ اين‌ اتفاقات‌، البته‌ سوژه‌يي‌ طنز را با هم‌ به‌ فيلم‌ تبديل‌ مي‌كنند. اما حرف‌ ده‌نمكي‌ به‌ عنوان‌ كارگردان‌ فيلم‌، باز هم‌ چيز ديگري‌ است‌.او مي‌گويد: بيشترين‌ تلاش‌ را براي‌ ساخت‌ يك‌ فيلم‌ سياسي‌ براي‌ نشان‌ دادن‌ آدم‌هاي‌ جنگ‌ و لايه‌هاي‌ پنهان‌ اين‌ واقعيت‌ هشت‌ ساله‌ به‌ كار برده‌ام‌. با اين‌ تعاريف‌ نسل‌ روشنفكر كارگردان‌هاي‌ سينماي‌ ايران‌ كه‌ با موج‌ نو در اواخر دهه‌ چهل‌ شروع‌ به‌ جوانه‌ زدن‌ كرد، اينك‌ بعد از اين‌ همه‌ فراز و نشيب‌ باز هم‌ با خلق‌ آؤاري‌ اينگونه‌، حيات‌ خود را به‌ رخ‌ مي‌كشاند. مهم‌ نيست‌ كه‌ كيميايي‌ يا مخملباف‌ يا حاتمي‌كيا يا بيضايي‌ حرف‌ بزند. مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ سكوت‌ اين‌ تيپ‌ عميق‌ سينماگران‌ را امروز ده‌نمكي‌ مي‌شكند.
عليرضا آستانه‌


»كدام‌ استقلال‌ كدام‌ پيروزي‌« باز هم‌ سوژه‌ خود را در خلاف‌ آمد عادت‌ كه‌ شاخصه‌ هر اؤر خلاقه‌يي‌ است‌ پيدا كرد. او در پشت‌ تصويرها مانند يك‌ كارگردان‌ داراي‌ عقيده‌ و سبك‌، چيزي‌ را نشان‌ داد كه‌ هر روز ديده‌ مي‌شد، اما درك‌ نمي‌گرديد. ده‌نمكي‌ ناخواسته‌ يا عامدا خندق‌ واقعيت‌ و مجاز دنياي‌ قهرمانان‌ محبوب‌ فوتبال‌ را تا آنجا باز كرد كه‌ هر بيننده‌يي‌ بتواند، مابين‌ هياهوهاي‌ ورزشگاه‌ها و فرياد و هوراي‌ طرفداران‌، زشتي‌هاي‌ غيرانساني‌ اين‌ جشن‌هاي‌ موسمي‌ را درك‌ كند
سناريوي‌ فيلم‌ جديدتان‌ به‌ نام‌ اخراجي‌ها را چه‌ كسي‌ نوشته‌ است‌*
سناريو را خودم‌ نوشتم‌، خب‌ به‌ فيلم‌هاي‌ دفاع‌ مقدس‌ مي‌توان‌ نگاه‌ متفاوتي‌ داشت‌. مضمون‌ سناريوي‌ اين‌ فيلم‌ بر گرفته‌ از يك‌ سري‌ حوادث‌ واقعي‌ در جنگ‌ است‌ آدم‌هايي‌ كه‌ خودم‌ در جنگ‌ مي‌شناختمشان‌ و در مقاطع‌ مختلف‌ زماني‌ اينان‌ را درك‌ كرده‌ بودم‌ همه‌ آنها را در يك‌ جا جمع‌ كردم‌. در يك‌ قصه‌ اين‌ كار در چند سال‌ گذشته‌ نگارشش‌ انجام‌ پذيرفت‌.
مضمون‌ اين‌ نگاه‌ جديد چه‌ تفاوتي‌ با نگاه‌هاي‌ متعارف‌ به‌ جنگ‌ دارد*
بيشتر يك‌ نگاه‌ انساني‌ به‌ آدم‌هاي‌ جنگ‌ است‌ تا به‌ توپ‌ و تفنگ‌ و تانك‌. اخراجي‌ها روابط‌ بين‌ آدم‌ها را بيشتر بررسي‌ مي‌كند. من‌ كه‌ چند وقت‌ در جنگ‌ بودم‌ در بطن‌ فيلم‌هاي‌ سينمايي‌ جنگمان‌ بيشتر آدم‌هاي‌ تك‌بعدي‌ ديدم‌. آدم‌هايي‌ كه‌ به‌ تعبير خودمان‌ در يك‌ خانواده‌ مذهبي‌ به‌ دنيا آمدند و در يك‌ جاي‌ مذهبي‌ بزرگ‌ شده‌اند و خيلي‌هايشان‌ هم‌ در راه‌ مذهبي‌ شهيد شدند يك‌ نگاه‌ تك‌ بعدي‌. به‌ هر حال‌ يك‌سري‌ اسطوره‌هاي‌ دست‌ نيافتني‌ براي‌ نسل‌ امروز تعريف‌ كرده‌ايم‌ كه‌ ديگر نمي‌شود مثل‌ آنها شد. استثناهايي‌ بودند در ابعاد انسان‌هايي‌ كه‌ هر روزه‌ مي‌بينيم‌ يا مثلا در تعريف‌ و نماياندن‌ دشمني‌ كه‌ با آن‌ جنگيده‌ايم‌، هميشه‌ با يك‌ الله‌اكبر ما دشمن‌ فرار مي‌كرد و هيچ‌ وقت‌ مقاومت‌ نمي‌كرد. خب‌ سوال‌هاي‌ زيادي‌ ايجاد مي‌كند كه‌ اين‌ 200 هزار شهيد از كجا آمد* پس‌ چرا با همان‌ الله‌اكبر اول‌ اين‌ جنگ‌ تمام‌ نشد و 8 سال‌ طول‌ كشيد. از چرايي‌ جنگ‌ نگفتيم‌، خيلي‌ مسائلش‌ را نگفتيم‌ فقط‌ به‌ يك‌ بعد خاص‌ پرداخته‌ بوديم‌ البته‌ شايد امروز بيشتر اقتضا مي‌كند كه‌ وارد اين‌ مباحث‌ شد آن‌ موقع‌ اين‌ نگاه‌ نبود، اين‌ بحث‌ها نبود. ولي‌ من‌ با طرح‌ اين‌ فيلمنامه‌ چند هدف‌ را دنبال‌ مي‌كنم‌أ يكي‌ اينكه‌ ارزشها و تاريخ‌ دفاع‌ مقدس‌ متعلق‌ به‌ همه‌ هست‌ يعني‌ همه‌ كشور و مردمش‌ به‌ آن‌ افتخار مي‌كنند. در جنگ‌ هم‌ آدم‌هاي‌ متفاوتي‌ بودند شايد ورودي‌ و خروجي‌ جنگ‌ با هم‌ فرق‌ مي‌كرد. اينكه‌ آدم‌ها همه‌ خوب‌ بودند و از جبهه‌ مي‌آمدند نبوده‌ و حالا در ساختار هم‌ آدم‌هايي‌ كه‌ توي‌ فيلم‌ ذخيره‌ هستند براي‌ اولين‌بار يك‌ اتفاقي‌ افتاد كه‌ خيلي‌ آدم‌هايي‌ كه‌ هنرپيشه‌هاي‌ مطرح‌ سينما در فيلم‌هاي‌ جنگي‌ نبودند در اين‌ فيلم‌ هستند و سعي‌ كردم‌ نگاه‌ مستندگونه‌ در فيلم‌ حفظ‌ شود هم‌ در ساختار و هم‌ در بيان‌ و روايت‌.
در بحث‌ اسطوره‌ و آيين‌ مي‌گويند كه‌ هر اسطوره‌، سازنده‌ آييني‌ خاص‌ است‌. اسطوره‌هاي‌ جنگي‌ كه‌ آقاي‌ ده‌ نمكي‌ مي‌شناسد آيينشان‌ چيست‌*
مثلا رستم‌ قهرمان‌ ايراني‌ها است‌ و آيينش‌ فتوت‌ است‌ و سياوش‌ براي‌ خودش‌ آيين‌ دارد. يك‌ مظلوميتي‌ در زندگي‌اش‌ دارد. آيين‌ اين‌ افرادي‌ كه‌ در ذهن‌ به‌ عنوان‌ قهرمان‌ شناخته‌ مي‌شوند به‌ اسطوره‌ تبديل‌ مي‌شوند را هر كس‌ چيزي‌ نام‌ مي‌گذارد.
كساني‌ كه‌ علاقه‌مند به‌ جنگ‌ هستند يا در اين‌ جنگ‌ بودند يا بعدا به‌ اين‌ اسطوره‌ها علاقه‌مند مي‌شوند خودشان‌ را شبيه‌ اين‌ اسطوره‌ها كنند و به‌ آيين‌ آنها زندگي‌ كنند.
اين‌ آيين‌ در زندگي‌ امروز ما چه‌ نشانه‌هايي‌ دارد* شايد فعلا شما بيشتر دنبال‌ عدالت‌ هستيد آدم‌هاي‌ جنگ‌، يعني‌ نسلي‌ كه‌ در جنگ‌ بودند دنبال‌ چه‌ سبكي‌ از زندگي‌ بودند*
من‌ فكر مي‌كنم‌ از اين‌ جنگ‌، همه‌ آيين‌ها و اسطوره‌هاي‌ تاريخي‌ و ايراني‌ را مي‌شود در اين‌ آدمها جمع‌ كرد. ما اگر نقشه‌ ايران‌ را نگاه‌ كنيم‌ در تاريخ‌ مي‌بينيم‌ كه‌ با هر جنگي‌ يك‌ تكه‌يي‌ از آن‌ كنده‌ شده‌. ساسانيان‌، اشكانيان‌. هي‌ كوچيك‌ كوچيك‌ كوچكتر شده‌ تا رسيده‌ به‌ گربه‌ ملوس‌ نقشه‌ امروز.
برعكس‌ همه‌ تاريخ‌ گذشته‌ جنگ‌هاي‌ ايراني‌ و برعكس‌ سرنوشت‌ كشورهايي‌ كه‌ تك‌ و تنها در مقابل‌ دنيا مي‌ايستند بعد از جنگ‌ ما از 16 كشور اسير گرفته‌ بوديم‌. جنگي‌ كه‌ سوپراستانداردش‌ را فرانسه‌ مي‌داد هواپيمايش‌ را شوروي‌ و امريكا مي‌داد. سلاح‌ شيميايي‌اش‌ را اروپا مي‌داد از 16 مليت‌ اسير آزاد كردند. پول‌ طرف‌ ما را هم‌ كه‌ به‌ عربستان‌ و غيره‌ مي‌دادند يك‌ نسلي‌ مي‌آيد در برابر اينها مقاومت‌ مي‌كند و حتي‌ يك‌ وجب‌ از خاك‌ ايران‌ را هم‌ از دست‌ نمي‌دهد. به‌ نظر من‌ كاري‌ كه‌ اينان‌ كردند از كار رستم‌ باستان‌ خيلي‌ بالاتر بوده‌. اينها انگار قهرمان‌ زاده‌ شدند. حرفي‌ كه‌ اول‌ مصاحبه‌ عرض‌ كردم‌. هيچكس‌ از شكم‌ مادرش‌ قهرمان‌ زاده‌ نمي‌شود. شرايط‌ اجتماعي‌ ملي‌ و تربيت‌، نقش‌ استاد و معلم‌، نقش‌ آن‌ كسي‌ كه‌ مدعي‌اصلاح‌ جامعه‌ است‌ خيلي‌ موؤر است‌ امام‌ وقتي‌ آمد به‌ اين‌ كشور گفتند امام‌ چه‌ جوري‌ امام‌ شده‌ مي‌گفتند كه‌ ما حديث‌ داريم‌ هر كس‌ 40 شب‌ عمل‌ خودش‌ را اصلاح‌ كند و خودش‌ را صالح‌ كند براي‌ خدا، خدا عزيزش‌ مي‌كند. امام‌ يك‌ عمر خودش‌ را صالح‌ كرده‌ بود بخاطر همين‌ لات‌ و لوت‌هاي‌ خيابان‌ هم‌ شيفته‌ او مي‌شوند. اون‌ مذهبيه‌ هم‌ حول‌ محور امام‌ به‌ اينها وصل‌ مي‌شود و مي‌جنگند مملكتي‌ كه‌ در زمان‌ شاه‌ عرق‌ فروشي‌هاش‌ بيشتر
از كتاب‌فروشي‌هاش‌ بود در همين‌ مملكت‌ انقلاب‌ شد. در همين‌ انقلاب‌ خيلي‌ شهداي‌ سرشناس‌ بودند كه‌ من‌ هم‌ جرات‌ نمي‌كنم‌ اسمشان‌ را بياورم‌ كه‌ سابقه‌ مذهبي‌ نداشتند. خيلي‌هاشون‌ تيپ‌هاي‌ ديگه‌ بودند چرا* چون‌ قهرمان‌ واقعي‌ قرن‌ ما امام‌ بود. اين‌ امام‌ بود كه‌ توانست‌ اين‌ تحول‌ ارزشي‌ را در جامعه‌ ايراني‌ ايجاد كند. درك‌ خودم‌ از جنگ‌ را بگويم‌. بحث‌ جنگ‌ مي‌شود تصاويري‌ كه‌ به‌ ذهن‌ مي‌آيد از رزمنده‌هاي‌ ما اگرچه‌ واقعا اين‌ جوري‌ بوده‌ ولي‌ مجموعه‌يي‌ از قديس‌ها مي‌سازيم‌ كه‌ خيلي‌ فرق‌ مي‌كند با نسل‌ امروزه‌ چيزي‌ كه‌ باعث‌ شد ما آن‌ همه‌ قهرمان‌ داشته‌ باشيم‌.
همه‌ آن‌ چيزهايي‌ كه‌ مي‌گويند درست‌ است‌ ولي‌ يك‌ قدرت‌ اصلي‌ باعث‌ شد يك‌ فرد عادي‌، قهرمان‌ ملتش‌ شود. چه‌ موقع‌ اين‌ تحول‌ ايجاد مي‌شود*
آن‌ وقتي‌ است‌ كه‌ تجربه‌ ملت‌ها، مشاهده‌ ذاتي‌ و غرور يك‌ ملت‌ به‌ يك‌ فهم‌ مشترك‌ بين‌ مردم‌ و نظام‌ سياسي‌ و رهبران‌ سياسي‌ برسد. اينها باورهاي‌ مشترك‌ داشتند. يعني‌ من‌ يادم‌ هست‌ روز اولي‌ كه‌ عراق‌ حمله‌ كرد به‌ ايران‌ درست‌ فرداش‌ به‌ اهواز حمله‌ شد.
ولي‌ مردم‌ سر كوچه‌هاشون‌، داخل‌ شهر سنگر مي‌ساختند و احساس‌ مي‌كردند كه‌ در خيابان‌ آنها را تهديد كرده‌اند. هر جنگي‌ كه‌ مي‌شود يك‌ تهديد است‌ براي‌ نظام‌ سياسي‌ و در مورد اين‌ جنگ‌، مردم‌ باور مي‌كردند كه‌ اين‌ تهديد، تهديدي‌ عليه‌ تمام‌ ملت‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ تهديدي‌ عليه‌ نظام‌ ارزشها، تمام‌ باورها و تهديدي‌ عليه‌ انقلابي‌ كه‌ برايش‌ شهيد دادند، معلول‌ دادند و سالها به‌ خاطرش‌ هزينه‌ دادند به‌ همين‌ دليل‌ وقتي‌ كه‌ با اين‌ باور كسي‌ مي‌آيد و كشته‌ مي‌شود خود به‌ خود در آنجا قهرمان‌ توليد مي‌شود. آنها قهرمان‌ نيستند كه‌ حالا به‌ نظر من‌ وقتي‌ باور يا تعهد به‌ انجام‌ باورها با هم‌ ديگر كنار هم‌ قرار بگيرد اين‌ اسطوره‌ها و آيين‌ها به‌ وجود مي‌آيند. خود به‌ خود به‌ وجود مي‌آيد.
چرا برويم‌ سراغ‌ اسطوره‌هاي‌ ملي‌. اسطوره‌هاي‌ ديني‌ خودمان‌، ما مصداق‌ حضرت‌ عباس‌ را چقدر داشتيم‌ در جبهه‌ها ، ما مصداق‌ شهداي‌ كربلا را چقدر در جبهه‌ها داشتيم‌ يعني‌ اين‌ نشان‌ مي‌داد كه‌ اين‌ باور حتي‌ تاريخ‌ را ناديده‌ مي‌گيرد.
در جنگ‌هاي‌ قبلي‌ هم‌ عالم‌ داشتيم‌، هم‌ مجاهد داشتيم‌، هم‌ فقيه‌ داشتيم‌ منتها چرا اين‌ اتفاقي‌ كه‌ در اين‌ جنگ‌ 8 ساله‌ افتاد و بچه‌هايي‌ كه‌ اين‌ طوري‌ پرورش‌ پيدا كردند در گذشته‌ كمتر بودند*! مگر آنها هم‌ اعلام‌ فتوي‌ نمي‌كردند*! مگر نمي‌گفتند از مرز كشور اسلامي‌ دفاع‌ كنيد*
من‌، منتقد فقط‌ نگاه‌ تك‌بعدي‌ به‌ جنگ‌ و آدم‌هاي‌ جنگ‌ هستم‌ يعني‌ همون‌ يك‌ بعد را هم‌ لغو نمي‌كنم‌ بله‌ بسياري‌ از بچه‌هاي‌ ما واقعا قديس‌ بودند اين‌ كه‌ امام‌ تعبير شيران‌ روز و زاهدان‌ شب‌ مي‌كرد همين‌ بود مثلا بعد روحي‌ و نشاط‌ تو جبهه‌ هميشه‌ بوده‌. طنزگويي‌، بذله‌گويي‌ ولي‌ شب‌ كه‌ مي‌شد سجاده‌هاي‌ نماز شب‌ پهن‌ مي‌شد ولي‌ ما اگر بخواهيم‌ تعريفش‌ كنيم‌ همان‌ يك‌ بعدش‌ را مي‌گوييم‌ فقط‌ همان‌ تقدسش‌ را مطرح‌ مي‌كنيم‌ يا فقط‌ همون‌ صحنه‌ نماز شب‌ را نشان‌ مي‌دهيم‌ آدم‌هايي‌ كه‌ مثلا از اول‌ اين‌ جوري‌ بودند در صورتي‌ كه‌ من‌ مي‌گم‌ بستر جبهه‌ به‌ صورتي‌ بود كه‌ مثل‌ يك‌ دانشگاه‌ بوده‌ تقريبا ممكن‌ بود آدم‌ اولش‌ بيسواد بياد داخلش‌ ولي‌ وقتي‌ واردش‌ مي‌شد تحصيلات‌ مي‌كرد و ممكن‌ بود اصلا مشروط‌ بشود بعضي‌ مي‌آمدند جبهه‌ مي‌فهميدند كه‌ نبايد بايستند مي‌رفتند ديگر هم‌ نمي‌آمدند، مردش‌ نبودند. يك‌ نكته‌ را ما نبايد فراموش‌ كنيم‌ واقع‌نگري‌ به‌ مساله‌ جنگ‌ هم‌ هست‌. ما طبق‌ آمارهاي‌ رسمي‌ به‌ تعبير امام‌ كه‌ مي‌فرمود، ما 20 ميليون‌ جوان‌ داريم‌، 20 ميليون‌ تفنگدار بايد داشته‌ باشيم‌ الان‌ اصطلاحش‌ ارتش‌ 20 ميليوني‌ شد.
امروز به‌ نوعي‌ دارد اين‌ باب‌ باز مي‌شود كه‌ در مورد جنگ‌ حرف‌ زد، در مورد خيلي‌ از مسائل‌. همين‌ چند روزه‌ مي‌بينيد كه‌ آقاي‌ هاشمي‌ يك‌ چيزي‌ مي‌گويد، آقاي‌ محسن‌ رضايي‌ يك‌ چيزي‌ مي‌گويد، يكي‌ مي‌گويد فرمانده‌ سپاه‌ نامه‌ داد به‌ ما كه‌ آنقدر هواپيما مي‌خواهيم‌ و جنگ‌ را تمام‌ كنيم‌ آقاي‌ هاشمي‌ مي‌گه‌ كه‌ نه‌ و برعكسش‌ را مي‌گويد، از 20 ميليون‌ جوان‌ آن‌ موقع‌ چند نفر مشاركت‌ مستقيم‌ در جنگ‌ داشتند*
در صورتي‌ كه‌ در جنگ‌ به‌ اين‌ وسعت‌، به‌ اين‌ بزرگي‌ حداقل‌ نصفش‌ بايد بسيج‌ مي‌بودند براي‌ جنگ‌. همه‌ جنگ‌ها اين‌ طوري‌ بوده‌ مثل‌ جنگ‌ ژاپن‌، صدام‌ هم‌ اين‌ جوري‌ بود و لشگرهايش‌ سه‌ برابر شد.
ولي‌ آمار مي‌گويد ما در جنگمان‌ كساني‌ كه‌ مشاركت‌ مستقيم‌ داشتند بيشتر از يك‌ ميليون‌ نفر نبودند. ما يك‌ ميليون‌ نفر داشتيم‌ ولي‌ افرادي‌ كه‌ صدام‌ داشت‌ افرادي‌ بودند كه‌ اسلحه‌ پشت‌ گردنشان‌ بود ولي‌ بچه‌هاي‌ ما چگونه‌ بودند* ما از سال‌ 59 تا 67 اصلا نياز به‌ اينكه‌ بخواهيم‌ فراخوان‌ بدهيم‌ و بگوييم‌ مردم‌ بياييد و برويد به‌ جبهه‌ نداشتيم‌. تا سال‌ آخر جنگ‌ مردم‌ خوزستان‌ با ذوق‌ مي‌رفتند. اينها مظلومانه‌ جنگيدند ناگفته‌هاي‌ جنگ‌ اينهاست‌. فقط‌ ما همه‌ جنگ‌ را به‌ تعريف‌هايش‌ نچسبيم‌ كه‌ آدم‌هاي‌ خوبي‌ بودند. خب‌ اين‌ آدم‌هاي‌ خوب‌ چه‌ كساني‌ بودند* چه‌ جوري‌ بودند* ما بچه‌هاي‌ رزمنده‌يي‌ داشتيم‌ كه‌ مي‌رفتند به‌ جبهه‌ها و زن‌ و بچه‌هايشان‌ در تهران‌ گرسنگي‌ مي‌كشيدند. صدام‌ يك‌ روز مي‌رود در يكي‌ از بيمارستان‌ها به‌ يكي‌ از مجروحان‌ مي‌گه‌ كه‌ بهت‌ مي‌رسن‌ مي‌گه‌ نمي‌رسن‌ همون‌ جا رييس‌ بيمارستان‌ را از طبقه‌ پنجم‌ پرت‌ مي‌كنه‌ پايين‌. ما براي‌ ايجاد آن‌ روحيه‌ مقاومت‌ ملي‌ در جامعه‌مان‌ درست‌ عمل‌ نكرديم‌ ما جنگ‌ را به‌ صورت‌ يك‌ پديده‌ ملي‌ در نياورديم‌ يك‌ اقليتي‌ جنگيدند براي‌ بقاي‌ يك‌ اكثريت‌. اينها از همان‌ بخش‌هايي‌ است‌ كه‌ وقتي‌ مي‌خواهي‌ واردش‌ بشوي‌ همه‌ مي‌گويند نه‌. كل‌ جامعه‌ 60 ميليوني‌ ما به‌ اين‌ صورت‌ درگير
جنگ‌ بودند كه‌ يه‌ موشكي‌ مي‌آمد و همه‌ ما صداي‌ آژير مي‌شنيديم‌ ولي‌ در جنگ‌هاي‌ مهم‌ دنيا همه‌ مردم‌ مستقيم‌ در جنگ‌ دخيل‌ بودند.همه‌ زن‌ها و مردها. اين‌ بود كه‌ ماحصلش‌ مي‌شد نبرد ملي‌ چون‌ خودم‌ جزو اين‌ آدم‌ها بودم‌ اگر نبودم‌ مي‌توانستم‌ از حقوقشان‌ دفاع‌ كنم‌ بگويم‌ كه‌ اينها با چه‌ مظلوميتي‌ جنگيدند، با چه‌ مسائلي‌. حتي‌ وقتي‌ برمي‌گردند از جنگ‌ بعد از اينكه‌ اين‌ همه‌ افتخار آفريدند چرا ما اين‌ را نمي‌گوييم‌* همه‌ جنگ‌هاي‌ دنيا وقتي‌ با پيروزي‌ برمي‌گردند جشن‌ و استقبال‌ از رزمنده‌هاشون‌ مي‌شه‌ ما بعد از 8 سال‌ جنگ‌ براي‌ بازگشت‌ رزمنده‌ها چه‌ كاري‌ كرديم‌*
مقصر كيست‌*
مقصر همه‌ آنهايي‌ بودند كه‌ آنجا نبودند. بچه‌هاي‌ جنگ‌ يا اين‌ ور خاكريز بودند يا آن‌ طرف‌ خاكريز. ما كه‌ آنور خاكريز بوديم‌، امروز هم‌ از يك‌ نقطه‌ بيروني‌ دارند به‌ قصه‌ نگاه‌ مي‌كنند. مي‌گويند كه‌ اونها كه‌ از جنگ‌ برگشتند سنت‌ اخلاقي‌ است‌ كه‌ بايد ازشون‌ تقدير مي‌كردند آيا كرديد* يا باهاشون‌ خيريه‌يي‌ وار برخورد كرديم‌ و بهشون‌ گفتيم‌ كه‌ يك‌ سهميه‌ 40 درصد به‌ شما مي‌دهيم‌ و تو بوقش‌ كرديم‌ در روزنامه‌ها 40 درصد را علنا كرديم‌ 7 درصد تا حداقل‌ نمره‌ براشون‌ بگذاريم‌. بعد نسل‌ امروز هم‌ كه‌ با آنها هيچ‌ ارتباط‌ خاصي‌ برقرار نكرده‌ بود گفتند كه‌ اينان‌ حقشون‌ رو خوردن‌. در صورتي‌ كه‌ در دنيا من‌ خبر دارم‌، مطالعه‌ دارم‌ كه‌ در ژاپن‌ كساني‌ را كه‌ در جنگ‌ نبودند را محروم‌ مي‌كردند مي‌گفتند نه‌، اول‌ تسهيلات‌ مال‌ كساني‌ است‌ كه‌ در جنگند. عموم‌ مردم‌ اين‌ جوري‌ بودند. بعد آمدند يواش‌ يواش‌ حقوقي‌ هم‌ قايل‌ شدند براي‌ اونهايي‌ كه‌ در جنگ‌ نبودند. در آلمان‌ هنوز كه‌ هنوزه‌ صندلي‌هايي‌ در اتوبوس‌ها هست‌ كه‌ مخصوص‌ مجروحان‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ است‌. من‌ كه‌ اول‌ بار اين‌ بحث‌ها را در نشريه‌ شلمچه‌ كردم‌ الان‌ باب‌ شده‌ كه‌ در تلويزيون‌ مي‌گويند جانباز شيميايي‌، سالها اينها را ناديده‌ مي‌گرفتند اصلا نمي‌خواستند اينها را باين‌ يك‌ روند تكاملي‌ دارد.

 

 

 

.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 21:18  توسط مسعود ده نمکی | 
 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 6:57  توسط مسعود ده نمکی | 

 

چهارده روز به پایان فیلم

 

 

کامبیز در فیلم خر سوار است اما در واقعیت ...ماشین خوبی دارد...امید وارم این عادت را ترک کند..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینها اکیپ اخراجی های ما هستند که اخرین عکسهای دسته جمعی را می گیرند..چون  در هر  سکانس فیلم....

 

 

این یک صحنه فیلم ماست امید وار به واقعیت نزدیک باشد...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 22:21  توسط مسعود ده نمکی | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 21:57  توسط مسعود ده نمکی | 
اکبر عبدی می گفت ..چند روز پیش به دعوت صدا و سیما دهها تن از کارگردانان و  برخی بازیگران سینما به مشهد رفته بود..

او می گفت از زمان سوار شدن در هواپیما تا بازگشت همه اش در مورد فیلم و شایعات پشت سر ان حرف بود...

 

در مورد این اخبار و شایعات از امشب با هم حرف می زنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 6:29  توسط مسعود ده نمکی | 
 

با خودم بودم!

 

 

مواظب افکارت باش که گفتارت می شود

 

مواظب گفتارت باش که رفتارت می شود

 

مواظب رفتارت باش که عادتت می شود

 

مواظب عادتت باش که سرنوشتت می شود

 

امام علی<عَ>

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 23:30  توسط مسعود ده نمکی | 
گام به گام به پایان فیلم نزدیک می شویم...این چند روز را هم میهمان شما هستیم با کامیون ما تا خط بیایید

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 7:33  توسط مسعود ده نمکی | 
 

دوستان! این همسایه بدتان را هم فراموش نکنید

 

کوفه امشب التهاب محشر است

کوفه امشب کربلایی دیگر است

جبرئیل آوای غم سر داده است

در فلک شوری دگر افتاده است

تیر غصه بر دل زارم نشست

تیغ دشمن فرف مولایم شکست

قلب مجنون سوی صحرا می رود

حیدر امشب سوی زهرا می رود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 21:5  توسط مسعود ده نمکی | 
 

ايرنا : آيت الله "احمد جنتي" دبير شوراي نگهبان با انتقاد از سفرهاي مكرر برخي افراد به حج تمتع و عمره، گفت: در حالي كه افراد فقير و گرسنه زياد داريم، عده‌اي مكرر به حج مي‌روند و ميليونها تومان هزينه مي‌كنند.
به گزارش دفتر ارتباطات و اطلاع‌رساني شوراي نگهبان، جنتي در جمع كاركنان اين شورا به مشكلات مالي برخي اقشار جامعه اشاره كرد و افزود:
خصوصا اينكه اگر اين پول حرام يا شبهه‌ناك باشد، آن حج مايه عذاب است.

 

آیا مسئولین احتیاج به توبه ندارند؟!

 

به نظر شما اگر مسئولی به جای اینکه به مکه برود خدای نکرده برای خستگی در کردن به انتالیا ویا دبی و ...برود انوقت حقوق بیت المال رعایت می شود؟..

اساسا اگر برخی مسئولین ما البته با رعایت نوبت خلق الله ! سالی دوبار به زیارت خانه خدا بروند یکی بابت عمره و دیگری بابت تمتع انوقت دستشان به  خلاف  در کیسه بیت المال نمی رود ...والبته اقا زاده های انها هم همه طیب و طاهر می مانند و نقشه های دشمنان برای بدنام کردن مسئولین ما نقش بر آ‌ب می شود..

 

نظر شما چیست؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 21:18  توسط مسعود ده نمکی | 
 

ايرنا : آيت الله "احمد جنتي" دبير شوراي نگهبان با انتقاد از سفرهاي مكرر برخي افراد به حج تمتع و عمره، گفت: در حالي كه افراد فقير و گرسنه زياد داريم، عده‌اي مكرر به حج مي‌روند و ميليونها تومان هزينه مي‌كنند.
به گزارش دفتر ارتباطات و اطلاع‌رساني شوراي نگهبان، جنتي در جمع كاركنان اين شورا به مشكلات مالي برخي اقشار جامعه اشاره كرد و افزود:
خصوصا اينكه اگر اين پول حرام يا شبهه‌ناك باشد، آن حج مايه عذاب است.

 

آیا مسئولین احتیاج به توبه ندارند؟!

 

به نظر شما اگر مسئولی به جای اینکه به مکه برود خدای نکرده برای خستگی در کردن به انتالیا ویا دبی و ...برود انوقت حقوق بیت المال رعایت می شود؟..

اساسا اگر برخی مسئولین ما البته با رعایت نوبت خلق الله ! سالی دوبار به زیارت خانه خدا بروند یکی بابت عمره و دیگری بابت تمتع انوقت دستشان به  خلاف  در کیسه بیت المال نمی رود ...والبته اقا زاده های انها هم همه طیب و طاهر می مانند و نقشه های دشمنان برای بدنام کردن مسئولین ما نقش بر آ‌ب می شود..

 

نظر شما چیست؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 21:18  توسط مسعود ده نمکی | 

هر شب شب قدر است

 

اگر قدر بدانیم

 

دوستان! ما را هم فراموش نکنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 23:21  توسط مسعود ده نمکی | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شما ببینید ما با چه امکاناتی  در مقایسه با سایر فیلم ها این فیلم را می سازیم!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 6:16  توسط مسعود ده نمکی | 

یاد داشتی بر پست من می رقصم پس هستم

http://urmiacitynew.blogfa.com/

 

 مسعود  ده نمكي  " مدير مسئول  هفته نامه توقيف شده " شلمچه و

 فيلم نامه نويس و كارگردان مشهور درپر بيننده ترين وبلاگ خود http://dehnamaki.blogfa.com   

 پستي را با متن ديل آورده كه در آن چند سئوال ويك پيام مهم آمده است . 

 من می رقصم پس هستم!

 با برگزاری میتینگ  اواز خوانی ازادانه و مختلط رپی ها در تهران این سوال برایم پیش

 امد که اگر دانشجوها در کوی چنین تجمعی را بر پا کرده بودند ولی به  جای  او  از -

  دل برم دلبر مثلا از دموکراسی مورد تعریف خودشان بگو یند  انوقت نشریات و جناح

  دست راستی فریاد وا اسلاما سر می داد و یا نه اگر چند جوان حزب اللهی در مقابل

 سینما تجمع می کردند و به تعریف خود علیه فیلم و وضعیت فرهنگی اعتراض می کردند

  اصلاح طلبان و نشریاتشان با چماق قلم چه بر سر گروههای فشار و تحت فشار می اوردند.

 اما قشر دیگری ازاد است هر هفته شیشه های  اتوبوسهای شرکت واحد در استادیوم  را

 خورد وخمیر کند و  یا برای خود مجلس رقص برپا کند و ....

 راستی تفاوت این جوان با جوانهای ارمانگرا از هر دو طیف سیاسی در چیست...

 وبلاگهای عشقولانه پر رونق باشند اما وبلاگهای سیاسی از دکتر ولایتی گرفته تا

 اونورکی زیر ذره بین... می دانید ارزوی قدرتمندان بی تفاوتی من و توست....

 

خواجه بصيرالدين گول آقاي ما هم برگي از برگهاي جامع الحكايتش را در

پاسخ به  يكي از سوالات برادر ده نمكي اينگونه اقتباس و افاضات فرموده

استكه : 

 آن مرد تقوا " آن رمنده از اهل ريا" آن خياط فيلمي بنام فقر وفحشا" آن نويسنده

جريده هاي توقيفي  " دارنده هيكل نحيفي" آن اوفوزيسيون راست" و گذارنده دست

چپيان در حناوماست! آن بسيجي   بي ترمز !متهم  به  حاج هادي فشار! اندر كوي 

 دانشجويان بي ترمز اصلاحمدار! آن ذوب در ولايت  خواجه مسعود ده نمكي است

منظور در اين حكايت " نيست در وادي ما قصد جسارت " انشالله كه "  آن برادر

 و دوستان بر ما بخشايد. گر كسي طالب ثبت گلايه يا شكايت: براين حكايت بگذارد

 كامنت  هرچه دل تنگش ميخواهد..... خواهشا بي نهايت. 

 

     پاسخ به نسلها!  

 پانزده خرداد بود انقلاب  شد "   من نسل دومي بودم!

 خميني درتبعيدشد " من در قنداق بودم " اعتراضي نداشتم!

 1357 بود" خميني گفت:: نسل دومي  سرباز من است!

 من سرباز او بودم" اعتراضي نكردم

 فرماندار نسل اولي بود" فرمانبردارمن بودم"

 من فرمانده نبودم" اعتراض نكردم!

  اول به سراغ سلطنت طلبها رفتند " ترو خشك را باهم سوزاندند

 من سلطنت طلب نبودم" پس اعتراض نكردم

 بعدش رفتند سراغ " گروهكهاي معاند" بيگدار گرفتند!

 من معاند نبودم" اعتراضي نكردم

 رفتند سراغ " فرهنگ ! ريش و تسبيح را ملاك كردند

 من فرهنگي نبودم....پس.اعتراضي نكردم 

 سپس با موكت  بر" امر به معروف كردند"

 من بي حجاب نبودم" پس اعتراضي نكردم

 عده اي " بازار سياست را آلوده كردند

 من آلوده نبودم " پس  اعتراض نكردم

 قدرت را تقسيم كردند " جناح يمين ويسار تشكيل دادند

 من جناح باز نبودم" پس اعتراض نكردم!

 دشمن از همه طرف حمله كرد" تكليف الهي دفاع از جنگ بود

 من مكلف بودم" اعتراضي نكردم

 زهر صلح را امام" نوشيداعتراضي نكرد

 من مرجع نبودم" اعتراضي نكردم

 امام ره دق كرد" ورفت همه ملت يتيم شدند

 من يتيم  نبودم همراه خدا بودم  "اعتراضي نكردم

 جناح ها باند ساختند وبر اريكه قدرت تاختند

 من باندي نبودم" پس اعتراض نكردم

 عده اي حكميت برقرار كرده پيراهن عثمان دريدند

   پيرو علي بودم" ولي اعتراض نكردم

  كارگزاران سازندگي آمدند ويژه خواران واردميدان شدند

  من ويژه خو.ار نبودم اعتراضي نكردم

  گفتند درجكومت اسلامي" مستضعف معني نداردماكه ظالم نيستيم!

  نامش  شد آسيب پذير" من هم كه ظالم نبودم"پس اعتراض نكردم 

  قراعت قرآن را جانشين قرآن ناطق كردند"

  من كه علي (ع) نبودم اعتراضي نكردم

  اقتصاد اسلامي را كاپيتاليته كردند!

  من كه سرمايه دار نبودم..پس اعتراض نكردم

  بجاي فقير با غني مراوده كردند

  من كه رانت خوار نبودم..پس..

  در تصرف اريكه قدرت  فاميل بازي كردند

  من كه فاميل باز نبودم..پس...

  بر سر همويت ملي وعلمي چماق قلم زدند

  من كه دغدغه هويت نداشتم" پس...

  آداب وسنن قومهارا تحقير وتخريب كردند

  من كه قوميت مدار نبودم"پس...

  كارگردان برره " علم كرد گوساله سامري را

  من كه برره اي نبودم" اعتراضي نكردم

  درجنگ فقر و غنا"  جناحين شريح قاضي شدند

  من كه قاضي نبودم " پس اعتراض..

  بر سراصول اساسي احكام اسلام تساهل كردند

  من كه اهل تصامح نبودم پس...

  به فقراي گرسنه نان توسعه سياسي تزريق كردند

  من كه نان شب داشتم" پس اعتراضي نكردم

  آقازادگان سابقه دار"بجاي شاهزادگان "!برقرارشدند

  من كه آقازاده نبودم..پس...

  كارگزاران پر مدعا جاي نوكران ملت راگرفتند

  من كه كارگزاراني نبودم" پس ........

  اعتماد ملي راخوردندواميدعمومي راقي كردند