مسعود ده نمکی

برنامه حذف و اضافه شبکه سوم / با حضور مسعود ده‌نمکی

تابناک: اخراجی های 3 چه می گوید؟

 

 

محمد قادری
شب گذشته به همراه خانواده و جمعی از دوستان در جمع صمیمی گروهی از معلولین جسمی و همچنین گروهی از جانبازان جنگ تحمیلی در سینما آفریقا به دیدن اخراجی های 3 نشستم.

پیش از رفتن به سینما، مطالبی در مورد فیلم از چند تن از دوستان موافق و مخالف شنیده بودم، به ویژه آنکه بیشترین بحث روی مصادیق بیرونی شخصیت های اصلی فیلم بود؛ بنابراین، با علاقه بیشتری به سینما رفتم، ولی بر خلاف بیشتر حضار که در طول پخش فیلم به واسطه بیان طنزگونه آن می خندیدند، چند بار بی اختیار بغض کردم!

در همان آغاز، وقتی ده نمکی آمد و مرا دید، نمی دانم به جدی یا شوخی به یکی از دوستان حاضر گفته بود، فلانی آمده تا فیلم را ببیند و فردا پنبه فیلم را در «تابناک» بزند، ولی به هر حال با هم خوش و بشی کردیم و البته از او و سید جواد هاشمی دعوت کردم که برای مصاحبه پیشمان بیایند یا خدمتشان برسیم.

بگذریم؛ چون خیلی از لحاظ فنی و تکنیکی سر رشته ای از سینما ندارم، به آن نمی پردازم ولی به نظرم اخراجی های 3، پر است از حرف دل ها که برخی رک و راست بیان می شوند و برخی هم با کنایه و نمادسازی، حرف هایی که با وجود صراحت، قطعا باز هم بسیاری نمی فهمند و البته برخی هم اساسا نمی خواهند بفهمند!

در اخراجی های 3، ده نمکی دو قطبی بودن فضای سیاسی ساختگی در جامعه ایرانی را به تصویر کشیده که یک طرف آن را مدعیان دینداری و حماسه آفرینی و فخر فروشان دروغین تشکیل داده اند و نماد آن، حاجی گرینوف با بازی محمدرضا شریفی نیاست که در دوران جنگ با سخت گیری بر مردم و گزینش های افراطی، زندگی را بر آنان تلخ می کردند، بدون اینکه به گفته ها و یا رفتار خود، اعتقادی داشته باشند.

حاجی گرینوف، نماد کسانی است که در زمان جنگ، عامل اخراج مردم از حلقه انقلاب و نظام بودند و خود البته تلاش می کردند، کنج عافیت گزیده و در پناه بیت المال بیاسایند؛ افرادی که بلافاصله پس از جنگ، عکس های یادگاری «پشت» جبهه خود را به سند حقانیت و مقبولیت و طلبکاری خود از مردم تبدیل کرده و خود را در پشت چفیه ای پنهان کردند تا برایشان نام و نان و آبرو بیاورد؛ کسانی که امروز به یکباره مدعی همه چیز شده و با انواع شعارهای فریبنده، خود را مصلح کل دانسته و با نیرنگ و دو رویی، با اعتقادات و احساسات مردم بازی می کنند.

اینان از فردای جنگ، همچون طلبکارانی دو رو به جان سیاست افتاده و به فریب مردم پرداختند، ولی در پشت ترافیک میتینگ های انتخاباتیشان، این مجروحان شیمیایی بودند که در آمبولانس ها جان می باختند!

در مقابل، عده ای دیگر که همواره پز روشنفکری داشته و پشت نقاب آزادی خواهی، دمکراسی و... پنهان شده ـ بدون آنکه ذره ای به آن باور داشته باشند ـ و با ارایه تصویری جذاب و البته خیالی از جامعه ای که از آن دم می زنند، از همه ترفندهای سیاسی برای جلب نظر نسل جدید بهره می برند.

در فیلم ده نمکی، مهندس دباغ با بازی رضا رویگری، نماد کسانی است که مدعی اند آنان اگر بودند، جنگ را یک ساله تمام می کردند، اما هیچ گاه نمی گویند، ابتدا که بودند، چه کردند؟ و زمانی که نبودند، چرا نبودند؟ و در روزهای جنگ کجا بودند که اکنون پس از سال ها خود را در نقش قهرمانان پوشالی برای فریب مردم این گونه جلوه می دهند؟ افرادی که جوانان مردم را با هزاران شور و شوق برای جمع کردن رأی به خیابان ها می آورند، اما سر بزنگاه ها، آنان را و آینده شان را رها می کنند.

حال این دو لبه قیچی ـ مقدس نماها و تکنوکرات های لیبرال مسلک ـ در نزاعی انتخاباتی رودر روی هم قرار گرفته، شدیدترین جملات غیر اخلاقی را بین همدیگر رد و بدل کرده و از انواع و اقسام حیله های تبلیغاتی برای تخریب همدیگر و البته تخریب اخلاق در جامعه استفاده می کنند، با احساسات مردم و به ویژه جوانان بازی کرده و با ابزار تبلیغات و رسانه، فضای عقلانی و آرام جامعه را متشنج کرده و جامعه را از رسیدن به یک تصمیم منطقی برای آینده مطلوب خود بازمی دارند، تا بلکه چند صباحی بیشتر بر اریکه قدرت و ثروت تکیه زنند.

در بین این دو قطبی احساسی، غیر اخلاقی و غیر عقلانی، کاندیدای دیگری به نام سید مرتضی با بازی سید جواد هاشمی قرار می گیرد؛ کسی که نماد رزمنده واقعی است، دلش برای آنچه برایش زحمت کشیده می سوزد، نگران نسل سوخته، حال و آینده کشورش است، می خواهد با منطق، عقلانیت و برنامه مند به جامعه و کشورش خدمت کند؛ بنابراین، اخلاق را قربانی سیاست و قدرت نمی کند و بر این باور است، حجب و حیا و دوری از ریاکاری باعث شده که او و امثال وی، بسیاری از واقعیات و قهرمانی ها را برای مردم نگویند.

سید مرتضی در فیلم ده نمکی، قربانی فضای دو قطبی سیاسی در کشور است؛ کسی که تلویزیون را صحنه نمایش نفسانیات خود نمی داند و حتی انصراف داده و ترجیح می دهد در این وانفسای اخلاقی بر سر بالین هم رزم سابقش که در حال احتضار ـ نمادی از به مسلخ رفتن اخلاق و صداقت در جامعه ـ است، بنشیند، تا بلکه در دعوای ساختگی این و آن، از حیثیت فرزندی دفاع کند که این دو نامادری ذره ای به آینده اش نمی اندیشند.

حکایت قهرمانان واقعی این مرز پرگهر در تراژدی ده نمکی، باز هم یا شهادت است یا کناره گیری و انزوا که البته شاید به فحش خوردن و مسخره شدن از سوی ظاهربینان می انجامد؛ اما به راستی، آنان را که بذل جان در راه خدا منتهای آرزویشان بوده، قربانی کردن آبرو که دیگر جای خود دارد.

ده نمکی هرچند در فیلمش کوشیده خطر این دو لبه قیچی را همزمان با هم نشان دهد، به نظر می رسد، خطر گروه نخست، یعنی ظاهرسازها را بسیار بیشتر و پر رنگ تر از گروه دوم نشان داده و البته شاید هم حق داشته باشد، چون علی(ع) را هم نه معاویه بلکه مقدس نماهای نهروانی به شهادت رساندند.

او در اخراجی های 3 افزون بر این که تلنگری هم به صدا و سیما می زند و شیوه مدیریت مناظرات انتخاباتی را به نقد می کشد، به دنبال دغدغه همیشگی اش، باز هم به جدال فقیر و غنی می پردازد و دوباره ضربه ای به آقازاده ها می زند؛ کسانی که با وجود انجام هر خلافی از عقوبت و مجازات معاف هستند و این مردم عامی و حاشیه نشین هستند که به دلیل حمایت نشدن، قربانی می شوند.

به هر حال، باید مصداق یابی این آدم ها را به عهده بیننده گذاشت؛ چه، شاید هر مخاطبی از زاویه نگاه خود، مصادیق متفاوتی برای هر یک از این شخصیت ها و نمادها در فضای حقیقی جامعه بیاید، ولی باید امیدوار بود که پیام اصلی این فیلم توسط مخاطبین دریافته شود که قطعا در نوع نگاه به آینده موثر خواهد بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 10:42  توسط مسعود ده نمکی  | 

جانبازان و پيشكسوتان دفاع‌مقدس به تماشاي «اخراجي‌ها3» نشستند

 

خبرگزاري فارس: صدها تن از جانبازان و پيشكسوتان عرصه دفاع مقدس شب گذشته با حضور در سينما آفريقا به تماشاي فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» نشستند

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، صدها تن از جانبازان و پيشكسوتان عرصه دفاع مقدس شب گذشته با حضور در سينما آفريقا به تماشاي فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» نشستند.
بر اساس اين گزارش، اين افراد به همراه خانواده خود از ساعت 21 تا 23 فيلم را تماشا كردند.
پيش از اين هم جمعي از معلولان كشور در اين سينما به تماشاي فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» نشسته بودند.
به گزارش فارس، «اخراجي‌ها3» ساخته مسعود ده‌نمكي هم‌اكنون با فروش بيش از 4 ميليارد توماني در صدر گيشه نوروزي سينماها قرار دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 23:52  توسط مسعود ده نمکی  | 

جرمش آن بود اسرار هویدا می کرد

http://www.absarnews.com/fa/pages/?cid=6732

ابصارنیوز/ گروه فرهنگ و هنر: امروزه کمتر کسی است که نداند فیلم‌هایی که در دنیا ساخته می‌شود هر کدام معنا و مفهومی را منتقل می‌کنند و اصلا این خاصیت هنر است که می‌تواند از طریق فهم حسی، معانی مورد نظر خود را به مخاطب منتقل کند.

زمانی که دکتر حسن عباسی در یکی از برنامه‌های اخیر صداوسیما حاضر شد به نکته جالبی اشاره کرد که بیان کننده خاصیت هنر است، و آن نکته این بود که معانی و مفاهیم در سه مرحله قابل انتقال است، وحی، عقل و حس.

اگر یک روحانی آیه‌ای از قرآن را تلاوت کند وی صرفا وحی را منتقل کرده در اینجا به دلیل سطوح مختلف ادراکات، تعداد اندکی از انسانها می‌توانند به درک واقعی معنی آن آیه نائل آیند، اگر همان روحانی معنی آیه را هم بیان کند و بعد به تفسیر آیه نیز بپردازد شمار کسانی که می‌توانند معنی و مقصود آیه را دریافت کنند بیشتر می‌شود چرا که ادراک عقلی هم به آن اضافه شده و در پی تفسیر، فهم آن آسانتر می‌شود، حالا اگر معنای همان آیه را از طریق حس که ابزارش "هنر" است منتقل کنند عام‌ترین انسانها هم می‌توانند به درک مقصود آیه برسند چرا که اینجا حس که فراگیرتر است جریان دارد.

همه اینها گفته شد تا به این نکته برسیم که چرا امروز برخی با هنر مخالفت می‌کنند، و سوال اصلی را مطرح کنیم که چرا چپ و راست حتی سایتی مثل الف که خود را اصولگرا معرفی می‌کند، فیلم اخراجی‌ها3 را مورد عتاب و خطاب خود قرار می‌دهد و آنرا فیلمی دم‌دستی معرفی می‌کند؟! مگر اخراجی‌ها3 چیست که این همه هجمه علیه آن می‌شود؟! تفاوت اخراجی‌ها3 با شماره‌های قبلی آن در چیست؟!

اخراجی‌های 1و2 روایت "سوزوکی" هاست، که در جبهه از فرش قدم به عرش الهی گذاشتند، روایت "گرینف" هاست که در جبهه همه را تکفیر می‌کردند تا خود را اثبات کنند، ریا می‌کردند تا دیده شوند، تظاهر می‌کردند تا حرفشان برش داشته باشد، روایت سردارانی است که خالصانه و مخلصانه برای خدا قدم بر می‌داشتند، اگر تکفیر می‌شدند دوباره در صف سربازان عادی قرار می‌گرفتند تا با دشمن بجنگند و با نفس خود در افتند و دنیا فریبشان ندهد، روایت همان "بزدلانی کز هراس ابتر شدند...از بسیجی‌ها بسیجی‌تر شدند" است.

اخراجی‌ها 1و2 روایت مصراع اول همین بیت بالا است، و اخراجی‌ها3 روایت مصراع دوم بیت مذکور، که اشتباه مسعود ده نمکی بیان همین مصراع دوم بود.

اگر ده نمکی روایت همان روزهای جنگ را می‌کرد و "مجید سوزوکی" ها را نمایش می‌داد تا همین الان هم محبوب برخی خواصی بود که امروز علیه اخراجی‌ها3 ده نمکی در سایتهایشان -که نام اصولگرایی بر پیشانی آن می‌زنند- قلم فرسایی می‌کنند. اما مسعود ده نمکی پا در عرصه‌ای گذاشت که نشان می‌داد چه کسانی "سوزوکی" ها را پله ترقی خود کردند، کسانی که در دوران ما هر روز عکس‌های دوران جنگشان را در تارنمای شخصی شان منتشر می‌کنند تا اثبات کنند ما هم بودیم، ما هم جنگیدیم و امروز حق ماست که ریاست کنیم!

در سالهای اخیر بعضی جرات داشتند تا روایت ناجوانمردی برخی افراد در حق بچه رزمنده ها را بگویند، اما این روایتها همه‌گیر نشد؛ تمام جامعه متوجه آن نشد، چون نوع ادراک صرفا عقلی بود؛ جرم مسعود ده نمکی آن است که آن ناجوانمردی‌ها در حق رزمنده‌هایی که برخی از آنها امروز بر تخت بیمارستان نای نفس کشیدن ندارند و آن کسانی که از استخوان شهدا برای خودشان نردبام ترقی ساخته‌اند را با حس و هنر منتقل کرد، و اتفاقا برای همین است که امروز جرم مسعود ده نمکی از "جرم" مسعود کیمیایی سنگین‌تر خیلی سنگین‌تر جلوه می‌نماید.

مسعود ده نمکی در اخراجی‌ها3 به احمدی‌نژاد هم تلنگرهایی زد، اما چرا حامیان دولت به دفاع از فیلم ده نمکی می‌پردازند، ولی در عوض مخالفان دولت کنونی فیلم ده نمکی را آبکی می‌خوانند؟! اندکی تفکر در همین سوال علت خیلی از مخالفتها را روشن می‌کند.

امروز کسانی که مخالف ده نمکی شده‌اند، همان پرچمداران "جنگ دیگر تمام شده است" هستند، که نمی‌خواهند جنگ روایت شود، اگر می‌گذاشتند رهبر معظم انقلاب بارها تاکید نمی‌کردند که «این هشت سال دوره دفاع مقدس، شامل هزاران هزار حادثه است، من می‌خواهم این را از جامعه فرهنگی هنری کشور مطالبه کنم که از این هزاران هزار حادثه، لااقل یک فهرست تهیه کنند، بنشینند فکر کنند و حوادث جنگ، دقت نظر هنرمندانه به خرج دهند؛ یک فهرست از این حوادث به وجود آورند...من اعتقادم این است که اگر این کار صورت گیرد، خواهیم فهمید که ما یک هزارم آنچه را که درباره این جنگ می باید تبیین کرد و می توان تبیین و موشکافی کرد، هنوز بیان نکرده ایم!» (در دیدار جمعی از هنرمندان و مسئولان فرهنگی و تبلیغی دفاع مقدس 6/7/79)

"من غالب این آثار هنری جنگ را یا دیدم یا شنیدم...لیکن همه اینها درمقابل آن گنجینه عظیمی که در این دفاع هشت ساله به وسیله ملت ایران بوجود آمد، چیز کمی است." (همان)

"همه جنگ، داخل جبهه‌ها نیست بسیاری از مسائل جنگ، داخل خانه‌هاست، توی راههاست، داخل دلهاست، توی مجموعه‌های تصمیم‌گیری است، توی مجامع بین‌المللی است." (همان)

حالا جالب است که پیشنهاد سایت آقای توکلی به مسعود ده نمکی این است که فیلم هایت را که ساختی، رکورد هم که زدی، عکس یادگاری هم که گرفتی حالا برگرد به عرصه مطبوعات و همان جبهه و شلمچه را بزن، فیلم‌سازی را ببوس بگذار کنار، بعد هم شاهد مثال آورده که مسعود ده نمکی باید از هاشمی رفسنجانی و علی دایی عبرت بگیرد و در اوج محبوبیت کنار برود!

معلوم نیست با کدام حجت شرعی و عقلی سایت آقای توکلی این پیشنهاد را می‌دهد در حالی که مطالبه رهبر انقلاب چیز دیگری است!

اصغر فرهادی و مسعود کیمیایی اگر هزار فیلم ضدانقلابی هم بسازند برای این جماعت بهتر از این است که مسعود ده نمکی یک اخراجی ها3 بسازد...

مسعودجان! همان‌هایی که تا دیروز پشت آوینی صفحه می‌گذاشتند، حالا پشت تصویر خودشان عکس آوینی می‌گذارند تا بگویند ما هم با مرتضی رفیق بودیم!
 
اما اصل مطلب اینجاست که چرا تکفیری‌ها شخص مسعود ده‌نمکی را تخریب می‌کنند، نه اخراجی‌ها3 را!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 23:51  توسط مسعود ده نمکی  | 

موضع سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس در باره اخراجی ها

 

 

به گزارش آتی نیوز، ستار هدایت خواه، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس در گفت وگو با این شبکه خبری، درخصوص فیلم اخراجی ها سخن به میان آورد و هر سه فیلم اخراجی ها را یک پدیده نوظهور و قابل توجه در سینمای ایران به ویژه سینمای بعد از انقلاب، بالاخص در دهه 80 و اوایل 90 دانست.

وی در تکمیل سخنان خود ابراز داشت: برخی سینماگران ما که بر خلاف معمول سینمای ایران، نگاهی به آن طرف آب ها دارند و بدون توجه به دیگران کار می کنند، این فیلم، به مسائل مبتلا به آحاد مردم پرداخته است.

این عضو مجلس در تکمیل سخنان خود ابراز داشت: برخلاف بسیاری از سینماگران که همواره با یک تضاد و با دیدی روشنفکرانه به مسائل نگاه می کنند، فیلم حاضر از زاویه دید مردم عادی به مسائل پرداخته، به همین جهت، توانسته با مردم یکدل شود و توجه هواداران بسیاری را به سوی خود جلب کند.

هدایت خواه معتقد است اخراجی ها یک پدیده قابل توجه و نقطه عطفی است که سینماگران ما باید به آن توجه کرده و آن را مورد بررسی قرار دهند.

نماینده مردم بویراحمد و دنا با بیان نقاط قوت ؛علل موفقیت این فیلم که به منظور رکوردشکنی فیلم های سینمایی وارد عرصه شده است، قاچاق غیر قانونی وغیراخلاقی این فیلم را در گرو یک انگیزه سیاسی معرفی و بیان کرد: برخی جریانات سیاسی مورد نفرت مردم، با مشاهده چهره واقعی خود توسط یک حرکت و اثر هنری که بیش از پیش برای مردم آشکار می شود دست به چنین اقدامی زدند.

هدایت خواه خاطرنشان کرد: شایان ذکر است این فیلم قبل از عرضه به بازار، توسط رسانه های بیگانه و سایت های مختلف ضد انقلاب، تبلیغ و حتی تکذیب شد و بعضی جریانات داخلی ضد انقلاب و استکباری هم با آنان همراهی کردند.

وی در تکمیل سخنان خود ادامه داد: برخی انگیزه های اقتصادی، حسادت ها و رقابت هایی که در جامعه هنری وجود دارد، در این مسئله بی تأثیر نبوده است؛ برخی رسانه ها سعی کردند این فیلم را رقیب فیلم دیگری قرار دهند و به همان میزان که علیه اخراجی ها تبلیغ سوء کردند در تبلیغ و ترویج فیلم های دیگر کوشیدند، آنان تلاش کردند به زعم خود با این تبلیغات، رکورد این فیلم را بشکنند.

هدایت خواه ادامه داد: برخی جریانات و گروه های هنری که از این جریان نفع می برند در مقابل این حرکت زشت سکوت کردند و عکس العملی نشان ندادند؛ خانه سینما که قبلاً برای فیلم هایی که به بیرون قاچاق شده بود موضع می گرفت، در این مورد کاملاً سکوت اختیار کرده و این نشان از نوعی حسادت و رقابت در جامعه سینمای ایران است.

سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه به وظائف مسئولین مربوطه اشاره داشت و تأکید کرد: وظیفه سازمان فرهنگ و ارشاد اسلامی است که نظارت کافی در این زمینه داشته باشد و به محض مشاهده چنین رفتاری عوامل اصلی را شناسایی کرده و پیگرد قانونی کند و مجرمان را به مردم معرفی نماید.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه این فیلم با زبان طنز و جذاب تهیه شده، بسیاری از واقعیات تلخ و برخی جریانات سیاسی سال های اخیر را که شاهد آن بوده ایم، برای مردم بیان کرده و یک گام برای ایجاد بصیرتی که مورد نظر مقام معظم رهبری است برای آحاد ملت بیان کرده است.

شاید بتوان گفت در میان تمام فیلم های سینمایی، اخراجی ها در مسیر ایجاد بصیرت گام برداشته است؛ کسانی که از بصیرت و روشن بینی مردم متضرر می شوند متأسفانه این گونه عکس العمل نشان می دهند.

هدایت خواه در پایان با ابراز تأسف از وجود کسانی که در مقام شعار دم از آزادی بیان و آزادی هنری می زنند، گفت: اینان کسانی هستند که زمانی «دانستن» را حق مردم می دانستند، اما الان وقتی در یک قانون کاملاً منطقی، شاهد بیان حقایقی هستند تمام شعارات خود را به فراموشی می سپارند و دست به چنین اقداماتی می زنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 15:27  توسط مسعود ده نمکی  | 

گاف اوباما شبیه یک صحنه از اخراجی‌های3

 

باراک اوباما، رییس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا که هفته پیش از نمایندگان کنگره خواسته بود 'همچون انسان‌های بالغ رفتار کنند'، در حالی که حواسش به باز بودن میکروفون نبود، جملات تندی را در خصوص یکی از جمهوری‌خواهان مخالف خود به کار برد.
 

به گزارش مشرق، ایران به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی‌میل نوشت: باراک اوباما، رییس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا که هفته پیش از نمایندگان کنگره خواسته بود "همچون انسان‌های بالغ رفتار کنند"، در حالی که حواسش به باز بودن میکروفون نبود، جملات تندی را در خصوص یکی از جمهوری‌خواهان مخالف خود به کار برد.

بنابراین گزارش، رییس‌جمهور آمریکا در این سخنان، "پل رایان"، رییس کمیته بودجه کنگره آمریکا را که از مخالفان جمهوری‌خواه وی محسوب می‌شود، به شدت مورد حمله قرار داد و وی را مدعی دروغینی دانست که به دو جنگ آمریکا رای مثبت داده اما امروز مدعی دفاع از منافع آمریکاست!

با این حال، به نوشته دیلی‌میل به نظر می‌رسد که اوباما به هیچ وجه از آنچه گفته است، پشیمان نیست! "جی کارنی"، معاون مطبوعاتی کاخ سفید در این خصوص می‌گوید: "هیچ چیزی در گفته‌های اوباما با آنچه در ملاءعام اظهار می‌دارد، متناقض نبود! آنچه وی گفته است با گفته‌هایش در مجامع عمومی کاملا هماهنگ است."

این در حالی است که رییس‌جمهوری آمریکا بارها در مجامع عمومی از رایان به خاطر تلاش‌هایش برای مابله با کسری بودجه تقدیر کرده بود!

گفتنی است، باراک اوباما طی ایام اخیر شاهد دردسرهای زیادی در تصویب بودجه مورد نظر خود با کنگره بوده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 15:26  توسط مسعود ده نمکی  | 

آقا مسعود! ای کاش همانجا می مردی

 

.ihttp://davodabadi.persianblogr/

مسعود ده‌نمکی، اخراجی "سه‌راه مرگ" شلمچه!

شهادت مسعود به نخی بند بود!
وای اگه اون گلوله‌ی مرگ‌آور مستقیم تانک عراقِ، فقط چند سانتی‌متر بالاتر می‌خورد!
نجات روشنفکران سینمای امروزی که همه‌ی عشق و افتخارشون شده چهار تا پز روشنفکری دادن توی فیلماشون و دست دادن با زن این و اون (و چه بسا دست دادن زوجه‌ی مکرمه‌ی خودشون با این و اون!) فقط به چند سانتی‌متر ناقابل بسته بود!

فکر کنم اگه دشمنان امروز ده‌نمکی، امروز این خاطره‌ی دیروزها رو بخونند، ننجون و جادوگراشون رو نفرین می‌کنند که چرا دیروز مسعود از صفحه‌ی تاریخ حذف نشد که امروز اخراجی‌ها بشود بلای جون شون تا همه‌ی بافته‌های پوچ‌شون رو بر باد بده!
وای اگه سبزهای لجنی بدونند در آن بیابان شلمچه چه گذشت؛ امروز با قدرت وحشتناک‌تری سربرفرمان "بی.بی.سی" انگلیس و "وی.او.ای" آمریکا، همه‌ی توان خودشون رو جمع می‌کردند تا از پخش اخراجی‌ها جلوگیری کنند تا کم‌تر پته‌شون در فتنه‌ی سال گذشته روی آب ریخته و شعارهای پوچ‌شون برای مردم رسواتر بشه!

جاتون خالی طبق سنوات گذشته، چند روز پیش همراه آقا "مجید جعفرآبادی" – از قدیمی‌های واحد تخریب قرارگاه و از نیروهای شهید "علی عاصمی" – خانوادگی شام مهمون آقا "مسعود ده‌نمکی" بودیم.
من که بدبختش کردم. تا تونستم دلی از عزا درآوردم و تلافی یکی دو سال گذشته رو سرش پیاده کردم.

اصلا انگار ماها آزار داریم!
بی‌خود نیست بهمون می‌گن: "شماها مشکل دارید!"
وسط عید و شادی خنده و مسخره بازیای من، یه‌دفعه جعفرآبادی گیرداد به کربلای پنج و منم شروع کردم به درآوردن ادای مسعود که توی سه‌راه مرگ جای ترکش های کهنه توی کمرش درد می‌کرد و عین گوسفند چهار دست و پا توی خاکریز وول می‌خورد!
ناله‌ای که اون از درد می‌زد، از بع بع گوسفند هم بلندتر بود. با این وجود راضی نمی‌شد خط رو ترک کنه و بره عقب.
تا مسعود گفت توی نفربری بود که یه گلوله‌ی تانک خورد زیرش ولی سالم رفت عقب، جا خوردم. اصلا حواسم نبود که مسعود اون جا بوده.

یه نکته پیش اومد که خیلی من رو به‌هم ریخت.
پسر بزرگم "سعید" که 22 سال رو رد کرده، به مسعود گفت:
- آقا مسعود، الان وقتشه شما همون کربلای پنج رو که دارید می‌گید، بسازید. من کتاب بابام‌رو که می‌خونم، همه‌ی تصویرای فیلم "نجات سرباز رایان" جلوی نظرم میاد.

حالم خیلی گرفته شد.
وای ... چقدر کم کاری کردیم!
به‌جای این که بگه: "فیلم نجات سرباز رایان رو که دیدم یاد خاطرات بابام افتادم"، برعکسش رو می‌گه!
اون و اونا تقصیر ندارند.
بله، "نجات سرباز رایان" چند سال زودتر از کتاب "از معراج برگشتگان" نوشته شده!
ولی این که چرا ما امروز زبون باز کردیم و چه می‌خواییم بگیم و چه می‌کنیم، باید با نگاه همین بروبچه‌ها و نسل امروزی‌ها تست بزنیم؛ که یه‌دفعه به‌خیال خودمون کلی راه نریم که بفهمیم همش اشتباه بوده!

 

حواس‌مون باشه که وقت زیادی نداریم!
خورشید قطب جنوب هم که باشیم، آخرش باید غروب کنیم و غزل خداحافظی رو سر بدیم!
اصلا خوبه اصل خاطره رو همراه یه خاطره دیگه در ادامه‌ی اون، از کتاب "از معراج برگشتگان" بخونید. به‌ هیچ‌وجه نمی‌تونم دوباره اون تصویرها رو جلوی چشمم مجسم کنم.


عصر روز سه‌شنبه 7 بهمن 1365، قصد کردیم یک سر به سنگر مسعود ده‌نمکی بزنیم. از کنار خاکریز راه افتادیم و رفتیم جلو. هر چه گشتیم، سنگر آنها را که قبلاً هم یک بار به آن‌جا رفته بودیم، پیدا نکردیم. از بچه‌های دیگر سنگرها سوال کردیم، سنگری را که سقف آن فرو ریخته بود، نشان دادند. با تعجب جلو رفتیم. در ورودی سنگر بسته شده بود و تنها، سوراخی تنگ برای ورود و خروج وجود داشت. مسعود را که صدا کردم، گفت: بیایید تو.

سینه‌‌خیز از سوراخ رفتیم تو. نفسم داشت می‌گرفت. ده‌نمکی، بهرامی و چند تایی دیگر از بچه‌ها دور هم جمع بودند. سنگر تاریک بود. تنها روزنه‌ی نفوذ نور، همان سوراخ ورودی بود. حالت خفقان به من دست داد. نفسم سخت بالا و پایین می‌آمد. فقط کافی بود یک کیسه‌گونی جلوی دریچه قرار بگیرد، تا نفس همه‌مان دربرود و خفه شویم. می‌خواستم هر چه زودتر خارج شوم. تعجبم از این بود که آنها چه راحت در این سنگر مانده‌اند.

قضیه را که جویا شدم، مسعود گفت: دیروز بعد از ظهر، یکی از لودرهای جهاد اومد توی خاکریز سنگر بزنه و سوله‌های کوچیک فلزی کار بذاره. آتیش دشمن شدید شد و بیچاره تند تند کار کرد. روی سنگر ما هم که خاک زیاد بود، فکر کرد خاکریزه، بیلش رو انداخت جلوی سنگر که یه‌دفعه دیدیم سنگر داره میاد روی سرمون. داد و بی‌داد راه انداختیم که نشنید و سقف همون‌‌‌طور می‌اومد پایین. شانس آوردیم روی سقف تراورس‌های کلفت و محکم بود. دست آخر یکی از بچه‌ها که بیرون بود، صدای ما رو شنید و به لودرچی گفت. خیلی خدا رحم کرد. بیچاره وقتی فهمید ما پنج شش نفری توی سنگر بودیم، وحشت کرده بود و گفت: «به‌خدا شانس آوردین. من می‌خواستم کل این‌جا رو به هم بریزم تا جا برای یه سنگر باز کنم.»
از دهنه‌ی سنگر که بیرون آمدم، نفسم تازه شد. هنوز در تعجب بودم که آنها با چه جرأتی آن‌جا مانده‌اند.
ساعتی بعد که از آن طرف رد شدم، از بچه‌ها شنیدم مسعود هم ترکشی نوش جان کرده و راهی عقب شده. حالم گرفته شد.

شدت آتش به حدی شده بود که حتی در روشنایی روز، به‌راحتی می‌شد گلوله‌های خمپاره را دید که بر زمین می‌نشست. در حالی که بالای دژ سرک می‌کشیدم تا جلو را بپایم، ناگهان چیزی که اول احساس کردم سنگ باشد، بر روی دژ خورد و منفجر شد. تازه فهمیدم که خمپاره 60 بود.

آفتاب در پشت ابرها، جا خوش کرده بود. هوا دلش گرفته بود. شاید هوس باران به سرش زده بود. اگر باران شروع می‌شد¬، کارمان زار بود. باران نیامده هم منطقه گل بود و راه رفتن در خط مشکل. نفربری که مجروح‌ها بر آن سوار بودند، از پست امداد حرکت کرد تا از سه‌راه مرگ رد شود. هر کس در دل نذری کرد تا سلامت بگذرد. صد تا صلوات هم من نذر کردم. چشمان هراسان‌مان را به آن دوخته بودیم. به سه‌راه که رسید، نگاهی به ‌تانک روبه‌رو انداختم که شر بزرگی برای ما شده بود. آتش دهانه‌اش وحشتم را بیشتر کرد. با صدایی که از ته گلویم خارج شد، آهسته گفتم: زدش ...

گلوله‌ی توپ مستقیم، همچون سنگی رها شده از قلاب‌سنگ بچه‌ای بازی‌گوش، شلیک شد. به‌راحتی می‌شد آن را دید که درست پشت نفربر، بر زمین نشست. فریاد خوشحالی بچه‌ها بر هوا رفت. موج انفجار توپ، عقب نفربر را از زمین بلند کرد، اما هیچ آسیبی به آن نرساند. نفربر، لحظه‌ای توقف کرد و مجدداً راه افتاد و با سرعت هر چه تمام‌تر از سه‌راه رد شد.

یک دستگاه نفربر پی.ام.پی که جهت آوردن مهمات به جلوترین حد ممکن آمده بود، دقایقی کنار پست امداد توقف کرد تا مجروح‌ها را سوار کنیم. مجروح‌های بد حال را که غالبا دست و پا قطع بودند، سوار آن کردیم. راننده مدام می‌گفت: زود باشین ... فرصت نیست ... الانه که تانکای عراقی بزنند.

ولی ما بدون توجه به حرف او، تا آن‌جا که جا داشت مجروح‌ها را سوار کردیم. حتی آنها را به هم فشار می‌دادیم تا تعداد بیشتری جا شوند. ناله‌ی بیشتر آنها بلند شد، ولی کاری نمی‌شد کرد. معلوم نبود کی وسیله‌ی دیگری برای بردن مجروح‌ها بیاید. خوب که مطمئن شدیم دیگر جایی برای کسی نیست، به‌زور در نفربر را بستیم و از بیرون قفل کردیم. باقی مجروح‌ها به داخل پست امداد رفتند تا همچنان منتظر آمدن آمبولانس بمانند.

نفربر با تکانی از جا کنده شد و به راه افتاد. هر چه سلام و صلوات که به ذهن‌مان رسید، نذر کردیم تا سالم از سه‌راه مرگ رد شود. همین که به سه‌راه رسید، تانکی که همچون گرگی گرسنه در کمین نشسته بود، از سمت چپ به طرفش شلیک کرد.

در مقابل چشمان وحشت‌زده و مبهوت ما، گلوله‌ی مستقیم تانک به پهلوی نفربر خورد، آن را جر داد و با ورود به داخل آن، در جا منفجر شد و نفربر را به کنار خاکریز پرتاب کرد. به دنبال آن، باران خمپاره و توپ بود که باریدن گرفت. به هیچ وجه نمی‌شد کاری کرد. در نفربر از بیرون قفل شده بود و مجروح‌ها که لای همدیگر فشرده بودند، میان آتش می‌سوختند. صدای دل‌خراش جیغ که از حلقوم آنها به هوا برمی‌خاست، تنم را به لرزه انداخت. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم جیغ مرد، این‌گونه سوزاننده باشد.

به زمین و زمان فحش می‌دادم و بیشتر به خودم که هر چه راننده گفت: "بسه دیگه ... جا نداره" به حرفش گوش ندادم و تعداد بیشتری را سوار آن ارابه‌ی آتشین مرگ کردم. حالا خودم را روی سینه‌ی سرد خاکریز ول کرده بودم و همچون کودکان مادرمرده، زار بزنم و هق‌هق بگریم. نه فقط من، همه‌ی بچه‌ها همین احساس را داشتند. دود خاکستری و سیاه همراه با بوی گوشت سوخته، منطقه را پر کرد. آفتاب خیلی زودتر داشت غروب می‌کرد و هوا تاریک می‌شد! قاطی کردم. هذیان می‌گفتم. کنترلم دست خودم نبود. اصلا نمی‌فهمیدم کجا هستم و چه می‌کنم. فقط به صدای جیغ آنها گوش می‌کردم که جلوی چشمانم داشتند می‌سوختند و من فقط تماشاچی بودم.

رو کردم به آسمان. به هر کجا که احساس می‌کردم خدا آن‌جا نشسته و شاهد این اتفاقات است. از ته دل فریاد زدم. چشمانم را بستم، دهانم را باز کردم و ... کفر گفتم. عربده زدم و با های های گریه، گفتم: خدایا ... اگه من رو شهیدم کنی، خیلی نامردی. اون دنیا آبروت رو جلوی شهدا می‌برم. می‌گم که من نمی‌خواستم شهید بشم و این به‌زور من رو شهید کرد ... خدایا، بذار من بمونم، برم توی این تهران خراب شده، یه ورق کاغذ به‌م بده تا توی اون بگم توی سه‌راه مرگ شلمچه چی گذشت.

شب که شد، نفربر هم از سوختن خسته شد و از نفس افتاد! یعنی دیگر چیزی برای سوختن نداشت. در آن را که باز کردند، یک مشت پودر استخوان سوخته کف آن جمع شده بود. معلوم نبود که چند نفر بودند و کی بودند ... هیچی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 22:20  توسط مسعود ده نمکی  | 

امشب رفتم و فیلم عوام پسندانه و بی ارزش اخراجی ها را دیدم

 

http://asheghvatan.blogfa.com/post-61.aspx

الان که دارم این پست رو مینویسم همچنان اشک از

چشمانم جاریست.

بله من امشب رفتم و فیلم عوام پسندانه و بی ارزش

اخراجی ها رو دیدم. تمام توصیفاتی که دربالا گفتم

حرف های عده ای است که سینما را برای خود و

افکار خود می دانند و فیلم را فقط یک اثر هنری محض

می دانند. اما اخراجی ها حرف دل من بود وشاید حرف

دل ما.اخراجی ها درد ما بود بازهم برادر مسعود ثابت

کرد همچنان همان کسی است که شلمچه اش توقیف

بود و فقر وفحشایش بایگانی. چیزی را گفت که سال ها

بغض بود در گلویمان حرفی را زد که فریادمان بود.

سال ها گرگ ها در لباس میش ما و آرمان مان را مصادره

کردند و اسم ما را خراب. سال ها نام آوران جبهه ها در کنج

تنهایی خویش با خاطرات زندگی کردند و فراری ها پز جنگ

دادند.در هر بزنگاهی بازهم این بچه بسیجی های واقعی

بودند که می آمدند و ترسوها به دنبال پناهگاه.

برادر مسعود حرفمان را زد دردمان را گفت: که ایران ببین

چه کسانی برای تو جانشان را دادند جوان ببین واقعیت ها

را.آقا مسعود همان مسعود همیشگی بود نه رنگ عوض

کرد برای جذب مخاطب نه مسیر.حرفی زد که هنوز اشک

در چشمانمان جاریست مظلومیت عرشیان و دریدگی

فرشیان.در آخر با اجازه برادر مسعود.

بزدلانی کز هراس ابتر شدند

از بسیجی ها بسیجی تر شدند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 22:16  توسط مسعود ده نمکی  | 

گزارش فارس از نشست انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان؛

 

گزارش فارس از نشست انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان؛
ده‌نمكي: بعد از شكست در تحريم، به قاچاق «اخراجي‌ها3» پرداختند

خبرگزاري فارس: فروش 4ميلياردي نشان‏دهنده اين است كه يا مردم شبكه‌هاي ماهواره‌اي را تماشا نمي‌كنند يا به حرف‌هاي آنها گوش نمي‌دهند چراكه فروش 4ميلياردي يك فيلم بعد از تحريم و قاچاق آن تنها در ظرف مدت 20 روز حادثه‌اي غيرمترقبه در تاريخ سينماي ايران است.

به گزارش خبرنگار سينمايي باشگاه خبري فارس (توانا)، عصر سه‌شنبه (23 فروردين‌ماه) نشست نقد و بررسي فيلم «اخراجي‌ها3» با حضور مسعود ده‌نمكي (كارگردان، تهيه‌كننده و نويسنده)، محمدرضا شريفي‌نيا (بازيگر)، محمدتقي فهيم (منتقد) در انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان برگزار شد.
بنا براين گزارش، در ابتداي برنامه و قبل از اكران فيلم، عليرضا سربخش از حضار دعوت كرد تا براي جلسه نقد نيز حضور داشته باشند و در عين حال گفت: خواهش مي‌كنم از تلفن‌هاي همراهتان براي فيلم‏برداري از فيلم استفاده نكنيد.
به گزارش فارس، در شروع جلسه نقد محمدتقي فهيم با اشاره به ايجاد سوءتفاهم در يك رسانه پيرامون «اخراجي‌ها3 » گفت: مجله «پنجره» اخيراً با بنده مصاحبه‌اي انجام داد كه بنا به درخواست خودم قرار بود قبل از چاپ از طرف من متن گفت‏وگو ديده و ويرايش شود اما متأسفانه نه تنها به رويت من نرسيد بلكه ديدم اين گفت‌و‏گو تحت عنوان يك مقاله چاپ شده و هدف مورد نظر من نيز منعكس نشده است، به هر حال در رسانه بازتاب‌هاي مختلف از يك موضوع واحد وجود دارد و در مورد «اخراجي‌ها» و صحبت‌هاي آقاي ده‌نمكي نيز همواره همين طور بوده است، حال بايد از مسعود ده‌نمكي پرسيد در «اخراجي‌ها3» چه گذشت كه حاصل آن جذب چنين مخاطبي بود؟

* «اخراجي‌ها3» حرفي بالاتر از جناح‌هاي سياسي دارد
ده‎نمكي ضمن تبريك سال نو در پاسخ به اين سؤال اظهار داشت: احساس مي‌كنم «اخراجي‌ها3» حرفي بالاتر از جناح‌هاي سياسي دارد، اين فيلم در مورد آداب دموكراسي و مردم‎سالاري صحبت مي‌كند و به نظرم «اخراجي‌ها3» نيز مانند «اخراجي‌ها» و «اخراجي‌ها2» حرف جديد را در ساختاري جديد بيان كرد.
وي در ادامه افزود: معتقدم نمي‌شود سر مخاطب را كلاه گذاشت، اين كه فيلمي از لوگو و هم‎نامي بازيگران يك فيلم تقليد كند و فكر كند كه مي‌تواند بدين وسيله جذب مخاطب انجام دهد اشتباه است، كما اينكه اين اتفاق نيز افتاد و همه نتيجه آن را ديدند چراكه چيزي غير از فيزيك فيلم در جذب مخاطب مؤثر است.

* «اخراجي‌ها» يك نوآوري در سينماي ايران است
در ادامه برنامه شريفي‌‌نيا در پاسخ به سؤال فهيم مبني بر اينكه: "آيا «اخراجي‌ها3» بر شريفي‌نيا استوار است يا خير؟ "، اذعان داشت: فكر مي‌كنم تنها يك نفر نيست كه فيلم را مي‌سازد و تمامي عوامل در تأثيرگذاري يك اثر نقش دارند، در مورد «اخراجي‌ها3» نيز بايد بگويم فيلم‎نامه «اخراجي‌ها» كه در همان ابتداي كار نوشته شد و به طور كل موضوع و پرداخت چنين موضوعي صرف‎نظر از دل و جرأت يك نوآوري در سينماي ما محسوب مي‌شد. در خصوص تركيب بازيگران نيز بايد بگويم من نيز يكي از عوامل فيلم بودم و با توجه به آشنايي مردم با شخصيت‌هاي «اخراجي‌ها»، مخاطبان نوعي دل‎بستگي به اين شخصيت‌ها پيدا كردند و علاقه‌ دارند ببينند در جنگ و اسارت و آزادي چه اتفاقاتي براي آنها رخ مي‌دهد و در ارتباط آنها با همسر و فرزندان و دوستان و جامعه چگونه‌اند، به عنوان مثال كنجكاوند در مورد حاجي گرينوف و بقيه شخصيت‌ها بيشتر اطلاعات كسب كنند.
وي افزود: به هر حال هيچ‎كاري قائم به فرد نيست و همه عوامل در اين سه‎گانه در راستاي كاري گروهي حركت كرديم البته با رهبري نويسنده و كارگردان اين فيلم؛ و بايد تأكيد كنم در هر 3 قسمت فيلم عوامل با هم همدل بودند و به خاطر همين فيلم بر دل نشسته است.

* در «اخراجي‌ها3» طنز تنها نمك كار بود
بر اساس اين گزارش، در ادامه محمدتقي فهيم گفت: برخي اين ايراد را از فيلم مي‌گيرند كه زبان فيلم يك‎دست نيست و تشتت ژانرهاي طنز، سياسي، تراژدي، موزيكال و . . . در فيلم موج مي‌زند، ده‎نمكي در واكنش به اين اظهار نظر بيان داشت: من اين مسئله را ايراد فيلم نمي‌دانم و معتقدم هر فيلمي داراي فراز و فرودي است و ما در «اخراجي‌ها3» شاهد جابه‎جايي حس‌ها هستيم. در جايي از داستان مي‌خنديم و در جايي گريه مي‌كنيم، و اين سير در ابتدا نيز وجود داشت. در «اخراجي‌ها» داستان با خنده شروع و با اندوه و بغض به پايان مي‌رسد. اين در حالي است كه بسياري قصد ساختن فيلم ترسناك را دارند اما مخاطب را به خنده وامي‌دارند اما من در 3 اثر «اخراجي‌ها» قصد داشتم مخاطبانم توأمان بخندند و گريه كنند و بايد بگويم در «اخراجي‌ها3» طنز تنها نمك كار بود.
محمدرضا شريفي‌نيا در خصوص اينكه در «اخراجي‌ها3» با توجه به شلوغ بودن صحنه‌ها و سخت بودن فيلم، سكانس‌ها چقدر متكي بر متن و چه ميزان بر بداهه استوار بوده، تأكيد كرد: شخصيت‌هاي فيلم در «اخراجي‌ها» و «اخراجي‌ها2» شكل گرفته بودند و به طور ويژه در «اخراجي‌ها3» به متن وفادار بوديم و ديالوگ‌ها خيلي به بداهه متكي نبودند، به طوري كه قبل از هر صحنه همه موارد تنظيم مي‌شد و بعد كار انجام مي‌شد.

* بعد از شكست در تحريم، به قاچاق «اخراجي‌ها3» پرداختند
به گزارش فارس، در ادامه جلسه ده‌نمكي در پاسخ به سؤال يكي از حضار درباره چرايي تشويق شبكه‌هاي ماهواره‌اي بر تحريم «اخراجي‌ها3» اظهار داشت: خيلي از مردمي كه اين شبكه‌ها را نيز تماشا مي‌كردند، آمدند و فيلم را ديدند و من در سينماهاي مختلف شاهد اين بودم كه از قشرهاي مختلف براي ديدن «اخراجي‌ها3» به سالن‌ها مي‌آمدند و بعد از شكست اين تحريم، به قاچاق آن نيز دست زدند.
شريفي‌نيا نيز در اين راستا گفت: فروش 4 ميلياردي اين فيلم نشان دهنده اين است كه يا مردم به طور كلي شبكه‌هاي ماهواره‌اي را تماشا نمي‌كنند و يا اگر تماشا مي‌كنند به حرف‌هاي آنها گوش نمي‌دهند چراكه فروش 4 ميلياردي يك فيلم بعد از تحريم و قاچاق آن تنها در ظرف مدت 20 روز حادثه‌اي غيرمترقبه در تاريخ سينماي ايران است و اينكه اگر بخواهيم به دليل اين موفقيت پي ببريم بنده شخصا فكر مي‌كنم بايد گروه تحقيقاتي در اين خصوص تحقيق كنند و به نتيجه برسند و بيان دلايل آن در چند سطر نمي‌گنجد.
بنا براين گزارش ده‌نمكي در پاسخ به اين سؤال كه چرا در فيلم از موسيقي مهيج استفاده كرده‌ايد، خاطرنشان كرد: برخي از سياسيون از سر بي‌اطلاعي يا به‏عمد در مسائل انتخابات براي اينكه رأي بياورند از اين دست كارها استفاده كرده بودند.

* تنها از برخي نما‌دها استفاده كرديم، تا «اخراجي‌ها» تاريخ مصرف نداشته باشد
در ادامه جلسه يكي از حضار در همين راستا كارگردان «اخراجي‌ها3» را مورد سؤال قرار داد و گفت: اگر داستان فيلم برگرفته از انتخابات 88 است چرا از عوامل بيروني و خارجي حرفي به ميان نمي‌آيد؟
ده‌نمكي در پاسخ تأكيد كرد: ما در ايران غضنفر زياد داريم و من فكر مي‌كنم مشكل كشور ما همين‌‌هاست چرا كه كار دشمن را راحت كرده‌اند.
وي اظهار داشت: در آينده هم ممكن است اين دعواهاي قرمز و آبي و اين ارزش فروشي‌ها تكرار شود، اتفاقاً بين اصولگراها! و مي‌بينيم كه هم‌اكنون نيز اين قضايا وجود دارند، حتي خيلي شديدتر و متأسفانه غيراخلاقي‌تر، اما ما سعي كرديم تنها از نمادهاي اين جريان استفاده كنيم و زياد به موضوع انتخابات نزديك نشويم چراكه در اين صورت فيلم داراي تاريخ مصرف مي‌شد.
شريفي‌نيا نيز درباره شخصيت حاجي‌گرينوف و اينكه آيا مصاديقي براي اين نقش داشته يا خير، عنوان داشت: اين نقش تلفيقي از چند شخصيت بود اما با توجه به اينكه هر نقش بايد داراي جهان‌بيني باشد، ما سعي كرديم كساني را به عنوان متر در كنار خود داشته باشيم.

*ده‌نمكي: براي گفتن حرف‌هايم، از هيچ‎كس اجازه نمي‌گيرم
در ادامه برنامه ده‌نمكي در پاسخ به سؤال يكي از تماشاگران مبني بر اينكه: "آيا شما براي فروش بالاي فيلم رانت‌هايي داشتيد يا خير؟ "، گفت: خيلي‌ها از پيشينه من در نشريات «جبهه» و «شلمچه» اطلاع دارند؛ ما عادت كرده‌ايم كه با سيلي روي خود را سرخ كنيم و من هيچ‏وقت ناله نمي‌كنم درضمن براي گفتن حرف‌هايم نيز از كسي اجازه نمي‌گيرم به ويژه اينكه ما داستان انتخابات را دست انداختيم و نشانه شناسي مردم نيز در اين مورد خيلي خوب بود.
ده‌نمكي در ادامه برنامه در خصوص اينكه برخي معتقدند در تصوير كشيدن جانبازها آن‏چنان دقت نشده و اينكه چرا بيژن اينگونه است، بيان داشت: بايد فيلم را به صورت جامع مورد بررسي قرار داد؛ به عنوان مثال ما در مناظره دباغ و گرينوف حتي در هجو نيز درباره جنگ حرف زديم، در ضمن درمورد بيژن نيز بايد بگويم بر اساس حرف شهيد باكري، افراد پس از جنگ به چند دسته تقسيم شدند و براي اين شخصيت همين كه دست از دزدي كشيده و كفشدار مسجد شده، كافي است. حال وضعيت بايرام و گرينوف و بقيه به گونه‌اي ديگر است، درضمن معتقدم بايد فيلم مخاطب را به شگفتي وادارد و نمونه آن رئيس منكرات شدن حسام نواب‌صفوي در فيلم است.

*ده‌نمكي: «اخراجي‌ها»ست كه مرا رها نمي‌كند
اين كارگردان درباره ادامه اين داستان در «اخراجي‌ها4» و در واكنش به اظهار نظر محمدتقي فهيم مبني بر اينكه برخي‌ها مي‌گويند ده‌نمكي «اخراجي‌ها» را رها نمي‌كند و نيز درباره درآمدهاي فيلم خود، گفت: در حقيقت اين «اخراجي‌ها» است كه من را رها نمي‌كند، درضمن در مورد درآمد فيلم نيز بايد بگويم تمام درآمد حاصل از اين فيلم قرار است صرف يك كار تحقيقاتي در حوزه دفاع مقدس شود.
وي افزود: آقاي حيايي نيز پس از مطلع شدن از اين موضوع با ما قرارداد سفيد امضا كردند و آقاي شريفي‌نيا نيز جز در بخش اوليه در تمامي مراحل اين سه فيلم هيچ قراردادي را امضا نكردند.
شريفي نيا نيز در اين راستا درباره چگونگي ايجاد تركيب شريفي‌نيا و ده‌‌نمكي خاطرنشان كرد: در يك شب باراني من و مسعود طي صحبتي همكاري خود را آغاز كرديم و به‏خلاف نظر برخي كه معتقد بودند ده‌نمكي بايد با آدمي بسيجي كاركند و نه با شريفي‌نيا و شريفي‌نيا نيز نبايد با ده‌نمكي كار كند چون بسيجي نيست، ما با يكديگر همكاري كرديم و از اين همكاري نيز راضي هستم.
اين بازيگر بيان داشت: درخصوص درآمد فيلم بايد بگويم در جريان توليد تنها 30درصد فروش نصيب تهيه‌كننده مي‌شود؛ يعني از 3 ميليارد، 1 ميليارد به تهيه‌كننده مي‌رسد. فروش «اخراجي‌ها3» تازه از اين به بعد سود آن خواهد بود، چراكه هزينه‌ توليد اين فيلم 2 الي 3 برابر فيلم‌هاي عادي بود.
به گزارش فارس، ده‌نمكي در باره چگونگي شكل‌گيري «اخراجي‌ها3» خاطرنشان كرد: نوشتن فيلم‏نامه اين فيلم دقيقاً پس از پايان «اخراجي‌ها2» در ذهنم نقش بست و پس از دو سال با تشكيل كارگاه نگارش آن، به نتيجه رسيد و پيش‌توليد رسمي سه ماه و فيلم‏برداري اين فيلم 45 روز به طول انجاميد.

* قرار نيست تمام اخراجي‌ها، معراجي باشند
اين كارگردان در پاسخ به اين سؤال: "براي ساختن اين فيلم از برخي از افراد نترسيديد؟ "، اذعان داشت: معتقدم سياست بايد عين ديانت باشد نه بالعكس چراكه اين ديانت ما است كه سياست ما را بايد رقم بزند، من در يكي از سكانس‌هاي «اخراجي‌ها2» شاهد بودم كه بر سر جريان پيدا شدن عمامه زماني بايرام پيشنهاد مي‌دهد كه عمامه را بر سر گرينوف بگذارند، تماشاگران براي نجات روحاني داستان هيجان‌زده مي‌شدند و دست مي‌زدند و در «اخراجي‌ها3» نيز قصد داشتم مرزبندي بين كساني كه حامي دين هستند با كساني كه با دين قصد حمايت از خود را دارند ايجاد كنم، ضمن اينكه اين فيلم براي قشر خاصي ساخته نشده و تمام اخراجي‌ها هم قرار نيست معراجي باشند.
انتهاي پيام/ا*

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 13:15  توسط مسعود ده نمکی  | 

تابناک:همدردی با کسی که پیام اخلاقی اش را با بی اخلاقی پاسخ ادند

http://www.tabnak.ir/fa/news/158088/همدردی-با-کسی-که-پیام-اخلاقی-اش-را-با-بی-اخلاقی-پاسخ-گفتند

اخراجی های 3، آخرین ساخته مسعود ده نمکی، در حالی در صدر اکران های نوروزی است که می توان آن را واگویه ای از تراژدی اخلاق در جامعه سیاسی ایران نامید و جالب اینکه خود هم قربانی این دست بی اخلاقی ها شده است.

به گزارش «تابناک»، مسعود ده نمکی در این فیلم، رخدادهای انتخابات سال 88 را دستمایه فیلم خود قرار داده تا با زبانی طنز، تراژدی اخلاقی را در جامعه روایت کند که تاکنون هم اثرات مخرب آن در جامعه ایرانی دیده می شود.

بنا بر این گزارش، شب گذشته به همت انجمن معلولین و جمعی از جانبازان جنگ تحمیلی، جمع بسیاری ـ نزدیک به هزار نفر ـ از معلولین جسمی حرکتی و همچنین گروهی از جانبازان، در اعتراض به قاچاق اخراجی های 3 در سینما آفریقای تهران، واقع در خیابان حضرت ولیعصر(عج) گرد هم آمده و به نشانه اعتراض به این رفتار غیر اخلاقی و همدردی با عوامل فیلم، به دیدن آخرین اثر ده نمکی نشستند.

در این جمع فرهنگی که علاوه بر کارگردان اخراجی های3، برخی از بازیگران فیلم از جمله سید جواد هاشمی، محمدرضا شریفی نیا، حسام نواب صفوی، امین حیایی، رز رضوی و... حضور داشتند، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم حضور یافت و در کنار این جمع به تماشای فیلم نشست.

نکته جالب توجه در این مراسم ـ که به صورت اکران خصوصی برگزار شده بود ـ استقبال جالب توجه حضار از مضامین و مفاهیم فیلم بود که در گفت وگوی خبرنگار ما با چند تن از مهمانان، این نکته به روشنی آشکار بود؛ افزون بر اینکه بیشتر حضار با علاقه خاصی از بازیگران و کارگردان فیلم درباره برخی نکات فیلم به بحث نشسته و نسبت به پیام اصلی فیلم ابراز رضایت می کردند.

گفتنی است، پس از رکورد شکنی دوباره اخراجی های 3 در همان روزهای اولیه دوره اکران خود، جریانی پشت پرده اقدام به تکثیر غیرمجاز این فیلم نمود که با وجود اینکه برخی عوامل این رفتار غیر اخلاقی شناسایی شده اند، ولی تاکنون هیچ کاری مبنی بر جلوگیری از فروش نسخه های قاچاق این فیلم در سطح شهر نشده و معلوم نیست چه کسانی و با چه هدفی در صدد ضربه زدن به این فیلم و کارگردان آن هستند!

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 22:49  توسط مسعود ده نمکی  | 

حمایت معلولان از "اخراجی‌ها 3" باعث شرمندگی دزدان فرهنگی و معلولان روحی است

 

حمایت معلولان از "اخراجی‌ها 3" باعث شرمندگی دزدان فرهنگی  و معلولان روحی است

کارگردان فیلم سینمایی "اخراجی‌ها 3" با اشاره به حمایت ویژه معلولان از این فیلم تاکید کرد این موضوع باید برای دزدان فرهنگی و فعالان شبکه قاچاق باعث شرمندگی باشد.

مسعود ده‌نمکی که دوشنبه شب 22 فروردین‌ماه مهمان معلولان در اکران ویژه "اخراجی‌ها 3" بود گفت: دیروز معلولان جسمی تهران در اکرانی ویژه و اقدامی نمادین من و تعدادی از بازیگران "اخراجی‌ها 3" را برای دیدن فیلم به سینما آفریقا دعوت کردند و از ساعت 19 تا 21 میزبان ما بودند.

این نویسنده و کارگردان ادامه داد: حمایت معنوی این معلولان نشان دهنده روح بزرگ آنان است و باعث شرمندگی دزدان فرهنگی و کسانی است که شبکه قاچاق را هدایت می‌کنند، آنهایی که در مقابل این اتفاق سکوت کردند و روح معیوبشان را نشان دادند باید از این معلولان بزرگواری را بیاموزند.

در جلسه اکران ویژه فیلم سینمایی "اخراجی‌ها 3" که دیروز بعد از ظهر در سینما آفریقا برگزار شد، امین حیایی، محمدرضا شریفی‌نیا، رز رضوی، حسم نواب صفوی و سیدجواد هاشمی در کنار مسعود ده‌نمکی حضور داشتند، محسن رضایی یکی از نامزدهای انتخابات سال 88 هم در این مراسم حضور داشت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 12:5  توسط مسعود ده نمکی  | 

محسن رضائی:اخراجي‌ها3» از جانبازان تقدير شايسته‌اي كرده است

 
 
محسن رضايي در گفت‌وگو با فارس؛
«اخراجي‌ها3» از جانبازان تقدير شايسته‌اي كرده است

خبرگزاري فارس: دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه من چون خودم يكي از كانديداهاي رياست جمهوري بودم، اخلاقا درست نيست درباره فيلم نظر بدهم، گفت: «اخراجي‌ها3» تقدير شايسته‌اي از جانبازان كرده است.

«محسن رضايي» دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام شب گذشته پس از تماشاي فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» در سينما آفريقا در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس، درخصوص اين فيلم گفت: به دليل اينكه من خودم يكي از كانديداهاي رياست جمهوري بودم، اخلاقا درست نيست درباره فيلم نظر بدهم؛ ولي به نظرم «اخراجي‌ها3» تقدير بسيار خوبي از جانبازان كرد.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا مصاديقي از دوران كانديداتوري خودتان را در اين فيلم ديديد يا خير، افزود: بحث را نبايد شخصي كرد. اين فيلم داراي پيام‌هايي بود كه نبايد آن را شخصي كرد.
رضايي در پايان درباره لزوم ساخت فيلم‌هاي سياسي، بيان داشت: مردم در همه ابعاد نياز به سوژه‌هاي مختلف دارند كه يكي از آن‌ها هم موضوعات سياسي است.
به گزارش فارس، جمعي از معلولان كشور شب گذشته به صورت خودجوش در اعتراض به انتشار نسخه قاچاق «اخراجي‌ها3»، به همراه محسن رضايي، مسعود ده‌نمكي، محمدرضا شريفي‌نيا، سيدجواد هاشمي، امين حيايي و حسام نواب‌صفوي در سينما آفريقا به تماشاي اين فيلم نشستند.
سومين قسمت از سه‌گانه اخراجي‌ها با بياني طنز به موضوع انتخابات رياست جمهوري سال 88 پرداخته است.
انتهاي پيام/و/6

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 12:4  توسط مسعود ده نمکی  | 

استقبال جمعي از معلولان كشور از «اخراجي‌ها3»

 

 

 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9001230149

محسن رضايي» به تماشاي فيلم ده‌نمكي نشست؛

استقبال جمعي از معلولان كشور از «اخراجي‌ها3»

خبرگزاري فارس: جمعي از معلولان كشور شب گذشته به همراه محسن رضايي، مسعود ده‌نمكي، محمدرضا شريفي‌نيا، سيدجواد هاشمي، امين حيايي و حسام نواب‌صفوي به تماشاي فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» در سينما آفريقا نشستند.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، جمعي از معلولان كشور شب گذشته به تماشاي فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» نشستند.
در اين برنامه كه در سينما آفريقا و به صورت خودجوش برگزار شد، افرادي چون «محسن رضايي» دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، «مسعود ده‌نمكي» كارگردان، «محمدرضا شريفي‌نيا»، «سيدجواد هاشمي»، «امين حيايي» و «حسام نواب‌صفوي» بازيگران فيلم حضور داشتند.
اعضاي انجمن دفاع از حقوق معلولين ايران پس از تماشاي سومين قسمت از سه‌گانه اخراجي‌ها، ضمن استقبال از فيلم، به عكس گرفتن با بازيگران و خوش و بش با يكديگر پرداختند.
به گزارش فارس، اين مراسم در اعتراض به انتشار نسخه قاچاق «اخراجي‌ها3» برپا شده بود.
انتهاي پيام/و/5

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 11:43  توسط مسعود ده نمکی  | 

امکان نمایش اخراجی ها در دانشگاهها فراهم شد

 

موسسه فیلم ایران امکان نمایش اخراجی ها ۳ را در دانشگاهها فراهم کرد .

متقاضیان جهت کسب اطلاعات بشتر با شماره  تلفن زیر تماس حاصل نمایند

۰۹۱۲۵۰۱۵۰۸۹

۲۲۳۵۶۵۲۵-۰۲۱

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 14:7  توسط مسعود ده نمکی  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 10:13  توسط مسعود ده نمکی  | 

حالا پا برهنه ها هم سینما دارند

 

http://kat-dobare.blogfa.com/

 

نوروز امسال «اخراجي ها3» را خيلي ها به تماشا نشستند. برنامه هفت شبكه سوم سيما نشستي را دو شب پيش با حضور «مسعود ده نمكي»(نويسنده، كارگردان و تهيه كننده) تدارك ديد. آقامسعود در اين گفت و گوي زنده تلويزيوني، خاطرات بسياري را در ذهنم متبادر می كرد.

ياد آن روزها بخير... مسعود ده نمكي كه در اوج هجمه به اعتقاداتش از سوي مطبوعات آن روزها- كه بوي خون مي داد- ، رنج نامه هايي از جماعت پابرهنه منتشر مي نمود كه با عناوين غريب و مهجوري چون: "شلمچه"،"جبهه"،"صبح دوكوهه" جاي نشريات وزين را تنگ مي كرد. هركسي پيگير نشرياتش بود مي فهميد كه با دست خالي و خون دل اين اوراق به گيشه ها رسيده. هفته نامه اش از بي پولي گاهي دوهفته نامه مي شد و گاهي هم ماهنامه و...؛ چون سر در آخور بيت المال نداشت و اسپانسري نبود كه از اين چرند و پرندِ اين جماعتِ انصارصفتِ گداگشنه حمايت نمايد. اصلا به آنها چه مربوط است جوانيِ خود را اتلافِ انباشت سرمايه همين حضرات و حراست از ناموس و خاك و در كنار اينها هزينه مفاهيم نامأنوسي چون امتثال امر مولي كرده بودند؟ يا نه ... اصلا خدا قبول كند ... بس است ديگر! ديگر چه مي خواهيد؟! ... و يا سهميه هاي آنچناني هم آنقدر بگيريد و بي خيال شويد. بايد حرفهاي قشنگ تري براي تعالي مردم زد. چرا بايد نام خياباني را "شهيد خالد اسلامبولي" گذاشت؟ "مردم" نامهاي بنفشه و ميخك و لاله را مي خواهند... ديگر دوران این جماعت پردرد تمام شده بود و هرچند كه سخنانشان ناتمام... .

ولي آقامسعود را اين حرفها كر و كور و مرعوب نكرد. از پا ننشست و برخاست. به هر قيمت و هر توسري خوردني بود قيام كرد كه "«(قل إنما أعظكم بواحده أن تقوموا لله...)»".

اين جماعت مستضعف كه بقول امام روح الله صاحب انقلاب و هميشه بهترين پاسبان انقلابش بوده، بُغضي سي و اندي ساله دارد و مُهري بر زبان. اينكه اين مُهر چگونه بر دهانش نشست خود بحث مفصلي است كه گروهي را به تزوير بوده و گروهي به استناد اصل: "آنكه را اسرار حق آموختند..." و گروهي... (كه بماند).

آقامسعود از جماعت ديگري است كه ضرورت انتقال مفاهيم را درك كرده. فهميد كه بايد رسانه داشت. "شتاب زده" به اين عرصه شتافت و البت از سرتكليف تا اين مقدار هم به تاراج و اين بُغض نيز به خاك نروند. فهميد پابرهنه ی صاحب انقلاب تريبون مي خواهد كه ناگفته سخن بسيار است. ولي صدايي نمي رسد به آنانكه بر سفره پابرهنگان نشسته اند و بدمستي مي كنند. شايد هم صلاح و قرار نيست كه صدايي برسد.

بالاخره اين بُغض ميتركد و مسعودِ قشر "پابرهنه و مستضعف" وارد اين حوزه ها مي شود و البته "پابرهنه". بُغض سي و اندي ساله اين جماعت كه مي تركد، مي شود: پرفروش ترين هاي تاريخ يك ملت؛ همچون «اخراجي ها»ي آقامسعود و «دا» سيده زهرا خانم. و با اين ناگفته هاي خاك خورده "سخن كز دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند"  تضمين مي شود.

حالا اين پابرهنه جماعتي كه تريبون نداشت، امروز رسانه هايي يافته كه شايد ديگر هيچگاه نداشته باشد و به آن اضافه كنيد اين همه مخاطب بي نظير و اين همه چشم و گوش مشتاق. حالا بيا و حرفهايت را در اين مجال، اصلي و فرعي كن كه خود بحث مفصلي است... حالا مسعود از كجا بگويد؟ از كدام سال شروع كند؟ به كدام ماه و روز بزند؟ اين هنر آقا مسعود هست كه بايد ديد چه مي كند. اين همه گوش و چشم كه در پس طنز و گاهي هجو بتواند مفاهيم ناگفته اي را لمس كند يا حداقل فقط يكبار هم كه شده با اين معاصرين حاضر در زمان خود برخورد كند به عنوان يك نگاه ، يك انديشه و...؛ همان كه بقول امروزي ها نبايد قضاوتي از آن داشت چون هريك براي خودشان، عقيده شان عزيز است. بماند كه زوال اين سخن را توسط داعيان آن به نظاره نشسته ايم... .

و اما سخني با آقا مسعود عزيز كه دو شب پيش چشيدم:

نوجواني بيش نبودم كه با نشرياتت آشنا شدم و به سالهاي نوجواني ام به رفاقت برگزيدمش. خوب مي دانم كه هنوز هم بُغضهاي بسياري هست... اصلا معتقدم که تو هر روزت بُغض شده است و نمي داني از كجا بگويي. از روزهاي سخت جنگ وآتش و خون كه هم حواشي آن را مي داني و هم سلامتِ جماعت همرنگ و يكرنگ را لمس كردي و معجوني از خون و دود و آتش را در خاكهاي تفتيده جنوب نهان كرده اي و ثمره تاراج جهادت در ايام سازندگي و اصلاحات و پس از آن، خون نامه هايي شد كه روزي نشريه بود وانگهي مستند و فيلم سينمايي و فردا هر آنچه بتوان پيامت را رساتر به همه برساند.

آن شب آنچه در چشمان آقامسعود عيان بود، اضطراب بود و دغدغه... . چشمانت مثل هميشه نگران بود كه اين "قالب هاي غرب نگاشته" لگد به اعتقاداتت نزند. در ميداني كه از آنِ ديگران است(البته خود انگاشته) و قومي سند منگوله دارش را دارند. مدعي اند كه  اصلا تا «اصغر فرهادي»ها هستند چه كسي جواز اكران فيلم يك چماق بدست را صادر كرده؟ چه كسي اجازه داده مردم صداي جديدي بشنوند؟ مگر نوآوري در بيان مطلب براي هركس مجاز است؟ اين يعني خلاف جهتِ جوي ترسيم شده است و يعني هرج و مرج در هنر... در سينما... اين خلاف مفاهيم ديكته شده است... پس بايد شكسته شود! تحـــــــــــــريـم!

در آن ديكته اينگونه خوانده شده بود كه سينما "مردم" خودش را دارد نه اينكه هر مردمي را به سينما بكشانيم. كشاندن اقشار بيگانه به سينما و معارفه صندلي سينما براي شان، هنر آقامسعود بود، بعد از سالها انزوا و سقوط سالنهاي سينما... برگرديم به آن اول كه شايد دليلش آن بوده كه حرف و درد و نياز و پسند جامعه اي بيگانه بود با آن سينمايش و شايد بالعكس.

در هر حال؛ آقا مسعود!

با چند پلان صورتم را شست و شو دادي و با چند تايش خنداندي و با برخي عصباني ام كردي ولي تمام قامت احساس و بُغض پاكت را ارج مي نهم. در این میان نیم نگاهی هم به اطرافم داشتم که اینگونه بودند البته بعضا با اندکی تفاوت.

شايد بخاطر همين احساس بود كه دلم مي خواهد بارها و بارها بيايم و پاي احساس و بُغض پاكت در «اخراجي ها3» بنشينم. يا شايد هم دليلش برائت از آنهايي است كه براي خشكاندن صدايت از هر حربه اي بهره بردند(از توقيف نشريه بگير تا عدم اعطاي مجوز و دريوزگي امروزشان در قاچاق فيلم). ديدند حناي بيانيه تحريم شان رنگي نداشت، فيمت را از كوچه تا خيابان پراكندند... بي خيال! عدو شود سبب خير...  شايد دليل ديگر اشتياق امروزم، بيم از فردايي باشد كه ديگر فرصتي نيابيم تا همين اندك سوسويي كه از بُغض هايي ناگفته از جماعتي پابرهنه است، را بر پرده سينماهايشان شاهد باشيم...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 10:10  توسط مسعود ده نمکی  | 

روزنامه شرق و ماجرای تحریم اخراجی ها

 

حميد جعفري: «لوئیس بونوئل » اسپانیایی در « آخرین نفس هایم» می نویسد ؛ « باید اعتراف کنم که یک آرزو برایم باقی مانده است؛ خیلی دلم می خواهد وقتی که مردم هر ۱۰ سال یک بار از میان مرده ها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفری که از...

 

- محمد قاضی مترجم بزرگ ایرانی دوبار در طول حیاتش ازدواج کرد . قاضی که پس از جراجی حنجره ناچار بود دستگاهی روی گلویش بگذارد تا صدايش به گوش برسد درباره ازدواج دومش با خواهر همسر درگذشته اش ‌گفت: «برای صرفه‌جويی در مادرزن.» حالا بحث «جدایی نادر از سیمین» است و صرفه جویی در سینما.

 

- موعد اکران نوروزی فرا رسید. بلیط فیلم « یکی از ما دو نفر » ( میلانی ) فروخته می شود ، مخاطب روی پرده ناگهان «سه درجه تب» را می بیند ! گفته می شود این اتفاق نادر که فقط مختص سینمای ایران است در سینما آزادی رخ داده است و علت آن هم اختلاف بین تهمینه میلانی و رضا سعیدی پور مدیر سینما آزادی است . در اتفاق شگرفی دیگر در همین سینما آزادی اگر متقاضی بلیط «جدایی نادر از سیمین» باشید با گیشه اختصاصی برای «اخراجی ها 3» روبرو می شوید !

 

- در همین حال و احوال ؛ در تازه ترین رشته سوگنامه ها مدعی شدند فیلم فرهادی را ببینیم که فیلم ده نمکی فروش نداشته باشد . آخر چرا ؟ مگر نه اینکه هر دو فیلم با حمایت معاونت سینمایی به مدیریت «جواد شمقدری» ساخته شده است ؟ مگر نه اینکه اگر فیلم «ده نمکی» هم اکران نشده بود باز هم فیلم «فرهادی» همین میزان گیشه را فتح کرده بود؟

 

- فارغ از مباحث فنی و سینمایی ، من نوعی چرا باید فیلم «فرهادی» را ببینم و فیلم «ده نمکی» را تحریم کنم ؟ «ده نمکی» و «فرهادی» مگر چه فرقی با هم دارند ؟! باز «ده نمکی» شم ژورنالیستی دارد که «فرهادی» آن را هم ندارد ؛ آخر مگر می شود آدم هر باری اظهار نظر می کند و بعد از آن عذرخواهی ، هر دو را تکذیب کند؟! هنرمند به آنچه منتشر می کند باید دست کم خود به اصول آن اثر متعهد باشد . وقتی «فرهادی» در همین فیلم آخرش به نقد اخلاق اجتماعی می پردازد چرا باید در فضایی که بی اخلاقی حاکم است سکوت کند ؟ در این قیاس هم باز «ده نمکی» پیشی دارد ، چرا که اگر اخراجی ها می سازد به اصول سیاسی اش اعتقاد دارد و همان را عملی می کند ، دست کم تکلیفش با مخاطب معلوم است ، اما شما چه آقای «فرهادی»؟ اگر قرار است تحریمی در کار باشد باید هر دو فیلم تحریم شود!

 

- بدل ماجرا صحبت های «فرهادی» در جشن چهاردهم خانه سینما بود ، که اگر «فرهادی» از «بیضایی» و «نادری» و «فراهانی» گفت چرا عذرخواهی می کند و می گوید؛ حرف هایم بد نقل شده ؟ حالا این به کنار ، وقتی هم عذر خواهی می کند چرا بعد از اینکه در جشنواره ها راضی نگه اش می دارند نه گذاشته و نه برداشته می گوید ؛ من عذر خواهی نکردم ! حرف هایم بد تعبیر شده ! آخر کدام را باید باور کرد قسم حضرت عباس یا دم ...

 

ماجرا از توقف فیلمبرداری جدایی نادر از سیمین به دستور معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در عین حال تداوم فیلمبرداری فیلم شروع شد . گویا هيچ ابلاغيه اي درباره لغو پروانه ساخت فيلم «جدايي نادر از سيمين» به دست «فرهادي» نرسيد و اين كارگردان همچنان به ادامه فيلمبرداري فيلم خود مشغول بود. «اصغر فرهادي»، «نگار اسكندرفر» و بانك ... تهیه این فیلم را به عهده داشتند . انتشار این اطلاعات باعث شد تا فرهادی و بانک ... واکنش شدیدی به این ماجرا نشان دهند . روابط عمومی همان بانک با چند جریده و ژورنال تماس گرفتند و با خوش رویی هرچه تمام‌تر و خیلی محترمانه خواستار پایان گزارش های این چنینی درباره جدایی نادر از سیمین شدند و گفتند: و گرنه هر چه دیده اید از چشم خودتان دیدید! فرهادی هم با چند روزنامه نگار تماس گرفت . بخت آور همسر فرهادی هم در غیاب این کارگردان به هر ترتیبی که بود پای همین چند نفر را به دفتر فیلمسازی شان باز کرد تا فیلم را برای شان به نمایش بگذارد .

 

- «لوئیس بونوئل » اسپانیایی در « آخرین نفس هایم» می نویسد ؛ « باید اعتراف کنم که یک آرزو برایم باقی مانده است؛ خیلی دلم می خواهد وقتی که مردم هر ۱۰ سال یک بار از میان مرده ها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفری که از رسانه های جمعی دارم، چند روزنامه بخرم، این آخرین آرزوی من است: روزنامه ها را زیر بغل بزنم، بعد کورمال کورمال به قبرستان بر گردم و از فجایع این جهان باخبر شوم. سپس با خاطری آسوده در بستر امن گور خود دوباره به خواب روم.» ای کاش الگوهای «فرهادی» هم مثل خرس هایی که شکار می کند جهانی بودند .

 

 

منبع: ضميمه شرق

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 22:43  توسط مسعود ده نمکی  | 

محمد علی ابطحی و ااخراجی ها

 ،محمد علی ابطحی گفت :فیلمهای جدائی نادر از سیمین و اخراجی های سه که همزمان در فروردین ماه اکران شده، به شکل ناهمگونی به خصوص در عرصه دنیای مجازی به یکدیگر گره خورده اند و در برابر یکدیگر قرار گرفته اند. سیمین و نادر اصغر فرهادی به دلیل قوت استانداردهای سینمائی و جوایزی که در سطح بین المللی به خود اختصاص داد مثل سایر آثار فرهادی طبیعی بود که فیلم مطرحی تعریف شود و سینما دوستان ایرانی هم ضمن افتخار به این اثری که جوایز بین المللی را درو کرده بود از آن دیدن کنند. اما سلیقه کج مداری دیدن این فیلم را در کنار تحریم فیلم اخراجی ها که از جنس و موضوع و ساخت دیگری است گذاشت و در حوزه مجازی بر آن اصرار ورزید. این افراد  هم به فیلم نادر و سیمین جفا کردند و هم سنت و بدعت بدی را پایه گذاری نمودند. تحریم هر فیلمی از جنس کتابسوزی است. اگر محتوای فیلم اخراجی های سه مورد قبول افرادی نیست، پس از دیدن آن هم مورد قبول قرار نمیگیرد. نگران فهم جامعه نباید بود و پدر سالاری بر اندیشه مردم را نباید ترویج داد. تحریم فیلم مثل جمع آوری کتابهائی است که مورد قبول و پسند نیست.
ارزشی کردن و تقدس دادن به فیلم اخراجی ها هم از سوی افرادی که خود را طرفدار ارزشهای انقلاب اسلامی میدانند کار ناپسندی است و سوء استفاده و در حقیقت استفاده ابزاری از باورها و اعتفادات دینی است که متاسفانه به راحتی و برای هر چیزی از آن بهره گرفته میشود و نتیجه ای جز آسیب دیدن اعتقادات مردم ندارد.
واقعیت این است که فیلم، فیلم است. نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر! هرکسی با توجه به علائق و خواسته هایش دیدن هر فیلمی را برمیگزیند. آغاز دیکتاتوری در جامعه به روح دیکتاتوری فردی بازگشت دارد. هر یک از ما اگر دیدگاه آزادیخواهی نداشته باشیم و از رفتار روزمره مان آغاز نکنیم استعداد دیکتاتور شدن را در سطحی که دستمان میرسد داریم. من اخراجی های سه را ندیده ام اما تا آنجا که در باره اش خوانده ام در مورد حوادث بعد انتخابات جنجالی 88 است و بر خلاف اخراجی های یک و دو در مورد حادثه مورد اتفاق نظری مثل جنگ نیست و موضع گیری در حوزه داخلی است اما باز هم استفاده از ابزار فیلم و هنر در این حوزه قابل تقدیر است. به خصوص اگر مخالفان اندیشه حاکم بر فیلم اخراجی های سه هم امکان طرح نطراتشان را به صورت فیلم و مقاله می داشتند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 9:10  توسط مسعود ده نمکی  | 

محمد قهرمانی: انفعال نسبت به قاچاق «اخراجي‌ها3»؟

انتقادمحمدقهرماني به‎عملكردخانه ‎سينما و. . . در گفت‌وگوبا فارس
از اعلام شماره حساب براي «سنتوري» تا انفعال نسبت به قاچاق «اخراجي‌ها3»

خبرگزاري فارس: مديرعامل مؤسسه شهيد آويني ضمن محكوم كردن كپي «اخراجي‌ها3»، از انفعال خانه سينما، رسانه‌ها و دستگاه‌هاي دولتي درباره اين اتفاق زشت، گلايه كرد و گفت: خانه سينما پس از قاچاق «سنتوري» موجي ايجاد كرد.

«محمد قهرماني» مدير عامل موسسه شهيد آويني در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس ضمن محكوم كردن كپي فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» ساخته مسعود ده‌نمكي، اظهار داشت: اتفاقي كه براي فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» افتاد، كار خيلي زشتي بود و من اين حرف را جدا از مضمون و محتواي فيلم مي‌گويم چرا كه نفس اتفاقي كه رخ داده، خيلي بد و زشت است.
وي در ادامه افزود: اين اتفاق مي‌تواند براي هر فيلم ديگري هم رخ دهد اما در اين صورت كساني مثل من اگر بخواهند فيلمي را سرمايه‌گذاري كنند، قاعدتاً دلسرد مي‌شوند و مي‌گويند: چرا ما فيلمي را صرف حتي سرگرمي توليد كنيم و بعد كپي شود و در اين صورت همه عوامل سينما من‌جمله تهيه كننده اين ريسك را نمي‌پذيرد.
قهرماني تصريح كرد: نكته اينجا است كه اين اتفاق قبلاً براي فيلم سينمايي «سنتوري» ساخته داريوش مهرجويي نيز افتاد و خانه سينما يك موجي ايجاد كرد و در كنار آن يك سازمان‎دهي صورت گرفت و اين حركت محكوم شد و حتي كار به جايي رسيد كه شماره حسابي اعلام شد تا مردم و دست اندركاران حوزه فرهنگ اين ضرر را جبران كنند.
تهيه‌كننده «خاك و آتش» در ادامه به فارس، گفت: چرا خانه سينما در مورد اين فيلم نيز همان موضع قبلي خود را اتخاذ نمي‌كند و حالا با منفعل بودن خانه سينما در اين زمينه احساس مي‌شود حرف بعضي‌ها كه مي‌گويند موضع‌هاي قبلي سياسي بوده، نيز تأييد مي‌شود.
تهيه‌كننده «شكارچي شنبه» در ادامه بيان داشت: من نديدم غير از آقاي «عليرضا سجادپور» كسي ديگر اين حركت را محكوم كند و در كنار آن در حوزه دولت هم به طور جدي كسي به اين عرصه ورود نكرده اما اين در صورتي است كه اين اتفاق بارها رخ داده و از سوي يك سازمان و يا نهاد و تشكل غيررسمي و يا حتي يك فرد اين جريان هدايت مي‌شود و فيلمي از روي پرده كپي و بعد در فضاي مجازي منتشر و بعد رايت آن در بازار موجود است اما چرا دستگاه‌هاي دولتي نسبت به شناسايي اين افراد اقدام نمي‌كنند؟
«محمد قهرماني» در پايان اين گفت‌وگو از رسانه‌ها نيز گلايه كرد و افزود: در اين زمينه رسانه‌ها نيز كم‎توجه بودند درصورتي كه اين حركت اولين خسارتش به رسانه است و سينما يك رسانه است و با هجمه انتقاد مي‌شد كاري كرد كه هيچ‎كس جرأت نكند در اين راه گام بردارد. يك جرياني مي‌خواهد جلوي فروش و رقابت «اخراجي‎ها3» را بگيرد و در اين زمينه حتي «اصغر فرهادي» نيز مي‌توانست با دادن بيانيه‌اي اين حركت را محكوم كند و با منفعل بودن زنجيره سينما از هم مي‌پاشد و اين لطمه جبران ناپذير است كه باعث مي‌شود ما زير زميني كار كنيم و در نهايت در سينماها بسته شود.
انتهاي پيام/ا*

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 0:8  توسط مسعود ده نمکی  | 

آذین:«اخراجي‌ها3» حاصل تفكر ارزشي

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9001160334

 

نقد شفاهي فيلم‌هاي اكران؛
آذين: «اخراجي‌ها3» حاصل تفكر ارزشي يك فيلمساز سخت‌كوش است

خبرگزاري فارس: يك منتقد گفت: «اخراجي‌ها3» حاصل نگاه و تفكر يك فيلمساز سخت كوش سينما است كه براي رسيدن به جايگاه فعلي‌اش در عرصه هنر هفتم و تسلط بر ابزار سينما جهت به كارگيري آن در مسير اهداف ارزشي خود، زحمات زيادي را متحمل شده است.

«جبار آذين» منتقد و مدرس سينما در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس در مورد فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» ساخته مسعود ده‌نمكي، اظهار داشت: فيلم موفق و پرفروش «اخراجي‌ها3» كه با استقبال خوب مردم رو به رو شده و علاوه بر داغ كردن بازار سينما به رونق سينماها انجاميده، تغييري چشمگير در معادلات سينمايي و فرهنگي كشور از منظر مخاطب و اقتصاد ايجاد كرده است.
وي در ادامه افزود: اين موفقيت و اين نقش تاثيرگذار سينمايي، بدون شك مي‌تواند در الگوسازي براي فيلم و سينما بسيار تعيين‌كننده باشد و گوي رقابت فيلم‌هاي ارزشي و غير ارزشي را از سبد سوداگران سينما خارج كند. و همين مسئله است كه باعث شده تا تمام مخالفان اين فيلم شامل طيف‌هاي مختلف سينمايي و سياسي مقابل فيلم «اخراجي‌ها3» و كارگردان آن صف‌بندي كنند.
آذين تصريح كرد: جالب اين كه اين صف‌بندي نيز ارتباطي به فرم، محتوا، پيام و يا نقاط قوت و ضعف فيلم ندارد و صرفاً شيطنت‌هايي است براي كم‌اهميت جلوه دادن فيلم «مسعود ده‌نمكي» و تاثير مهمي كه مي‌تواند در سينما داشته باشد.
اين مدرس دانشگاه در ادامه به فارس، گفت: «اخراجي‌ها3» حاصل نگاه و تفكر يك فيلمساز سخت كوش سينما است كه براي رسيدن به جايگاه فعلي‌اش در عرصه هنر هفتم و تسلط بر ابزار سينما جهت به كارگيري آن در مسير اهداف ارزشي خود زحمات زيادي را متحمل شده است.
وي در ادامه بيان داشت: گر چه او هنوز هم به رغم توفيق فيلم‌هايش، راه طويلي براي تكامل و حرفه‌اي شدن پبش رو دارد ولي همين قدر كه هنرمندي ايستا و جزم‌انديش نيست، محترم و ارزشمند است.
آذين ادامه داد: مهمترين نكته در خصوص «اخراجي‌ها3» اين كه اين فيلم نشان دهنده بلوغ فكري، سينمايي و نشات گرفته از نگاه «مسعود ده‌نمكي» به جامعه، دانش سينمايي و اجتماعي او است.
اين مدرس دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: بستر اصلي ساختار محتوايي «اخراجي‌ها3»، زندگي و مناسبات اجتماعي ايران امروز است كه نگاه كارگردانش از آن يك كمدي، تراژدي با مضامين اجتماعي سياسي ساخته است. اگر چه گاه مكس طولاني روي موضوع‌ها، گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي آن را تا حد بيانيه سياسي جلو مي‌برد ولي هوشمندي «مسعود ده‌نمكي» در استفاده از طنز، رفتارها و كاراكترهاي كاريكاتوري آن را در محدوده اجتماع نگه داشته و در مسير زندگي به حركت درآورد.
اين منتقد در ادامه افزود: انتقاد از زاويه طنز و سازندگي نگرش سينمايي به نسبت پخته با توجه به ظرفيت قصه، مضمون، محتوا و ساختار كلاسيك «اخراجي‌ها3» و همچنين پر رنگي نگاه ارزشي «مسعود ده‌نمكي» بعث تثبيت يك فيلم نمونه و قابل تامل در سينما شده است.
آذين ادامه داد: توفيق اين فيلم سبب شد تا آنها كه منافع‌شان از الگو شدن «اخراجي‌ها3» به خطر افتاده در قالب‌هاي سياسي و سينمايي جنجال‌سازي كنند به همين خاطر دو جريان سياسي، سينمايي به مقابله با اين فيلم و سينماي ارزشي برخاسته‌اند.
اين مدرس دانشگاه در ادامه به فارس، گفت: ابتذال‌گرايان و هاليوودگراها از يك سو و سياسيون هميشه مخالف از ديگر سو شاخص مخالفان هستند. ابتذال‌گرايان سينماي ايران يعني سوداگران و بازاري‌سازان كه از شكل‌گيري سينماي ارزشي كشور به سردمداري فيلم‌هايي چون «ملك سليمان» و «اخراجي‌ها3» به هراس افتاده‌اند و منافع خود را در خطر مي‌بينند، تمام توان خود را صرف فيلم «مسعود ده‌نمكي» كرده‌اند.
آذين ادامه داد: هاليوودگرايان هم با هر گونه ارزش انساني و اخلاقي سر ستيز دارند و قصه آمال‌شان سينماي بي‌درو پيكر غرب است و در مقابل «اخراجي‌ها3» شمشير خود را از رو بسته‌اند براي ورشكستگان سياسي هم مضامين اين فيلم بهانه‌اي جهت هجمه به ارزش‌هاي فيلم و جامعه شده است.
اين منتقد در ادامه بيان داشت: واقعيت اين است كه جدا از اين جنجال‌هاي كاذب «اخراجي‌ها3» يك فيلم كمدي، تراژيك درباره مسائل و مشكلات جامعه ما است و با نگاهي طنز انتقادي به مفاهيم و مقوله‌هاي ارزشي، انسان‌هاي مومن، مؤمن‌نما و سوءاستفاده‌كنندگان از بيت‌المال و همچنان حافظان ارزش‌هاي و مبلغان ضدارزش‌ها در قالب فيلم و سينما مي‌پردازد كه اتفاقاً نسبت به دو فيلم قبلي «مسعود ده‌نمكي» درامي اصولي‌تر، كارگرداني و بازي‌هاي قوي‌تري دارد.
او گفت: در واقع «اخراجي‌ها3» آيينه‌اي است كه كارگردانش از زاويه نگاه خود به سوي جامعه گرفته و آنچه ديده مي‌شود گوشه‌هايي از جريان‌هاي تلخ و شيرين ايران است به عبارت ديگر «اخراجي‌ها3» ماحصل نگاه انساني و سينمايي «مسعود ده‌نمكي» به اجتماعي بوده و به رغم تمام كاستي‌هاي هنري از جمله ارائه تصاويري تك بعدي از بعضي رسانه‌ها و شخصيت‌ها قرين توفيق اجتماعي شده است. در واقع توفيق اقتصادي و اجتماعي «اخراجي‌ها3» توفيق سينماي ايران است.
«جبار آذين» در پايان اين گفت‌وگو خاطرنشان كرد: كلام آخر اينكه تريلوژي «اخراجي‌ها» و آثاري مانند «ملك سليمان» سينماي ايران را احيا و آبرومند كرده است و اين كار بزرگي است و ارزشمندي است.
انتهاي پيام/ا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 0:8  توسط مسعود ده نمکی  | 

محمد تاجیک:ده نمکی و منتقدانش

 

http://ghaedeyebazi.blogfa.com/

محمد تاجیک : علی رغم فضای بسیار سنگین وبدی که بر علیه  آقای ده نمکی وفیلمهای اخراجیهای ۱و ۲و ۳ در میان طیف روشنفکران و منتقدان وسینما گران وجودداشته  اگر از زمان اخراجیها ی ۱،تمامی نظرات مخالفان وموافقان آقای ده نمکی را به دقت رصد کرده باشیم  متوجه می شویم  آقای ده نمکی پدیده جالبی درهمه این سالهای سینمای ایران  بوده است. پدیده ای که با قطعیت نظر دادن در باره او اشتباه بزرگی است .

/ده نمکی و منتقدانش/

 

 دراین روزها و همزمان بااکران فیلمهای فرهادی و ده نمکی ،مخالفان آقای ده نمکی در سایتها و شبکه های اجتماعی با ادبیات تندی در باره او وفیلمش صحبت می کنند . دراین سایتها از او چهره ای ساخته اند که گویی او بد مطلق است .ولی کسانی که نسبت به افراد و پدیده ها به دور از حب و بغض نگاه می کنند و نگاهی به دور از افراط و تفریط و همراه بااعتدال به مسائل دارند به آقای ده نمکی  وفیلمش به شکل متفاوتی نگاه می کنند.آنها ده نمکی را فردی می بنند که دیدگاههایش نسبت به گذشته تغییر یافته و متحول شده است . اما چرا در میان محافل سینمایی ومطبوعاتی و فضای سایبری و روشنفکری این چنین گارد سنگینی برعلیه آقای ده نمکی وجوددارد؟چرا آنها از فردی مثل  ده نمکی که نسبت به دهه قبل متحول شده ونسبت به مسائل مختلف ،کمترین استقبال را می کنند .

 /باید منتظر زمان ماند/

برای پاسخ به این سوال باید منتظر زمان ماند . نگارنده معتقد است شاید روزی بیاید که همینهایی که در سایتهای مختلف برعلیه آقای ده نمکی جوسازی می کنند ویا به او وبه فیلمش بد وبیراه می گویند در سالهای بعد  رابطه ی حسنه تری بااو خواهند داشت .دهه ۹۰را باید دهه فیلمسازی مثل ده نمکی دانست .او اگر چه در زمان ساخت اخراجیها ۱ فیلمسازی تازه وارد به سینما محسوب می شد ولی حالا باید او را فیلمسازی خودی تر محسوب کرد چون او دیگر فیلمسازی تازه وارد نیست .

 /منتقدان ده نمکی کاهش می یابند/

 بسیاری از فیلمسازان انقلابی اول انقلاب در بدو ورودشان به سینما ،از سینما چیزی نمی دانستند وبه مرور تبدیل به فیلمسازان خوبی شدند وحتی تبدیل به بهترین فیلمسازان تاریخ سینمای ایران . ده نمکی این پتانسیل را دارد که سال به سال فیلمساز بهتری شود و منتقدانش هرروز کاهش یابد . به نظر می رسد نباید  زیاد این بد وبیراهها و ناسزاهایی که از سوی منتقدان آقای ده نمکی نصیب او می شود را جدی گرفت چون  احتمال دارد گذشت زمان به راحتی فاصله منتقدان آقای ده نمکی و اورا کم کند ممکن است آنها در سالهای آینده در موقعیت متفاوتتی نسبت به هم قرار گیرند ووضع همیشه به همین نحو نخواهد بود .

/نکات دیگری درباره ده نمکی و اخراجیهایش/

 درباره ده نمکی و فیلم اخراجیهایش ذکر چندنکته دیگر ضروری است . یکی اینکه میزان واکنش تند آقای ده نمکی نسبت به مخالفان ومعترضانش نسبت به سالهای گذشته کمتر شده . واین کمتر شدن خیلی خوب است .

 

 /موضع متفاوت ده نمکی /

بر خلاف تحلیلهایی که درباره طرز تفکر سیاسی آقای ده نمکی و فیلم اخراجیها ۳ بیان می شود موضع سیاسی او همسان با شخصیتها ویا رسانه های سیاسی تندرو نیست . یعنی نمی توان با قطعیت گفت که او مواضعش شبیه کیهان و رجا نیوز و جهان نیوز است .او موضعی متفاوت با همه این رسانه ها و آدمهای سیاسی  اش دارد . حتی در بسیاری از موارد مواضعش با منتقدان دولت یکسان است . حداقل با توجه به رصد کردن دیدگاههای سیاسی یکی دوسال اخیر آقای ده نمکی ،به عنوا مثال ندیده ام که آقای ده نمکی موضع تندی که کیهان و تلویزیون در قبال وقایع دو سال اخیر داشته باشند را داشته باشد .اصلا دغدغه ها وطرز فکر او شبیه هیچ کدام از اینها نیست ومتفاوت است وحتی برخی مواقع حرفهایی را می زند که سالها اصلاح طلبان هم زده اند .اگر ده نمکی قرار بود مثل ده نمکی دهه  هفتاد باشد از او می توانستیم انتظار داشته باشیم که مثل کیهان وجهان نیوز و ... صبح تاشب شعار مرگ بر فلانی  بدهد ولی خوب از این شعارها و به تندی این شعارها را حداقل من از آقای ده نمکی نشنیده ام.

در فیلم اخراجیها ۳ هم وضع به همین گونه است . البته از ده نمکی نمی توان انتظار داشت که در فیلمش از افرادی که الان سران فتنه خوانده شده اند حمایت کند .سایتهای اینترنتی منتقد آقای ده نمکی باید بدانند در وضعیتی که روزنامه های اصلاح طلبی چون شرق و روز گار از نظر موضع سیاسی تفاوتی مثلا با روزنامه های جناح راست ندارند چه انتظاری می توان از ده نمکی داشت شخصا انتظار موضع تندتری در فیلم اخراجیها ۳ در قبال نامزدهای انتخاباتی انتخابات سال ۸۸داشتم .اتفاقا موضع فیلم نسبت به حوادث دوسال اخیر  حداقل از موضع تلویزیون معتدل تر است .

از سویی دیگر آقای ده نمکی با هوشمندی و ظرافت خاصی به موضوعاتی چون هدفمندی یارانه ها پرداخته موضوعی که کمتر کسی جرات وتوان پرداختن به آن داشته است .

 

 /بازیگرانی با طرز فکرهای متفاوت/

 در همین سایتها ،واکنش  نامناسبی درباره بازیگران فیلم اخراجیها ۳شده است . اتفاقا مواضع فکری و سیاسی تعدادی از این بازیگران به گونه ای است که تمامی دسته بندی های سیاسی مخالفان اخراجیها را به هم می زند . جالب است بدانید سید جواد هاشمی بازیگر اصلی فیلم اخراجیها ۳،سال گذشته سید محمد خاتمی رییس جمهور اصلاح طلب را برای تماشای نمایشش دعوت می کند واتفاقا به خاطر همین مورد مورد حمله کار بران برخی سایتهای تندرو اصولگرا در قالب کامنت و پیغام قرار گرفته است . بنده خدا آقای هاشمی از سوی منتقدان جناح اصولگرا و معترضان نیز به خاطر بازی در فیلم اخراجیها مورد حمله قرار گرفته . یا بد نیست بدانید آقای رویگری بازیگری است که سال گذشته در گفت وگویی با هفته نامه متعلق به محمد قوچانی به دفاع و تمجید از استاد شجریان پرداخت .ولی این بازیگر سینمای ایران به خاطر حضور در فیلم اخراجیها مورد حمله کسانی قرار گرفته که خود رااز علاقه مندان سرسخت استاد شجریان می دانند .

 

 یکی از دوستان و نزدیکان آقای ده نمکی در ایام نوروز مطلبی در حمایت از اخراجیها و ده نمکی در سایت الف نوشته بود و مثل مخالفان اخراجیها ،مسئله دیدن اخراجیها ۳ را سیاسی کرده بود .به نظرم این مطلب و تحلیل همانقدر اشتباه بود که معترضان ومنتقدان اخراجیها در سایتهایشان فتوای تحریم کردن اخراجیها ۳ را داده بودند . فکر کنم آقای ده نمکی هم از این دسته بندی کردن ها وسیاسی کردنها چندان دل خوشی نداشته باشد . تماشاگران بسیاری را دیده ام که از اخراجیها ۳به شدت خوششان آمده ولی دیدگاه فکری شان شبیه رجانیوز و کیهان و جان نیوز و اینها نیست وچه بسا مثلا بی بی سی فارسی را هرشب نگاه کنند ویا ....

/اهانت ممنوع/

 یکی از اقدامات نادرستی که منتقدان ومخالفان اخراجیها انجام دادند توهین به تماشاگران اخراجیها بود .البته بعد خیلی از معترضان فیلم اخراجیها به همین رفتار نامناسب همفکرانشان اعتراض به جایی کردند که به نظرم واقعا درست بود .معترضان اخراجیها و ده نمکی حق دارند از آقای ده نمکی عصبانی باشند ولی حق توهین به تماشاگران اخراجیها را ندارند .

 از سویی دیگر یکی دیگر از اقدامات نامناسب برخی مخالفان فیلم ده نمکی ،تبلیغ تماشای کپی فیلم اخراجیهاست . این کار یعنی تماشای نسخه قاچاق هر فیلمی ،کاری بسیار غیر حرفه ایست و با دزدی هیچ فرقی ندارد . اصلا فرض کنیم آقای ده نمکی بدترین آدم روی زمین است ولی حق نداریم که به هر دلیلی ،چنین کار غیر اخلاقی را ترویج دهیم .

 

/شاید تقدیر این بوده /

 در پایان باید بگویم این فضای دوقطبی مخالفان ده نمکی و اخراجیها چندان هم بد نیست . این انتقاد ها وواکنش های تند و تحریم کردنها ،قطعا یک جاهایی سبب خیر خواهد شد .ای چالشها روزی نتیجه خواهد داد  شاید تقدیر این بوده .مهم این است که ۵سال بعد ممکن است این فاصله ای که این روزها بین ده نمکی ومخالفانش می بینیم دیگر نبینیم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 0:4  توسط مسعود ده نمکی  | 

خدا را شاکر باش که فیلم ارزشی ت قاچاق شد

 

http://sedyaser.blogfa.com/

ده نمکی عزیز، سلام. خسته نباشی. خدا قوت!

خدا را شاکریم توفیق تماشای "اخراجی ها۳"(اسم اخراجی ها صلوات داره هاا) را در سینما پیدا کردیم. و این مقوله که از جا کنده شویم و به سالن سینما برویم نه از آن جهت که کمدی ساخته ای و خواسته باشیم بخندیم و نه حتی که در این ایام سینما رفتن می چسبد و...بلکه کوری چشم بدخواهان و ضدانقلاب و حرامیان معاند انقلاب، قربة الی الله رفتیم و هم خندیدیم و هم تأمل فرمودیم و هم گریستیم و هم خیلی چسبید(چقدر "هم" می گویم). ما دقیقا از پای چرندیات بی بی سی و تحریم های فیس بوک و تمام رسانه های ضدانقلاب بلند شدیم به سینما رفتیم و فقط به خاطر آنکه از یلان مسلح به سینمای این جبهه دفاع کرده باشیم. خدا از ما قبول کند.

تو هم خدا را شاکر باش که فیلم ارزشی ت قاچاق شد تا نه پول آن دزدان، جیب تو را آلوده سازد و نه حضورشان سینمای مملکتمان را. من مطمئنم خود همین "خاک بر سری"ها از بزرگ تا کوچکشان تحریم را شکسته و فیلم را دانلود کرده و بارها دیده و به خودشان خندیده اند(!) و کار ارزشی چنین اثری را هم خواهد داشت. چنین ارزشی خواهد داشت که در عمق خاکریز جبهه باطل نفوذ کند و افکار و اذهان شان را از درون متزلزل سازد و مگر تو همین را نمی خواستی؟

نوش جان تو و تمام بروبچ رزمنده ات که اگر کمی هم در این باب تأمل کنیم، به راستی تو از چه بازیگرانی رزمنده ساخته ای؟! نوش جان ت هر چند میلیاری که خواهی فروخت و هر مقدار که اجر معنوی به جیب زدی و اطمینان داریم که این آسیب مادی ای هم از بابت قاچاق فیلم وارد شده، رفع بلا بوده و انشاءالله هست. بلایی که اگر بر سر هنرمندی هر چند حرفه ای بیاید او را به بد مسیری می کشاند. .......بگذریم. فدای سرت که ضرر مالی دیدی. کارگردان ارزشی، بر پایه دلار و ریال کار نمی سازد. کارگردان ارزشی با همان چفیه و پلاکش پشت دوربین می رزمند. کارگردان ارزشی، درد دارد. درد دین. درد وطن. درد انسانیت...

این نکته را هم بگوییم که خیلی ها حرف می زنند و نظریه پردازی می کنند. اما خیلی کم هستند آنانی که جگر دارند و پای در میدان می گذارند. اصلا مهم نیست اخراجی های ۱ و ۲ بهتر بود یا ۳ و یا اصلا مهم نیست ده نمکی را کارگردانی حرفه ای می دانند یا نمی دانند و اصلا و اصولا خیلی چیزها مهم نیست. مهم آن است در این سنگر تعداد معدودی هستند که به خاطر آرمان های انقلاب و خون شهدا علم به دست می جنگند و البته آن کس که در این عرصه جنگ و خاکریزی نمی بیند از شعور و فهم هنری بویی نبرده است...

و اما چند کلامی در خصوص خودِ فیلم

"اخراجی ها۳" آغاز خوبی در عرصه کمدی سیاسی بود که می توان آن را مقدمه کارهای بزرگی در آینده قلمداد کرد و از این جهت به نظر حقیر، سوژه های اخراجی های ۴ بسیار بیشتر و جذاب تر خواهد بود. کافیست سری به طرف تشخیص مصلحت و دفتر ریاست جمهور و ...برگردانی!

از منظر محتوای ارائه شده، این اثر از دو اثر قبلی خود، به روزتر و جذاب تر به نظر می رسید. پرداختن به رزمندگان جنگ در فضای جامعه کنونی بسیار خوب نشان داده شده بود. ما در این داستان مشارکت بچه های جبهه و جنگ را در تمام عرصه های اجتماعی شاهد بودیم و این خود یکی از نقاط قوت فیلم بود. 

از نظر داستانی انسجام مشخصی نداشت. سرعت داستانی فیلم بسیار بالا بود و بسیاری از شخصیت ها و اتفاقات داستان به خوبی پرداز نشده بود. رابطه منطقی اتفاقات درون داستان مکشوف نبود. از طرفی مخاطب شاهد یک برنامه زنده پیرامون یک عکس بود و از طرفی مناظرات سیاسی برگزار می شد و نیز بی ربطی خیلی از سکانس ها با سکانس بعدی...

به هر حال خسته نباشید عرض می کنیم خدمت تمام هم رزمان و فرمانده این عملیات حاج مسعود ده نمکی(که اسم ایشان هم باز صلوات دارد) و از خدای بزرگ توفیق و خدمت به انقلاب و شهدا را برای شما آرزومندیم.

 

علی علی...


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 6:59  توسط مسعود ده نمکی  | 

اصلا بگذارید هر غلطی خواستند بکنند

http://www.tanzsiasi.blogfa.com

بالاخره همان چیزی که انتظارش را داشتیم/ رخ داد و بی بی سی و بالاترین و صور اسرافیل و کارگزاران نظام استکبار جهانی به ویژه همه اعضاء بی سند جنبش سبز که به واسطه همراهی با منافقین کددار شده اند، خودشان سه دور، همسایه ها دو دور و بچه هایشان که هنوز مشغول دیدن فیلم اخراجی های 3 هستند، رسما اعلام کردند این فیلم را تحریم کنید و به جایش یا پت و مت ببینید یا جدایی لیلی از مجنون را ، غافل از اینکه ملت ما سالهاست همه تحریم ها را دور زده و دیگر تحریمها اثری ندارد

قرار ما این نبود، حداقل اینها که اعتقاد دارند خیلی بی شمارند و همه مردم گوش به فرمان شان هستند چند هفته صبر می کردند و آمار می گرفتند که چند نفر به حرفشان گوش دادند و از تحریمها حمایت کردند. شما دقت کنید پس از تحریم اول شورای امنیت علیه ایران، دو ماه طول کشید تا خودشان عین چیز پشیمان شدند و آمدند قرارداد بستند، پس از تحریم دوم هم یک ماه نشد که آلمان اعلام کرد قرار است قرارداد میلیاردی با ایران امضاء کند، تحریم های سوم و چهارم هم که به چند هفته نرسید و همه اش توسط خودشان بی اثر شد، فلذا انتظار ما این بود که چند هفته صبر می کردند تا ملت از اینها حمایت کنند بعد فیلم را پخش می کردند که حداقل خودشان ضایع نشوند نه اینکه امروز تحریم کنند، فردا خودشان همه فیلم را در اختیار مردم بگذارند که اخراجی ها را ببینید و به ریش نداشته ما بخندید، بلاخره تحریم هم قاعده و قانون دارد

به نظر من اینها لگد به بخت خودشان زدند و آبروی نداشته خودشان را بردند، بدبخت آنهایی که می نشینند پای برنامه اینها و برای آزادی بیان شان افسوس می خورند غافل از اینکه همین مهدی خزعلی بدون اینکه شرم کند و از خجالت آب بشود رسما اعلام کرد دیدن اخراجی های 3 حرام است و هر کس دید با خودش می رود جهنم. یا همین بی بی سی که تا دیروز 200 ساعت برنامه ساخت و این همه تبلیغ کرد که به ملت بفهماند جای شهدا در دانشگاه نیست و این شهدا خشونت طلب بودند و اگر مادران شهدا عقل داشتند بچه شان را جلوی گلوله نمی فرستادند امروز برای رضایت دل خانواده های شهدا، اخراجی ها را تحریم کرد و گفت ده نمکی آبروی شهدا را برد و ما با مادران شهدا ابراز هم دردی می کنیم. یا همین فیس بوک و بالاترین و بقیه گاگولها که تا دیروز حامی تحریم بودند امروز لینک اخراجی ها را زدند تنگ سایت شان که بیایید ببینید و لذت ببرید، گور بابای .................خودشان می خواستند جدا نشوند

البته فکر نکنید این اولین بارشان بود تا دیروز می گفتند ندا را بسیجی ها کشتند آخرش معلوم شد کار خبرنگار بی بی سی بود، اعلام کردند 2 میلیون آدم در 25 بهمن به میدان آمدند ما رفتیم و شمردیم سرجمع 250 نفر هم نمی شدند، گفتند شهید ژاله آدم ما بود بعد الظهر معلوم شد بنده خدا بسیجی و حامی نظام بود و به دست همین ها کشته شد، گفتند اخراجی ها را تحریم کنید و دیدنش حرام است امروز خودشان لینک میدهند و سی دی اش را پخش می کنند و ...

اصلا بگذارید هر غلطی خواستند بکنند ما که امشب با خانواده مهمان اخراجی هاییم به قول خود ده نمکی که در وبلاگش نوشت "چه بکشیم و چه کشته شویم پیروزیم  و حالا هم مردم اخراجی ها را چه  در خانه ببینند و چه  بر پرده سینما پیروزیم [چون هدف رساندن پیام فیلم به همه مخاطبین بود نه چیز دگری]."

در همین زمینه : پلخمون  کمانگیر، پابرهنگان، منچ، جاپارک، و غیره

همین مطلب با اندکی تغییر در روزنامه وزین وطن امروز 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 6:57  توسط مسعود ده نمکی  | 

بولتن نیوز:با خرس ها می رقصد

 http://www.bultannews.com/fa/news/43825

بولتن نيوز: این جمله را آن قدر باید تکرار کنیم تا ملکه‌ی ذهن همه‌ی ما شود كه: روی دیگر جریان روشنفکری، «دیکتاتوری» است. «روشنفکران لیبرالیسم» دقیقا مانند «رهبران فاشیسم» هستند. تنها با این تفاوت که ماهیت فاشیستی و دیکتاتوری خود را در پس نقاب واژگان خررنگ‌کنی چون دموکراسی، آزادی بیان، حقوق بشر، برابری و امثال آن پنهان کرده‌اند. اما کافی است تنها نیم نگاهی به عملکرد آنان داشته باشیم.

این جریان استبدادی مدرن به مدد خواب خرگوشی مسئولین و عنایات و رانت‌های کریمانه‌ی دولت اصلاحات در همه جا رخنه کرده است. از بعضی مهم‌ترین کرسی‌های تدریس دانشگاهی که در دست این حضرات است بگیرید تا اقلیم فرهنگ و هنر و البته سینما.

 

با روی کار آمدن دولت نهم و دهم خوشحال بودیم که عمر این جریان تمام خواهد شد و سایه‌ی شوم آن از سر این ملت جمع خواهد شد. اما متاسفانه انگار نه برادر عزیزمان جناب صفار هرندی توانست کاری از پیش ببرد و نه وزیر محترم کنونی وزارت ارشاد، جناب آقای حسینی. و این خود مؤید ریشه‌دار بودن این علف هرز روشنفکری در زمین جمهوری اسلامی است. بگذریم از این که در همین دولت هم نفوذی‌هایی برای حمایت از این جریان پلید وجود دارند.

از انتخابات 88 به بعد، ماهیت استبدادی و دیکتاتوری این جریان بیشتر نمایان شد و هر روز شاهد یکی از جلوه‌های جدید آن هستیم. از پروژه‌ی «تقلب» در انتخابات که در پس آن این نکته نهفته بود که «رأی مردم» اگر به ما نباشد کشک است و به درد لای جرز هم نمی‌خورد بگیرید تا حمله به عزاداران حسینی و آشوب کشیدن کشور، تا حمله به مردم بی گناه شهر، و تا امروز که با تمام قوا به جنگ با فیلم «اخراجی‌ها 3» رفته اند.


 

 

 

در ساحت «سیاست» و در حوادث بعد از انتخابات 88، مدعیان دموکراسی و جمهوریت با اسم رمز «تقلب»، آشوب‌ها را به وجود آوردند و به «ترور»ها ختم کردند. و در ساحت «هنر»، بر عكس، از ترور شخصیت‌های انقلابی شروع کردند و به تقلب رسیدند.

آری، آن‌ها تقلب کردند و در اقدامی ناجوانمردانه، نسخه‌ی پرده‌ای اخراجی‌های 3 را بر روی وب گذاشتند. اصلا «تقلب»، «ترور» و «تزویر» خصوصیت همیشگی جریان «متوهم الفکری» است.


 

 

حضرات مدعی آزادی تامّ و تمام در ساحت هنر که همیشه شعار «هنر برای هنر»شان گوش فلک را کر کرده بود و همواه طرفدار نگاه غیر ایدئولوژیک به مقوله‌ی هنر بودند، این بار با اکران اخراجی‌های 3 و استقبال خوب مردم از این فیلم، با انواع و اقسام اعمال ایدئولوژیکی فاشیستی به مقابله با آن پرداختند. اول به سازنده ی فیلم تاختند و به او فحش دادند. بعد به بازیگران این فیلم بد و بیراه گفتند. بعد جمعیت هزاران نفری مردم را که هر روز برای دیدن این فیلم به سینما رفته و می‌روند به توهین و ناسزا گرفتند و آنان را احمق خطاب کردند. سپس به سینماهایی که این فیلم در آنها در حال اکران بود حمله کرده و بنرهای تبلیغاتی این فیلم را پاره پوره کردند. در نهایت هم که دیدند همه‌ی این کارها بی اثر است و مردم به رفتار و گفتار آنان اعتنایی نمی‌کنند در اوج بی اخلاقی، نسخه‌ی قاچاق این فیلم را بر روی فضای سایبر برای دانلود گذاشتند.

قصد نگارنده در این مجال، دفاع از ده نمکی و اخراجی‌های 3 نیست. که خود ده‌نمکی بهتر از هر کسی می‌داند که ما عاشق چشم و ابروی او نیستیم و اگر ذره‌ای از آرمان های انقلاب و امام عدول کند مانند ........................مطرود مردم و جامعه خواهد شد و اولین گروهی که به او تشر می‌زنند همین بچه حزب‌اللهی‌ها هستند. ما طرفدار بازی خوب هستیم. از سوی هر کسی که می‌خواهد باشد. طرفداری ما که عین طرفداری هواداران متعصب استقلال و پرسپولیس نیست. هر کسی غیر از ده‌نمکی هم، چنین فیلمی با اين مختصات را می‌ساخت از او حمایت می‌کردیم. چنان که از شهریار بحرانی و فرج الله سلحشور و رضا میرکریمی و مجيد مجیدی و... حمایت کردیم.

مقصود از این سیاهه، نقد جریان تمامیت‌خواهی است که شعارهای پر طمطراق و دهن پر کن سر می‌دهد اما خودش هم به آن‌ها پایبند نیست. ترس این جریان از امثال ده‌نمکی و بحرانی از این است که آثار این عزیزان باعث کسادی بازار این حضرات شده است. این حضرات به خوبی فهمیده‌اند که تولد افراد معتقد به انقلاب و اسلام در ساحت هنر مساوی است با مرگ تدریجی آنان. شواهد امر نیز گویای همین موضوع است. که آمار و ارقام فروش میلیاردی فیلم‌هایی چون اخراجی ها و ملک سلیمان چندین برابر فیلم‌هایی چون «جدایی نادر از سیمین» و «درباره الی» و «یكی از ما دو نفر» و امثالهم است. من نمی‌فهمم که مردم باید به چه زبانی به این حضرات بگویند که آثارشان پشیزی نمی‌ارزد و ربطی به این جامعه و مردم آن ندارد!


و اما تو ای برادر مسعود!

«قل الله ثم ذرهم و فی خوضهم یلعبون». تو کار خودت را بکن و بگذار این جماعت مشغول بازی‌های جشنواره‌ای خویش باشند. راه ما با راه آن‌ها تقاوت دارد. «چه جنگ باشد چه نباشد راه من و تو از کربلا می گذرد» و راه اینان از برلین و کن. بگذار آن‌ها دل‌خوش به دست دادن با برلینی‌ها و سوت و کف آنها باشند. آنها دغدغه‌ی «خرس» دارند نه مردم. «متوهم الفکران» برای «خرس»ها است كه فیلم می‌سازند. فیلم می‌سازند که در قبالش خرس بگیرند. با خرس‌ها می‌رقصند نه با سور و ساز مردم.

 

اما تو اي برادر! هم چنان از مردم بساز. از مجید سوزوکی‌ها، بایرام لودرها و سید انقلابی‌ها. و از جریان نفاق و حاجی گرینف‌ها و دباغ‌ها. و از قرمز و آبی.

و اصلا من اگر جای تو بودم «اخراجی‌های 4» ر ا هم می‌ساختم. و موضوع آن را  اختصاص می‌دادم به تصویر کاریکاتوری و کمیک همین متوهم الفکران.

محمد پورغلامی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 6:53  توسط مسعود ده نمکی  | 

اینجا مشهد است حضور مردم در صف سینما

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 0:38  توسط مسعود ده نمکی  | 

ای کاش اخراجی ها ده میلیاردی شود

http://www.malhani.blogfa.com/post-140.aspx

برای بسیجی هایی که در فضای مجازی سنگر زده اند کاملا معلوم است چه نبرد نابرابری در جبهه ی فرهنگی کشور در جریان است. این نبرد در سینما و تئاتر ناجوانمردانه تر است. در یک نبرد نابرابر شما به لحاظ نفرات، امکانات و تبلیغات از طرف مقابل کمترید و این یعنی مظلومیت. در این میانه ولی اخراجی های 3 فرصت مغتنمی است به چند دلیل:

1. نه تنها در فیلمسازی بلکه در هر عرصه ی فرهنگی دیگر، هم باید حرف خوب زد و هم خوب حرف زد. اخراجی های 3 از دو فیلم قبلی بهتر ساخته شده و اگرچه هنوز اشکالاتی دارد ولی گامی رو به جلو برای کارگردان اثر است.

2. فیلم هم برای مردم عادی که در فتنه بیشتر ناظر ماجراها بوده اند و هم برای آنهایی که کنایه های ظریفش را می فهمند حرف دارد. در اخراجی های یک و دو مخاطب هدف بیشتر عوام جامعه بودند اما در این فیلم دیالوگ هایی هست مخصوص خواص بابصیرت و بی بصیرت که گمان نمی کنم بخش زیادی از مخاطبان متوجه اش بشوند به عنوان مثال آن کنایه ی فرج دباغ، دود موتوری ها و دستگیری و آزادی آقازده ی گرینف و ...

3. تجربه نشان داده هر کجا که در لاک خود فرو رفته ایم بازی را باخته ایم. مشکل اینجاست که بعضی ها با مدل بنی صدر می خواهند در میدان فرهنگ بجنگند و این جواب نمی دهد. اخراجی ها با همه ی ضعف ها و قوت هایش یک تک هنرمندانه و جسورانه است و این چیزی است که ما بچه بسیجی ها باید در فتح میدان هایی هنری و فرهنگی به دنبالش باشیم.

فتنه ی 88 تقریبا تمام ملت ما را به نوعی درگیر خودش کرد. بنابراین بیجا نیست اگر دعا کنم که همه ی مردم این تک سینمایی را ببینند و با هم به تصویر کاریکاتوری سران فتنه بخندند. امیدوارم این فیلم از مرز ده میلیارد تومان بگذرد تا کور شود هر آنکه نتواند دید.

پی نوشت: کنایه های فیلم به کاندیداهای ریاست جمهوری جالب بود ولی برای بنده از همه جالب تر تعریض کارگردان بود در دو سه قسمت فیلم به ابراهیم حاتمی کیا!

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 12:59  توسط مسعود ده نمکی  | 

تنها، اخراجی ها لو نرفت! "

http://japark.blogfa.com/

 

+ یک بسته پیشنهادی برای مدعیان سینما  (طنز)

 و باز دایهِ داران"آزادی" و مدعیانِ "اخلاق" و کبادهِ کشان "قانون"، بعد از شکستِ مفتضحانهِ شان در گود سیاست دانستند که در میدان هنر نیز خاک خواهند شد و چون چشم دیدن "اقبال مردمی و فروش میلیاردی  و حرف های اساسی اخراجی ها" را نداشته اند،چنان به "چه کنم، چه کنم افتاده اند " که در برابر "ارده و خواست و سلیقه ملت" دوباره چماق " بی اخلاقی" و اسلحه " قانون شکنی" و خنجر " نامردی"  را برداشته و وقاحت را بِدآنجا رسانده اند که باز تقلب نموده و خود را "برنده و قانون" دانسته وچون سارقان و قاچاقچی ها "اخراجی ها" را لو داداند که شاید از رکورد شکنی دوبارهِ اش کم شودو نصیبی از فروش به فیلم های روشنفکرمآبانه ایشان برسد ، و ننگ باد بر این اقدام وقیحانه.
آری این هم نتیجه توهمات مریض وکثیف و روشنفکرمآبانه شان است و این بار در سینما،لو دادن این فیلم همانا و لو دادن شخصیت  بیمارِشان همانا.
آری روشنفکری هزاره سوم بعد از سیر تحولات فکری شان بعد از عبور از آخرین مدل فکری شان که روشنفکری قبیله گی بود امروز به روشنفکری سر گردنه ای رسیده اند و دیر نیست روزی که بفهمند جز روشنفکری غار نشینی چاره ای ندارند، و همانگونه که در اندیشه دور از مردم زندگی می کنند باید آثار و وجود خود را نیز از ملت دور کنند.
نگارنده این سطور از سر دلسوزی چون می دادند ایشان نه اهل تعقل اند ، پیشنهاداتی برای رقابت سالم در عرصه سینما قرار می دهد که شاید روزنه ای باشد برای عبورشان از توهمات ذهنی شان وپیشنهادات با اندکی چاشنی طنز : (و البته می داند که در قاموس ایشان فقط آرا ساخت فرنگ و امثال هم کارگر افتد و لا غیر.)
1. سعی کنید مخاطبان خود را تغیر دهید قطعاً سیمرغ ها،خرس ها و اورانگوتان و سایر حیوانات مخاطبان خوبی نیستند( با پوزش از انجمن حمایت از حیوانات)، شما باید برای مردم فیلم بسازید.( البته اگه می خواهید مردم بلیط بخرندو به دیدن فیلم شما بروند.)
2. به منظور بهینه سازی مصرف سوخت،و در جهت بهبود فرایند ساخت ،فکر خود را مدتی خاموش کنید زمانِ قر و اداهای روشنفکر مآبانه سر آمده.(آخه دِ اگر فکر می کردید این فیلم ها تون نبود!)
3.  آرامش خود را حفظ کرده ویک لیوان آب سرد بنوشید و با تسلط بر اعصاب خود ادامه مطلب را بخوانید.
4. تصور کنید که حمایت های مالی دولت از سینما حذف شده است،( ترانه ای با همین مضمون می گه: تصور کن ، تصور کردنش سخته ! نه سوبسید و نه یارانه!  نه سیمرغ و نه جشنواره!  نه حامیِ دولتی داره! دیگه هیچ سینمایی فیلم بد نمی زاره!  تصور کن تصور کردنش سخته!)آن وقت با همان تصور فیلم بسازید.( البته من قطعاًٌ تهیه کننده فیلم شما نخواهم شد، مگه دیوانه ام.)
5. اگر بخواهید فیلم فروش برود، فیلم شما باید در سینما ها نمایش داده شود( دقت کنید سینما ها، از سینماهای شمال کشور تا جنوبی ترین سینماها) نه در نایت کلاب ها برای اساتید دانشگاههای هنر و نه برای دانشجویان رشته فلسفه هنر که هر اراجیفی خواستید تحویلِ شان بدهید.( ما شنیدیم قراره کنکور حذف بشه و سر سازمان سنجش خلوت می شه می تونید به قول آ سید مرتضی قبل از  نمایش فیلمهاتون کنکور بگیرید، درآمد کلاس کنکور هم بد نیست.)
6. سینما جای مهمل بافی و مخملی بافی  نیست اگه زورتون نمی رسه فیلم خوب بسازید ، حداقل داخل فیلم ها تون و برا زدن رقیباتون از چیزی مایه بزارید که خود حداقل کمی مایه داشته باشد! آخه سبز های بی مایه هم ارزشش را داشتند. ( لاقل می نوشتید برای حمایت از آراباطله! امروز فکر کنم محبوبیت بیشتری داشته باشند!)
7. اگر فیلم خود را با همان توهمات روشنفکر مآبانه ساخته اید، قطعاً اکنون باید باغ وحشی داشته باشد از مرغ ها و خرس ها و پاندا ها همان ها را به سینما ببرید و به جای فیلم به نمایش بگذارید شاید بتوانید مقداری از این راه درآمد داشته باشید و کلاً به فروش فیلم فکر نکنید.(البته چون بعضی حیوانات وحشی هستند دنبال مربی خوبِ حیوانات باشید.)
8. اگر برای تصورات ژیگول خود فیلم بسازید، اطمینان داشته باشد که فیلم شما، فیلم نخواهد شد، البته خود شما قطعاً در میان مردم فیلم می شوید! ( اونهم از نوع کمدی!)
9. سینما جای ادا و اطوار های ژیگول ها و به مسخره گرفتن شعور مخاطبان نیست، اگه به این کارها علاقه دارید بروید داخل همان جشنواره ها و سمینارهای هنری خودِتان.
10. باور کنید دزدی و بی اخلاقی کردن و لو دادن نسخه های قاچاق فیلم های مردمرپسند و پُرفروش مثل کاری که در مورد اخراجی ها شده، تنها فیلم را لو نمی دهد و چون فیلم هایی که خود شما می سازید، ذات بیمار شما دزدان هنری و "مدعیان قانون و اخلاق و آزادی" را لو میدهید ، امروز تنها اخراجی ها لو نرفت که ترس و پستی جیره خواران زر و زور و تزویر نیز لو رفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 12:53  توسط مسعود ده نمکی  | 

آخرین اخبار از اکران «اخراجیهای چهار»

http://www.palakhmun.blogfa.com/

هر چه ما می خواهیم از اخراجی ها دفاع نکنیم، نمی گذارند! سبزها کپی اخراجیهای ۳ را منتشر کرده اند، به انتقام خون شهداشان! و در پی این اقدام شجاعانه و فرهنگی، پلخمون مرتکب چند خطی شده است که تقدیم می گردد. کمانگیر، پابرهنگان، منچ، جاپارک، طنز سیاسی و غیره نیز به طنز یا جدّ در این موضوع نوشته اند یا خواهند نوشت به امید خدا. کسی از دیگر دوستان طنزپرداز اگر کاری کرد، بی خبر نگذارد.

 

نوروز 1392

آخرین اخبار از اکران «اخراجیهای چهار»


راهکارهای انتقام گیری از اخراجیهای 4 ابلاغ شد
در پی موفقیت فیلم سینمایی اخراجی های 4 در گیشه، سایت کلمه در یادداشتی، مردم خداجو را به انتقام گیری از ملیون ها شهید راه سبز آزادی و مبارزه با آخرین صحنه آرایی خطرناک مسعود ده نمکی فراخواند. در این یادداشت توصیه شده است برای تحکیم بیش از پیش صداقت، اخلاق و آزادی تنها از روش های مطمئنه ی زیر بهره گیری شود:
1- فروش باقالی و لبوی مسموم در مسیرهای منتهی به سالن های اختصاصی اکران اخراجیها.
2- مسدودکردن مسیرهای مذکور از طریق شعله ور کردن آتش انتقام از ندا و سهراب و غیره، در سطل های همیشه سبز زباله.
3- تکثیر پول های تقلبی در مشتریان بالقوه اخراجیها شامل طبقات فرودست و بعضاً ریشوی جامعه.
4- تعویض یواشکی کاغذهای نصب شده بر سر گیشه ها، جهت هدایت مشتریان اخراجی های 4 به گیشه فیلم های تولید شده توسط اساتید اخلاق، بالاخص فیلم سینمایی «چیزهای توی جیب اشکان».
5- ناامن کردن فضای اکران از طریق خودسوزی در سالن های سینما، مشتعل کردن پرده ها، عملیات انتحاری در گیشه و گروگان گیری از کسانی که به هر نحوی خود را به سالن ها می رسانند.
6- آگاه سازی عمومی از طریق قرار دادن تیوب های شخصی و خانوادگی ده نمکی بر روی اینترنت و تکثیر لینکهای آن از طریق سایت بالاترین. کلیپ سازان داوطلب در سال 88 اکنون نیز برای نقش آفرینی در این تیوب ها، اعلام امادگی کرده اند.
7- تبدیل اخراجیهای 4 به ده کلیپ 10 دقیقه ای و ارسال آن از طریق بلوتوث در تمامی میادین شهر، محافل خانوادگی، مساجد سبز، تاکسی سبز، سلمانی سبز و غیره.
8- تحت تاثیر قراردادن عواطف بینندگان اخراجیها با برافراشتن پلاکاردهایی به یادبود شهدای جنبش در سال 88، کشتار کوی دانشگاه در سال 78 و قتل عام مرغان منافق در سال 67.
9- تقاضای تکرار مجدد اکران اخراجیهای 4 برای روشن شدن تقلب در اکران نخست، و رد هرگونه پیشنهاد برای بازشماری گاوصندوقهای سالن های سینما.
10- در صورتی که هیچ یک از راهکارهای فوق موثر نیفتاد، استفاده ی نیم تنه از جکوزی سرد به صورت روزانه، و حفظ آرامش تا فرصت مجدد انتقام گیری توصیه می شود.
 
رهنورد: تکذیب می کنم
روابط عمومی دفتر پروفسور زهرا رهنورد با اشاره به افتتاح قریب الوقوع بنیاد «رزا» هرگونه موضع گیری وی درباره اخراجیهای 4 را تکذیب کرد. در فکس این روابط عمومی آمده است: پروفسور رهنورد هم اکنون با همکاری خیرین داخلی و جوایز خارجی در حال تاسیس بنیاد «رزا» (روشنفکرترین زنان ایرانی) بوده و هرگونه اظهار نظر درباره مسائل اخیر سینمایی را رد می کند. این فکس افزوده است: مواضع دکتر رهنورد همواره بر اساس اطلاعات آماری دقیق و نظرسنجی های معتبر تدوین و منتشر می شود و تا اطلاعات روشنی درباره ریشه نژادی مسعود ده نمکی و اصغر فرهادی به دست نیاید، وی در این مورد اظهار نظری نخواهد کرد. در پایان با ابراز گلایه از نسبت های ناروایی که از سوی جامعه طنزپرداز کشور به دیدگاه های جامعه شناختی و آماری این بانوی روشنفکر ایرانی وارد شده، از عموم مطلعین خواسته شده است هرگونه اطلاعات خود درباره محدوده جغرافیایی روستاها یا قبایلی به نام های «فرهاد» و «ده نمک» را در اختیار دفتر بنیاد رزا (فعلاً مستقر در موسسه نجات زنان) قرار دهند.

پایان سکوت خانه سینما و سایر دوستان
در واکنش به کپی غیرقانونی اخراجیهای 4 و قاچاق نسخه های تکثیر شده آن، سرانجام خانه سینما و جمعی از تولیدکنندگان و کارگردانان شهیر کشور، سکوت خود را شکستند. در بیانیه ای که خانه سینما و سایر دوستان به مناسبت تبریک آغاز سال 1392 خورشیدی به عموم هموطنان صادر کرده اند، می خوانیم: بر همگان واضح و مبرهن است که منازعات سیاسی دون شأن هنرمند بوده و ما به این کارها کار نداریم. گفتنی است مسعود ده نمکی در پی صدور این بیانیه به شدت شرمنده و منت دار جامعه سینمایی کشور شده و وبلاگ خود، فروش مختصر اخراجی های 2 و 3 را نیز مدیون حیات پویا و پررونق سینمای کشور و این گونه بنده نوازی های حرفه ای خواند.

موسوی: مردم بهتر می دانند که به کدام سالن رفته اند
میرحسین موسوی در 2013مین بیانیه خود با تاکید بر این که آمار استقبال گسترده از اخراجی های 4، یک آمارسازی تقلبی جدید بوده و اساساً هیچ کس به دیدن این فلیم نرفته است، تصریح کرد: فروش زیادتر از حد تصور این فیلم، به مدد تخلفات گسترده در روزهای اکران، از جمله نصب پوستر اخراجیها بالای سر گیشه ها صورت گرفته است. در ادامه این بیانیه که باز هم سایت کلمه سبز آن را منتشر کرده، می خوانیم: کسانی که به سالن های تاریک سینما رفته اند خود بهتر می دانند که به چه فیلمی پول داده اند. موسوی همچنین در بیانیه خود آورده است: طبق گزارش های وسیع و دقیقی که هم اکنون از سراسر کشور به دست ما رسیده است، بنده با قاطعیت بالا اعلام می کنم کسانی که به سالن های سینما هجوم برده اند در اثر گرسنگی ناشی از هدفمندی یارانه ها، فقط و فقط قصد خرید چیپس سرکه نمکی و ساندیس سیب موز داشته اند و در حقیقت برای دستیابی به بوفه سینما به ناچار بلیت های تحمیلی اخراجی های 4 را خریداری کرده اند.

جلبش دانشجویی به میدان آمد
انجمن کاملاً اسلامی دانشگاه غیرانتفاعی خاقانی، در انتقام از دوازده هزار شهید خود در جنبش سبز سال 88، سرویسهای رایگان ایاب و ذهاب برای رفتن به هر فیلمی جز اخراجیهای 4 را تدارک دیده است. این دانشگاه که در سال 1391 و به همت تنی چند از آقازادگان تحصیلکرده و غیرسیاسی تاسیس شده است، محوطه دانشگاه را نیز برای برپایی نمایشگاهی با موضوع «هنر برای هنر و آزادی بیان» در اختیار انجمن اسلامی مزبور قرار داده است. دانشجویان در این نمایشگاه، با چارچوبهای هنر، آزادی و جمهوریت آشنا شده، به ضرورت پایبندی همگانی به مصالح اقشار فرهیخته و حتی فداکاری غیرایدئولوژیک در مسیر حراست از این مصالح التفات یافته و سپس دسته دسته به سمت سرویس های فوق الذکر راهنمایی می شوند.
گفتنی است انتظامات اتوبوسهای ایاب و ذهاب، موظفند در مقصد اطمینان حاصل کنند دانشجویان به سالن اخراجی ها جیم نکرده، از بوفه ساندیس نخریده و در صورت ارتکاب این جرایم اقلاً در مسیر بازگشت، فیلم را تا انتها برای سایرین تعریف نمایند تا انگیزه ارتکاب مجدد این خیانت کثیف از بین برود. شنیده ها حاکی است انجمن کاملاً اسلامی دانشگاه آزاد واحد نیاوران نیز با الهام از استقبال فراوان دانشجویان از این راهکار، جلسات نقد فیلم خود را به جلسات تعریف فیلم تغییر داده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 11:36  توسط مسعود ده نمکی  | 

ندای انقلاب:مردم به کدام اخراجی ها می خندند

 

http://www.nedayeenghelab.com/index.php?option=com_content&view=article&id=7165:1390-01-15-08-42-03&catid=104:1389-08-15-15-02-45&Itemid=796

سرویس فرهنگی ندای انقلاب- قاسم صفایی نژاد/ يكي از بحث‌هاي داغ طرفداران سينما و بعضاً علاقه‌مندان به فضاي فرهنگي در اين روزها، فيلم اخراجي‌هاي 3 است. بديهي است كه هر فيلمي طرفداران، منتقدان و مخالفان خاص خود را دارد؛ اما اخراجي‌هاي 3 به دلايل مختلف از جمله وجود شخص ده‌نمكي به عنوان كارگردان، طنز سياسي فيلم و استقبال گسترده مردم از آن، بيشتر مورد توجه فعالان فرهنگي قرار گرفت.

وجود مسعود ده‌نمكي به عنوان تهيه كننده و كارگردان، موجب موضع‌گيري  گوناگون عليه او شد. از يك طرف، مخالفان نظام جمهوري اسلامي با متهم كردن او به تندروي‌هاي بيش از حد، ابتدا فيلم او را تحريم كردند ولي وقتي از استقبال كم‌نظير مردم خبردار شدند، قاچاق اخراجي‌هاي 3 را براي كم كردن فروش اين فيلم در گيشه سينما اجرا كردند. از طرف ديگر نيز برخي از فعالان فرهنگي موافق نظام كه بعضاً از دوستان قديمي ده‌نمكي بودند، او را متهم به استحاله كردند و يا فيلم او را توهين به دفاع مقدس و فرهنگ بسيج قلمداد كردند. با اين حال اخراجي‌هاي 3 با گذشت حدود 20 روز بيش از 2 و نيم ميليارد تومان به فروش رفت و كماكان توجه مخاطبان زيادي را جلب مي‌كند. اين استقبال كم‌نظير مردم نشان مي‌دهد كه عموم مردم براي انتخاب خود، منتظر تحريم عده‌اي نمي‌مانند و با نشان دادن حمايت خود از طريق ديدن فيلم در سينما از علايق خود حمايت مي‌كند. آن دسته از دلسوزاني هم كه احساس مي‌كنند با حضور اين فيلم به دفاع مقدس توهين شده است، بايد بدانند كه نگراني آن‌ها نسبت به اين موضوع با توليد محتوا و ساختن فيلمي كه بتواند مخاطب را جذب كند، برطرف خواهد شد، نه با توصيه كردن به نديدن اين فيلم! بايد تحقيق كنند كه چه ويژگي‌هايي در اين فيلم باعث جذب مخاطبان فراوان آن شده است تا با استفاده از اين ويژگي‌ها، پيام مدنظر خود را به مردم منتقل كنند.

يكي از ويژگي‌هاي سه‌گانه اخراجي‌ها كه مورد توجه استقبال بي‌نظير مردم قرار گرفت، دعوت مردم به وحدت و صميميت با يكديگر است. وحدتي كه عناصر ضدانقلاب، با كشاندن تفرقه در زندگي عادي مردم آن را نشانه رفته‌اند و مي‌بينم كه حتي در تماشاي فيلم، باب دوگانگي و تفرقه را باز كرده‌اند؛ كه البته متاسفانه برخي از دوستان موافق نظام هم در دام اين عناصر افتاده‌اند. اخراجي‌ها، مردم را از دسته‌هاي گوناگون با درجات ايماني متفاوت به وحدت دعوت مي‌كند؛ دعوتي كه در سكانس صحبت‌هاي «سيد مرتضي» (سيد جواد هاشمي) با اين جملات، آشكار مي‌شود: «چون اين رنگ‌ها باعث چنددستگي مي‌شود، من هيچ رنگي انتخاب نمي‌كنم.»

درست است كه برخي داستان فيلم را داستان انتخابات تصور مي‌كنند اما موضوع اصلي فيلم از نظر من، جهاد است. جهادي كه زماني معني آن تقديم خون و اهداي نفس بود و زماني ايستادن و تلاش كردن براي حفظ وحدت جامعه. سكانس ابتدايي فيلم با يادآوري رشادت‌ها و از جان‌گذشتگي رزمندگان دفاع مقدس كليد مي‌خورد و سكانس پاياني آن با توصيه براي «ماندن» در راه تقويت وحدت جامعه به اتمام مي‌رسد.

اما در اين بين كساني هستند كه جهادشان در راه خدا نيست و براي كسب ثروت و قدرت و محبوبيت بيشتر تلاش و مجاهدت مي‌كنند. كساني مانند «حاجي گرينوف» (محمدرضا شريفي نيا) با جملاتي مانند «ريا ميشه، اين چيزا فقط جلوي دوربين خوبه!» و يا «مهندس دباغ» (رضا رويگري) كه تنها جهت استفاده تبليغاتي به ياد «كارتن‌خواب‌ها» مي‌افتند.

اخراجي‌هاي 3 نشان مي‌دهد كه تزوير و رياي اين عده، باعث سردرگمي و گول خوردن برخي از مردم مي‌شود. تا جايي كه دختري به نام «ايران» به پدر خود كه اتفاقا از فرماندهان دفاع مقدس بود، اعتراض مي‌كند كه: «مگر مي‌خواهم به ليبرال ضد انقلاب راي دهم كه مرا نهي مي‌كني؟ پس حق انتخاب من چه؟» به خيال اين دختر، حاجي گرينوف رياكار همان كسي است كه با آرمان‌هاي انقلاب سازگار است، اما پدر كه از پشت پرده امثال حاجي گرينوف خبر دارد، نگران دختر خويش است.

ده‌نمكي با اخراجي‌هاي 3 قصد داريد به مردم بگويد كه همان كساني كه با تزوير و ريا در صدد كسب قدرت هستند، بيشترين صدمه را به وحدت ملي ايرانيان مي‌زنند و چنددستگي ايجاد مي‌كنند. و نكته جالب فيلم اين است كه عموم مردم با سلايق گوناگون به حركات اين رياكاران كه اتفاقا در انتخابات دهم رياست جمهوري، توسط برخي كانديداها انجام شده بود، مي‌خندند! همان رياكاراني كه كاپ پيروزي را در حالي مي‌خواهند بالا ببرند كه عده‌اي ديگر نفس خود را هديه كرده‌اند.

این صدای بوستانی پرپر است

این زبان سرخ نسلی بی سر است

با همان‌هایم که در دین غش زدند

ریشه اسلام را آتش زدند

پای خندق‌ها احد را ساختند

خون فروشی کرده خود را ساختند

زنده‌های کمتر از مردارها

با

شما هستم، غنیمت خوارها

بذر هفتاد و دو آفت در شما

بردگان سکه! لعنت بر شما

باز دنیا کاسه خمر شماست

باز هم شیطان اولی الامر شماست

با همانهایم که بعد از آن ولی

شوکران کردند در کام علی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 11:30  توسط مسعود ده نمکی  | 

محرمانه نیوز و اخراجی ها

 

http://www.mahramanenews.com/newsF-4407.html

به گزارش اختصاصی محرمانه نیوز -چرا اخراجی هایی که به قول منتقدان کم انصاف، فاقد هرگونه ارزشی از جنبه های فنی است می تواند دارای چنان اثرگذاری قوی ای باشد که مخالفانش از هر حربه ای برای ضربه زدن به آن استفاده کنند؛ تحریمش کنند، لجن مالش کنند، بازیگرش را به سخره و ناسزا بگیرند، و آخر کار هم نسخه ی قاچاق خانگیش را منتشر کنند! ؟ / 

 «فیلم مسعود ده نمکی فاقد یک فیلم نامه ی مناسب است؛

اخراجی ها از ضعف کارگردانی رنج می برد؛

و ...»

این قبیل انتقادها از اخراجی های 3 به همراه انتقادهایی که فتنه گران دارند موجی است که علیه فیلم مسعود ده نمکی به پا خاسته است و هر چند تا توانسته گرد و خاک به پا کرده اما این گرد و خاک را مردم واقعی ننهاده و اخراجی های 3 در حال رسیدن به رکورد دیگری در سینمای ایران است.

آیا می توان اخراجی های 3 را با «رفتگان» مقایسه کرد و ده نمکی را مارتین اسکورسیزی؟

بی شک پاسخ منفی است! یعنی ده نمکی اصولا نه دوره ی آموزشی آکادمیک سینما را دیده و نه  می توان گفت در این عرصه تجربه ی چندانی دارد.

پس چرا اخراجی های 3 با وجود اینکه از نظر برخی منتقدان تندخو نسبت به فیلم اصغر فرهادی یعنی جدایی نادر از سیمین ، در سطحی پایینتر از جنبه های فنی ، فیلم نامه و کارگردانی است، اما گیشه ها را مملو از تماشاگر می کند و بعد از چند سال فلان سینمای بحران زده ی پوسیده در شهرتانی را به رونق می اندازد؟!

چرا اخراجی هایی که به قول منتقدان کم انصاف، فاقد هرگونه ارزشی از جنبه های فنی است می تواند دارای چنان اثرگذاری قوی ای باشد که مخالفانش از هر حربه ای برای ضربه زدن به آن استفاده کنند؛ تحریمش کنند، لجن مالش کنند، بازیگرش را به سخره و ناسزا بگیرند، و آخر کار هم نسخه ی قاچاق خانگیش را منتشر کنند! ؟

علت امر واضح است جامعه ما تشنه ی هنر اسلامی و مبتنی بر اصولی است که سالهاست در دشت کویر سینمای ایران جز نسیم هایی کوتاه را به خود ندیده است.

جامعه ی ما و نه فقط جامعه ی ما که در غرب وحشی نیز عطش معنویت به قدری زیاد است که حجم تولیدات معناگرا به شدت در حال افزایش است.

سه گانه ی ماتریکس، تلقین، هری پاتر، سریال لاست و ... از پر فروش ترین آثار در غرب بوده اند و همه ی اینها واجد بار معنوی و ماده گریزی هستند. در تمام این آثار تلاش برای خلاصی از قید و بندهای زندگی مادی در تفکر نویسنده و کارگردان به چشم می خورد و مردمی که به عصیان از چارچوب تنگ معانی دنیاگرایانه دچار شده اند هجومی نجومی به این آثار داشته اند.

البته نمی توان این معنویت را صرفا در روابط متافیزیکی خلاصه کرد بلکه هر آنچه بویی از ایثار، اخلاق و عاطفه داشته باشد مورد اقبال عمومی قرار می گیرد.

و بدین گونه است که بسیاری از آثار طراز اول جهان همچون آواتار تنها به دلیل نمایش رفتار انسانی و هم زیستی اخلاق مدار و سلوک مابانه می تواند پر فروش تر از هزاران فیلم دیگر شود.

 اگر شرک 3 می تواند در جهان غوغایی از فروش را به راه بیندازد و مردم را منتظر چهارمی خود کند بدین دلیل است که همراه با فن آوری، بر آن می کوشد که اخلاق انسانی را در معرض نمایش بگذارد و نشان دهد که شیطانک ها چقدر در بر زمین کوبیدن یک زندگی موثرند؛

به همین دلیل در ایران هم وقتی مسعود ده نمکی با یک فیلم که می خواهد از منظر یک گفتمان عدالت محور به جامعه نگاه کند پای به عرصه ی سینما می گذارد موجی از مخاطب را همراه خود می کند که بی بدیل ترین صحنه های استقبال عمومی را در جامعه ی سینمایی ایران به نمایش می گذارد.

البته در این بین نمی توان از نقش عنصر طنز و بازیگران مخاطب پسند گذشت اما اگر بخواهیم استقبال از اخراجی های 3 را تنها مولود بازیگران گیشه پسند و طنز موجود بدانیم بی شک برای تحلیل عدم استقبال از فیلم های دیگری که واجد چنین ظرفیت هایی هستند دچار بحران می شویم.

چه بسیار فیلم هایی که در سینماهای ایران به نمایش گذاشته شد، از عنصر طنز استفاده کرد، از شخصیت های گیشه ای بهره جست ولی در عمل نتوانست حتی 10 درصد اخراجی ها تماشاگر را به خود جذب کند. نمونه ی بارزش افراطی ها که می خواست اقتباسی از اخراجی ها باشد ولی مردم به آن پشت کردند؛

فلذا باید به همان عنصری که گفته شد یعنی استقبال به دلیل مفهوم عدالت محورانه، معنویت گرایانه و خالصانه ی فیلم رجوع کرد تا بتوانیم جوابی برای استقبال از اخراجی ها داشته باشیم.

مرحله ی بعدی تحلیل در خصوص این فیلم را به نکته ای باید پیوند داد که بر روی آن بسیار تبلیغ شده است. آن نکته این است که اخراجی های 3 فاقد کارگردانی و فیلم نامه ی موفق است.

این اشکال تا حدودی و به میزانی درست و منطبق با واقعیت است. علت آن نیز همان گونه که در بالا توضیح داده شد، به آن برمی گردد که ده نمکی به عنوان یک کارگردان کارآزموده، مجرب و با سطح سواد سینمایی بالا پای به عرصه ی سینما ننهاده است.

آنچه که از نوشته ها و سخنان ده نمکی می توان یافت این است که وی بنابه تکلیفی که در قبال جریان انقلابی و مذهبی حس می کرده پای به عرصه ی سینما نهاده و به همین دلیل است که یک روزنامه نگار دهه ی هفتاد به یک شخصیت سینمایی دهه ی هشتاد تبدیل شده است.

از همین رو نمی توان انتظار داشت که فیلم ده نمکی از نظر پارامترهای فنی در سطح فیلم فرهادی یا حاتمی کیا و مجیدی باشد، اما باید به جسارت و تعهد انقلابی ده نمکی آفرین گفت که در این مرداب سینمای ایران که عمدتا روابط دختر و پسر تمام دارایی آن شده است و اگر هم صدای دیگری بلند شود، یا فمینیسم را ترویج می کند و یا شیفتگی به فرهنگ غرب را تابلوی خود می نماید، دست به ساخت فیلمی زده است که نمایانگر گوشه ای از دردهای واقعی مردم است.

.....

سینمای ما یک سینمای منفعل است که ستون فقراتش هنوز در پی برخی دغدغه های شخصی و تمایلات نفسانی هستند و فراموش کرده اند در این عصر مدرنیته سری هم به آن سوی مرزها بزنند، کمی هم از دغدغه های توده ها – دغدغه های بزرگ- بگویند، نگاهی به آتشفشان تباهی در غرب داشته باشند و البته از این همه پتانسیل، خدمت رسانی و تلاش شبانه روزی نظام جمهوری اسلامی الگویی برای جهانیان ارائه دهند! کمی از موج رو به گسترش اسلام خواهی در غرب سخن بگویند؛

سینماگران ما – برخی هایشان که متعهدند- هنوز به دنبال این هستند که احمدی نژاد در مناظره فلان حرکت نه چندان مناسب را انجام داد و دیگر فراموش می کنند آن همه خدمات دولت را به مردم مستضعف و زجر کشیده!

سینماگران ما یادشان رفته است تا از لبنان بگویند، فلسطین را آواز کنند، از فشار مهندسی شده بر نظام جمهوری اسلامی و مردم مظلومش فیلم بگیرند؛ سینماگران ما وینسنس را فراموش کرده اند و به یک برخورد تند نیروهای امنیتی با تمام توان می تازند، فیلمش را می سازندو البته چند سال هم منتظر مجوز اکرانش می شوند!

 سینماگران ما فراموش کرده اند از ظلم مضاعف غرب بر افغان ها بگویند، بر گوانتانامو بشورند و گمان برده اند بیانیه ای بدهند و جنایت خاندان آل سعود در بحرین را محکوم کنند دردی دوا می شوند! یادشان رفته محکوم کردن آل سعود را باید با دوربین هایشان نشان دهند. باید برائت از مشرکین خونین مکه را آن روز به تصویر می کشیدند تا جهان بداند خادمین حرمین، خائنین حرمین هستند.

مگر می شود امثال ده نمکی بنشینند و ببینند در این مملکت بر دین و مذهب و اخلاق به نام آزادی و جنبش نکبت سبز حمله شود و بعد سکوت کنند تا جدایی نادر از سیمین تمام دغدغه ی جامعه ی ایرانی شود. هر چند آن دغدغه نیز قابل احترام و بررسی است ولی در این عصر تقابل حق و طاغوت، حرف های بچه های آرمان گرا و توحید محور، بسیار فراتر از این حرف هاست.

هکاش .................................به جای دغدغه هایی که می گوید برای جوانها دارد و جوانها دارند و من که جوانم آنها را نمی شناسم، کمی بیشتر از فضایل انقلاب می گفت، کمی از آقازاده هایی می گفت که سرمایه ی مملکت را بدون هیچ لیاقتی تاراج کردند. کاش از ناتوی فرهنگی می گفت، یا از حاکمیت دوگانه ی اصلاح طلبان! کاش از مظلومیت ولایت می گفت؛ از جام زهر ؛ از کوی زخمی دانشگاه!

کاش مجیدی به جای آواز گنجشک ها از آواز قناری های عاشق شهادت هم فیلم می ساخت! کاش می گفت در کانال کمیل چه شد؛ کاش از والفجرهایی می گفت که خون به پایشان ریخته شد تا صبح دمید؛

کاش به جای مارمولک، از آیت الله قاضی می گفتند که محراب از خون مبارکش تطهیر یافت! کاش می گفت از آن عارف عامل که در محراب شهید شد و در جبهه ها کفش های رزمنده ها را واکس می زد؛

به راستی کی چشم خون داده ها و خون دل خورده ها باید به تماشای سینمایی روشن شود که دغدغه ی انسانی- اسلامی ده نمکی و هنر و ظرافت امثال حاتمی کیا و مجیدی را با هم داشته باشد.

اخراجی ها یک فیلم با درجه ی کیفی متوسط بود، ولی این فیلم به دلیل زمان شناسی، بیان بی پرده ی بسیاری از واقعیت های یک حادثه ی غمبار و صداقت و صراحت لهجه و از همه مهم تر نگاه اخلاق گرایانه اش به هزاران فیلم با درجه ی کیفی عالی و بدون آرمان الهی و انسانی می ارزد.

--------------------------------------------------------------

تکمله: وقتی سریال 24 را می دیدم برای مظلومیت کشورم و دروغ بافی غرب به فکر فرورفتم! وقتی دیدم رابرت کوشران نویسنده سریال 24  تمام دروغ هایی که می توانست در منقبت ریاست جمهور آمریکا بگوید را با کمال پر رویی و بی شرمی نوشت و یان توینتون کارگردان  24 ، رئیس جمهور آمریکا را معصوم ترین فرد روی کره ی خاکی نمایش داد و ما در مملکت خودمان هنوز نتوانسته ایم در سینمایمان از آن همه صداقت، ایمان، لطافت و روح بزرگ امام راحل گوشه ای نشان دهیم؛ هنوز نتوانسته ایم از گلیم وفرش پوسیده ی منزل آقا برای جهانیان تعبیر اولی الامر را معنا کنیم  تا جلوی دهان مفت مهمل باف را بگیریم؛ و خلاصه هنوز خوابیم؛ بگذارید این کارگردان ها و نویسنده ها به دنبال دایره ی زنگی و ازدواج به سبک ایرانی - که معلوم نبود کجایش ایرانی بود- و پسر ایرونی و دختر ...  باشند به ما چه که غرب با سینما در حال فتح سنگر به سنگر ذهن ها و عقل هاست!!

از: پوریا ترکمن

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 7:10  توسط مسعود ده نمکی  | 

تاجیک و اخراجی ها

 

پارس توریسم -محمد تاجیک : علی رغم فضای بسیار سنگین وبدی که بر علیه  آقای ده نمکی وفیلمهای اخراجیهای ۱و ۲و ۳ در میان طیف روشنفکران و منتقدان وسینما گران وجودداشته  اگر از زمان اخراجیها ی ۱،تمامی نظرات مخالفان وموافقان آقای ده نمکی را به دقت رصد کرده باشیم  متوجه می شویم  آقای ده نمکی پدیده جالبی درهمه این سالهای سینمای ایران  بوده است. پدیده ای که با قطعیت نظر دادن در باره او اشتباه بزرگی است .

/ده نمکی و منتقدانش/

 


 دراین روزها و همزمان بااکران فیلمهای فرهادی و ده نمکی ،مخالفان آقای ده نمکی در سایتها و شبکه های اجتماعی با ادبیات تندی در باره او وفیلمش صحبت می کنند . دراین سایتها از او چهره ای ساخته اند که گویی او بد مطلق است .ولی کسانی که نسبت به افراد و پدیده ها به دور از حب و بغض نگاه می کنند و نگاهی به دور از افراط و تفریط و همراه بااعتدال به مسائل دارند به آقای ده نمکی  وفیلمش به شکل متفاوتی نگاه می کنند.آنها ده نمکی را فردی می بنند که دیدگاههایش نسبت به گذشته تغییر یافته و متحول شده است . اما چرا در میان محافل سینمایی ومطبوعاتی و فضای سایبری و روشنفکری این چنین گارد سنگینی برعلیه آقای ده نمکی وجوددارد؟چرا آنها از فردی مثل  ده نمکی که نسبت به دهه قبل متحول شده ونسبت به مسائل مختلف ،کمترین استقبال را می کنند .

 /باید منتظر زمان ماند/

برای پاسخ به این سوال باید منتظر زمان ماند . نگارنده معتقد است شاید روزی بیاید که همینهایی که در سایتهای مختلف برعلیه آقای ده نمکی جوسازی می کنند ویا به او وبه فیلمش بد وبیراه می گویند در سالهای بعد  رابطه ی حسنه تری بااو خواهند داشت .دهه ۹۰را باید دهه فیلمسازی مثل ده نمکی دانست .او اگر چه در زمان ساخت اخراجیها ۱ فیلمسازی تازه وارد به سینما محسوب می شد ولی حالا باید او را فیلمسازی خودی تر محسوب کرد چون او دیگر فیلمسازی تازه وارد نیست .

 /منتقدان ده نمکی کاهش می یابند/

 بسیاری از فیلمسازان انقلابی اول انقلاب در بدو ورودشان به سینما ،از سینما چیزی نمی دانستند وبه مرور تبدیل به فیلمسازان خوبی شدند وحتی تبدیل به بهترین فیلمسازان تاریخ سینمای ایران . ده نمکی این پتانسیل را دارد که سال به سال فیلمساز بهتری شود و منتقدانش هرروز کاهش یابد . به نظر می رسد نباید  زیاد این بد وبیراهها و ناسزاهایی که از سوی منتقدان آقای ده نمکی نصیب او می شود را جدی گرفت چون  احتمال دارد گذشت زمان به راحتی فاصله منتقدان آقای ده نمکی و اورا کم کند ممکن است آنها در سالهای آینده در موقعیت متفاوتتی نسبت به هم قرار گیرند ووضع همیشه به همین نحو نخواهد بود .

/نکات دیگری درباره ده نمکی و اخراجیهایش/

 درباره ده نمکی و فیلم اخراجیهایش ذکر چندنکته دیگر ضروری است . یکی اینکه میزان واکنش تند آقای ده نمکی نسبت به مخالفان ومعترضانش نسبت به سالهای گذشته کمتر شده . واین کمتر شدن خیلی خوب است .

 

 /موضع متفاوت ده نمکی /

بر خلاف تحلیلهایی که درباره طرز تفکر سیاسی آقای ده نمکی و فیلم اخراجیها ۳ بیان می شود موضع سیاسی او همسان با شخصیتها ویا رسانه های سیاسی تندرو نیست . یعنی نمی توان با قطعیت گفت که او مواضعش شبیه کیهان و رجا نیوز و جهان نیوز است .او موضعی متفاوت با همه این رسانه ها و آدمهای سیاسی  اش دارد . حتی در بسیاری از موارد مواضعش با منتقدان دولت یکسان است . حداقل با توجه به رصد کردن دیدگاههای سیاسی یکی دوسال اخیر آقای ده نمکی ،به عنوا مثال ندیده ام که آقای ده نمکی موضع تندی که کیهان و تلویزیون در قبال وقایع دو سال اخیر داشته باشند را داشته باشد .اصلا دغدغه ها وطرز فکر او شبیه هیچ کدام از اینها نیست ومتفاوت است وحتی برخی مواقع حرفهایی را می زند که سالها اصلاح طلبان هم زده اند .اگر ده نمکی قرار بود مثل ده نمکی دهه  هفتاد باشد از او می توانستیم انتظار داشته باشیم که مثل کیهان وجهان نیوز و ... صبح تاشب شعار مرگ بر فلانی  بدهد ولی خوب از این شعارها و به تندی این شعارها را حداقل من از آقای ده نمکی نشنیده ام.

در فیلم اخراجیها ۳ هم وضع به همین گونه است . البته از ده نمکی نمی توان انتظار داشت که در فیلمش از افرادی که الان سران فتنه خوانده شده اند حمایت کند .سایتهای اینترنتی منتقد آقای ده نمکی باید بدانند در وضعیتی که روزنامه های اصلاح طلبی چون شرق و روز گار از نظر موضع سیاسی تفاوتی مثلا با روزنامه های جناح راست ندارند چه انتظاری می توان از ده نمکی داشت شخصا انتظار موضع تندتری در فیلم اخراجیها ۳ در قبال نامزدهای انتخاباتی انتخابات سال ۸۸داشتم .اتفاقا موضع فیلم نسبت به حوادث دوسال اخیر  حداقل از موضع تلویزیون معتدل تر است .

از سویی دیگر آقای ده نمکی با هوشمندی و ظرافت خاصی به موضوعاتی چون هدفمندی یارانه ها پرداخته موضوعی که کمتر کسی جرات وتوان پرداختن به آن داشته است .

 

 /بازیگرانی با طرز فکرهای متفاوت/

 در همین سایتها ،واکنش  نامناسبی درباره بازیگران فیلم اخراجیها ۳شده است . اتفاقا مواضع فکری و سیاسی تعدادی از این بازیگران به گونه ای است که تمامی دسته بندی های سیاسی مخالفان اخراجیها را به هم می زند . جالب است بدانید سید جواد هاشمی بازیگر اصلی فیلم اخراجیها ۳،سال گذشته سید محمد خاتمی رییس جمهور اصلاح طلب را برای تماشای نمایشش دعوت می کند واتفاقا به خاطر همین مورد مورد حمله کار بران برخی سایتهای تندرو اصولگرا در قالب کامنت و پیغام قرار گرفته است . بنده خدا آقای هاشمی از سوی منتقدان جناح اصولگرا و معترضان نیز به خاطر بازی در فیلم اخراجیها مورد حمله قرار گرفته . یا بد نیست بدانید آقای رویگری بازیگری است که سال گذشته در گفت وگویی با هفته نامه متعلق به محمد قوچانی به دفاع و تمجید از استاد شجریان پرداخت .ولی این بازیگر سینمای ایران به خاطر حضور در فیلم اخراجیها مورد حمله کسانی قرار گرفته که خود رااز علاقه مندان سرسخت استاد شجریان می دانند .

 

 یکی از دوستان و نزدیکان آقای ده نمکی در ایام نوروز مطلبی در حمایت از اخراجیها و ده نمکی در سایت الف نوشته بود و مثل مخالفان اخراجیها ،مسئله دیدن اخراجیها ۳ را سیاسی کرده بود .به نظرم این مطلب و تحلیل همانقدر اشتباه بود که معترضان ومنتقدان اخراجیها در سایتهایشان فتوای تحریم کردن اخراجیها ۳ را داده بودند . فکر کنم آقای ده نمکی هم از این دسته بندی کردن ها وسیاسی کردنها چندان دل خوشی نداشته باشد . تماشاگران بسیاری را دیده ام که از اخراجیها ۳به شدت خوششان آمده ولی دیدگاه فکری شان شبیه رجانیوز و کیهان و جان نیوز و اینها نیست وچه بسا مثلا بی بی سی فارسی را هرشب نگاه کنند ویا ....

/اهانت ممنوع/

 یکی از اقدامات نادرستی که منتقدان ومخالفان اخراجیها انجام دادند توهین به تماشاگران اخراجیها بود .البته بعد خیلی از معترضان فیلم اخراجیها به همین رفتار نامناسب همفکرانشان اعتراض به جایی کردند که به نظرم واقعا درست بود .معترضان اخراجیها و ده نمکی حق دارند از آقای ده نمکی عصبانی باشند ولی حق توهین به تماشاگران اخراجیها را ندارند .

 از سویی دیگر یکی دیگر از اقدامات نامناسب برخی مخالفان فیلم ده نمکی ،تبلیغ تماشای کپی فیلم اخراجیهاست . این کار یعنی تماشای نسخه قاچاق هر فیلمی ،کاری بسیار غیر حرفه ایست و با دزدی هیچ فرقی ندارد . اصلا فرض کنیم آقای ده نمکی بدترین آدم روی زمین است ولی حق نداریم که به هر دلیلی ،چنین کار غیر اخلاقی را ترویج دهیم .

/شاید تقدیر این بوده /

 در پایان باید بگویم این فضای دوقطبی مخالفان ده نمکی و اخراجیها چندان هم بد نیست . این انتقاد ها وواکنش های تند و تحریم کردنها ،قطعا یک جاهایی سبب خیر خواهد شد .ای چالشها روزی نتیجه خواهد داد  شاید تقدیر این بوده .مهم این است که ۵سال بعد ممکن است این فاصله ای که این روزها بین ده نمکی ومخالفانش می بینیم دیگر نبینیم .


+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 7:7  توسط مسعود ده نمکی  | 

مطالب قدیمی‌تر