مسعود ده نمکی

نقد های شما(2)

http://daftarche-yaddasht.blogfa.com/post-70.aspx

خدایا کاش پول داشتم به همشون میدادم

-سال نوتون جدیدامسال لحظه تحویل سال روبروی حرم امام رضا بودیم .سال تحویل قشنگی بود.

۲-سریال دارا وندار رودیدین؟؟واقعا سریال قشنگی هست و من که تاحالا دیدم ،قسمتی نبوده  که گربم نگیره و شکر گزار نبوده باشم و از خدا نخواسته باشم خدایا کاش پول داشتم به همشون میدادم

هرکاری میخوای بکنی کوفتت میشه!!!!میخوای یه لقمه غذای درست حسابی بخوری،یا هرچیزی دیگه.

خندت میاره،انقدی که از قهقه چشمات اشک میاد ،بد اشک شوق تبدیل میکنه به اشک غم!

نقد های این سریال رو هنوز نخوندم،اما برداشت خودم اینه میخوان دل مردم رو نرم کنن برای یارانه ها !که اونایی که دارن،صرفه نظر کنن

واقعا اقای ده نمکی ادم جالبیه،دستشم درد نکنههههههه.تو تلویزیون تو یه صحنه ایی گفتن ما دارا و ندار رو نساختیم ملت رو بخندونیم.کاش از شبکه سراسری پخشش میکردن نه شبکه ۵ استانی

 

 

http://biataberavim.blogfa.com/post-231.aspx

 

 

 

دارا و ندار اولین تجربه تلویزیونی مسعود ده نمکی است. ده نمکی را با آرمانهای عدالتخوانه اش می شناسم. از آرشیو نشریه "شلمچه". همان موقع ها - اسفند 76- هم دغدغه اش "از شهردار کوخ نشین تا شهردار کاخ نشین" بود.

 

باکری آمد و آبروی هر چه شهردار بود برد. او به درد همان جبهه می خورد. شهرداری که صاحبخانه نباشد به درد نمی خورد، شهرما خانه ماست و شهردار ما صاحبخانه ما. شهرداری که لباس رفتگرها را به تن کند و خودش راه فاضلاب کوچه ها را باز کند که عمرا از فرماندهی یک لشکر بالاتر نخواهد رفت. عصر عصر پول است . عصر ثروت. عصر تکنولوژی ، تکنولوژی یعنی تعظیم درباربر دلار، کرنش در برابر مارکو سینه خیز برای پوند.

مسعود ده نمکی در این سالها تفاوتی نکرده است. دغدغه هایش هنوز همان اسلام ناب و اسلام آمریکایی است. جنگ فقر و غنا ست. ایستادگی مستضعفان و طعم فقر چشیدگان بر روی اصول انقلاب است.

بی شک شجاعت ده نمکی برای ورود به این محدوده ممنوعه موجب برخی انتقادهای توهین آمیز به وی و کار وی شده است.

ده نمکی نماد یک جریان است.  با  شجاعت و غیرت یک تنه سرمایه داری را تحقیر کرده است و علم عدالتخواهی را بلند کرده است. حالا بسیار دیدم برخی دوستان حزب اللهی و بچه های ارزشی شروع کردن ژست روشنفکری گرفتن و بد و بیراه بار ده نمکی کردن.

مقام معظم رهبري در تاريخ 4 تير ماه 87 جملات زیبایی دارند که مانند بقیه جملات ایشان متاسفانه مهجور مانده است:

" اين كسى كه اين عَلم را بر دوش كشيده، بلند كرده، همه بايد كمكش كنند؛ يكى عرقش را پاك ميكند، يكى بادش ميزند. اگر ديدند كه در نگه داشتن عَلم دارد اشتباه ميكند، راهش اين نيست كه يك مشتى هم به پشتش بزنند، خودِ او و عَلم را سرنگون كنند. راهش اين است كه كمكش كنند اين اشكال برطرف شود؛ اين نكته را بايد همه توجه كنند، بخصوص كسانى كه در عرصه سياست و در عرصه فرهنگ و در عرصه‏ رسانه و در عرصه‏هاى گوناگون نقش و حضورى دارند".

این در نعت دارا و ندار بود و در اثبات برادری.

اما این سریال ایرادهایی هم دارد. که شاید خود آقای ده نمکی بهتر از همه آنها را بداند. فیلنامه چندان قوی نیست و سطحی بودن داستان و شخصیت پردازی و ایجادنکردن داستان های فرعی موجب شده دیدن سریال خسته کننده باشد و جذابیت لازم را نداشته باشد.

استفاده نکردن از بازیگران اخراجی ها و یا محمدرضا شریفی نیا بدلیل اینکه منتقدین را راضی کند، یا هر علت دیگری از دیگر مواردی است که موجب شده تا سریال قوام نداشته باشد.

خوب بود آقای ده نمکی  فقر را ملموس تر نشان می داد. نمی دانم این جایی که مسعود خان نشان می دهد، کجاست. اما می دانیم فقیر اقتصادی لزوما فقیر فرهنگی نیست که هنوز آفتابه داشته باشد یا اینکه از دیدن زن خارجی در سریال توسط شوهرش بخواهد لجبازی کند. یا اینکه تعصب بیخود داشته باشد و دائم بر سر و صورت خود بکوبد.

داراهای سریال هم نوکیسه هستند اما جایی نشانی از نوکیسگی آنها نیست خوب بودد فلش بکی به چند سال پیش خانواده تیمور زده می شد تا برای بیننده روشن شود.

به هر حال فکر می کنم دارا و ندار برای شروع خوب است. باید همه کمک کنیم تا اثر بعدی ایده آل شود.

خداقوت آقای ده نمکی!

 

 

 

 

 

جهش - رسانه - مطلب زیر تنها اظهار نظری است بر اثری ضد هنر و حقیر از فردی که خود را فرشته نجات قشر ضعیف جامعه می‌داند و منتقدان را مزاحمان ، دشمنان و فحاشان.

"دارا و ندار را ساختیم تا نو کیسه‌ها و بلندگوهای آن‌ها عصبانی شوند و از این عصبانیت بمیرند" این جمله افراط گرایانه از آقای دهنمکی کارگردان مجموعه‌ی دارا و ندار است که تنها از لحاظ ظاهر به جمله حضرت امام (ره) شبیه است و ایشون این جمله را در وبلاگ شخصی خود برای توصیف سریالشان بیان کردند.

جا دارد اشاره شود این فیلم با موضوع آبکی و کلیشه‌ای خود تاثیر چندانی بر جامعه نخواهد داشت. آقای دهنمکی در این سریال به توهین واضح به اقشار جامعه پرداخته است. با استناد بر اینکه در فیلم ایشان کاراکتر‌های "ندار" انسان‌های ساده‌لوح و زود باوری هستند که تمام وقت خود را به تخمه شکاندن و مسائل بی‌اهمیت می‌پردازند و دروغ‌های فاحش فردی را به سادگی باور کرده و به آن اکتفا می‌کنند و کاراکترهای "دارا"ی این فیلم انسان‌های بی‌سوادی هستند که حتی از بیان کلمات روزمره و مادری خود نیز ناتوانند.

آقای دهنمکی در بخشی از این فیلم اعتقادات راستین مسلمانان را به سخره گرفته و مسائلی مانند "دعا" و "خدا" و ... را به بازی گرفته است تا جایی که در سکانسی تیمور(فتحعلی اویسی) می‌گوید "من فلان کار را می‌کنم و به پای خدا نوشته می‌شود" که جای بسی تامل دارد.

در این حین و با همین شیوه افراد معتقد به مذهب را انسان‌هایی زود باور و ساده لوح فرض می‌کند که این همان تهاجم فرهنگی است و دهنمکی هم حال خواسته یا ناخواسته فقط برای خنده‌ای پوچ به آن بها می‌دهد.

اما بد نیست در این‌جا اشاره‌ای هم به سخنان رهبر معظم انقلاب نیز توجهی شود :
ایشان فرموده‌اند : " جنگ واقعی جهان پیچیده امروز جنگ رسانه هاست و تهاجم خبری و تبلیغی و فرهنگی و اخلاقی رسانه های تحت کنترل زورمندان و زرمندان جهانی به ملت ها بویژه ایران در اوج خود قر دارد و بنابراین مقابله اساسی، نقش رسانه ملی، بسیار مهم است."

کاراکترهای این فیلم به فحاشی و بددهنی می‌پردازند و لحنی ناشایست دارند که به دور از فرهنگ و دین ماست و این امر می‌تواند اثراتی مخرب بر روی کودکان و شخصیت و نوع کلام آن‌ها داشته باشد. جالب توجه است که در سکانس‌های متعددی شاهد سانسور کلام بازیگران هستیم که این سوال را در ذهن به وجود می‌آورد که یک فیلم که یکی از ارکان فرهنگ‌سازی در جامعه است چرا باید دارای کلماتی باشد که نتوان آن‌ها را بیان کرد.

در ادامه فرمایشات آیت‌الله خامنه‌ای ایشان فرموده‌اند : "هویت حقیقی هر جامعه هویت اخلاقی آن است" و " رسانه امروز به جای کارکرد پیام دهی، به کارکرد فرهنگ سازی مبدل شده است"

که این جا سوال دومی پیش می‌آید و آن این است که به راستی آقای دهنمکی رسالت خود را به عنوان یک کارگردان به انجام رسانده‌است یا نه؟
مقام معظم رهبری در بخش دیگری فرموده‌اند " رسانه وظیفه دارد مسائلی از قبیل انضباط اجتماعی، و پرهیز از قشری گری و برخوردهای صرفا احساسی و ... را در جامعه تحقق بخشد"

و سوال سوم اینکه آیا این سریال نمونه بارز قشری گری در جامعه نیست؟
دهنمکی که یک نقش فرهنگی در جامعه دارد در وبلاگ خود می‌نویسد " باید هم عمله و اکله نو کیسه ها عصبانی باشند" که این نشان‌دهنده عدم پذیرش انتقاد از جانب وی است.
در آخر باید به آقای دهنمکی بگوییم که مردم این جامعه مانند شخصیت‌های نوشته شده شما ساده‌لوح نیستند که بتوان با کج کردن راه از پرداختن به اصل گریخت همچنان که می‌بینیم شما به جای جواب به نقدهای دوستانه آن‌ها را خصومت و جبهه گیری شخصی یا سیاسی می‌پندارید. و جمله‌ی آخر از حضرت امیر (ع) :
مَنْ بَصَّرَکَ عیبَکَ و حَفِظَکَ فی غَیبکَ فَهُو الصَّدیقُ فَاحْفَظهُ
کسی که تو را به عیبت بینا سازد و درغیاب تو مواظبت باشد، او دوست توست، حفظش کن.


 
 


دارا و ندار مسئله این است

اگر چه مساله دارایی و نداری اصل نیست ولی مساله مجموعه نوروزی "دارا و ندار" به کارگردانی برادر عزیز " مسعود ده نمکی" اصل است.آیا تا به حال توجه کرده اید که چرا فیلم دارا و ندار نسبت به بقیه متفاوت است؟ چرا روزمرگی بقیه فیلم ها و سریالها را با خود ندارد؟ چرا بیننده را تا پابان پای صفحه تلویزیون نگه می دارد؟ چرا مخاطب نمی تواند به راحتی پایان ماجرا را تشخیص دهد؟

همه این سوالات و سوالات زیاد دیگری درباره این سریال از ویژگی های منحصر به فرد این سریال سخن می گویند. شاید این از اولین فیلم هایی باشد که موضوع اصلی آن ازدواج نیست.(قابل توجه اینکه طبق آمار ۹۸ درصد فیلم های ایرانی حول موضوع ازدواج و طلاق می گردند.) این مجموعه از تنها مجموعه هایی است که به مشکلات جامعه اشاره می کند. از تنها مجموعه هایی است که در آن ارزشهای انقلاب به نمایش گذاشته می شود. از تنها مجموعه هایی است که اشرافیت حاصل از ۱۶ سال ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی را زیر سوال می برد. از تنها مجموعه هایی است که چهره واقعی اشرافیت و اشراف زادگان در مقابل پا برهنگان نشان می دهد.

از دیگر ویژگی هایی که می توان درباره این مجموعه نوشت این است که:

-فضای صمیمیت بین خانوادهای طبقه ایین تر به مراتب بیشتر و واضح تر است از خانواده های طبقه مرفه.

- اهتمام به حفظ کانون خانواده در بین خانواده طبقه پایین تر بیشتر است.

- اعتقادات مذهبی در خانواده طبقه پایین تر بیشتر است.

- مجموعه ای است که وضع قبل و کنونی را نقد می کند و در پی نشان دادن وضع مطلوب و آرمانی است.

 

 

 

 http://bonebast.blogfa.com/post-215.aspx

 

(طولاني است؛ چون در بعضي موارد بايد مثال‌هايي از فيلم و سريال مي‌آوردم و دليل‌م را كامل توضيح مي‌دادم. اما سعي كردم موضوعات را تقسيم كنم كه اگر خواستي، از موردي بپري و سراغ موردي ديگر بروي.)

يك.

حميد ماي‌‌صفت (ماهي‌صفت؟) را يادتان است؟ مي‌آمد روي سن و لطيفه تعريف مي‌كرد. آن‌قدر شيرين تعريف مي‌كرد كه حتي لطيفه‌هاي تكراري را هم به خوردمان مي‌داد و مي‌خنداندمان.

يكي‌، دو سالي تب‌ش گرفت و سي‌دي‌ها و فيلم‌هاش دست‌به‌دست مي‌چرخيد؛ طوري كه مي‌توان براي تعداد مخاطبان‌ش رقم ميليوني آورد. درست نمي‌گويم؟

دو.

حالا برويم سراغ فيلم ده‌نمكي. همين‌جا تكليف خودم را روشن كنم. من ده‌نمكي را فيلم‌ساز نمي‌دانم. يعني كسي نيست كه بتواند فيلم سينمايي بسازد. آن را هم كه ساخته به‌سختي مي‌توان جزو فيلم‌هاي سينمايي به حساب آورد. البته قبول دارم كه در برابر فيلم‌هايي مثل قلقلك و چارچنگولي و امثال‌هم، سروگردني بالاتر است.

ده‌نمكي براي اين‌كه اثبات كند فيلم ساخته و ذائقه مخاطب را هم شناخته، از فروش بالاي فيلم‌ش ياد مي‌كند. به همين خاطر من خاطره حميد ماي‌صفت را تعريف كردم. ماي‌صفت كسي بود كه يك ساعت لطيفه تعريف مي‌كرد و همه را مي‌خنداند و البته مخاطب ميليوني داشت. فيلم ده‌نمكي هم هيچ فرق خاصي با ماي‌صفت نداشت. فقط لطيفه‌ها را اكبر عبدي و ارژنگ اميرفضلي تعريف و بازي‌ش مي‌كردند. پس پرفروش بودن‌ش دليلي بر فيلم بودن‌ش نيست؛ چه برسد به خوب بودن.

سه.

يك قدم جلوتر مي‌آيم و به سريال‌ش مي‌پردازم. ده‌نمكي فقط و فقط مي‌تواند سريال نوروزي بسازد و لاغير. چرا كه نشان داده كه در فيلم‌هاش داستان ندارد و فقط دنبال لطيفه‌ تعريف كردن است. چنين سريالي فقط لايق نوروز است. چون مردم توي شب‌نشيني‌ها هستند و نمي‌تواند تمام داستان را دنبال كند. بلكه شايد قسمتي را ببيند كه البته در همان قسمت لطيفه‌اي مي‌شنوند و مي‌خندند.

شما همين فيلم دارا و ندار را نگاه. تكراري‌ترين داستان (اگر داشته باشد) را دارد. مي‌توانم چنين تصور كنم كه براي نوشتن فيلم‌نامه، ليست بلندي از لطيفه‌ها را آماده كرده و بر اساس آن‌ها داستان نوشته است. چه‌قدر توي فيلم لطيفه‌هاي تكراري و رايج را مي‌شنويم؟

چهار.

نكته ديگر كه در فيلم‌هاي (تسامحا گفتم فيلم) قبلي‌ش هم توي چشم مي‌زند، تيپ‌سازي اوست. ده‌نمكي علاقه خاصي دارد كه هركدام از بازيگران‌ش نمايان‌گر يك تيپ خاص باشد. اما به بدترين شكل ممكن آن‌را نشان مي‌دهد. مثلا بازيگران اخراجي‌ها و همين سريال‌ش را نگاه كنيد. هركدام اغراق‌شده يك گروه است نه نمايان‌گر. در مقابل تيپ‌سازي خوب را در آژانس (يك اثر جدي) و سريال‌هاي مديري (آثار طنزي) مي‌توان ديد. هركدام از شخصيت‌ها يك تيپ است؛ اما تيپي ملموس و اغراق‌نشده.

در زمينه تيپ‌سازي، ده‌نمكي آن‌قدر ناتوان است كه مجبور مي‌شود براي تيپ‌سازي به بدترين نوع بازي‌هاي زباني و لفظي روي بياورد. مثلا رضا روي‌گري الفاظ را اشتباه تعريف مي‌كند؛ يا يوسف صيادي كشش خاصي در آخر جمله‌هاش دارد. بقيه هم همين‌طور هستند. بهنوش بختياري همان گويش پرضرب‌المثل را دارد و تغييري نكرده است.

پنج.

ده‌نمكي اين شب‌ها نقل خيلي از مجالس است. چون در ديالوگ‌ها تعريض‌هايي به مسائل اقتصادي و سياسي هم مي‌زند و چون همه مخاطبان (بدون استثنا) نكته‌ها را مي‌فهمند، درباره‌ش صحبت مي‌كنند. مثلا درباره هدف‌مندي يارانه‌ها آن‌قدر تابلو تكه مي‌اندازد كه پسردايي هفت‌ساله من هم مي‌فهمد. اشتباه نكنيد. مخاطبان همه منظورش را مي‌فهمند؛ اما ايراد من به آن است كه هوش مخاطب را در حد مرغ پخته فرض كرده و كار كشف هيچ نكته‌اي را به او نسپرده است. در مقابل، يادتان بيايد سريال مرد هزارچهره مديري را كه همه دوست‌ش داشتند اما كنايه‌هايي هم داشت كه فقط خواص آن‌ را مي‌فهميدند؛ اگر يادتان باشد در قسمتي با عبارت «قزاقمنديان، داخل پرانتز فرهنگ» آن‌قدر نكته‌باران كرد كه در تكرار، اين بخش سانسور شد. يك فيلم خوب، فيلمي است كه ذوالبطون باشد؛ يعني هر مخاطبي به اندازه سطح فهم‌ش از آن ماهي بگيرد. نه آن كه كارگردان صف درست كند و به هركدام يك ماهي قرمز كوچولو هديه بدهد؛ حتي به چاق‌ترين مخاطب. اين نكته در اخراجي‌ها هم توي ذوق مي‌زد. مثلا آن‌جايي كه روي ماشين شريفي‌نيا نوشته است بيت‌المال و او سفارش كارهاي شخصي مي‌دهد. آن‌قدر تابلوست كه احساس مي‌كنم فهم‌م را ناديده گرفته است.

شش.

با تمام اين اوصاف، شايد كسي بگويد اگر حرف‌ت درست است، چرا اين‌ تعداد بازيگر برتر پيش‌نهاد او را قبول كرده و در فيلم‌ش بازي مي‌كنند؟ من جواب كاملي ندارم. اما به ضرس قاطع (خود ده‌نمكي اين اصطلاح را كاريكاتور كرده و گفته «خرس قاطع») مي‌توانم بگويم كه بعضي از آن‌ها براي ديده‌ شدن و مخاطب پيدا كردن پيش‌نهادش را قبول مي‌كنند و در فيلم‌ش نقش‌هاي گذشته‌شان را تكرار مي‌كنند. بهنوش بختياري در اكثر فيلم‌هاش همين نقش را دارد. فتح‌علي اويسي هم شبيه نقش‌ش در زيرزمين بازي مي‌كند. بقيه هم اگر پيشينه نقش معروفي نداشته باشند، در اين فيلم هم ديدني نيستند. چون تكراري در كار نيست؛ سالبه به انتفا موضوع است.

هفت.

بسيار طولاني شد؛ شايد براي خلاصه كردن، كمي كلي صحبت كرده باشم و مثال‌هايي براي نقض حرف‌م وجود داشته باشد. اما هرجا حكمي را به همه موارد تعميم دادم، شما به جاش بخوانيد «در اكثر موارد».

نردبام

 

 

http://7koor.blogfa.com/post-93.aspx

 

فیلم دارا و ندار را در کرمانشاه می بینم و افسوس می خورم

آیا این اهانتی نیست به کردها؟؟

فریدون که مظهر غیرت کردی است تند خو و خشن نمایش داده شده است که روی دو چیز غیرت دارد یکی خواهرش یکی آفتابه دستشویی!!

قشنگ مظهر زن کردی که به قول معروف ترشیده شده چه می گوید در برابر تیمور دست و پایش می لرزد دلسوزی می کند و طعنه همسایه های ندارش را می خورد آیا حالکی ده نمکی خاص؟

فریدن چه کار می کند خود زنی وقتی می بیند که قشنگ از فتعل حال و احوال می پرسد!!

دارا و نداری با اهانت به یک قوم اصیل؟؟؟

نمی گویم ما کردها داراییم نه خیلی هم نداریم ولی به همان خدا آقای ده نمکی این ندارها نباید دلقک بشوند مگر ما جای پایمان بر سر شما نیست بنابر حکم امام .

http://mdehnamaki.persiangig.com/DPP_5298.JPG

امام گفت فیلم بساز و صحنه ترژادیش را برای تهرانی ها جفت و جور کن و صحنه کر کر خنده اش را از کردها در بیار؟؟؟!!

مسعود ده نمکی جامعه شناس خوبی است چون می داند اسم قشنگ میان کردها مرسوم است اما گریه قشنگ ها را نمی بیند وقتی که مردم لودگی شهره لرستانی را به  عنوان نماد زن کردی می بیند

مسعود دهنمکی قشنگ های کرد را فراموش کرده که تبر به دست یک تنه جان عراقی ها را می گرفت آن زمان که بعض یها زیر پل گیشا...

آیا مرد کرد فقط به فکر توالت و آفتابه اش است؟؟

ده نمی در فیلم اخراجی ها هم به کردها حمله کرد وقتی نشان داد کرد در قبال بی غیرتی هیچ نمی گوید و فقط به همدیگر نگاه می کند

عقده ده نمکی از کردها چیست؟

آیا ده نمکی آنان که سر عموهای ما و دایی های ما که دوستان مسعود بودند، بریدند را کرد می بیند که باید از انها تلافی کار نکرده را گرفته؟؟

اعصابم خرد است

حال نوشتن بیشتر ندارم

شلوار جافی من

لباس کردی خواهران من

غیرت برادران کردم

لهجه من

همه و همه را به سخره گرفتند

نمی گویم بترسید ولی امان از ان لحظه که رگ غیرت کرد بزند بیرون

با تشکر یک کرد

پ ن: من ملال کرماشانم و ای خوی مایی افتخاریگ ل من!

پ ن:: تشکر کم ل کور هفتم ارای لطفیژ ل من اتانم نو ای وبلاگ حرف کردیل اوشم!

پ ن:: خوشحالم که بعضیا جواب می دهند اما دوستان من مشکلم با اهانت به کردها در این فیلم است لطفا دقت کنید نه بحث های خوب فیلم که البته اونها هم جای تقدیر داره ولی مگه می خوایم هندونه زیر بغل هم بذاریم

پ ن:: من را تشبیه کردید به تندروهای کومله و دموکرات ممنون!!ولی میگم من یک محب اهل بیت هستم که میگن شیعه ام عاشق اینم که توی عزای امام حسین بهمون بگن دیونه و غلات عشقی جز رقیه بنت الحسین (س) ندارم اما کرد هم هستم و افتخار میکنم که روی لباس کردیم بنویس جانگم لی مولام سید علی

ولی افسوس از شماها...

 

http://khodayeman70.blogfa.com/post-9.aspx

 دیشب فیلم دارا و ندار رو دیدم گریه کردم

سلام دیشب فیلم دارا و ندار رو دیدم گریه کردم که چرا باید یه عده اونقدر پول داشته باشند که ندونند

چیکار کنند و یه عده حتی توان تهیه نان برای زن و بچه شونو نداشته باشند این تازه یه گوشه ی کوچیک

از بدبختی مردمه فقیر هست فکرشو بکنید... بدترین چیز برای یه مرد شرمنده شدن جلوی زن و بچه

شه .من یادمه وقتی از بابام چیزی میخواستم که در توانش نبود اونو برای من تهیه کنه چهره اش

میگرفت که من گریه ام میگرفت ولی خدا رو شکر میکنم که محتاج کسی نیستیم ولی بهترین نعمت رو

خدا بهمون داده و اونم سلامتی هستش.من اگر یه روزی در توانم باشه حتما به افراد فقیر کمک میکنم

البته خدا هم شما رو کمک میکنه من یادمه تابستون پارسال یعنی سال 88 من خیلی وضع مالیم بد

شده بود خیلی بد فقط 10 هزار تومان تو کیفم مونده بود با دوستم داشتیم می اومدیم نزدیکیهای

مسجد محل بودیم یه مردی جلومونو گرفت و سراغ یکی از کسبه محل رو گرفت گفتیم نیست خلاصه

بهمون گفت که بچه اش تصادف کرده و الانم خونه هستش گفت یه مقدار پول دارم ولی 10 هزار تومان

کم دارم منم هرچی پول داشتم یعنی کل 10 هزار تومان رو دادم بهش دوستم گفت همه رو نده گفتم

عیبی نداره دلم خیلی واسه مرده سوخت قبلا دیده بودمش زبونش میگرفت و خودشم خجالت

میکشید.پولو دادم و تشکر کرد و رفت منم هیچی دیگه نداشتم گذشت تا اینکه یه هفته بعد با دوستام

رفتیم تهران بنیاد قلم چی میخواستند از قبول شده های دانشکده های فنی تجلیل کنند آخر مراسم

گفتن میخوایم به مناسبت شانزدهمین سالگرد تاسیس بنیلد قلم چی 16 ربع سکه به قید قرعه بدیم

شماره ی من 30 بود سیزده نفر برنده شدندچهاردهمی رو  که میخواستند بردارند یک لحضه من رفتم تو

یه عالم دیگه همه ی مسائل هفته قبلش اومد تو ذهنم یکدفعه گفت شماره ی 30 من فهمیدم اگه به

خاطر خدا و در راه خدا انفاق کنیم خدا بی جواب نمیزاره .خداکنه روزی برسه که هیچ فقیری نداشته

باشیم و همه یکسان باشند اگر ما خودمون بخواهیم میشه به خدا تو در و همسایگی همه ی ما افراد

مستحق وجود دارن فقط باید چشم هامونو باز کنیم.....

 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ساعت 9:12  توسط مسعود ده نمکی  |