![]() |
|
آفتاب ـ مهدی نیاکی: این، گفت و گویی است با کارگردان «اخراجیها» که ترجیح دادم در زمانی منتشر شود که تب فیلم فروکش کرده و موضعگیریها پایان یافته است. گفتوگویی که در فضایی سرشار از سوء تفاهم آغاز شد و سرانجام به نقطهای از اطمینان رسید. چندانکه آقای کارگردان درابتدای مصاحبه با اصرار و عتاب میخواست که متن مصاحبه را پیش از چاپ ببیند و در پایان گفتگو رضایتمندانه از این کار منصرف شد.
در میانه مصاحبه در چند لحظه چنان جملات مصاحبه شونده و مصاحبه کننده در هم دوید که آقای کارگردان با عصبانیت خواست که واکمن را خاموش کنم و نوار را بازگردانم و از نقطهای که او میگفت دوباره شروع کردیم. با ده نمکی گفت و گو کردم به آن دلیل که معتقدم «مهم بودن یعنی تاثیرگذار بودن» و حدود 3 میلیارد تومان فروش اخراجیها نشانه تاثیرگذار بودن آن است. به قول خودش: چه روزنامهنگاران را خوش بیاید و چه نیاید! در اواخر این گفت و گو لحن مصاحبه شونده تغییر یافت و از پایان غربت دیرسال خود و دوستانش سخن گفت و چنان از گفت و گوهای پیش از کلیدخوردن فیلم با بازیگرانش و اتمام حجت با آنان که «شما را نخواهند دید» حرف میزد که گویی خاطراتش را از لحظات آغاز یک عملیات جنگی بازگو میکند.
ممنونم از اینکه این مصاحبه را پذیرفتید. تعدادی از منتقدین میگویند که زمینهای که داستان «اخراجیها» در آن اتفاق میافتد زمینه واقعی نیست. راجع به این صحبت میکنید؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:2 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
دیروز با همت هیئت بلاگ و با حضور صدها تن از وبلاگ نویسان کشور در نمایشگاه بین المللی تهران اخراجی ها نقد و برسی شد.
این جمع که در نوع خود یکی از بزرگترین تجمع های وبلاگ نویسان کشور بود با اکران مستند اخراج اخراجی ها آغاز شد .در این مستند ۱۱۰ دقیقه ای تمام زوایای پشت صحنه اخراجی ها از ساخت تا اکران و مشکلات و تلخی ها و شیرینی های شکل گیری اخراجی ها به نمایش در آمد تا نقطه پایانی باشد بر همه شایعات و حدس هایی که به اسم نقد مر جهت تخریب دست اوردهای فیلم بود. جلسه صمیمی پرسش و پاسخ شفاهی وبلاگ نویسان و همچنین حضور چند ساعته در نمایشگاه باعث طرح بسیاری از سوالات و پاسخ به انها شد. در طول یک ساتل گذشته بیش از سه هزار نقد وبلاگی و مطبوعاتی در خصوص اخراجی ها منتشر شد. بیش از یکصد جلسه نقد و برسی در دانشگاهها و حوزه های علمیه و محافل فرهنگی و رسانه ای برگزار شد... اخراجی ها در طی اکران خود در تهران و شهرستانها با فروش دو و نیم میلیارد تومانی رکورد تاریخ سینمای ایران را شکست.. متفکری می گفت فیلم خوب آن است که بعد از بیرون آمدن از سینما تا دقایقی ذهن تو را درگیر کند اگر این تعریف درست باشد اخراجی ها حتی اگر از نظر منتقدین فیلم خوبی نباشد همین که آنها را ماهها درگیر ذهنی کرده و تاثیرات اجتماعی به همراه داشته به زحمت اش می ارزیده.. من امروز خوشحالم که مخاطب ایرانی لس آنجلسی هم می گوید دفاع مقدس! شهدای ما! بچه کوچ دبستانی هم همین حس را در ایران دارد. از حوزه تا دانشگاه و عموم مردم نیت و منظور و مفهوم فیلم را دریافته اند مابقی هم انشآء لله می فهمند.. چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد امشب در بازار کن اخراجی ها به نمایش در می آید از آنجا به میلان خواهیم رفت تا بعد از بازگشت روز از نو و روزی از نو... نسخه ۱۴۰ دقیقه ای مجوز اکران سینمایی و حتی ویدئو ئی هم نگرفت!!!!! اما مستند اخراج اخراجی ها گویای همه چیز است و هدیه من به شماست. یا حق یا حق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 8:42 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
دیروز عوامل و بازیگران فیلم اخرا ی ها در منزل شهید مجید خدمت به دیدار خانواده و دوستان زمان جنگ این شهید که شخصیت مجید سوزوکی ار آن الهام گرفته شده بود رفتند. دیدار در فضایی صمیمانه که با ذکر خاطرات سردار حکیم سوری فرمانده گردان سلمان از لشگر ۲۷ محمد رسول الله و خاطرات مربوط به پدافند شاخ شمیران و حلبچه و این نیروها آغاز شد. من هم در این دیدار با معرفی چهره های اصلی اخراجی ها به هنر پیشه ها به ذکر خاطرات ناگفته ای از این دسته پرداختم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 12:17 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
برخی سایت ها و روزنامه ها چند روزی است که با تحریف خبر جلسه نقد و برسی اخراجی ها در مسکو خواسته یا ناخواسته تقابلی میان من و اقای حاتمی کیا را دامن می زنند. گرچه اقای حاتمی کیا نسبت به من و یا کارم نقد هایی داشته و دارد اما از صادق ترین افراد سینما بود که با روی خوش دیدگاههایش را با صراحت برایم طرح کرد.اساسا برخلاف جوی که برخی افراد در رسانه ها دامن می زنند بسیاری از کارگردان مطرح سینمای کشور نسبت به اخراجی ها و حضور بنده به صورت تلفنی و یا حضوری ابراز لطف و محبت نمو ده اند...اقایان داوود میر باقری ..فریدون جیرانی..منیژه حکمت..رضا جعفری..جواد شمقدری ..طالبی و بسیاری دیگر از بازیگران خوب سینما و تلو یزیون
آفتاب: «مسعود دهنمکی» کارگردان فیلم اخراجیها با تمجید و تحسین سینمای «ابراهیم حاتمیکیا»، گفت: پس از ساخته شدن اخراجیها، برخی افراد برای ایجاد اختلاف بین من و ایشان با استناد به مقالهای که درباره فیلم «آژانس شیشهای» نوشته بودم، قصد داشتند تا من را رودرروی شخصی مانند حاتمیکیا قرار بدهند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 18:0 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
چندی پیش جلسه نقد و برسی فیلم در دانشگاه علم وصنعت تهران برگزارشد این دانشگاه چهلمین دانشگاهی است که اکران و جلسه نقد و برسی فیلم را برگزار کرده که در بیش ار بیست مورد انها خودم حضور داشتم. راستی کسانی که ما را متهم به عدم تحمل نقد می کنند چند بار بابت فیلم یا کار خود در چنین جمع هایی پاسخ گو بو ده اند؟ این گزارش توسط مسئولین دعوت کننده دانشگاه تنظیم شده است.
در ابتداي برنامه ،حبيب ا... كاسه ساز ( تهيهكننده ) ، محمدرضا شريفي نيا ( انتخاب بازيگر) و مسعود دهنمكي ( نويسنده وكارگردان ) برروي سن رفتند . اين اولين باري بود كه كاسهساز در جمع دانشجويان دانشگاه علم وصنعت حاضر ميشد . اما شريفينيا براي دومين بار و دهنمكي براي سومين بار در دانشگاه علم وصنعت حاضر شده بودند . دهنمكي در ابتداي بحث ،در مورد ارتباط اخراجيها با واقعيت گفت من در طول مدتي كه در جبهه بودم افراد زيادي را شناختم مجموعه اين افراد را كه در جنگ با آنها آشنا شده بودم جمع كردم كه از حاصل آن «اخراجيها » ساخته شد . وي در مورد شخصيت اصلي فيلم ( شهيد مجيد خدمت ) گفت « او ورفقايش از محله اتابك تهران بودند و اواخر سال 66 به جبهه اعزام شدند . در سال 67 عراق حدود 2 ميليون نيرو بسيج كرده بود و به هر نقطهاي كه حمله ميكرد آنجا را تصرف ميكرد . در سال 67 فاو ،شلمچه ،مهران و بسياري نقاط ديگر سقوط كردند . تنها نقطهاي كه نيروهاي عراقي در آنجا شكست خوردند در منطقه شاخ شميران بود كه گروهان 1 از گردان سلمان در آنجا حضور داشت و شهيد مجيد خدمت هم در اين گروهان بود و همانجا به شهادت رسيد . كاسهساز هم در ابتدا آماري از فروش فيلم ارائه كرد وي اعلام كرد كه فيلم تاكنون بيش از 5/2 ميليارد تومان فروش داشته است . كه حدود 4/1 ميليارد تومان آن در تهران بوده است . وي در مقابل تشويق حضار گفت كه از اين مقدار تنها 30 درصد به او ( تهيه كننده ) ميرسد و از آنطرف 500 ميليون تومان هم هزينه ساخت فيلم بوده است كه با اين حساب سود چنداني عايد او نميشود ! دهنمكي در پاسخ به سؤالي كه در مورد معيار انتخاب بازيگران پرسيده شده بود با اشاره به نقش شريفينيا در انتخاب بازيگران گفت آقاي شريفينيا يك بازي روي صحنه انجام ميدهد اما بازيگري مهمتر را در پشت صحنه ايفا ميكند . ويگفت در عرصه سينما همواره موانعي براي كار هست كه شريفينيا مردانه در برابر اين موضع ايستاد وكار را جلو برد . شريفينيا هم ابتدا در مورد نقش خود در پشت صحنه – كه موجب خنده حضار شده بود – توضيح داد : « همين الان در پشت صحنه (!) با آقاي دهنمكي نماز ميخوانديم !» سپس در مورد اهميت انتخاب بازيگران و عوامل فيلم گفت بعد از اينكه متن فيلمنامه از نظر مضنون و از نظر امكان درآمد زايي به تاييد رسيد در مرحله بعد انتخاب بازيگر را در استقبال مخاطبين از فيلم ميبينم . وي افزود از آنجا كه بسياري از كارگردانان ،ارتباط و شناخت زيادي از خصوصيات بازيگران ندارند معمولا يك مسئول انتخاب بازيگر اين وظيفه را بر عهده ميگيرد و نهايتا در شوراي سه نفره شامل كارگردان ،تهيه كننده و مسئول انتخاب بازيگر در مورد بازيگران توافق ميشود . سوال بعدي در مورد نحوه تحول شخصيتهاي فيلم بود كه پرسيده بود " فكر نميكنيد تحول شخصيتهاي فيلم بصورت مصنوعي و اتفاقي رخ داد . چرا كه حر كه در شب عاشورا متحول شد هم از قبل زمينههاي تحولي را داشت " و دهنمكي در پاسخ به اين سوال گفت تحولي كه مورد نظر من بود يك تحول دروني است ،نه برونگرا . به اين معني كه لازم نيست حتما مجيد ريش در بياورد تا شما بفميد كه متحول شده است ضمن اينكه شخصيتهاي فيلم كسانياند كه معناي انگيزه را هم نميدانند لذا نميتوان آنها را بوسيله استدلال عقلي و آيه و حديث متحول كرد و بايد براي هدايت آنها ،روي فطرت و نقطه قوتشان دست بگذاريد و آن را برانگيخته كنيد . وي گفت حس مردانگي در شخصيتهاي فيلم وجود دارد و وقتي ميبينيد كه يك گردان براي اشتباهي كه آنها انجام ميدهند حاضر به پذيرش تنبيه هستند ،اين حس مردانگي در آنها برانگيخته ميشود . دهنمكي تصريح كرد " اين سيرو سلوك معنوي – كه مضمون اصلي فيلم است – از مضامين عميق عرفاني برداشت شده است " وي در توضيح اين گفته خود ،به نمونه هاي تاريخي از نهي حس گناهكار مانند فضيل عياذ كه تنها با شنيدن يك آيه قرآن ،مسير زندگيشان عوض شد استناد كرد و نتيجه گرفت « فاصله حريت وخريت تنها يك نقطه است و اين دو بسيار به هم نزديكند » و ممكن است انسان منحرف در يك شب هدايت شود و يا انسان عابد در يك شب ،تمام مقامانش را از دست بدهد . سپس كاسهساز در مورد فروش بالاي فيلم توضيح داد و علت آنرا ارتباط برقرار كردن اين فيلم با تمام اقشار جامعه ذكر كرد . بطوريكه حوزه علميه ،نيروهاي مسلح ،خانواده شهدا و ... مكررا از عوامل فيلم تقدير و تشكر ميكنند وي در توضيح تاثيرگذاري فيلم اخراجيها روي اقشار مختلف جامعه گفت : "در يكي از سينماهاي خيابان افريقا پس از اتمام فيلم مشاهده كردم كه يك دختر وپسر با تيپ امروزي _!) كنار هم نشستهاند و آن پسر جوان به شدت گريه ميكرد . وقتي علت گريهاش را جويا شدم در حالي كه همچنان گريه ميكرد سه بار تكرار كرد كه كاش من هم آنجا در جبهه بودم " ازدهنمكي در مورد علت اصلي موفقيت فيلم سوال شد او پاسخ داد كه همواره در جامعه ما يك نوع دوقطبي وجود داشته و اين جناح بندي در سينما هم وجود داشت لذا وقتي كه من و آقاي شريفينيا شروع به همكاري كرديم خيليها به من گفتند با شريفينيا كار نكن و به شريفينيا ميگفتند با دهنمكي كار نكن چرا كه نتن آنها در اختلاف بين اين دو جناح بود .در حالي كه در فضاي جبهه جاذبه ،بيشتر از دافعه وجود داشت . ما اين فضاي جناحي را شكستيم و مردم ديدند كه در اين فيلمها همه طيفها براي يك مضمون اصلي كنار هم قرار دادهشدهاند . سؤال بعدي از دهنمكي درباره تغيير نگاه او به مسائل اجتماعي طي 10 سال گذشته بود كه او روند حركت خود را اينگونه توضيح داد : " جوانان اين مملكت طي 8 سال جنگ تحميلي اجازه دادند يك وجب از خاك اين مملكت جدا شود . ولي وقتي كه جنگ تمام شد و اين بچهها برگشتند برخلاف تمام دنيا با بيمهري مواجه شدند حتي عكس شهدا هم از ديوار شهر پاك شد . در اين شرايط برخي از رفقا ميگفتند كه ما از جبهه ،خاطره تعريف ميكنيم و نسل جديد را با شهدا آشنا ميكنيم ولي من بر سر نام شهدا با كسي دعوا نداشتم . دعواي من بر سر آرمان شهدا بود سوال من اين بود كه آيا سيستم مديريتي ما بعد از اينهمه جنگ و شهادت نبايد سيستم انقلابي باشد ؟ و آقازاده مديران نبايد مانند همه مردم زندگي كنند ؟ اين شد كه نشريه زدم و در نشريهام ملاحظه چپ وراست را هم نكردم و هزينهاش را هم دادم . نشريه شلمچه توصيف شد ،جبهه توقيف شد . بعد احساس كردم ذائقه مردم تغيير كرده است . لذا به سمت رسانههاي ديداري روي آوردم اما در نشريه مخاطب شما مسئولينند در حالي كه در سينما مخاطب عام داريد .در اين عرصه هم فقر و فحشا را توقيف شد .كتاب فقر و فحشا را نوشتم كه توقيف شد كدام استقلال ،كدام پيروزي را ساختم . من هم ميتوانستم سراغ سوژههاي بيخطر بروم جايزه بگيرم وتشويق شوم اما تعبير امام از هنر متعهد ،هنري است كه پرسشگر باشد ،ضد ظلم باشد ،با زبان مطالبه از مسئولين باشد . مسلما زبان اين هنر تلخ است فلذا همواره زير نقد ذرهبين خواهد بود ومن هم آماده پاسخگويي هستم و كوتاه هم نميآيم كه زنده هستم حتي خواهم نوشت ،حتي داد خواهم زد و حتما فيلم خواهم ساخت (تشويق شديد حضار) در اين قسمت از برنامه ،حضار به طرح سوالات شفاهي خود پرداختند . محمدفراهاني اولين كسي بود كه سوال خود را مطرح كرد . وي در مورد دستمزد عوامل فيلم گفت كه بر خلاف گفته دهنمكي كه عنوان كرده بود عوامل فيلم دستمزد بالايي دريافت نكردهاند – تنها در يك مورد آقاي عبدلي در اخراجيها 40 ميليون گرفته است در حالي كه در كار قبلياش براي سه ماه 18 ميليون دريافت كرده بود . وي همچنين عنوان كرد كه برخلاف گفته كارگردان فيلم ،اين فيلم با خمايت دولت ساخته شده است و بعنوان مثال وزير ارشاد هم از پشت صحنه اين فسلم ،بازديد كرده است . دهنمكي در مورد حمايت دولت گفت كه امكان ساخت فيلم جنگي بدون حمايت دولت وجود ندارد . اما حمايتي كه از اخراجيها شد از همه فيلمهاي جنگي كمتر بود . تا جايي كه حتي فرماندهان ارتش هم بعد از اكران بخاطر عدم حمايت از اين فيلم از ما عذر خواهي كردند . در خصوص حضور وزير ارشاد در صحنه فيلم هم گفت كه دعوت از وزير ارشاد را آقاي كاسهساز انجام دادند و من همان موقع در مصاحبهاي گفتم كه اين فيلم اگر جايزه بگيرد نه ميگويند بخاطر حمايت وزير ارشاد بوده است و اگر نگيرد ميگويند چون وزير از پشت صحنه اين فيلم بازديد كرده به آن جايزه ندهيم تا حرف وحديثي پيش نيايد ! شريفينيا عنوان كرد كه معمولا در فيلمهايي كه من بازي ميكنم بازيگران قرارداد را سفيد امضاء ميكنند و دستمزد آنها را من با توافق با كارگردان و تهيهكننده تعيين ميكنم و آنها هم اعتراض نميكنند لذا من از دستمزد بازيگران مطلع هستم اما ميگويم كه بازيگران اين فيلم به هيچ وجه دستمزدهاي نامتعارف دريافت نكردهاند واز برخي فيلمهاي ديگرشان كمتر گرفتند و هيچكس براي اين كه پول بيشتري دريافت ميكند در اين فيلم حاضر نشد . چند بازيگر هم دستمزدهاي بالاتري را تقاضا كردند كه آقاي كاسه ساز با آن موافقت نكرد . كاسهساز هم اعلام كرد كه عبدي و ديرباز از كار قبليشان دستمزد كمتري گرفتند و عبدي به هيچ وجه مبلغ 40 ميليون تومان دريافت نكرده است . دهنمكي در پاسخ به سوالي كه پايان فيلم را بچهگانه توضيف كرده بود گفت اين چيزي بود كه من در جبهه مشاهده كردم كه وقتي مهمات ما تمام شد مجيد با قمه مقابل تانكها رفت يعني جگر اين كار را داشت . وي همچنين در مورد استقبال از فيلم اخراجيها در عراق (!) گفت كه همين سي- دي هاي قاچاق زير نويس عربي شده ودر كشورهاي عربي با استقبال مواجه شده است . دهنمكي در پاسخ به يكي از سوالات شفاهي هم گفت كه دو نوع اسلام در فيلم معرفي شده است كه يكي اسلام راستين و ديگري اسلام عوامفريب ظاهرگراي رياكار است كه شريفينيا آنرا نمايندگي ميكند . وي همچنين قول داد كه شريفينيا بعد از اين در هيچ فيلمي اين نقش تكراري را بازي نخواهد كرد . دهنمكي همچنين در پاسخ انتقادهايي كه نسبت به نقش تكراري برخي بازيگران مطرح شد گفت كه نهايت هنر يك بازيگر اين است كه فيزيك و شخصيت خود را در خدمت مضمون فيلم قرار دهد وبا اين تعريف اصلا عيب ميست كه يك بازيگر يك نقش را در فيلمهاي مختلف ايفا كند . كما اينكه چارلي چاپلين در اكثر فيلمهايش نه تنها شخصيت بلكه لباسش هم ثابت است . . فرهاد بيضايي به عنوان سومين كسي كه سوال شفاهي خود را مطرح ميكرد با ذكر مكانهايي از اخراجيها ،از جمله سكانس پاياني ذكر روند زير پا گذاشتن خط قرمزهاي عرف اجتماعي در فيلمهاي سالهاي اخير ،نمونههايي از فيلمهاي مكس،حكم و... را ذكر كرد كه ادبياتي غير اخلاقي برآنها حاكم است . او ادبيات حاكم بر اخراجيها را هم تسليم شدن به همين روند خواند و گفت كه فكر نميكنم كاربرد لغاتي مثل عمهننه و.. در كوچه بازار ،با توجه به سابقه ارزشي آقاي دهنمكي ،مورد پسند ايشان باشد . دهنمكي در مورد شعارگرايي در فيلم گفت در اين فيلم در مقايسه با ساير فيلمهاي جنگي ، بسياركمتر شعار داده شده است .ضمن اينكه در برخي مواقع لازم است حرف خود را كاملا روشن و حتي بصورت بيانيه و شعار بيان كنم تا مخاطب عام هم آنرا درك كند . او درباره عبور اخراجيها ازخط قرمزهاي اجتماعي هم گفت كه اين فيلم بخوبي با خط قرمزها بازي كرد ،ولي از آن عبور نكرد . مثلا در سكانس گزينش اگر صحبتهاي پاياني روحاني نبود ،خط قرمزها شكسته ميشد . اما با صحبتهاي آن روحاني نشان داده شد كه آنچه مورد تمسخر قرار گرفته است ،اسلام ظاهرگراي غير خالص است . شريفينيا هم در توضيح همين مطلب گفت كه گاهي اوقات شخصيت و زندگي كاراكترها در فيلم ،شعاري است و اين كاراكتر شعاري نميتواند ،حرف غير شعاري بزند و تمام اعمالش شعاري ميشود كه اين هيچ اشكالي ندارد و به شخصيت آن كاراكتر برميگردد . وي در مورد ديالوگهاي غير اخلاقي هم گفت كه وقتي كاراكترها بيادب است ما مجبوريم بالاخره در يك گوشهاي از فيلم اين بيادبي را نشان دهيم تا كاراكتر به مخاطب معرفي شود . در اينجا اوج هنر نويسنده اين است كه از الفاظي استفاده كند كه از طرفي فحش و خلاف اخلاق نباشد و از طرف ديگر احساس فحش شنيدن به مخاطب دست دهد وبيادبي آن كاراكتر نشان داده شود . وي همچنين توضيح داد كه اگر 40 دقيقهاي كه از فيلم حذف شده اكران ميشد شايد بسياري از ابهامات رفع ميشد . دهنمكي هم در مورد ماجراي 40 دقيقه حذف شده گفت : اصل فيلم 150 دقيقه بود اما چون در ايران فيلم بالاي 2 ساعت اكران نميشود 40 دقيقه از آن حذف شد . در اين سكانسها فضاي بعد از جنگ ( مثلا سال 80 ) نشان داده ميشد و مريلا زارعي كه در نقش يك خبرنگار بود از سرنوشت افرادي كه در جنگ بودند گزارش تهيه ميكرد كه با آقاي عبدي برخورد ميكرد . در اين سكانسها با زبان طنز روايت كليشهاي رسانهها از جنگ مورد انتقاد قرار ميگرفت . شخص ديگري كه به طرح سوال شفاهي پرداخت اخراجيها را به طنز ماهي صفت تشبيه كرد و از آن بعلت وارونه جلوه دادن چهره شهدا يه شدت انتقاد كرد . دهنمكي پاسخ گفت همين نگاه متظاهرانه باعث شد كه شهيد باكري را از سپاه بيرون بياندازند . شهيد شاهرخ ضرغام باديگارد جلو درب يكي كابارههاي زمان شاه بود . ولي جاذبه اسلام شد كه اينگونه متحول شود و الان عكسش را در اتوبانها كنار عكس شهيد چمران ميبينيد . شهيد عباس دوران تمام مدت آموزشش را در امريكا سپري كرد ولي در زمان جنگ آن از خود گذشتگي را نشان داد . اينها كساني بودند كه چهره متفاوتشان در فيلمها نشان داده نميشد و يك عده ميآمدند ميگفتند تمام كساني كه در جبهه بودند مثل ما بودند وشهادت را در انحصار خودشان گرفته بودند . من با اينكه خودم لات نبودم ،ولي آمدم اين لاتها را در جبهه نشان دادم و آن انحصار را شكستم . چرا شما از شكسته شدن اين انحصار ناراحت ميشويد ؟ من خيلي خوشحالم كه كساني اين فيلم را زير سوال ميبرند كه در زمان جنگ اصلا در جبهه نبودهاند ( تشويق حضار) يكي ديگر از دانشجويان گفت شما به ما گفتيد كه جنگ را نديدهايم . اما آيا چون شما جنگ را ديدهايد هركاري كه بخواهيد ميتوانيد با ما بكنيد ؟(تشويق حضار) دهنمكي پاسخ داد به قول آژانس شيشهاي بياييد يخچال و تلويزيونهايي كه ما گرفتهايم مال شما !پست ومقامهايي كه من بعد از جنگ گرفتهام مال شما !من در 16 سالگي به جبهه رفتم و 19 سالگي برگشتم وبا اينكه درسم خوب بود در دانشگاه آزاد درس خواندم تا فردا كسي نگويد با سهميه دولت به دانشگاه رفتي( تشويق حضار) در اين هنگام يكي از حضار با صداي بلند دهنمكي را مورد خطاب قرار داد كه مسئولين اجراي برنامه اورا از اين كار منع كردند اما دهنمكي گفت اجازه بدهيد پشت تريبون بيايد و حرفش را بزند . اگر ما اين كار را كنيم ميگويند فاشيست است ولي ما دوست داريم اگر كسي اعتراض دارد مقابل جمع حرفش را بگويد . اين شخص در سخنان خود گفت اين فيلم يكي از واقع گراترين فيلمهايي بود كه من ديدهام وي گفت شما به جبهه رفتهايد و من نميگويم شما يخچال گرفتهايد يا به منافع مادي رسيدهايد ولي اجر جبهه رفتنتان نزد خداست و دليل نميشود به پشتوانه اينكه جبهه رفتهايد اجازه هركاري را به خود بدهيد . آن فجايع را در كوي دانشگاه به ياد آوريد وبعد پشت نقاب اين فيلم ژست روشنفكري بگيريد. (تشويق حضار) دهنمكي گفت من يك سري آرمانها داشتم وبراي اين آرمانها فرياد كشيدم ،نشريه داشتم و هيچكس به اندازه من نشرياتش توقيف نشده وكسي هم نيستم كه وقتي فيلمساز شدم تغيير كنم . من در نشرياتم مقابل كساني ايستادم كه ميگفتند فشار از پايين ،چانهزني از بالا ولي خودشان آن پشت مخفي مي شدند . من وقتي نشريه نداشتم ميرفتم در جلسات آنها و همانطور كه شما به خود حق ميدهي جلو من داد بزني من هم به خودم حق ميدادم مقابل مسئولين آن زمان بايستم و ازآنها سوال بپرسم . البته من به آنها اهانت نميكردم ولي شما به راحتي به من اهانت كردي . من هر كاري كردم هزينهاش را هم پرداختم نشريهام توقيف شد ،زندان رفتم ،فحش شنيدم و.... شما بايد يقه كساني را بگيريد كه گفتند بريزيد توي خيابان ،فشار از پايين بياوريد تا ما مجلس ششم را فتح كنيم . بعد كه مجلس را گرفتند گفتند دانشجو بايد برود كار تئوريك كند انگار تاريخ مصرف دانشجو تمام شد ! نشد ديگر( تشويق حضار) آخرين دانشجويي كه پشت تريبون قرار گرفت پرسيد اولا آيا شما با وارد شدن به سينما تغيير كردهايد و محسن مخملباف جديد است و ثانيا با توجه به اينكه احتمالا فروش اين چنيني اخراجيها را پيشبيني ميكرديد ،آيا اين شهرت را براي كارهاي آينده خود ميخواهيد ؟ دهنمكي بعنوان پاسخ به اين سوال و همچنين جمعبندي بحث گفت . اين فيلم اول من بود و نبايد با فيلمهاي معروف كشور مقايسه شود و طبيعتا از لحاظ كارگرداني پر از اشكال است . اما از نظر مضمون ادعا ميكنم كه حرفهاي بزرگي براي گفتن دارد وي در مورد تغيير شخصيت خود هم گفت بايد مرد زمان خويش بود . نظامفكري من شكل گرفته است . زماني احساس ميكردم بايد به صفحات جنگ فقر و غنا بپردازم ورانت خواري مسئولين را افشا كنم و اين كار را كردم . امروز احساس ميكنم نيازم حرف زدن با مردم ويك نقد اجتماعي است . الناس علي دين ملوكهم . ما اگر ميخواهيم جامعه را اصلاح كنيم بايد ابتدا خود را اصلاح كنيم . حرفي كه ميخواستم در اين فيلم بگويم اين بود كه بايد افرادي كه مدعي اصلاح هستند يك بازنگري در خود انجام دهند . اما در بحث شهرت با توجه به اينكه انتخابات مجلس نزديك است خيليها ميگويند بيا توي ليست ما ! من از همين جا رسمي اعلام ميكنم كه هيچوقت وارد ساختار قدرت نشوم بلكه به عنوان يك منتقد عمل كنم . ولي در پايان گفت نام فيلم بعديام " رسوايي" است و تمام كساني كه امروز دست زدند آن موقع فحش ميدهند در پايان دانشجويان دهنمكي را با فرياد " ايول ايول ،داش مسعودو ايول " بدرقه كردند . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 21:41 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
همه چیز رو به راه بود ساعت دو نیمه شب باید به سوی مسکو پرواز می کردیم... برای نمایش اخراجی ها در مینسک پایتخت بلاروس .
صبح یک سر به مدرسه فاطمه باید می رفتم .حیاط مدرسه خلوت بود و زنگ خورده بود .یکی از بچه های کلاس اول از پشت میله های کلاس از طبقه دوم با شیطنت حیاط را نگاه می کرد..با دیدن من سر جایش بلند شد و دستی تکان داد و بعد به بغل دستی اش اشاره کرد او هم از جایش بلند شد. در یک چشم به هم زدن پشت پنجره پر شد از دختر بچه های کلاس اولی و همینطور پنجره های کلاسهای دیگر هم مملو از کله های مغنعه سفیدی شد که حالا همگی تکه ای از فیلم اخراجی ا را داد می زند..ای ول ایول داش مجید رو ای ول.. بعد هم با یورش بچه ها به حیاط مدرسه آشوب شد... دیر باز هم هفته قبل رفته بود استادیوم آزادی ده دقیقه ای استادیوم همین جمله را تکرار می کرد...شاید همه این بچه ها و جوانان و نوجوانانی که انها را هم همان شب در محفل قرانی مسجد حضرت مهدی دیدم یک حس پیدا کرده اند ..فاطمه می گفت قرار شده یک نمره از نمره انظباط بچه ها کم کنند.. یک نمره که سهل است برای این همدلی حالا حالاها باید هزینه داد..اما چرا این بچه ها ؟..خدا کند معلم ها پشیمان شوند ... خیلی خسته خودم را به فرودگاه رساندم ..مامور صدور کارت پرواز هم سی دی مخواهد اما من چیزی همراهم نیست و عذر می خواهم لبخندی می زند و می گوید شوخی کردم خودم از دستفروشها خریده ام ..
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 9:21 توسط مسعود ده نمکی |
|
|
شورای صدور پروانه نمایش به دلایل اعلام نشده با گذشت سه هفته ار تحویل نسخه جدید اخراجی ها به این شورا نظر رسمی خود را اعلام نکرد..
با این شرایط اکران اخراجی ها در تعدادی ار سینماهای تهران و شهرستانها ادامه می یابد و نسخه کامل اخراجی ها به صورت دی وی دی ارائه خواهد شد... در ضمن به ز |