برنامه ثریا/ امام و عدالتخواهی
مجری: آقای دهنمکی، ما کارهای شما را از دورۀ دانشجویی پیگیری میکردیم، چه در نشریه جبهه و شلمچه و صبح دوکوهه و چه حالا در مستندهایی که ساختید؛ مستند فقر وفحشا، مستند کدام استقلال کدام پیروزی و بعد حتی در اخراجیهای 2 بحث عدالت خیلی پررنگ میشود و در رسوایی 2 که دیگر کامل بحث فقر و غنی است. میدانم که برای هرکدام از اینها بارها نشریههایتان بسته شده و برای پخش مستندهایتان مشکلاتی بوده، توضیح میدهید که چرا شما به سمت این تیپ کارها رفتید، در آن شرایطی که مثلاً بحث گفتوگوی تمدنها و بحثهای خیلی قشنگ و شیک بود، شما روی یک جریان دیگری، روی مظلومان و جمعی دیگر از بچههای انقلاب کار میکردید؟

دهنمکی: بسمالله الرحمن الرحیم
آن اتفاقی که دوستمان از مبانی تئوری شروع به بحث نقد کردن آن کرد و یک حزب را که اسم بردن، من فکر میکنم آن روترین شکل این جریان بود؛ یعنی پشت آن عدهای پنهان شدند و یک عده آدم که خیلی صریح میگویند ما لیبرال هستیم و خیلی صریح میگویند ما تکنوکرات هستیم. عدهای اتفاقاً به نظر من معذوریتهایی داشتند که بیایند همین شعارها را بدهند و پشت اینها پنهان شدند؛ یعنی آنها لایۀ خطرناکتر امامزدایی و تفکر امامزدایی بعد از رحلت امام بودند؛ یعنی کسانیکه دور حضرت امام جرأت نمیکردند این اندیشهها را بروز بدهند و بعد از رحلت امام این جرأت برایشان فراهم شد و پررو شدند و وارد عرصهای شدند که به هر حال به نظر من تعبیر همان اسلام آمریکایی برایآنها صدق میکند؛ یعنی اسلام سرمایهداری، اسلام اشرافیگری و اسلام اینها مصداق همان اسلام آمریکایی است یا [قبلاً ما فکر میکردیم یا بعضیها فکر میکردند که حضرت امام تقسیمبندی میکند و میگوید اسلام آمریکایی؛ مثلاً نمادش میشود شیخنشینهای نمیدانم حاشیۀ خلیجفارس و غیره و مصداق اسلام ناب فقط ما میشویم. آیا درون گفتمان خود انقلاب، ما همین تقسیمبندی را نداریم؛ یعنی همان کسانیکه مصداق اسلام آمریکایی و اسلام اشرافیگری برای آنها صدق میکند. اینها بعد از تمامشدن جنگ و بعد از رحلت امام به امامزدایی پرداختند و تفکر امام و مبانی امام و کلیدواژهای که امام در جملاتشان و اندیشههایشان بهوفور شما میتوانستید از قبل از انقلاب و تا سال آخر عمر ایشان و بهخصوص در ماههای آخر که در پیام قطعنامه امام و وصیتنامۀ امام اینها را بارها میبینید، تغییر دادند. اولش هم خیلی سادهاندیشانه خیلیها میگفتند که اینها میگویند ما برای بازسازی کشور بعد از جنگ احتیاجی به ورود سرمایهها داریم و ما تن به لیبرالیسم اقتصادی میدهیم، ولی به لیبرالیسم فرهنگی و غیره تن نمیدهیم و در حوزۀ سیاست و غیره به این مسائل نمیپردازیم. آن موقع شهید آوینی جزء معدود آدمهایی بود که در این حوزه مقالاتی مینوشت و در بحث نقد مبانی توسعه و الگویی که آن موقع مطرح میشد، وارد شد، بله مقاومت مظلومانهای در برابر حجم نمادهای ارزشهای مبارزاتی امام به اسم جنگ فقر و غنی در خیلی از کلیدواژههای خاص است و تغییرش را شروع کردند؛ یعنی در یک بخش در مباحث تئوریک کار کردند در گلوگاههای اقتصادی و غیره و در برنامهریزیها عمل کردند و یک بخششان هم خیلی صریح نمادها و شعائر انقلاب را از خیابانها پاک میکردند. یادم میآید که بعد از رحلت امام؛ یعنی سال 69، اینها شروع کردند به پاک کردن شعارهای انقلاب از خیابان و به جایش گل و بلبل میکشیدند و میگفتند که مردم از جنگ خسته شدهاند و ما باید این شعارها را پاک کنیم. ما همان موقعها به دیوارنویسی پرداختیم؛ یعنی درست مثل اول انقلاب و قبل از انقلاب که خیلیها این کارها را میکردند، ما هم همین جملات حضرت امام را به جای همین شعارهایی که اینها پاک میکردند، مینوشتیم و یادم میآید که دیرفهمی خیلی از نیروهای انقلاب این بود که من میدیدم که در روزنامههایی که به اسم انقلابی آن موقع مطرح بودند، میآمد خط این بچهها را میدیدند، ولی بدخطی این بچهها را میدیدند و میگفتند بدخطی و آنها را میگرفتند و میگفتند که جنگ شما، جنگ عقیده است، مرز جغرافیا نمیشناسد، درحالیکه، جنگ ما جنگ حق و باطل بود و این شعارها از منظر حضرات جزء شعارهای ممنوعه روی دیوارها شده بود و خط بد فکری این تفکر را نمیدیدند که چطور دارند با پاک کردن این شعائر و نمادها و جریان و ریلگذاری جدیدی را انجام میدهند. من فکر میکنم همین تغییر کلیدواژهها، تغییر مثلاً واژۀ قرآنی مستضعفین به آسیبپذیر، همین جنگ فقر و غنی است. میگویند ما جنگ فقر و غنی نداریم، زندگی مسالمتآمیز این دو طبقه را کنار هم میگذارد و چیزی به اسم جنگ این دو طبقه نداریم. این طرف که پولدار است کمک کند به فقیر، فقیر هم دستش را دراز کند تا پولدار به او کمک کند. درحقیقت شما میبینید که اینها تو اون سالها با همین تفکر پشت اصل مثلاً 44 پنهان شدن پشت خصوصیسازی پنهان شدند و اختصاصیسازی کردند؛ یعنی کسانیکه باید میآمدند به جای اینکه تودههای مردم را شریک در ادارۀ جامعه کنند، و در بحث اقتصاد تعاونی که نگاه اسلام در مورد آن بود، آمدند اختصاصیسازی کردند برای خودشان و نزدیکان و اقوام و بچههایشان را وارد این حوزهها کردند و به مالاندوزی و زراندوزی و نگاه اشرافیشان عینیت بخشیدند. حتی در تریبونهای رسمی نمازجمعه. شما میدیدید که حتی به بچههای حزباللهی که بعد از جنگ برگشته بودند، میگفتند که این نگاه شما، نگاه اُملی است، این لباسهایتان را عوض کنید، این لباسها چیه که دارید میپوشید جلومبوربازیها را بگذارید کنار، اصلاً یک جای هم که، میخواستند خصوصیسازی کنند، پشت بچههای رزمنده و جنگ پنهان میشدند و میگفتند سهمیهای هم به این بچهحزباللهیها و بچههای رزمنده میدهیم. رزمندهای که از جنگ برگشته بود، پولی نداشت که کارخانه بخرد و آنها از مجوز جانبازی و رزمندگی و آزاده و غیره آنها استفاده میکردند و افراد منتسب به حضرات پشت اینها قایم میشدند و بعد هم چندرغازی به اینها میدادند و بعد هم اینها را دوباره به آسایشگاهشان برمیگرداندند و آنها در آن دوره و در آن مقطع با دستانداختن به گلوگاههای اقتصادی، امروز را رقم زدند؛ یعنی همان بحثی که من میگویم و این تغییر گفتمان است، نتیجهاش امروز است؛] [یعنی شما بعد از دو دهه امروز را میبینید که همان آقازادهها و همان طفلکهایی که ترجیح میدادند به جای اینکه مثلاً بیایند در نماز جمعه کنار باباهایشان بنشینند و شعار بدهند، ترجیح میدادند بروند کیش و جت اسکی و فلان و فلان، امروز در حوزۀ اقتصاد تصمیمگیر شدهاند، در حوزۀ فرهنگ تصمیمگیر شدهاند و در حوزۀ سیاست تصمیمساز شدهاند الان خیلی از این آقازادههایی که آن موقع به قول معروف متهم به زراندوزی و مالاندوزی بودند، امروز که بزرگ شدهاند، در سریالسازی و شبکههای خانگی هم وارد میشوند، در سینما وارد میشوند و در خیلی جاهای دیگر هم وارد میشوند و با پول اینهاست که امروز فرهنگ از منظر اینها بازتولید میشود.]
مجری: آقای دهنمکی اگر اجازه بدهید، بخشهایی از فیلم رسوایی 2 را که الان هم روی پرده هست و با استقبال مخاطبان هم مواجه شده و من شنیدهام که مرز دو میلیارد تومان را هم چند شب پیش رد کرده و مخاطب بالایی داشته و واقعاً خیلی از حرفهای انقلاب را در این فیلم آقای دهنمکی زدهاند، بخشهای کوتاهی را ببینم.
مقصودی: آقای دهنمکی این بخش را با شما شروع میکنیم، رسوایی 2 را هم با هم دیدیم، انصافاً میگویم من تا حالا ندیده بودم که فیلمی به این خوبی بحث عدالت را مطرح کند. ما کم داریم فیلمهایی را که در بحث عدالت اجتماعی و بحث فقر و غنی و در بحث مفاسد اقتصادی ورود بکنند. مثلاً من فیلم دیوانهای از قفس پرید را یادم میآید و چند نمونۀ دیگر شاید مثلاً در سینما داشته باشیم که این خودش جای بحث دارد و شاید دوستان در برنامه 7 این موضوع را باز کنند یا اگر ثریا انشاءالله در یک زمان ویژه برنامهای برای این موضوع داشته باشد.
اما من میخواهم بپردازید به رسوایی 2، که میگویم خیلی از مفاهیم در این فیلم بود و شما بیشتر راجع به فیلم توضیح بدهید و قسمتی که الان در این بخش دیدیم که حاجیوسف دارد سوار هواپیما میشود و در این ظاهراً شباهتها و تمثیلهایی هست که اگر توضیح بدهید، ممنون میشوم.
دهنمکی: البته این به نشانهشناسی و تحلیل فیلم برمیگردد که متأسفانه جبهه رسانهای انقلاب چون این سواد کمتر در افراد موجود است، متوجه این نشانه و این گفتمان نشدند و شاید اگر بایکوت فیلم یک ذره باصطلاح در دورۀ جشنواره دقیقتر میشدند و بعد از آن میپرداختند به این حرفهایی که سالهاست در گلویشان مانده و خودشان هم خیلی جاها بلد نیستند و شروع کردند به حرف زدن. آنهایی هم که فیلم را فهمیدند و تعمداً بایکوت کردند که این بخش آن دیده نشود. بله بهنوعی نمادسازی در فیلم توسط همین گفتمان حضرت امام و حضرت آقا که بحثی دارند و میگفتند که مردم اگر به آرمانهای امام پشت کنند، سیلی خواهند خورد و این سیلی میتواند به عذاب الهی تبدیل شود و شاید بشود گفت بهنوعی تنبیه اجتماعی منجر بشود، چه از جانب مسئولین و چه از جانب مردم، اگر به این آرمانها پشت کنند. و به نوعی کنایه و طنز هم دارد. در جایی دوستان میگفتند که ما انقلاب را صادر کردهایم و الان خیلی جاها دارند از الگوی انقلاب ما استفاده میکنند که ظریفی گفته بود ای کاش همۀ انقلاب را صادر نمیکردیم و مقداری هم برای خودمان نگه میداشتیم. در سیرۀ عملی مسئولین که فیلم همین دیالوگها به نوعی بازتولید شده و آنجایی که ایشان بعد از نقدی که به مسئولین وارد میکند و خیلیها حرفهایش را نمیپذیرند و به وصیتهایش عمل نمیکنند، به اصطلاح پلان 12 بهمن است و اینجا وقتی حاجیوسف دارد میرود سوار هواپیما بشود، برمیگردد و برای خداحافظی با مردم دست تکان میدهد؛ پرواز 598 و سوارشدن به هواپیما و آن نزول عذابی که وعده داده شده بود ... ولی به هر حال امید را قطع نمیکندو نشان میدهد که اگر عذاب هم باشد، ولی اگر بازگشت به معنویت، بازگشت به اخلاق و بازگشت به ارزشهای اولیه که برای آنها شعار دادیم، خون دادیم و جنگیدیم، باشد، این میتواند دوباره این جامعه را احیا کند و دوباره این جامعه را حفظ کند به عنوان امالقرایی که شاخصههایش این نمیتواند باشد که به هر حال به نظر من الان این به اصطلاح، این نعمت است این اگر چه دیر هست و 10 سال یا 15 سال دیر است که در این برنامه مثل ثریا بنشینیم و از درون نقد را انجام بدهیم، آسیبهایی که متوجه انقلاب است، خیلی از حرفهایی را که داریم میزنیم، اگر بیگانه بزند حتی اگر مبتدی باشد و مثلاً در BBC یا شبکههای ماهوارهای یا غیره پخش بشود، همۀ چشمها به سمتش میرود و میگویند ببیند که چه کار قوی کردهاند، مجریها چطور وارد شدند و چطور نقد کردند، ولی وقتی این کار از درون بدنۀ انقلاب و از نیروهای انقلاب باشد، باعث عصبانیت دشمن میشود. عین همان دوره که من فقر و فحشا را ساختم. آن موقع که من فقر و فحشا میساختم، اگرچه مثلاً روزنامه نیویورک تایمز نوشته بود: مایکل مور ایران، ولی در شبکۀ ماهواره و سایر روزنامهها فحش میدادند و میگفتند اینها آمدند ما را خلع سلاح کردند، حرفهایی را که ما باید بزنیم در سر انقلاب و کشور اینها دارند از درون خودشان نقد میکنند، علم عدالت باید دست خود انقلاب باشد، اصلاً دست رسانۀ ملی باشد، رسانه ملی که فقط روابط عمومی دولتها نیست. اگرچه آن هم باید باشد؛ یعنی هم باید خدمات دولتها را بروز بدهد و هم باید ذرهبین باشد که اشکالها را نشان بدهد؛ یعنی هیچ دولتی نباید فکر کند که اگر رسانۀ ملی، اگر برنامه ثریا، اگر برنامه مشابه این ذرهبین روی ایرادها گذاشت، حتماً میخواهد که زیر پا کشی کند. معمولاً نیروهای انقلابی نشان دادند که برای گرفتن جای حضرات این نقدها را انجام نمیدهند؛ بلکه برای کمک به آنها انجام میدهند.]

مجری: آقای دهنمکی این بحث فقر و فحشا به آن که اشاره کردید، من حیفم آمد که خاطرهای را نگویم، چون خیلیها میگویند که دهنمکی مجوزی دارد و فرش قرمزی دارد که میتواند این حرفها را بزند. من میخواهم خاطرهای بگویم از سال 82-83 که فقر و فحشا بیرون آمد. ما در آن زمان دانشجو بودیم. من روی بحث عدالتخواهی کار میکردم و این مستند خیلی تکاندهنده بود؛ یعنی آن گفتمان عدالتخواهی داشت در آن پا میگرفت، در جامعهای که همین فضای گفتوگوی تمدنها و بحثهای این تیپ در جامعه بود، خب یکی از آن بحثها، مستند فقر و فحشا بود که ما را خیلی تکان داد. ما در دانشگاه مستند را بردیم برای مسئول فرهنگیمان که آقا ما میخواهیم این را پخش بکنیم و برای آقایان و خانمها جداگانه پخش کردیم و مسئولین دیدند و مجوز پخشش داده شد. بعدکه مجوز پخش داده شد، ما این را پخش کردیم و استقبال بسیار چشمگیری هم در دانشگاه ما؛ دانشگاه صنعتی اصفهان شد و از همۀ طیفها آمده بودند و ثبتنام میکردند برای اینکه سیدی این فیلم را داشته باشند. بعد از دستگاههای امنیتی آن موقع؛ دولت وقت که دولت اصلاحات بود، ما را خواستند و بازخواست کردند که چرا این فیلم پخش شده، چرا میخواهید این را توزیع بکنید و برخوردهایی شد که هنوز که هنوز است آن داستان در پروندۀ ما هست؛ یعنی من میخواهم بگویم که همان موقع هر کس که این فیلم را توزیع میکرد، با او درواقع برخورد میکردند و الان ما افتخار میکنیم به این که آن داستان در پروندۀ ما هنوز هست، ولی میخواهم بگویم خوب است که از این بخش آن هم تعریف بکنیم که واقعاً گفتن این حرفها هزینه دارد یا نه؟!
دهنمکی: [اصلاً کسی برای طرح مباحث عدالتخواهانه و مباحث انتقادی، فرش قرمز پهن نمیکند؛ یعنی جز آقا و حضرت امام در سیستم کسی نیست و شما فکر نمیکنید که مثلاً کسی دیگر بیاید و مروج این گفتمان باشد و جایزه هم بدهد و یا اصلاً برای این آدمها فرش قرمز پهن کنند و کف بزنند که آقا آمدید نقد کردید، شما آمدید آسیبشناسی کردید. یادم میآید که در نشریه یک بار چنین اتفاقی برایم افتاد. من نشریه داشتم و بحث گفتمان عدالتخواهی و جنگ فقر و غنی، و فقر و فحشا بود که آقای نصیری و دیگران هم آن بحثها را آن موقع طرح میکردند. آقای ازغدی گفتمانسازی بحث عدالتخواهی داشت که آن موقع زدن این حرفها هزینۀ زیادی داشت و آن موقع این افراد انگ میخوردند خود آقای ازغدی ممنوعالمنبر میشد و در خیلی از دانشگاهها میگفتند که ایشان را دعوت نکنید، خود ما را هم نهادهای انقلابی نامه زده بودند به خیلی از دانشگاهها که اینها را دعوت نکنید و اتفاقاً ما را آن طرفیها دعوت میکردند و میرفتیم در دانشگاه و در خصوص این مباحث صحبت میکردیم. منظور من این است که خیلی وقتها این نقدهای آسیبشناسی اگر دیر انجام شود، فایده ندارد و این طیف آدمها اگر آنموقع این حرفها را میزدند، به خاطر این بود که مثل پطروس فداکار بودند که انگشتش را میکند در سوراخ سد که سد خراب نشود و میگفتند که دارد اتفاقی میافتد، دارد جابهجایی ارزشها صورت میگیرد، دارند آدرس غلط میدهند، جایی که هانگتینتون و فوکویاما برخورد تمدنها و پایان تاریخ و فلان و آقایان میگویند گفتوگوی تمدنها و میآیند شمشیر ذوالفقار را از تمثال حضرت علی برمیدارند و جایش گل میکارند؛ یعنی از حضرت امام، امامی میسازند که نمادی باشد که مثلاً دیگر از بین حرفهایش، از بین تفکراتش و محیطی که در آن زندگی کرده و حتی صریحتر بگویم، از نمادهایی که شکل و شمایل حرم در آن میآید که اِ اِ آن امام سادهزیست، آن امام انقلابی، آنن امام مستضعفین .... اگر این نشانههاست و نسلی که اینها را ندیده دیگر گم میکند آدرس را، اگر این حرفها دیر زده بشود، فایده ندارد. امروز من در رسوایی 2 عملاً میگویم که این حرفها را دیر زدم . در رسوایی 2 گفتم که دارد زلزلهای میآید و به تعبیر اجتماعی اگر در جامعهای فاصلۀ طبقاتی به حدی برسد که ارزشها به ضد ارزش تبدیل شود؛ مثلاً قضیۀ آسیبهای اجتماعی بود. یک زمانی میگفتند بحث بدحجابی مطرح است، الان میگویند آقا برای کشف حجاب برخورد کنیم یا نه؟! من فکر میکنم چند سال دیگر در مورد بدتر از کشف حجاب قرار است تصمیم بگیرند که آیا بکنند یا نه؟! هر موقع هم حرف زدیم، آقایان گفتند که میخواهند کار فرهنگی بکنند، آقایان گفتند که باید کار ریشهای و کار فرهنگی انجام داد و کار ریشهای و کار فرهنگی را چه کسی باید میکرد؟ شما باید میکردی که پول گرفتی و در این مسئولیتها قرار گرفتی؛ در شورای عالی انقلاب فرهنگی، در شورای فلان رئیسجمهور بودی، وزیر بودی، در تلویزیون بودی هرجا بودید، قرار بود که فرهنگ سازی کنید. امروز اگر این آسیبها وجود دارد، صریحتر عرض میکنم، من از اخبار شنیدم که چند ماه پیش مستندی تهیه شده و 150 نفر از مسئولین کشور هم این مستند را دیدهاند و همین بحثهای آسیبهای اجتماعی و اعتیاد و طلاق و بحث فحشا و خیلی چیزهای دیگر را در این مستند دیدند و آنجا خیلیهایشان هم متأثر شدند و گریه کردند. من می گویم برای این گریه کردن دیگر دیر است؛ یعنی اگر سال 82 که فقر و فحشا ساخته شد، به جای توقیفش و به جای اینکه من صبح تا شب راهپلههای دادگاهها را بالا و پایین بروم که چرا چنین مستندی را ساختهام، کاش آن موقع میگفتند این چیزی که شما میگویید کجاست؟ این را به من نشان بدهید. و امروز دیگر نرخ طلاق ما این نبود. نرخ آسیبهای اجتماعی ما این نبود. البته این به این مفهوم نیست که ما بگوییم انقلاب ما به اصطلاح اگر معدلگیری کنیم، دستاوردی نداشته است یا مثلاً همه را ناامید کنیم و به مردم بگوییم که آقا در این نقدهایی که ما داریم میکنیم، این شعارهایی که حضرت امام داشته، اگر بعضیها از آنها عبور کردند، از این طرف هم نقطۀ مثبت نداشته، نه مثبتها جای خودش است، اما مسئله این است که در این جامعه که شعار آرمانی امام این بوده که ما باید مطالبات حداکثری را تحقیق کنیم، من همان جمله را عرض میکردم. یک موقعهایی میگفتم الان تعابیری که از حضرت امام است، تندترین تعابیر را دارند. از خود حضرت درخصوص اشرافیگری من یادم میآید که یکی از جملات حضرت آقا را تیتر اول نشریه کردم و برای من از یکی از ارگانها توبیخ آمد که این چه تیتری است که شما زدید. آقا فرموده بود: «اشرافیگری مسئولان از مال مردم است». این جمله عین جملۀ حضرت آقا در یکی از سخنرانیهایشان است. ولی انگار با این ادبیات و با این تفکر بیگانه هستند و با این گفتمانسازی دارند خودشان را توجیه میکنند.]

مجری: البته صحبتهای رهبر انقلاب در این حوزه خیلی زیاد است. ایشان میفرمایند که «مسئولین نه فقط از ثروتاندوزی حرام؛ بلکه از ثروتاندوزی و شهوات حلال هم باید بگذرند».
دهنمکی: [من یک جمله دیگر هم باید بگویم چون برمیگردد به جملهای که همین دیشب از تلویزیون از یکی از کسانی که از ایشان توقع نمیرفت و به هرحال ایشان مبین اندیشۀ حضرت امام بودند، شنیدم. فرمودند که اسلام فقط حجاب و بدحجابی نیست که مثلاً آقا بیاییم گیر بدهیم یا گشت فلان راه بیندازیم و فلان و به این چیزها بپردازیم، بله این اتفاقاً حرف ما است، اسلام اینها نیست، ولی اتفاقاً شما دوست دارید نیروهای انقلاب بهخاطر همین خردهفرهنگ بیایند در خیابان تظاهرات کنند، ولی به آن بخش عدالتخواهی تفکر امام که اتفاقاً برمیگردد به کسانی که امام را میخواهند تحریف کنند و زندگی اشرافی خودشان را به اسم امام جا بزنند و آزادیهایی را که خودشان یک زمان از ترس امام نداشتند، امروز به سمتش رفتند و امروز میخواهند آنها را بگویند، ولی که به قول معروف اینها گفتمان امام نیست، اینها تحریف امام است. تحریف امام که فقط تعریفکردن و این حرفها نیست که جملات نص صریح امام را عوض کنند و آدرس غلط دادن در تفکرات حضرت امام، تحریف امام است.
وقتی امام در بحث دادن مسئولیتها به این آدمها، میفرمایند: «کسی که درد فقر و محرومیت را نچشیده باشد، نمیتواند در این موقعیت و مسئولیت قرار بگیرد». ما برایمان افتخار است که امروز وزیرهایمان را به آمار میگوییم یکی 1000 میلیارد دارد، یکی 2000 میلیارد دارد، یکی 500 میلیارد دارد، بعد با این راحتیها دولتهای مختلف را هم میآوریم و سرکارشون میگذاریم و میگوییم که مثلاً ثروت مشروع بوده، ثروت فلان بوده، اصلاً این آدم نمی تواند که بفهمد مردم چه میکشند اینجور فیشها برای اینها اصلاً مایۀ ننگ نیست که این چیزها را میگویند که حقالزحمتاش، حق کارش است که این آدم برود در بخش خصوصی کار کند، خب بگذارید این آدم برود در بخش خصوصی کار کند. چرا باید او را بیاوری و در جایگاه مسئولیتی قرار بدهی و در حکومت جایگاه ام القراء را برای این آدم قرار بدهیم.]
مجری: بله، انشاءالله. حالا در بخش بعدی ما بحث رانندگان را میشنویم که حالا عمدتاً میگویند که خودشان مالک کامیون هم نیستند، یعنی کامیوندار نیستند، و از همین بُعد یک انتقاد داشتند و اینکه مشکلاتی وجود دارد، بحثِ بیعدالتیهایی که آنجا هست و اینکه برخورد امنیتی با این دوستان بشود و در موردکارگرها، که خبرهای ناخوشایند زیادی در این ایام بیشتر میشنویم، که با تجمعات کارگری چه برخوردهای تندی میشود، از نوع شلاق زدن و... که اینها واقعاً زیبندۀ نظام اسلامی نیست. البته کارگرها باید در فضای اعتراضاتی که دارند، نظم و قوانین را رعایت کنند ولی بالاخره کارگری که حقوقش چندین ماه عقب افتاده است، و واقعاً به او هم فشار آمده است، به نظرم به هرحال نوع برخوردی که قانون با این اشخاص میخواهد انجام بدهد، باید بنوعی منطقیتر باشد.
دهنمکی: ... بله، باید یک رفتار حمایتآمیز داشته باشد، شما ببینید وقتی ابوذر به خاطر فریاد کشیدن بر سر معاویه و سر کسانیکه در حال ترویج تفکر اشرافی و بیعدالتی در جامعه هستند، تبعید میشود، حضرت امیر(ع) به بدرقه ایشان میآید، در حالیکه حکم شده بود که کسی نباید به آنجا بیاید و وقتی هم مأمور میآید و میگوید که حکم شده است و نباید کسی به آنجا بیاید، حضرت با شلاق مأمور را میزند و او از روی اسب به زمین میافتد. پس حضرت آمد که از ابوذر حمایت بکند.
یعنی وقتی مروج گفتمانهای مثل ابوذرها، تشکلهای دانشجویی و کسانیکه در جاهای مختلف در حال مطالبات رهبری را فریاد میزنند. طرف فیلم میسازد، طرف دانشجو هست، طرف کامیوندار هست و در حال فریاد کشیدن است، نظام باید به شکل صریح از این اشخاص حمایت کند.
جریان رانتخواری، جریان اشرافیگری، جریانی که در حال بالاکشیدن بیتالمال است، از پشتیبانهای نفوذ زیادی برخوردار است، از منافذ قانونی استفاده مینماید و دهان اینها را میبندد. اگر ما از اینها حمایت نکنیم، جنبش دانشجویی که در سال 1369 شعارش در دانشگاهها این بود که آنان که در خانۀ شاهانهاند، از درد ملت همه بیگانهاند، دفتر تحکیم آن زمان تبدیل میشود به انجمن کسانیکه باید بیایند در مقابل یک عده مجرم اقتصادی تظاهرات حمایتآمیز به پا کنند.
یعنی اگر ما دهان آنها را بستیم و آنها را منزوی کردیم و شور انقلابی را از آنها گرفتیم آن وقت روز دیگری نمیتوانیم از این اشخاص تفکر انقلابی طلب کنیم.
مجری: آقای دهنمکی این در بخش فرهنگ هم ببینیم هست، چون قبلاً هم بنده عرض کردم که ما در حوزۀ سینما این موضوع را خیلی کم میبینیم، درحالیکه دغدغۀ اصلی مردم همین مباحث عدالت اجتماعی، فقر و غنی است، یا فیلمهایی میبینیم که بشدت سیاه است که اگر بخواهد به بحث فقر بپردازد یک تصویر سیاه کاملاً محدود به جشنوارههای غربی از وضعیت اقتصادی ساخته میشود، اما فیلمهایی که آن آرمانهای انقلاب را بتواند مطرح نماید، خیلی کم است و شاید به اندازۀ تعداد انگشتان دو دستمان هم نباشد، فیلمهایی که در این حوزۀ عدالتخواهانه با نگاه امیدبخش باشد و در عینحال هم مسائل اجتماعی و اقتصادی در حوزه را عنوان نماید. مثلاً بحث مفاسد اقتصادی، که 10 یا 12 سال است که رهبر انقلاب پیام بسیار سنگینی در این حوزه را دادهاند اما ما مثلاً یک فیلم سینمایی خوب در این حوزه، یا حتی سریالهای تلویزیونی را خیلی کم ما میبینیم که بیاید این دغدغۀ امر به معروف و نهی از منکر را در مسائل حکومتی در مردم جا بیندازد، که شما اگر یک فساد بانکی در یک بانک از مسئول شعبه یا کارمند شعبه دیدی، باید به خودت حق بدهی که بتوانی نهی از منکر انجام بدهی و این فیلمهای ما این را داشته باشد که مثلاً در سیستمهای مختلف ما کسی هست که بتواند نهی از منکر انجام بدهد و با او برخورد میشود ولی نهایتاً در نظام حق، حق را میگیرد. خب من میخواهم بگویم که انواع سوژههای دراماتیکی وجود دارد، پس چرا در این حوزه سینماگران ما اینقدر کم ورود مینمایند؟
دهنمکی: البته، حالا توپ را در زمین سینماگران نیاندازیم، بهتر است؛ یعنی فقط سینماگران نیستند. بگذارید من یک مقدار کلانتر به قصه نگاه کنم. تعبیر امام از کسانیکه هنر متعهد دارند، وقتی تعریف میکنند که هنر متعهد، هنریست که بیانگر فقر و غنی باشد، جنگ بین بحث دفاع از مظلوم در برابر ظالم، بحثِ حق و باطل؛ یعنی وقتی امام هنر متعهد را تعریف مینماید، این شاخصهها را برایش مشخص میکند. من میخواهم بدانم که برای خودِ طیف بچهمسلمانها که در این حوزهها ورود مینمایند، این دغدغه چقدر وجود دارد؟!
اتفاقاً وقتی قرار است در مورد اثری صحبت کنند، در مورد جنگی صحبت میکنند که جنگ خنثی میباشد؛ یعنی بُعدی از زندگی یک شخصیت را انتخاب میکنند که بُعد بیخطر آن باشد. نمونههایش را شما میبینید، حتی در جشنوارهها در پشت اثری از آثار دفاع مقدس که بُعد مطالبهگرانه ندارد، پنهان میشوندگ مثلاً بیوگرافی زندگی یک شخص است که خودِ نظام هم برایش، تبلیغ هزینه میکند، خودِ نظام هم برایش بلیط پخش میکند که مردم بیایید و این فیلم را ببینید.
این یک جنگ بیخطر است و اگر اینها بتوانند یک امامِ بیخطر را هم در سینما تعریف میکنند و اگر بتوانند حتی انقلاب بیخطر را هم تعریف میکنند؛ یعنی همان کاری که در حوزۀ ژورنالیسم انجام دادند، گفتم که یک زمان در طرحهایشان آمدند ذوالفقار را از تمثال حضرت علی(ع) حذف کردند و به جای آن گل گذاشته بودند؛ یعنی در میان بُعد دافعه و جاذبهاش، فقط به بُعد جاذبهاش پرداخته بودند.
اگر قرار است کسی وارد این حوزهها بشود و اثر تولید کند، باید خودش هم این دغدغۀ آرمانگرایی را داشته باشد و کلانتر این موضوع این است که مدیریت فرهنگی و مهندسی فرهنگی ما در این حوزه باید سفارش تولید آثار به نیروهای دغدغهمند بدهد.
شما آمدید و در مورد امام به کسی سفارش دادید که امام را نمیشناسد، محصولش میشود بعضی از فیلمهایی که ساخته شده و حتی امکان پخش هم پیدا نمیکنند. بعد جالب است که همین بچهحزباللهیها هم پای همینها میایستند؛ یعنی نمیگویند که اگر قرار است در مورد امام این فیلم ساخته شود، امامی که اجازه نداد دیوار کاهگل جماران را سفید کنند، چطور راضی میشود که میلیاردها پای یک فیلم هزینه بشود و ما به همین راحتی هم از کنارش میگذریم؟! و میگوییم که کسی اثر ما را نفهمید.
همین طیف بچهمسلمانها در طیف رسانههای انقلاب از اثر شهید آوینی خانگزیدههایش را نمیشناسند ولی همۀ آنها به طور مثال روایت فتح را میشناسند. شهید آوینی به تعبیر امام، سید شهیدان اهل قلم بود. روایت فتح شهید آوینی یک بخش بود و آن چیزی که به ایشان میگویند سید شهیدان اهل قلم، قلمی که میآید از آن عرفان جنگنده و همان تعبیری که امام از آن به عنوان اسلام ناب نام میبرد میگوید، عرفانی است که عرفان مبارزهگر باشد.
من فکر میکنم در این بخش یک مرور؛ یعنی یک بازخوانی از پیام قطعنامه حضرت امام بشود، نسل امروزی که حسرت روزهای دفاع مقدس را میخورند، به راهیان نور میروند و پای آن سنگرها مینشینند و گریه میکنند، اگر یک بار دیگر این پیام را بازخوانی کنند، میبینند که اصلاً چیزی به نام تمام شدن جنگ وجود ندارد. آنهایی که میخواهند گل و بلبل کنند و به قول معروف تابلوهای ایثار و شهادت را از روی در و دیوار پاک میکردند به منظور اینکه آن دوران تمام شده است. تفاوت استراتژیک این دوستان را نگاه کنید.

اتفاقاً کسانی هستند که بیشتر از همه احساس نزدیکی به حضرت امام میکنند. امامِ سانسور شده را تحویل من و شما میدهند، امام در پیام قطعنامهشان میفرمایند: «فرزندان انقلابیم، میدانم به شما سخت میگذرد، ولی مگر به پدر پیرتان سخت نمیگذرد؟!» بعضیها در خیابان گل و شیرینی پخش کردند، بعضیها با افتخار میگفتند که ما جنگ را تمام کردهایم.
و باز میفرمایند: «میدانم شهادت، شیرینتر از عسل نزد شماست، ولی مگر برای پدر پیرتان اینگونه نیست؟!، بغض و کینۀ انقلابیتان را در سینهها زنده نگه دارید، با غضب و خشم به دشمنان نظر کنید».
گفتوگوی تمدنها کنیم! بابا تو تا دیروز در دامان امام بزرگ شدهای. امام میگوید: «بغض و کینۀ انقلابیتان را در سینهها زنده نگه دارید»، شما میآیید و میگویید که بیایید این حرفها را پاک کنیم و تمام کنیم این حرفها را و دست بدهیم و تعامل سازنده و اسمهای مختلف که هر روز یک اسم جدید برایش میگذارند. بابا شما بزرگشدههای این مکتب هستید، شما امام را تحریف میکنید. امام میگوید «در جنگ ما، چیزی تغییر نکرده است، جنگ ما، جنگ حق و باطل بوده است و تمامشدنی نیست، جنگ ما، جنگ ایمان و ...، جنگ ما، جنگ فقر و غنی است» شما میبینید که امام جبههای را از 1400 کیلومتر گستردهتر باز میکند، میآید یک عرض جغرافیای عظیمی را برای نسل امروز باز میکند، که وارد این حوزه بشوند.
آخرین جملۀ من این است که تعبیری که آقا در حرم به کار بردند، منشور انقلابیگری ما وصیتنامه حضرت امام اگر باشد؛ یعنی آقایان به جای اینکه وصیتنامۀ حضرت امام را در گنجینهها با جلدهای زرکوب و غیره چاپ کنند، بیایند از روی اینها برای مردم بخوانند و تکلیف برای همۀ نهادها، همۀ ارگانها، برای شورای رهبری و برای رهبری باشد. امام آینده را میبینید و برای همه مشخص میکند. ولی یک نظارت اجتماعی بر روی رفتار قوۀ قضائیه، رفتار مجلس، رفتار دولتمدار، بر رفتار... همه چیز را برعهدۀ مردم میگذارد. بند «م» وصیتنامه امام، یکی از استراتژیکترین بندهای این پیام است.
مجری: انشاءالله در بخش بعدی در خدمتتان هستیم، یک بخش کوتاه داریم، اشاره کردید به پیام قبول قطعنامه که یکی از مهمترین پیامهای حضرت امام است، من توصیه میکنم که نسل جوان ما حتماً صحیفه امام را مطالعه نمایند، حداقل جلد 21 صحیفۀ امام را، حداقل پیام قبول قطعنامه را مطالعه نمایند، همین پیامی که آقای دهنمکی به آن اشاره کردند که خیلی افراد فکر کردند که جنگ تمام شده است و کرکره را پایین کشیدند و شیرینی و نقل و نبات پخش میکردند، امام میفرمایند که: «امروز جنگ ما آغاز شده است، جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنی، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنگان و مرفهین بیدرد آغاز شده است».
این جنگ را ندیدیم و نگذاشتیم که جامعه متوجه شود که مشغول صحبت از سفرهها هستیم و پلویی که سر سفرهها هست و اینکه به همه میرسد، سفرهای در کار نیست، همهاش قرار بود که برای مسئولین جهاد باشد، قرار بود که خون بدهیم، قرار بوده که وقتمان را، علممان را، کارمان را، همه قرار بوده که در مسیر جهاد باشد. ولی وقتی که نگاهمان به جنگ، این باشد که جنگ تمام شده و باید غنائم را بگیریم، بحث سفرهها و دعوای سفرهها پیش میآید و امیدوارم که این پیام را مردم مطالعه نمایند و یک بخش کوتاه از گزیدۀ مستند کالیفرنیا که خیلی به برنامه ثریا لطف نشان میدهد، گزیدۀ کوتاهی را ببینیم انشاءالله در بخش پایانی در خدمتتان هستیم.
مجری: آقای دهنمکی ببخشید وقتمان خیلی کم است.
دهنمکی: بله، الحمدالله در این ساعت فکر میکنم که خیلی از مسئولین خواب هستند، و خیلی برای برنامۀ ثریا خطرناک نیست. ولی آخرین جمله اینکه امام میفرماید: «اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیانها، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدسمآبهای بیشعور حوزههای علمیه و دانشگاهی، اسلام ذلت، اسلام پول، اسلام زور، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایهداران بر مظلومان و پابرهنههاست. این مشخصههای اسلام آمریکایست». مردم ببینید که این مشخصهها با هر کسی، با هر جناحی، با هر لباسی صدق میکند، بدانید که این مصداق اسلام آمریکایی است.