مسعود ده نمکی

پشت پرده حمله هاي پياپي خبر گزاري دولت به رسوايي

نگاه ضد روحانيت حاكم بر بخشي از دولتمردان انها را وادار كرده تا علي رغم استقبال گروه زيادي از روحانيون سرشناس از فيلم به بهانه نقد فيلم و پشت مسائل سليقه اي و نا مربوط فيلم را مورد حمله قرار دهند. نكته جالب حمايت وزير ارشاد  از فيلم و حمله ايرنا خبرگزاري زير مجموعه دولت  به فيلم است.

شايد نزديكي انتخابات و حراس از تبعات مثبت فيلم بر اذهان مردم و نفي عرفان كاذب باعث اين واكنش عصبي باشد





ˈرسواییˈ، عقب گردی در فرم و محتوای سینمای ایران

تهران - منتقد سینما و تلویزیون معتقد است که فیلم ˈرسواییˈ آخرین ساخته مسعود ده نمکی عقب گردی برای فرم و محتوای سینمای ایران به شمار می رود.

ˈمحسن سلیمانی فاخرˈ روز شنبه در یادداشتی که به ایرنا ارسال شد به نقد فیلم سینمایی ˈرسواییˈ ساخته مسعود ده نمکی پرداخته و خطاب به وی آورده است:

ˈنه جناب آقای ده نمکی! اگر این فیلم 10 میلیارد هم بفروشد شما گمان مبرید که اثری دارید که سینمای فاخر است و دین و دنیا را به مخاطب و شما هدیه داده است اکثر کسانی که شما را مدح می گویند به دنبال دستاوردی برای خویشند و شما و عقایدتان را به راهی که خود شاید دوست نداشته باشید سوق می دهند. باور کنید این فروش ها و این تاییدات دام است ...دام.

مسعوده ده نمکی نان یک چیز را می خورد و آنکه در اخراجی 1 با همه نوع حمایت هنری و غیر فیلمی را ساخت که از مین ها و خطوطی رد شد که باعث شد مخاطبان با آن تبلیغات و عقبه فیلمساز و داستان کمیک و بازیگران زرق و برق دار آن قدر پیگیر شوند تا فروش آن میلیاردی شود و به همین ترتیب شانس و توجهات با وی یار شد و تا ˈرسواییˈ ادامه یافت.

آخرین ساخته ده نمکی فیلمی است که در دهه حاضر عقب گردی برای فرم و محتوا برای سینمایی است که لااقل این مسیر ها را در دو دهه گذشته طی کرده و امروز به مسیری رسیده که حرف هایی در سینمای جهان دارد.

بازگشت به کاراکتر عشوه گر و کوچه و بازار و نامردی، حموم زیر گذر و آب توبه و لوطی گری، بازگشتی سطحی است که در لوای یه روحانی هیچ ره آوردی جز به جریان انداختن وضعیت مالی سینما ندارد لذا فقط باید به ستاره اقبال وی درود و صد درود فرستاد.

ˈرسواییˈ داستان دختری بدنام بوده که از سر فقر و بیچارگی به این ورطه کشیده شده است؛ همه به او گمان بد دارند چرا که ظاهر و رفتار او دلیلی بر این است. 

ˈافسانهˈ فیلم، در ارتباط با ˈحاج یوسفˈ که یک روحانیِ صاحب دل صاحب نفس است، مثلا تحول می یابد و منقلب می شود و درس رسوایی به پایان می رسد.

فیلم ˈرسواییˈ برداشت نامفهوم و غلطی از اجتماع روز دارد، هم نگاه نا به هنجاری به زن دارد هم به مرد و هم تصویری غیرواقعی از جامعه نشان می دهد.

در ˈرسواییˈ هیچ زنی دیده نمی شود که نرمال باشد، هر کدام به گونه ای مشکل دارند بعضی فقط عروسک، برخی ها در حسرت عروسک ها، گروهی رنجور و ناتوان و عده ای بی خاصیت و خنثی و مردها نیز بی فکر و اندیشه جز روحانی و پیرمرد حتی پلیس هم آلت دست ˈافسانهˈ قصه است.

در ˈرسواییˈ نه خانواده جایگاه مناسب دارد نه زن و نه مردم کوچه و بازار؛ مادری لال و بیمار با شخصیتی کلیشه و کپی شده، زنان عشوه گر و ˈسانتی مانتالˈ در خانه ای برای عهد 40 ، زنانی حسود و فضول حراف و مردانی ˈهیزˈ که فراتر نرفته اند.

آیا آدم درست این شهر یک پیرمرد لب گور است؟ حال این مردمان در پیروی از پیر مرادشان حاجی بازاری چه رفتارهایی با افسانه و مرد عابد انجام می دهند و چه راحت در چرخشی 180 درجه، گریان و نادم در پایان فیلم در بازارچه به روحانی اقتدا می کنند.

دختر دلبر، از خدا و مسجد گریزان است؛ با ظاهر و رفتاری غیرعرف؛ بد لباس، جلوه گر و لاابالی؛ همه جمله های کنایه آمیز که در اخراجی ها بود از لسان ˈلمپنیسمˈ افسانه بلغور می شود.

حرف های مردانه و لات های سرکوچه و هر کجا شنیده شده که مدام بر آن تاکید و اتکا می شود و نویسنده می خواهد با آن اشراف خود به موقعیت و شناخت کامل بر کاراکتر هایش نشان دهد.

دختر دزد تلکه گیر، نان آور خانواده هم هست و فیلمساز برای جلوه گری و فروش میلیاردی فیلمش از زوج روحانی عارف و دختر دلبر بهره گرفته و از مرزهای شرعی عبور کرده و جاذبه های زن به عنوان نماهای بارز و ارجاع دهنده برای دیگر کاراکترها استفاده شده است.

بی حیایی، زبان و موقعیت شرم آور همراه با بی ادبی بی محابا درفیلم ˈرسواییˈ به 

ˈرسواییˈ کشیده شده و اینها آثار ماتاخر و ماتقدم ضدفرهنگی فیلمی است که هدفش به قول صاحبش دینی است.

سوال اینجاست: جناب فیلمساز آیا شما به خود اجازه می دهید که این فیلم را با دختر نوجوان خود ببینید؟ نگارنده در زمان اکران خصوصی این فیلم از حضور چندین دختر زیر پانزده سال احساس شرم می کرد و عکس العمل های خانواده های آنان غیر گفتنی است. چرا این همه خانواده برای دیدن این فیلم متظاهر به دین ترغیب می شود آیا با هر ترفندی باید فیلم های این کارگردان میلیاردی شود.

در فیلم ˈحاج یوسفˈ به مقام کشف و شهود رسیده است؛ حال چنین شخصی به راحتی در مظان اتهام قرار می گیرد و مضحکه دست افسانه و دو دوستش می شود و سوار بر ماشین با چاشنی های غیر مسقیم و فریبنده هم قصد خنداندن مخاطب دارد و هم پیشبرد غیر اصولی داستان.

آخر چنین شخصیت وارسته چرا می بایست با چنین شخصیت پردازی های کاذب و دم دستی آلت دست بچه جوجه ای قرار گیرد؟ در کجای این سرزمین پلیس برای گرفتن یک متهم در پشت منزل بیتوته می کند؟ وجود شخصیت لمپن و کلیشه امیر نوری چه کاربردی برای این قصه به ظاهر معنوی دارد؟

تناقصی که در فیلم وجود دارد اینکه چرا باید مردم هیز و چشم پاره زیر گذر لوطی فیلمساز ، می خواهند به راحتی با تحریک یک لمپن عقب افتاده، عشوه گر و سرگرم کننده دهر خود را سنگسار کنند مگر اجرای حکم زناست و مگر عهد جاهلیت است؟ 

در سکانسی که مردم می خواهند افسانه را سنگسار کنند دختر هم از تریبون رسمی اش شروع و به پند و وعظ می کند ˈکه بزنید و بشکنید ولی من آیینه ام. چون خودتان را در آن می بینید. من خودم زود قضاوت کردم. شما هم در مورد حاجی تان زود قضاوت کردید. شما فقط چیزی را شنیدید و بدون اینکه ببینید، دارید قضاوت می کنید.ˈ 

آیا این ˈغلوبهˈ گویی های اگزجره و با میزانسن و لوکیشن ˈگوزن هاˈ زده، به نتیجه فیلم که قضاوت نکردن است، رسیده است و اگر رسیده به چه قیمتی؟

آیا انتخاب شتابزده شغل برادر افسانه توجیه دارد؟ جز اینکه گره ای برای داستان ایجاد شود و تصادفی صورت بگیرد و افاضات فیلمنامه رو شود. کار و شغل دیگری برای چنین پسری که شخصیتی دیگر از او دریافت می شود، نمی شد در نظر گرفت و چرا اینقدر تناقص شخصیتی در برخورد با خواهر انگشت نمای خود دارد؟

آیا کاراکتر اصلی یک زن نادرست را اگر موهای سرش را نشان ندهیم اما رفتار و ظواهر و بازی لوندی او در داستان چرک و دهه 50 را عنوان و با گذاشتن یک روحانی به شهود رسیده و بی منطق، می توانیم از پیوند سینمای دینی با مخاطب عام دم بزنیم؟

جرم نشان دادن موی زن (افسانه اصلا موهایش دیده نمی شود) بیشتر است یا عشوه گری و به تعبیری دلبری های او؟ آیا کارکردهای ضدفرهنگی و اثرات سوء آن بر خانواده بر نصایح و دین محوری می چربد؟

آیا سکانس های ˈحاجیˈ رسوایی برای به دست آوردن افسانه دقیقا بازسازی فیلم های آبگوشتی دهه پنجاه نیست؟ آیا داستان داشتن سفته و تلکه کردن در نیمی از فیلم های قبل از انقلاب نیست؟ آیا نمای مسجد و صدای اذان شنیدن نماد توبه کردن در بیش از 50 فیلم ایرانی سال های گذشته نیست؟ آیا چنین وارسته هایی در کسوت روحانیت که همه برای او جان می بازند و مورد شناخت و وثوق مردم یک محله و گذر است را کسی در دو کوچه آن سوتر نمی شناسد که بیگاری می کند و مزد می گیرد و نیمه شب بین فقرا توزیع می کند؟

آیا وقتی آقا یوسف تقاضای پول می کند، ˈحاجی پستˈ قصه نمی داند با نشانه هایی که دارد او پول را برای چه کسی می خواهد؟ آیا پلیس باید درگیر اتفاقات خاله زنکی شود؟

آیا ما با دختری مواجهیم که روحانی فیلم می گوید ˈهنوز فاسق نشده. یعنی گناه کرده ولی فاسق نشده، باید قبل از گناه از تو دستگیری کنم. اگر گناه کنی و بعد مچت را بگیرم که هنر نکردمˈ. آیا مرد نمی توانست با کاری که می شود به راحتی با زبان کرد خود را در عرصه خطر قرار ندهد و هنر کند و لقمه را برای بلعیدن نپیچاند.

آیا به گفته فیلمساز ˈرسواییˈ قصه ای اورژینال (اصلی) دارد. آیا عکس بر دیوار آویختن و پنجره باز و بسته شدن نشانه شناسی است؟ آیا اصلا این افسانه شعور آن را دارد که با عمل فرا انسانی روحانی پنجره را به نور و اذان بگشاید؟

آیا شعارها و دیالوگ های گل درشت و غلو آمیز با کفش های پاشنه بلند قرمز و دلبری کردن و عشوه آمدن و دیگران را به پچ پچ انداختن نشان از فیلم بی محتوا نمی دهد؟

اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی این یادگار معنوی چه جایگاهی در فیلم و این تصاویر دارد. پسر لات که خود را شیفته افسانه می داند چه می شود که به راحتی معشوقه اش را رها می کند.

آیا ˈلوند گریˈ منشی در فیلم معنوی توجیه دارد؟ آیا حربه دزدیدن سفته ها دیگر ارزش تصویری دارد،آیا اصلا مشخص است داستان این سفته ها از کجا آمده جز الگوی برداری از سینمای فیلمفارسی است؟ آیا هویت این حاجی مشخص است چه کاره است، ملاک یه خونه خراب است یا فرش فروش و تاجر ، یا صاحب دفتر و منشی و حسابدار مکنت و مال و پرستیژ ؟

آیا زنانی از جنس افسانه قصه رسوایی ده نمکی از خانه همسایه شروع می کنند، آیا چنین زنانی که به راحتی مردان را تلکه می کنند، نمی فهمند که باید در دورترین فاصله ممکن به شغل خود بپردازند. آیا قحط النسا و قحط الفکر است که یک محله و صاحبان مزخرفش با وجود لوس بازی های یک زن، دین و کار و وقت خود را به او بسپارند که چه شود و چه ببیند.

نه جناب آقای ده نمکی! اگر این فیلم ده میلیارد هم بفروشد شما گمان مبرید که اثری دارید که سینمای فاخر است و دین و دنیا را به مخاطب و شما هدیه داده است.

اکثر کسانی که شما را مدح می گویند به دنبال دستاوردی برای خویشند و شما و عقایدتان را به راهی که خود شاید دوست نداشته باشید سوق می دهند. باور کنید این فروش ها و این تاییدات دام است ...دام.

فراهنگ(5)** 2025

انتهای پیام /* 




ویسنده و منتقد سینما:

فیلم ˈرسواییˈ نگاه سطحی به مسایل اخلاقی جامعه دارد

تهران- منتقد و نویسنده سینما گفت که ˈرسواییˈ از جنس فیلم هایی است که نگاهی سطحی به مسایل اخلاقی داشته و این فیلم به آثار دهه 40 طعنه می زند.

ˈمنوچهر اکبرلوˈ روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا افزود: نوعی فیلمسازی در سینمای ایران وجود دارد که از مولفه های مشترکی استفاده می کند. 

وی یادآور شد: قصه ساده و بدون داستانک های فرعی به همراه بیان اخلاقیات سطحی و یک پایان خوش قابل پیش بینی همراه با اخلاقیات احساس گرایانه، غیر واقعی و غیر کاربردی ویژگی آثاری همچون رسوایی است. 

منتقد و نویسنده سینما تاکید کرد: این نوع فیلمسازی از دهه چهل تاکنون همواره وجود داشته و فیلم های ده نمکی از اخراجی ها گرفته تا رسوایی و حتا مستندهایش، به این گونه سینمایی تعلق دارد. 

به گفته اکبرلو، بخش عمده ای از تماشاگران سینما در همه این سال ها از این نوع آثار استقبال کرده و اینگونه قصه گویی ها چه در سینما و چه در تلویزیون و چه در مجموعه های ویدیویی مورد توجه بخش قابل توجهی از مخاطبان قرار می گیرد. 

وی ادامه داد: رسوایی بی نیاز از تفکر و اندیشه، داستانی عامه پسند را ارایه می کند و معتقدم این نوع قصه گویی تمرکز خاصی را نمی طلبد. 

به عقیده اکبرلو، هیچ کار ویژه ای در بخش کارگردانی رسوایی دیده نمی شود و به عبارتی اینگونه قصه ها را هرکسی بسازد شبیه همین خواهد شد. 

وی گفت: مخاطبانی از رسوایی استقبال می کنند که به سینما به عنوان صرفا یک وسیله تفریحی نگاه کرده و توجهی به کارنامه کاری کارگردان یا پیشینه او و یا پیام قصه ندارند. 

این منتقد سینما پیش بینی کرد که رسوایی با وجود افزایش قیمت بلیت های سینما، به دلیل استفاده نکردن از شوخی هایی که در فضای رسمی امکان بیان آن نیست از اخراجی ها کمتر می فروشد. 

اکبرلو ادامه داد: ویژگی ده نمکی به عنوان یک فرد و نه کارگردان این است که توانایی ویژه ای در جذب مخاطب عام و موج سازی دارد که این مهم در عرصه مطبوعات و سینما از وی دیده شده است. 

وی توضیح داد: ده نمکی توجه ویژه ای به تبلیغات فیلمهایش دارد و پیش از اکران رسوایی نیز به ایجاد عطش در تماشاگر توجه می کرد که البته این رویکرد از سوی اغلب فیلمسازان نادیده گرفته می شود. 

فیلم رسوایی ساخته جدید ده نمکی در فهرست اکران سینماها قرار دارد. 

فراهنگ(4)**1983**

انتهای پیام /* 





ویسنده و منتقد سینمایی:

داستان فیلم ˈرسواییˈ، دغدغه جامعه نیست

تهران- نویسنده و منتقد سینما گفت که شخصیت روحانی از زوایه درستی در قصه فیلم رسوایی به تصویر کشیده نشده و موضوع مطرح در این اثر دغدغه امروز جامعه نسبت به این قشر نیست.

ˈحسین سلطان محمدیˈ روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا یادآورشد: باید بررسی کرد که چرا مسعود ده نمکی در فیلم جدید خود روحانیون را دستمایه روایت قرار داده است. معتقدم روحانیون از زاویه درستی در قصه فیلم رسوایی به تصویر کشیده نشده اند. 

وی یادآور شد: اگر قرار است ما روحانیون بنام و برخی شخصیت های عارف همچون مرحوم دولابی را در فیلم رسوایی معرفی کنیم چرا از نگاه شیطانی و اغوا گرانه و با موضوع هوای نفسانی وارد می شویم؟ 

این منتقد و نویسنده سینما تاکید کرد: در توصیه های اسلامی آمده است که در موضع تهمت قرار نگیرید اما حاج یوسف در فیلم رسوایی در این موضع قرار گرفته و در این باره روشنگری نمی کند تا خود افراد به خطایی که درباه وی کرده اند پی ببرند در صورتی که ده نمکی حتا در پی بردن افراد به خطای انجام داده هم از شیوه درستی استفاده نمی کند. 

سلطان محمدی درباره اظهار نظر برخی کارشناسان سینمایی درباره شباهت های فیلم رسوایی به برخی آثار پیش از انقلاب که به فیلمفارسی شهرت دارند،گفت: نوع پرداخت فیلم و زاویه دید به مساله مطرح شده در این اثر سبب شده از آن به عنوان فیلمفارسی یاد شود. 

وی ادامه داد: نگاه خیرخواهانه اقتصادی، اخلاقی و معنوی ده نمکی در زاویه دید او نسبت به روحانیت در فیلم رسوایی تبلور ندارد. 

این منتقد و نویسنده سینمایی به نمایش فیلم رسوایی برای جمعی از طلاب اشاره کرد و توضیح داد:نمایش فیلم برای برخی طلاب در قم و تلاش برای گرفتن تایید آنان به منزله تایید فیلم رسوایی از منظر محتوایی نیست زیرا اساسا مساله ای که درباره روحانیون در این اثر مطرح می شود دغدغه جامعه ما نیست.

به گفته سلطان محمدی،درباره روحانیون بزرگ و حتا روحانیون در محلات اتهامی وجود ندارد که بخواهیم در اثری به دنبال رفع آن باشیم. 

این منتقد سینمایی همچنین حال اظهار امیدواری کرد که مخاطبان بتوانند نتایج معنوی فیلم رسوایی را دریافت کنند.

فیلم رسوایی ساخته مسعود ده نمکی از آثار اکران نوروزی سینماها به شمار می رود.

فراهنگ(4)**1983**



رسواییˈ، عقب گردی در فرم و محتوای سینمای ایران

تهران - منتقد سینما و تلویزیون معتقد است که فیلم ˈرسواییˈ آخرین ساخته مسعود ده نمکی عقب گردی برای فرم و محتوای سینمای ایران به شمار می رود.

ˈمحسن سلیمانی فاخرˈ روز شنبه در یادداشتی که به ایرنا ارسال شد به نقد فیلم سینمایی ˈرسواییˈ ساخته مسعود ده نمکی پرداخته و خطاب به وی آورده است:

ˈنه جناب آقای ده نمکی! اگر این فیلم 10 میلیارد هم بفروشد شما گمان مبرید که اثری دارید که سینمای فاخر است و دین و دنیا را به مخاطب و شما هدیه داده است اکثر کسانی که شما را مدح می گویند به دنبال دستاوردی برای خویشند و شما و عقایدتان را به راهی که خود شاید دوست نداشته باشید سوق می دهند. باور کنید این فروش ها و این تاییدات دام است ...دام.

مسعوده ده نمکی نان یک چیز را می خورد و آنکه در اخراجی 1 با همه نوع حمایت هنری و غیر فیلمی را ساخت که از مین ها و خطوطی رد شد که باعث شد مخاطبان با آن تبلیغات و عقبه فیلمساز و داستان کمیک و بازیگران زرق و برق دار آن قدر پیگیر شوند تا فروش آن میلیاردی شود و به همین ترتیب شانس و توجهات با وی یار شد و تا ˈرسواییˈ ادامه یافت.

آخرین ساخته ده نمکی فیلمی است که در دهه حاضر عقب گردی برای فرم و محتوا برای سینمایی است که لااقل این مسیر ها را در دودهه گذشته طی کرده و امروز به مسیری رسیده که حرف هایی در سینمای جهان دارد.

بازگشت به کاراکتر عشوه گر و کوچه و بازار و نامردی، حموم زیر گذر و آب توبه و لوطی گری، بازگشتی سطحی است که در لوای یه روحانی هیچ ره آوردی جز به جریان انداختن وضعیت مالی سینما ندارد لذا فقط باید به ستاره اقبال وی درود و صد درود فرستاد.

ˈرسواییˈ داستان دختری بدنام بوده که از سر فقر و بیچارگی به این ورطه کشیده شده است؛ همه به او گمان بد دارند چرا که ظاهر و رفتار او دلیلی بر این است. 

ˈافسانهˈ فیلم، در ارتباط با ˈحاج یوسفˈ که یک روحانیِ صاحب دل صاحب نفس است، مثلا تحول می یابد و منقلب می شود و درس رسوایی به پایان می رسد.

فیلم ˈرسواییˈ برداشت نامفهوم و غلطی از اجتماع روز دارد، هم نگاه نا به هنجاری به زن دارد هم به مرد و هم تصویری غیرواقعی از جامعه نشان می دهد.

در ˈرسواییˈ هیچ زنی دیده نمی شود که نرمال باشد، هر کدام به گونه ای مشکل دارند بعضی فقط عروسک، برخی ها در حسرت عروسک ها، گروهی رنجور و ناتوان و عده ای بی خاصیت و خنثی و مردها نیز بی فکر و اندیشه جز روحانی و پیرمرد حتی پلیس هم آلت دست ˈافسانهˈ قصه است.

در ˈرسواییˈ نه خانواده جایگاه مناسب دارد نه زن و نه مردم کوچه و بازار؛ مادری لال و بیمار با شخصیتی کلیشه و کپی شده، زنان عشوه گر و ˈسانتی مانتالˈ در خانه ای برای عهد 40 ، زنانی حسود و فضول حراف و مردانی ˈهیزˈ که فراتر نرفته اند.

آیا آدم درست این شهر یک پیرمرد لب گور است؟ حال این مردمان در پیروی از پیر مرادشان حاجی بازاری چه رفتارهایی با افسانه و مرد عابد انجام می دهند و چه راحت در چرخشی 180 درجه، گریان و نادم در پایان فیلم در بازارچه به روحانی اقتدا می کنند.

دختر دلبر، از خدا و مسجد گریزان است؛ با ظاهر و رفتاری غیرعرف؛ بد لباس، جلوه گر و لاابالی؛ همه جمله های کنایه آمیز که در اخراجی ها بود از لسان ˈلمپنیسمˈ افسانه بلغور می شود.

حرف های مردانه و لات های سرکوچه و هر کجا شنیده شده که مدام بر آن تاکید و اتکا می شود و نویسنده می خواهد با آن اشراف خود به موقعیت و شناخت کامل بر کاراکتر هایش نشان دهد.

دختر دزد تلکه گیر، نان آور خانواده هم هست و فیلمساز برای جلوه گری و فروش میلیاردی فیلمش از زوج روحانی عارف و دختر دلبر بهره گرفته و از مرزهای شرعی عبور کرده و جاذبه های زن به عنوان نماهای بارز و ارجاع دهنده برای دیگر کاراکترها استفاده شدهاست.

بی حیایی، زبان و موقعیت شرم آور همراه با بی ادبی بی محابا درفیلم ˈرسواییˈ به 

ˈرسواییˈ کشیده شده و اینها آثار ماتاخر و ماتقدم ضدفرهنگی فیلمی است که هدفش به قول صاحبش دینی است.

سوال اینجاست: جناب فیلمساز آیا شما به خود اجازه می دهید که این فیلم را با دختر نوجوان خود ببینید؟ نگارنده در زمان اکران خصوصی این فیلم از حضور چندین دختر زیر پانزده سال احساس شرم می کرد و عکس العمل های خانواده های آنان غیر گفتنی است. چرا این همه خانواده برای دیدن این فیلم متظاهر به دین ترغیب می شود آیا با هر ترفندی باید فیلم های این کارگردان میلیاردی شود.

در فیلم ˈحاج یوسفˈ به مقام کشف و شهود رسیده است؛ حال چنین شخصی به راحتی در مظان اتهام قرار می گیرد و مضحکه دست افسانه و دو دوستش می شود و سوار بر ماشین با چاشنی های غیر مسقیم و فریبنده هم قصد خنداندن مخاطب دارد و هم پیشبرد غیر اصولی داستان.

آخر چنین شخصیت وارسته چرا می بایست با چنین شخصیت پردازی های کاذب و دم دستی آلت دست بچه جوجه ای قرار گیرد؟ در کجای این سرزمین پلیس برای گرفتن یک متهم در پشت منزل بیتوته می کند؟ وجود شخصیت لمپن و کلیشه امیر نوری چه کاربردی برای این قصه به ظاهر معنوی دارد؟

تناقصی که در فیلم وجود دارد اینکه چرا باید مردم هیز و چشم پاره زیر گذر لوطی فیلمساز ، می خواهند به راحتی با تحریک یک لمپن عقب افتاده، عشوه گر و سرگرم کننده دهر خود را سنگسار کنند مگر اجرای حکم زناست و مگر عهد جاهلیت است؟ 

در سکانسی که مردم می خواهند افسانه را سنگسار کنند دختر هم از تریبون رسمی اش شروع و به پند و وعظ می کند ˈکه بزنید و بشکنید ولی من آیینه ام. چون خودتان را در آن می بینید. من خودم زود قضاوت کردم. شما هم در مورد حاجی تان زود قضاوت کردید. شما فقط چیزی را شنیدید و بدون اینکه ببینید، دارید قضاوت می کنید.ˈ 

آیا این ˈغلوبهˈ گویی های اگزجره و با میزانسن و لوکیشن ˈگوزن هاˈ زده، به نتیجه فیلم که قضاوت نکردن است، رسیده است و اگر رسیده به چه قیمتی؟

آیا انتخاب شتابزده شغل برادر افسانه توجیه دارد؟ جز اینکه گره ای برای داستان ایجاد شود و تصادفی صورت بگیرد و افاضات فیلمنامه رو شود. کار و شغل دیگری برای چنین پسری که شخصیتی دیگر از او دریافت می شود، نمی شد در نظر گرفت و چرا اینقدر تناقص شخصیتی در برخورد با خواهر انگشت نمای خود دارد؟

آیا کاراکتر اصلی یک زن نادرست را اگر موهای سرش را نشان ندهیم اما رفتار و ظواهر و بازی لوندی او در داستان چرک و دهه 50 را عنوان و با گذاشتن یک روحانی به شهود رسیده و بی منطق، می توانیم از پیوند سینمای دینی با مخاطب عام دم بزنیم؟

جرم نشان دادن موی زن (افسانه اصلا موهایش دیده نمی شود) بیشتر است یا عشوه گری و به تعبیری دلبری های او؟ آیا کارکردهای ضدفرهنگی و اثرات سوء آن بر خانواده بر نصایح و دین محوری می چربد؟

آیا سکانس های ˈحاجیˈ رسوایی برای به دست آوردن افسانه دقیقا بازسازی فیلم های آبگوشتی دهه پنجاه نیست؟ آیا داستان داشتن سفته و تلکه کردن در نیمی از فیلم های قبل از انقلاب نیست؟ آیا نمای مسجد و صدای اذان شنیدن نماد توبه کردن در بیش از 50 فیلم ایرانی سال های گذشته نیست؟ آیا چنین وارسته هایی در کسوت روحانیت که همه برای او جان می بازند و مورد شناخت و وثوق مردم یک محله و گذر است را کسی در دو کوچه آن سوتر نمی شناسد که بیگاری می کند و مزد می گیرد و نیمه شب بین فقرا توزیع می کند؟

آیا وقتی آقا یوسف تقاضای پول می کند، ˈحاجی پستˈ قصه نمی داند با نشانه هایی که دارد او پول را برای چه کسی می خواهد؟ آیا پلیس باید درگیر اتفاقات خاله زنکی شود؟

آیا ما با دختری مواجهیم که روحانی فیلم می گوید ˈهنوز فاسق نشده. یعنی گناه کرده ولی فاسق نشده، باید قبل از گناه از تو دستگیری کنم. اگر گناه کنی و بعد مچت را بگیرم که هنر نکردمˈ. آیا مرد نمی توانست با کاری که می شود به راحتی با زبان کرد خود را در عرصه خطر قرار ندهد و هنر کند و لقمه را برای بلعیدن نپیچاند.

آیا به گفته فیلمساز ˈرسواییˈ قصه ای اورژینال (اصلی) دارد. آیا عکس بر دیوار آویختن و پنجره باز و بسته شدن نشانه شناسی است؟ آیا اصلا این افسانه شعور آن را دارد که با عمل فرا انسانی روحانی پنجره را به نور و اذان بگشاید؟

آیا شعارها و دیالوگ های گل درشت و غلو آمیز با کفش های پاشنه بلند قرمز و دلبری کردن و عشوه آمدن و دیگران را به پچ پچ انداختن نشان از فیلم بی محتوا نمی دهد؟

اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی این یادگار معنوی چه جایگاهی در فیلم و این تصاویر دارد. پسر لات که خود را شیفته افسانه می داند چه می شود که به راحتی معشوقه اش را رها می کند.

آیا ˈلوند گریˈ منشی در فیلم معنوی توجیه دارد؟ آیا حربه دزدیدن سفته ها دیگر ارزش تصویری دارد،آیا اصلا مشخص است داستان این سفته ها از کجا آمده جز الگوی برداری از سینمای فیلمفارسی است؟ آیا هویت این حاجی مشخص است چه کاره است، ملاک یه خونه خراب است یا فرش فروش و تاجر ، یا صاحب دفتر و منشی و حسابدار مکنت و مال و پرستیژ ؟

آیا زنانی از جنس افسانه قصه رسوایی ده نمکی از خانه همسایه شروع می کنند، آیا چنین زنانی که به راحتی مردان را تلکه می کنند، نمی فهمند که باید در دورترین فاصله ممکن به شغل خود بپردازند. آیا قحط النسا و قحط الفکر است که یک محله و صاحبان مزخرفش با وجود لوس بازی های یک زن، دین و کار و وقت خود را به او بسپارند که چه شود و چه ببیند.

نه جناب آقای ده نمکی! اگر این فیلم ده میلیارد هم بفروشد شما گمان مبرید که اثری دارید که سینمای فاخر است و دین و دنیا را به مخاطب و شما هدیه داده است.

اکثر کسانی که شما را مدح می گویند به دنبال دستاوردی برای خویشند و شما و عقایدتان را به راهی که خود شاید دوست نداشته باشید سوق می دهند. باور کنید این فروش ها و این تاییدات دام است ...دام.

فراهنگ(5)** 2025

انتهای پیام /* 


فیلم رسوایی نمایه جامعه ایران در دهه 40 در قاب امروز

تهران- فیلم سینمایی رسوایی به کارگردانی مسعود ده نمکی را می توان ارائه نمایه ای از جامعه ایرانی در دهه چهل در قاب و لوکیشن امروزی دانست.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، فیلم سینمایی ˈرسواییˈ چهارمین اثر سینمایی مسعود ده نمکی در قامت کارگردان است. 

ده نمکی که پیشتر با سه گانه اخراجی ها خود را به مخاطبان و سینمای ایران معرفی کرده، اینبار در فیلم رسوایی به سراغ موضوعی اجتماعی - اخلاقی رفته است. 

رسوایی روایت دختری بزهکار بنام افسانه است که در یکی از محله های پایین شهر تهران زندگی می کند. این دختر به واسطه نوع رفتار و پوشش مورد توجه اهالی محل بوده و در عین حال جیب بر است. 

فرار این دختر از دست پلیس به واسطه دزدیدن سفته های پدر مرحومش از فردی کلاش و ظاهر فریب که در این میان با حاج یوسف با بازی اکبر عبدی آشنا می شود و این آشنایی به دلیل بدخواهی فرد طلبکار از پدر افسانه، رسوایی برای این روحانی محسوب می شود.

ده نمکی در چهارمین اثر خود با نیم نگاهی به فیلمفارسی های سطحی و کلیشه ای پیش از انقلاب روایتی دور از جامعه را برای مخاطب روایت می کند. 

تاکید این کارگردان سینما بر کفش های قرمز رنگ و پاشنه بلند افسانه با گرفتن چند کلوز آپ در ابتدای این اثر سینمایی مخاطب را ناخودآگاه به یاد بخش هایی از یکی از فیلم های مشهور ˈجوزپه تورناتورهˈ فیلمساز ایتالیایی می اندازد. 

همچنین ده نمکی خواسته یا ناخواسته تصویر نادرستی از مردم جامعه نمایش می دهد که این مهم در سکانس های مختلف رسوایی قابل رویت است؛ به عنوان نمونه در یکی از بخش های این اثر سینمایی با ورود افسانه به محله همه مردها سر به هوا شده و محو تماشای افسانه می شوند؛ همچنین سنگ زدن به اتاق خانواده افسانه و تحول آنی مردم محل پس از صحبت های افسانه برای برائت از حاج یوسف نیز دلیل دیگری بر این مدعا است و مخاطب پیشتر چنین تصاویری را در فیلمفارسی های پیش از انقلاب دیده بود. 

در حقیقت ده نمکی برخی شاخص های فیلمفارسی های سطحی پیش از انقلاب را خواسته یا ناخواسته در فیلم خود با روایتی امروزی قرار داده است؛ به عنوان نمونه دعوا بر سر بدست آوردن دختری بنام افسانه پیشتر در موضوع اصلی بسیاری از فیلمفارسی ها بوده وده نمکی می توانست با افزودن چاقو و نزاع به فیلم خود یک فیلمفارسی تمام عیار بسازد. 

همراهی به یکباره مردم باحاج یوسف امام جماعت مسجد محله و در عین حال دوری به یکباره از این روحانی نشان از ساده نگری دهنمکی در روایت فیلم رسوایی دارد. 

این کارگردان سینما در فیلم رسوایی دغدغه و نگرانی های جامعه ایران در دهه چهل را در قاب و لوکیشن امروزی مطرح می کند و در عین حال در تولید این اثر سینمایی نیم نگاهی به مجموعه تلویزیونی میوه ممنوعه داشته است. 

ده نمکی همانند آثار قبلی خود در شخصیت پردازی کار خاصی انجام نداده و به مخاطب اطلاعاتی درباره افسانه، حاج یوسف و دیگر شخصیت های درنظر گرفته شده که رنگ و بوی لمپنیسم در آنها دیده می شود ارائه نداده و پرسش های بی شماری را برای مخاطب برجای می گذارد. 

در عین حال این کارگردان سینما در به تصویر کشیدن یک روحانی با بازی اکبر عبدی موفق عمل کرده و به عنوان نمونه استفاده از دیالوگ های تاثیر گذار که به نظر بیشتر برگرفته از گفتار مرحوم دولابی است و عبدی با بازی خوب خود، تصویر باورپذیری از یک روحانی تمام عیار به مخاطب ارائه می دهد. 

رسوایی با وجود همه نقایص و وام داری به فیلمفارسی، در ارائه برخی پیام ها در قالب دیالوگ موثر است که از جمله آن می توان به رباعی های مختلف و همراه با فیلم در بخش های مختلف اشاره کرد. 

بازی شریفی نیا در فیلم رسوایی تکرار مکرارات است و ˈحاجی گیرینفˈ ˈاخراجی هاˈ اینبار در رسوایی در نقش یک حاجی دیگر ظاهر می شود و این شخصیت دقیقا برگرفته از حاجی گیرینف است. 

در عین حال نوع بازی کامران تفتی که بیشتر تیپ سازی شده نیز درخور توجه نیست اما این بازی بر نقش در نظر گرفته شدهمنطبق است. 

الناز شاکر دوست نیز به رغم اظهاراتی که درباره نامهربانی اصحاب رسانه با خود داشته بازی خاصی را انجام نمی دهد و بازی وی در رسوایی بی شباهت به فیلم ˈبی وفاˈ نیست. 

در نهایت رسوایی روی پاشنه بازی اکبر عبدی می چرخد و بدون شک بدون حضور این بازیگر در این فیلم، شاید اتفاقات دیگری برای رسوایی رخ می داد. 

سی و یکمین جشنواره فیلم فجر تا 22 بهمن ماه برپا است. 

فراهنگ(5)**1983** 1418




+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۲ساعت 13:52  توسط مسعود ده نمکی  |