مسعود ده نمکی

دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است

امام حسن عسکری علیه السلام در باره قول خداى عز و جل‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ فرمود: الله همان کسی است که تمام آفریدگان هنگام شداید ونیازمندیها و نامیدی وانقطاع از تمامی ماسوی الله و قطع رابطه از غیر خدا بسوی او واله وشیدایند وقتی گوینده اظهار می کند «بسم الله» يعنى يارى مي‌جويم بر همه كارهاى خويش به خدائى كه عبادت و پرستش درست نباشد مگر از براى او آنكه فرياد رسنده است هر گاه فريادرسى از او خواسته شود و جواب دهنده هر گاه خوانده شود. و اين آن چيزي است كه مردى به حضرت صادق علیه السلام عرض كرد كه: يا ابن رسول الله! مرا بر خدا دلالت و رهنمائى كن كه او چيست چه صاحبان جدال بر من بسيار شده‏اند و مرا حيران و سرگردان نموده‏اند. حضرت به آن مرد فرمود: اى بنده خدا! هرگز بر كشتى‏ سوار شده‌ای؟ عرض كرد آرى. فرمود: آيا كشتى‏ شكسته كه تو در آن باشى در جايى كه نه كشتى‏ باشد كه تو را برهاند و نه شنائى كه تو را بى‏نياز گرداند؟ عرض كرد آرى. فرمود: آيا در آنجا و در آن زمان دلت به اين در آويخته و چنگ در زده كه چيزى از چيزها قادر است بر اينكه تو را از ورطه و محل هلاكتت برهاند؟ عرض كرد آرى. حضرت صادق علیه السلام فرمود: اين همان خدائي است كه قادر است بر نجات دادن در جايى كه هيچ نجات دهنده نيست و فرياد رسنده در جايى كه فرياد رسنده نیست. بعد از آن حضرت صادق علیه السلام فرمود: و هر آينه بسا است كه بعضى از شيعيان ما در ابتداى كار خويش‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ را ترك كرده، پس خداى عز و جل او را به مكروه و ناخوشى مى‏آزمايد تا آنكه او را بر شكر خداى تبارك و تعالى و ثناى بر او آگاهى دهد و عيب و تقصيرش را به خاطر نگفتن‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ از او بكاهد و محو گرداند.

عبد الله بن يحيي خدمت امير مؤمنان علي علیه السلام رسيد، کنار حضرت تختي بود. عبد الله را فرمان داد تا بر آن بنشيند، عبد الله نشست. ناگهان تخت واژگون شد و با سرش بر زمین افتاد. استخوان سر عبد الله، بيرون زد و سرش خون افتاد. امير مؤمنان علیه السلام امر فرمود تا آب بياورند و خون را از سر او بشست. سپس فرمود: نزديک من بيا. عبد الله نزديک ايشان شد. حضرت بر زخم او دست کشيد، حال آن که درد، صبر از کف عبد الله بيرون کرده بود. حضرت بر زخم، دست کشيد و آب دهان خويش بر آن گذاشت. زخم التيام يافت و چنان شد که گويي هيچ آسيبي نديده بود. سپس امير مؤمنان علیه السلام فرمود: ‌اي عبد الله، سپاس و ستايش خدايي را که پاک کردن گناهان شيعيان ما را در سختي‌هاي ايشان در دنيا قرار داد تا طاعات آن‌ها سالم بماند و اين چنين بر آن عبادات، سزاوار پاداش شوند. عبد الله بن يحيي عرض کرد: ‌اي امير مؤمنان، يعني ما فقط در دنيا به خاطر گناهانمان مجازات مي‌شويم؟ فرمود: بله، آيا نشنيدي که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دنيا زندان مؤمن است و بهشت کافر؟ همانا خداوند متعال شيعيان ما را در دنيا با دچار کردن به سختي‌هايي که مايه‌ آمرزش آنان مي‌شود از گناه پاک مي‌کند. خداوند متعال مي‌فرمايد: «وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ» {و هر (گونه) مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و (خدا) از بسيارى درمى‏گذرد} تا عبادات و طاعات آن‌ها به هنگام ورود به روز قيامت، نزدشان فراهم آيد و پاداش عبادت دشمنان ما را، هر چند از آن جا که اخلاصي در آن نيست، بي مقدار است، در دنيا به آن‌ها مي‌دهد تا چون به روز قيامت در آمدند، بار گناهان و دشمني آن‌ها با محمّد و خاندانش صلی الله علیه و آله و برگزيدگان اصحابش بر آنان حاضر آيد و در آتش دوزخ افکنده شوند و هر آينه، شنيدم كه محمد رسول خدا صلّى ­اللَّه ­عليه ­و آله مي­فرمود:

«پيش از شماها دو مرد بودند: يكى فرمانبر خدا، و ديگرى كافر به او، و آشكارا با دوستان او دشمنى مي­كرد و با دشمنانش دوستى، و هر كدام در پهناى زمين پادشاهى بزرگ بودند. آن كافر بيمار شد و دلش نابهنگام يك ماهى خواست؛ زيرا اين بخش از ماهى در آن زمان در ژرفاى دريا بود و به آن دسترسى نبود، و پزشك­هايش او را از زندگى نوميد كردند و گفتند براى خود جانشينى بگمار، تو ماندنى‏تر نيستى از آن‌ها كه در گور شدند، زيرا درمان تو در اين ماهى است كه دلخواه تو است و دسترسي به آن نيست؛ و خدا يك فرشته فرستاد و فرمودش آن ماهى را براند تا آنجا كه آسان باشد گرفتنش، پس گرفتند برايش [آن ماهى را] و خورد و بهبودي يافت و سال­ها در شاهى زيست.

سپس، آن شاه مومن بيمار شد، در وقتى كه اين ماهى در كناره‏ها بود و آسان بود گرفتنش، و بيماري شاه چون درد آن كافر بود و دلش همان ماهى را مي­خواست و پزشكان آن را برايش نسخه دادند و گفتند: خوش باش كه هنگام شكار آن ماهى است، بگيرند و از آن بخور و به سلامت شو! و خدا آن فرشته را فرستاد، به او فرمود آن جنس ماهى را از كناره‏ها به ژرفاي دريا براند تا بر آن دست نيابد، و يافت نشد تا آن مومن مرد، از خواست آن ماهي و نبودن درمان.

فرشته‏ها در آسمان از آن ماجرا در شگفت شدند، و اهل آن شهر در زمين، آن چنان كه نزديك بود از دين برگردند، زيرا خدا براى كافر فراهم كرد چيزي را كه راهى به آن نبود، و بر مومن دشوار كرد آنچه آسان بود، و خدا به فرشته‏هاى آسمان و پيغمبر آن زمان وحى كرد در زمين، كه راستش منم خداى كريم، با فضل و توانا، هر چه بدهم زياني به من نمي­رساند، و هر چه دريغ كنم چيزي از من كاسته نمي‌شود، و به كسى به اندازه ذره­اي ستم نمي­كنم. براى كافر دست يافتن به آن ماهى را بي­وقت آسان كردم، به پاداش كار نيك او، زيرا مرا بايد كه كار نيك كسى را بى‏مزد نگذارم تا او در رستاخيز آيد و حسنه در نامه عمل خود نياورد و به سزاى كفرش به دوزخ برود؛ و عابد را از آن ماهى معين دريغ كردم به سبب گناهى كه كرده بود، و خواستم با جلوگيرى از اين خواهش، و با نابود كردن اين دارو، او را از آن گناه پاك كنم تا بي­گناه نزد من آيد و به بهشت رود.

عبد الله بن يحيي عرض کرد: ‌اي امير مؤمنان! به راستي که مرا سود رساندي و آموختي. اگر ممکن است، مرا از گناهي که در اين مجلس به آن در بلا افتادم آگاه ساز تا آن را تکرار نکنم. حضرت فرمود: هنگامي که نشستي «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» نگفتي. پس خداوند اين بلا را که به آن ناخوش شدي به خاطر غفلتي که کردي قرار داد تا گناهي که از تو سر زد، پاک شود. آيا نمي‌داني که رسول خدا صلی الله علیه و آله از خداوند عز و جل برايم روايت کرد و فرمود: هر کاري بدون نام خدا آغاز شود، بي سرانجام است؟ عرض کردم: بله ـ پدر و مادرم به فدايت ـ بعد از اين آن را ترک نمي‌کنم. فرمود: در اين حال، بهره مند و سعادتمند خواهي شد. عبد الله بن يحيي گفت: ‌اي امير مؤمنان! تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» چيست؟ فرمود: همانا بنده هر گاه بخواهد چيزي بخواند يا کاري انجام دهد مي‌گويد «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»، يعني با اين اسم اين کار را انجام مي‌دهم. پس هر کاري را که انجام مي‌دهد، اگر با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» آغازش کند، کاري پر برکت خواهد بود.

[تفسیر امام عسکری علیه السلام: ص 22/ بحارالانوار. ج 89. کتاب قرآن. باب بیست و نهم. ح 49]

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 20:29  توسط مسعود ده نمکی  |