آثار و برکات صلوات (بخش 38)
مسعود دهنمکی
فصل هشتم: مواقع صلوات
56. ذکر صلوات هنگام شروع، انجام و پیش آمدن کارهای سخت و ناشدنی
در تفسیر امام حسن عسکری (ع) درباره داستان حضرت موسی (ع) و بنیاسرائیل آمده است که خداوند متعال فرمود: «(وَ إِذْ نَجَّيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَ في ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظيم) [بقره: 49] و اي بني اسرائيل! به ياد آوريد (إِذْ نَجَّيْنَاكُم) پيشينيان شما را نجات داديم (مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ) و کسانيکه به فرعون در خويشاوندي و دين و آيين او نزديکي ميجستند، (يَسُومُونَكُمْ) شما را شکنجه ميکردند (سُوَءَ الْعَذَابِ) به شکنجههاي سختي که بر شما روا ميداشتند؛ از جمله شکنجههاي سخت آنها اين بود که: فرعون، آنان را به ساخت و ساز مجبور کرده بود، و چون ميترسيد که از کار کردن بگريزند، فرمان داده بود تا آنان را غل و زنجير کنند و آنان در چنين حالتي خشتها را از پلهها به طبقات بالا ميبردند و گاه ميشد يکي از آنها سقوط کند و جان سپارد، يا زمينگير شود؛ امّا فرعونيان هيچ به او اعتنا نميکردند، تا اينکه خداوند متعال به موسي (ع) وحي کرد: به آنها بگو، هر کاري را با درود فرستادن بر محمد (ص) و خاندان پاک او آغاز کنند تا آن کار برايشان سبک گردد. آنان چنين کردند و کارها برايشان سبک گشت و فرمان داد تا هر کس درود فرستادن بر محمد (ص) و خاندان او (ع) را از ياد برد و سقوط کرد و زمينگير شد، اگر در توان او بود، براي سلامتي خود، بر محمد (ص) و خاندان او (ع) درود فرستد و اگر ياراي اين کار را نداشت، ديگران بالاي سرش، بر محمد (ص) و خاندانش (ع) درود فرستند تا برخيزد و از آن حادثه آسيبي نبيند و آنان چنين کردند و سلامت خويش باز يافتند...»
[تفسیر امام عسکری علیه السلام: ص 116-117/ بحارالانوار. ج 91. کتاب ذکر و دعا 2. ابواب ذکرها و فضیلتهای آن ـ باب بیست و نهم. ح 48]
57. ذکر صلوات هنگام خوردن تُرُب
این مسعود از رسول خدا (ص) نقل میکند که «زمانیکه ترب میخورید و میخواهيد باد نداشته باشد در آغاز جويدن آن، نام مرا ببريد.»
[مکارم الاخلاق: ص 207/ بحارالانوار. ج 63. کتاب آسمان و جهان 10. ابواب سبزیها ـ باب دهم. ح 5]
و همچنین در جای دیگری از پیامبر (ص) آمده است: «چون ترب خوريد و خواهيد از گند آن كنار بمانيد در لقمه نخست بر من صلوات فرستيد.»
[کتاب طب النبی منسوب به شیخ ابوالعباس مستغفری/ بحارالانوار. ج 59. کتاب آسمان و جهان 6. باب هشتاد و هشتم. ح 126]
58. ذکر صلوات هنگام خوابیدن و رفتن به بستر
امام علی (ع) از قول پیامبر (ص) نقل میفرماید: «اى على! چون به خوابگاهات جا گرفتى، بر تو باد به استغفار و صلوات بر من و بگو: (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.) و بسيار سوره (قُلْ هُوَ اللَّهُ) را بخوان كه نور قرآن است و بچسب به خواندن آية الكرسى كه در هر حرف آن هزار بركت و هزار رحمت است.»
[الخرائج و الجرائح: ص 237/ بحارالانوار. ج 73. کتاب آداب و سنن. باب چهل و چهارم. ح 31]
59. ذکر صلوات حضرت نوح (ع) هنگام خوابیدن شبانگاه و ترس از نیش عقرب
خالد میگوید: «هنگامیکه نوح (ع) آنچه را در کشتی برداشته بود، برداشت، عقرب آمد و گفت: اى پیامبر خدا مرا هم با خود بردار. فرمود: نه. تو مردم را ميگزى و آزار ميكنى. گفت: نه. مرا با خود بردار و از جانب تو این حق بر من است که خدا را ضامن قرار میدهم، هركه در شب بر تو صلوات بفرستد، آن شب او را نگزم.»
[الدر المنثور ج 3: ص 330/ بحارالانوار. ج 61. کتاب آسمان و جهان 8. ابواب حیوان. باب دهم. ح 35]
60. ذکر صلوات هنگام خشم
امام صادق (ع) در ذیل حدیثی درباره مذمت خشم و روش کنترل آن میفرماید: «هرکس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند خشم خود را در روز قیامت از او بازمیدارد.
و نیز در خشم خود بر پیامبر (ص) درود فرستد و بگوید: {و خشم دلهاشان را میبرد. خدایا گناهانم را بیامرز و خشم قلبم را ببر و مرا از شیطان راندهشده پناه ده و هیچ نیرو و قدرتی جز به خداوند بلندمرتبه بزرگ تحقق نپذیرد}»
[مکارم الاخلاق: ص 403/ بحارالانوار. ج 92. کتاب ذکر و دعا 3. ابواب ذکرها و فضیلتهای آن ـ باب صد و شانزدهم. ح 1]
61. صلوات هنگام جنگ و در میدان نبرد با دشمن
در تفسیر امام حسن عسکری (ع) در تفسیر آیه 177 سوره بقره آمده است « وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ [بقره: 177] يعنى شكيبايان در پيكار با دشمنان و دشمنى بالاتر از شيطان و پيروان او نيست كه پيوسته آنها را دفع ميكند و از خويش دور مينمايد با درود و صلوات بر محمد (ص) و آل پاك او (ع) وَ الضَّرَّاءِ یعنی فقر و تنگدستى. فقرى بالاتر از اين نيست كه مؤمن وادار شود از دشمنان آل محمد (ص) درخواست کمک کند. و بر اين گرفتارى صبر كند و عقيدهاش اين است كه هرچه از اموال آنها استفاده مينمايد، غنيمتى است كه به كمك آن مال، ايشان را لعنت ميكند و بهوسیله آن مال، ولايت ائمه طاهرين (ع) را ترویج مینماید. وَ حِينَ الْبَأْسِ هنگام شدت جنگ خدا را بهياد مىآورد و صلوات بر محمد (ص) و علي (ع) ولي خدا ميفرستد و او با دل و زبان دوستان خدا را دوست داشته و با دشمنان خدا، دشمن است.»
[تفسیر امام عسکری علیه السلام: ص 273/ بحارالانوار. ج 91. کتاب ذکر و دعا 2. ابواب ذکرها و فضیلتهای آن ـ باب بیست و نهم. ح 50]
62. ذکر صلوات هنگام تلقین، احتضار، جان دادن و نزد محتضر
امام رضا (ع) در باب آداب حضور بر بالین محتضر میفرماید: «...آنگاه که یکی از شما در حال احتضار قرار گرفت، با خواندن قرآن، ذکر خداوند و درود فرستادن بر رسول خدا (ص) نزد او حاضر شوید.»
[فقه الرضا: ص 17/ بحارالانوار. ج 78. کتاب طهارت 2. ابواب تشییع جنازه ـ باب پنجم. ح 9]
63. ذکر صلوات هنگام ترس از وقوع حادثه و اتفاقی سخت
از «ابى حمزه» نقل شده است كه امام صادق (ع) به ابىبصير فرمود: «اگر از وقوع حادثهاى مىترسى يا حاجتى دارى، اول خداوند متعال را تمجيد كن و آنچنان كه سزاوار است او را حمد و ثنا نما، بعد بر پيامبر (ص) و آل او (ع) صلوات بفرست و پس از آن، اشكى بريز حتى اگر به مقدار سر مگسى باشد، چون پدرم مىفرمود: نزديكترين حالات بنده به پروردگار خود اين است كه به سجده رود و در آن حال، گريه كند...»
[عدۀ الداعی: ص 176/ بحارالانوار. ج 90. کتاب ذکر و دعا 1. ابواب ذکرها و فضیلتهای آن ـ باب نوزدهم. ح 25]
64. ذکر صلوات هنگام بوییدن گُل
مالک جهنی نقل کرد: به امام صادق (ع) تعدادی گل دادم، آن را گرفتند و بوییدند و بر دیدگان نهادند سپس فرمودند: «هرکس گلی را به دست گرفت، آن را ببوید و بر دیدگانش نهد سپس بگوید: خدایا بر محمد (ص) و خاندان محمد (ع) درود فرست، بر زمین نمیافتد مگر آنکه گناهان او بخشیده گردد.»
[امالی صدوق: ص 160/ بحارالانوار. ج 92. کتاب ذکر و دعا 3. ابواب ذکرها و فضیلتهای آن ـ باب صد و بیست و ششم. ح 2]
65. ذکر صلوات هنگام استعمال گلاب به روی صورت
حضرت رسول (ص) در ذیل حدیثی در باب خصایص استفاده از گلاب میفرماید: «گلاب رخسار را خرم كند و فقر را ببرد.»
و ثمالى از آن حضرت روايت كرده است كه فرمود: «هركه گلاب به روي خود زند، آن روز سختى و ندارى نبيند، و هركه خواهد گلاب بمالد، بايد آن را به رخسار و دستهایش بمالد و پروردگار خود را سپاس گويد و صلوات بر پيغمبر (ص) فرستد.»
[مکارم الاخلاق: ص 47/ بحارالانوار. ج 73. کتاب آداب و سنن. باب بیست و دوم. ح 2]
66. ذکر صلوات همراه با ذکر «بسم الله الرحمن الرحیم» هنگام غذا خوردن
در کتاب تفسیر امام حسن عسکری (ع) در بخشی از حدیثی طولانی که نقل میفرمایند، با اشاره به وقایع غزوه تبوک و دستور پیامبر (ص) بر ماندن حضرت علی (ع) در مدینه و دلنگرانی حضرت از اجرای نقشه منافقین در سوءقصد به جان پیامبر (ص) حضرت رسول (ص) با اعجاز شرایطی فراهم میکنند که با قدرت الهی امام علی (ع) شاهد و ناظر تمام وقایع سپاه از مدینه تا تبوک باشد. امام سجاد (ع) در ادامه و در اثبات این کرامت و فضیلت برای حضرت امیرالمؤمنین (ع) به احتجاج با عامه میپردازد و در ادامه حدیث حضرت امام باقر (ع) سایر معجزات پیامبر (ص) در جنگ تبوک را برمیشمارد شاید منافقین و سستایمانها با مشاهده این معجزات در دین خود مانند بنیاسرائیل استوار گردند. در همین بیان است که حضرت رسول (ص) با ذکر بسمالله و صلوات در اول غذا و هر لقمه باعث برکت در غذای کم همراهان میشود. در این حدیث آمده است: «...سپس امام باقر (ع) به ادامه روایت از علی بن حسین (ع) بازگشت و فرمود: خداوند متعال زمینهای پستی را که محمد (ص) در آن قرار داشت و آن را میپیمود، برای علی بن ابی طالب (ع) بلند ساخت تا نظارهگر احوال آنان باشد. علی (ع) فرمود: رسول خدا (ص) هرگاه قصد جنگ داشت، به غیر هدف اصلی آن ظاهرسازی میکرد، جز غزوه تبوک که در آن، آنان را مطلع ساخت که او چنان هدفی دارد و به آنان دستور داد، برای آن زاد و توشه برگیرند. آنان نیز برای آن، آرد بسیاری همراه خود برداشتند تا در مسیرشان از آن نان بپزند و علاوه بر آن، گوشت نمک سود، عسل و خرما را توشه راه ساختند، و از آنجا که رسول خدا (ص) بهخاطر بعد مسافت و دشواری راه و کمبود آب و غذا در بیابانها، آنان را به جمع آذوقه تشویق ساخته بود، توشه بسیاری به همراه داشتند. آنان روزهایی چند مسیر خویش پیمودند تا آنکه غذایشان کهنه گردید و از بقایای آن سینههایشان به تنگ آمد و مشتاق غذایی تازه گشتند. گروهی از آنان گفتند: ای رسول خدا! از این غذای کهنه و خشک که در حال بوگرفتن است دچار سوء هاضمه گشتهایم و ما را یارای شکیبایی بر آن نیست. رسول خدا (ص) فرمود: «چه چیزی به همراه دارید؟» گفتند: نان و گوشت بریده و خشکشده نمک سود و عسل و خرما. رسول خدا (ص) فرمود: «اکنون شما به مانند قوم موسی (ع) هستید، هنگامیکه گفتند: هرگز بر یک غذا ما را تاب تحمل نیست. حال چه میخواهید؟» گفتند: ما گوشت تازه بریدهشده و گوشت بریان از گوشت پرندگان، و با شیرینیهای معمول میخواهیم. رسول خدا (ص) فرمود: «ولی شما در این یک مورد برخلاف بنیاسرائیل رفتار کردید، زیرا آنان تره، خیار، سیر، عدس و پیاز طلب کردند و چیزی کمارزش را جایگزین چیزی بهتر از آن کردند (ولی) شما چیزی را که نیکوتر است جایگزین چیزی کمارزشتر از آن میکنید. و من از پروردگار خود برای شما آن را درخواست خواهم کرد.» گفتند: ای رسول خدا! در میان ما کسانی هستند که همانند آنها (بنیاسرائیل) خواستار تره، خیار، سیر، عدس و پیاز هستند. رسول خدا (ص) فرمود: «خداوند به دعای رسول خدا، آن را به شما خواهد داد. ای بندگان خدا! قوم عیسی (ع) هنگامیکه از او خواستند غذایی از آسمان بر آنان فرود آورد، خداوند فرمود: «إنِّی مُنزِلُهَا عَلَیکُم فَمَن یَکفُر بَعدِ مَنکُم فَإنِّی أُعَذِّبُهُ عَذَابَاً لأعَذِّبُهُ أحَدَاً مِنَ العَالَمِینَ»، {من آن را برای شما فرو میفرستم، ولی هر یک از شما را که بعد از آن کافر گردد، چنان عذاب میسازم که هیچیک از جهانیان را بدانسان عذاب نساخته باشم.} [مائده: 115] و آن غذای آسمانی را بر آنان فرو فرستاد، و هرکه از آنان بعد از آن کفر ورزید، خداوند آنها را به شکل خوک، میمون، خرس، گربه یا به شکل برخی از پرندگان و چهارپایان خشکی و دریا تغییر داد و مسخ ساخت تا آنجا که به چهارصد شکل مسخ گردیدند. (ولی) محمد رسول خدا (ص) آنچه خواستید را از آسمان برایتان فرود نمیآورد تا آنچه بر سر کافران قوم عیسی (ع) واقع شد، بر کافران شما نیز فرود آید که محمد (ص) به شما رئوفتر و مهربانتر از آن است که شما را در معرض چنین بلایی قرار دهد.» سپس رسول خدا (ص) به پرندهای که در آسمان پرواز میکرد، نگریست و به یکی از اصحاب خود فرمود: «به این پرنده بگو: رسول خدا تو را فرمان میدهد که بر زمین فرود آیی.» آن مرد چنین گفت و آن پرنده فرود آمد. سپس رسول خدا (ص) فرمود: «ای پرنده! پروردگار تو را فرمان میدهد که بزرگ گردی.» پرنده شروع به بزرگشدن کرد تا آنکه همانند تلّی عظیم گردید. سپس رسول خدا (ص) به اصحاب خود فرمود: «آن را در برگیرید.» و آنان نیز گرد آن حلقه زدند. و آن پرنده بهقدری بزرگ گشته بود که اصحاب رسول خدا (ص) که بیش از ده هزار نفر بودند، در اطراف آن صفی دایرهای کشیدند. سپس رسول خدا (ص) فرمود: «ای پرنده! خداوند تو را فرمان میدهد که بالها و کرک و پرهایت را فرو ریزی.» و پرنده همه آنها را فرو ریخت و به صورت گوشتی بر استخوان که پوستاش بالای آن بود، باقی ماند. رسول خدا (ص) فرمود: «خداوند تو را فرمان میدهد که استخوانهای بدن و دو پا و منقارت را فرو افکنی.» پرنده نیز همه آنها را فرو ریخت. آنگاه به اطراف پرنده رفت که همه مردمان گرد آن جمع گشته بودند. سپس رسول خدا (ص) فرمود: «پروردگار متعال به این استخوانها فرمان میدهد که به شکل خیار درآیند.» و استخوانها همانگونه که فرمود، تغییر یافتند. سپس فرمود: «خداوند این بالها و کرک و پرها را فرمان میدهد که به تره، پیاز، سیر و انواع سبزیها تبدیل گردند». و چنآنکه فرمود، تغییر یافتند. سپس رسول خدا (ص) فرمود: «ای بندگان خدا! الان دستهایتان را بر روی آن قرار دهید و با دستهایتان از آنها پاره برگیرید و با چاقوهایتان از آنها ببرید و بخورید.» آنان نیز چنین کردند. یکی از منافقان که در حال خوردن بود، گفت: محمد (ص) ادعا میکند که در بهشت پرندگانی است که بهشتیان از یک سوی آن گوشت بریدهشده و از دیگر سو گوشت بریانشده میخورند، پس چرا مانند آن را در دنیا به ما نشان نداد؟ و خداوند قلب محمد (ص) را از آن آگاه ساخت و فرمود: «ای بندگان خدا! هر یک از شما لقمهاش را برگیرد و بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم و سلام و درود خدا بر محمد (ص) و آل پاکاش (ع) . و لقمه را در دهان خویش بگذارد که او طعم آنچه از گوشت قاچ شده و بریان شده یا آب گوشت پخته شده یا سایر انواع غذاهای پخته شده و انواع شیرینیها را که خواهد، مییابد.» آنان چنین کردند و کار را همانگونه یافتند که رسول خدا (ص) فرمود، تا آنکه سیر گشتند. سپس گفتند: ای رسول خدا، سیر شدیم و اکنون نیازمند آبی برای نوشیدن هستیم. رسول خدا (ص) فرمود: «آیا شیر نمیخواهید؟ یا از سایر نوشیدنیها نمیخواهید؟» گفتند: آری ای رسول خدا، در میان ما کسانی آن را میخواهند. رسول خدا (ص) فرمود: «هر یک از شما لقمهای برگیرد و آن را در دهان خود قرار دهد و بگوید: بسم الله الرحمن و سلام و درود خدا بر محمد (ص) و آل پاک او باد. که آن (لقمه) در دهاناش به آنچه از شیر و سایر نوشیدنیها میخواهد، تبدیل میگردد.» آنان چنان کردند و کار را همان گونه یافتند که رسول خدا (ص) فرموده بود. سپس رسول خدا (ص) فرمود: «ای پرنده! خداوند متعال تو را فرمان میدهد که به حال قبلی خود بازگردی. و این بالها، منقارها، پر و کرکی را که تبدیل به تره، خیار، پیاز و سیر گردیدهاند، فرمان میدهد که به شکل بال، پر، استخوان و همان اندازه کوچک درآیند.» با این سخن، آنها دگرگون گردیدند و به شکل بال، پر، کرک و استخوان بازگشتند؛ و سپس مانند قبل به اندازه آن پرنده بر روی هم قرار گرفتند و رسول خدا (ص) فرمود: «ای پرنده! پروردگار به آن روح که در تو بود و خارج گردید، فرمان میدهد که به تو بازگردد» و روح پرنده به جسم او بازگشت. سپس رسول خدا (ص) فرمود: «ای پرنده! پروردگار تو را فرمان میدهد که برخیزی و همچنآنکه پرواز میکردی به پرواز درآیی.» پرنده برخاست و درحالیکه آنان به آن مینگریستند در آسمان پرواز کرد. سپس به آنچه در برابرشان بود، نگریستند و با تعجب مشاهده کردند که آنجا از آن تره، خیار، پیاز و سیر، چیزی بر جای نمانده است.
با استناد روایی از امام حسن عسکری (ع) روایت کرده است که فرمود: علی بن حسین (ع) روزی در مجلس خود فرمود: هنگامی که به رسول خدا (ص) فرمان حرکت به سوی تبوک داده شد، به او امر گردید که علی (ع) را به جانشینی خود در مدینه باقی گذارد.»
[تفسیر امام عسکری علیه السلام: ص 232-235/ بحارالانوار. ج 21. کتاب تاریخ پیامبر صلی الله علیه و آله. ابواب شرح حال پیامبر (ص) ـ باب بیست و نهم. ح 24]